احساس مجلسی از واپسین روز احمدی نژاد
فکر میکنم دریچه امیدی گشوده شده و امیدوارم چنین باشد. یعنی من نیز مانند میلیونها نفر دیگر که رای دادند و حتی آنهایی که رای ندادند، به آن دریچه امیدمیاندیشم.
به گزارش گروه بررسی مطبوعات اقتصاد آنلاین فریدون مجلسی در سرمقاله روزنامه "شرق" از احساس خود درباره آخرین روز حضور احمدی نزاد در دولت دهم نوشته است :
در چنین موقعیتی وقتی انسان در معرض پرسش قرار میگیرد، تازه به این فکر میافتد که به راستی چه احساسی دارد؟ دقیقا نمیدانم. اما احساس نومیدی ندارم. غمگین نیستم. دلتنگ نخواهم شد. شاید برایم آسانتر باشد احساسم را از روزی که آغاز بهکار کرد بیان کنم. وقتی شهردار شد حیرت کردم؛ و لذا وقتی رییسجمهور شد، حیرتم دوچندان شد. با رفتنش شاید احساسی که بیش از هر چیز دیگر ندارم حیرت است! یادگار دوران شهرداری او سقاخانههای پراکنده در گوشه و کنار شهر بود، که کارایی خود را قرنی پیش از دست داده بود. اما شاید ایشان برای آن ارزشی معنوی قایل بود؟ اما نیاز به آن را استقبالی که مردم از آن کردند و میکنند نشان میدهد! آخرین شب دور اول انتخابات ایشان، نیمه شب، جوانانی در چهارراه «مدیریت» جلوی ماشین مرا گرفتند.
اصلاحکرده و خیلی مرتبتر از کسانی بودند که نوعا چشم امید به احمدینژاد دوخته بودند. بیآنکه بدانند ما دربارهاش چه میاندیشیم با خروش و هیجان تبلیغ میکردند که او آنطور که ما فکر میکنیم نیست! اما اکنون احساس میکنم دقیقا همانطور بود که ما احساس میکردیم. با هیجانات تند، با احساسات آرزواندیشانه، با خودباوری باورنکردنی، با بیاعتمادی به علم و تجربه.
گمانپرور، با تصوری از سخنوری، با احساسی از سلطه بر منطق استدلالی که بر دیگران تاثیر میگذارد و به تسلیمشان وا میدارد، احتمالا برپایه تجربهای در گرمکردن و به هیجانآوردن محافلی از جوانانی غیور و احساساتی در دوایری کوچک و ناآزموده و سپس تعمیم آن تجربه به سطوح عمومی و حتی جهانی! با اعتقادی راسخ به اعتقاداتش، بدون توجه به اینکه دیگران نیز در جهان اعتقاداتی راسخ دارند که از محبوبترین کسانشان که به آنها باور دارند، یعنی از مادرشان به ارث بردهاند! باید اقرار کنم که در این مدت، خصوصا در رفتارهای دیپلماتیک و منطقها و بیانات سیاسی ایشان شاهد رخدادها و عملکردهایی بودم که به خواب هم نمیدیدم. اما اکنون احساس میکنم که خواب بودهام و در خواب دیدهام! میدانم و یقین دارم که به حرمت کشور، منافع کشور و حقوق کشورش و مردمش، خصوصا به فرودستترینشان بسیار میاندیشید، اما احساس میکنم که در شناخت راههای چگونگی نیل به آن آرمان که به بینش و تجربه و کارشناسی در سطح دیگری نیاز داشت تجربه لازم نداشت. برخورد دیپلماتیک نیاز به ظواهری آزمودهتر و برازندهتر دارد تا تاثیری اولیه بگذارد و راهگشا باشد و احترامانگیز. باید با
اعتماد به نفس ذاتی همراه باشد. باید برآورنده اعتماد و احترامی باشد که نه به شخص، بلکه به کشور و ملتی باز میگردد. احساس میکنم که او به دایرهای عمومیتر از آنگونه خواص با خصوصیات لازم برای قرارگرفتن در چنین جایگاهی تعلق داشت. احساس میکنم که بعد از آن خودباوری نیاز به منطقباوری و مشورتباوری بیشتری داریم. در کمک به فرودستان به پرداخت اعانهای همگانی اقدام کرد. کارشناسان گفتند و نوشتند که این کار آثار معکوس به بار میآورد، به آنان خندید. احساس میکنم اکنون آنان در موقعیتی نیستند که به آنچه رخ داده و به این حاصل نومیدکننده، بخندند. در پایان فکر میکردم دریچه امیدی گشوده شده و امیدوارم چنین باشد. یعنی من نیز مانند میلیونها نفر دیگر که رای دادند و حتی آنهایی که رای ندادند، به آن دریچه امیدمیاندیشم.
وب گردی
طلاتودی تحلیل طلا بلیط هواپیما حرز امام جواد مزایده خودرو ساندویچ پانل قیمت کامیون خرید آهن آلات پخش زنده فوتبال خدمات سئو سایت خرید مواد شیمیایی قیمت ایمپلنت دندان قیمت طلای آب شده استعلام آنلاین از اینجا امداد خودرو کرمان موتور قیمت میلگرد آهن باکس نحوه دریافت وام دیجیشهر لوازم یدکی تویوتا قطعات تویوتا صرافی ارز دیجیتال ایرانی ورسلند خرید انواع دفتر مشق ساده و طرحدار
وب گردی
طلاتودی تحلیل طلا بلیط هواپیما حرز امام جواد مزایده خودرو ساندویچ پانل قیمت کامیون خرید آهن آلات پخش زنده فوتبال خدمات سئو سایت خرید مواد شیمیایی قیمت ایمپلنت دندان قیمت طلای آب شده استعلام آنلاین از اینجا امداد خودرو کرمان موتور قیمت میلگرد آهن باکس نحوه دریافت وام دیجیشهر لوازم یدکی تویوتا قطعات تویوتا صرافی ارز دیجیتال ایرانی ورسلند خرید انواع دفتر مشق ساده و طرحدار