چرا بعد از چند سال فقط خوبی‌های گذشته یادمان می‌ماند؟

8

اقتصاد‌آنلاین: پژوهش‌های روان‌شناسی نشان می‌دهند مغز انسان با گذشت زمان بخش‌هایی از تلخی و جزئیات ناخوشایند تجربه‌ها را کم‌رنگ می‌کند و همین باعث می‌شود گذشته در خاطرات ما زیباتر از واقعیت به نظر برسد.

به گزارش پایگاه تخصصی روان‌شناسی ReachLink این تغییر احساسی ناگهانی و ناخودآگاه، حاصل خطای ساختاری و هوشمندانه در سیستم شناختی انسان است که متخصصان به آن گذشته‌نگری خوش‌بینانه می‌گویند. ابزاری شگفت‌انگیز که ذهن برای تلطیف واقعیت و محافظت از روان ما به کار می‌گیرد.

وقتی مغز داستان را بازنویسی می‌کند

این پدیده یک تغییر عینی در دستگاه پردازش مغز است. ذهن ما پس از تمام شدن هر اتفاقی، دست به کار شده و رتبه کیفی آن تجربه را در ذهن ما بالا می‌برد. چرایی وقوع این اتفاق به چند ترفند مغز برمی‌گردد:

پاک‌کن عاطفی: مغز ما هیجانات منفی مثل اضطراب و دلخوری را خیلی سریع‌تر از هیجانات مثبت فراموش می‌کند. انگار خاطره رنج‌ها زودتر از خاطره خنده‌ها کمرنگ می‌شود.

قاعده پایان خوش: مغز ما بر اساس اوج و پایان یک ماجرا قضاوت می‌کند. اگر یک سفر پرتنش با یک منظره زیبای غروب یا یک شام دلپذیر تمام شود، کل سفر در ذهن ما به عنوان یک خاطره رویایی بایگانی می‌شود.

اتاق ویرایش ذهن: حافظه ما مثل یک فیلم ضبط‌‎شده نیست که هر بار عینا پخش شود، مغز با هر بار یادآوری داستان را دوباره بازسازی کرده و گوشه‌های تیز خاطره را صیقل می‌دهد و بخش‌های مثبت را درخشان‌تر می‌کند.

تصویر کلی به جای جزئیات: با گذشت زمان، جزئیات خسته‌کننده مثل ترافیک، گرمای هوا یا صندلی ناراحت از ذهن پاک شده و فقط یک تصویر کلی و زیبا از اصل ماجرا باقی می‌ماند.

آیا گذشته را اشتباه به یاد می‌آوریم؟

گاهی نوستالژی مثلا وقتی با شنیدن یک ترانه قدیمی به یاد دوران کودکی می‌افتید یک حس خوب و مفید بوده و پیوند‌های عاطفی شما را تقویت می‌کند و حس تنهایی‌تان کم می‌شود، اما گذشته‌نگری خوش‌بینانه یک محاسبه غلط ذهنی است که به واقعیت نمره اضافه می‌دهد. مشکل زمانی شروع می‌شود که فکر کنیم همه‌چیز در گذشته بهتر بوده و این باور تبدیل به یک نگاه ناامیدانه به زمان حال شود. وقتی این فیلتر ذهنی در سطح جامعه گسترده شود، باعث می‌شود مردم به دستاورد‌های امروزشان بی‌توجه شده و همواره حس کنند که دنیا رو به زوال است.

ردپای فریب حافظه در زندگی روزمره

در فضای مجازی: وقتی فقط قاب‌های شاد و جشن‌هایمان را منتشر می‌کنیم، ناخواسته آرشیوی می‌سازیم که بعد‌ها خودمان باور می‌کنیم زندگی‌مان فقط همان لحظات شاد بوده است.

در خرید‌های تکراری: گاهی یک هتل یا رستوران را پس از چند ماه بسیار بهتر از کیفیت واقعی‌اش به یاد می‌آوریم و دوباره همان‌جا می‌رویم در حالی که تجربه اصلی چندان عالی نبوده است.

در روابط عاطفی: یکی از تلخ‌ترین جا‌هایی که این سوگیری عمل می‌کند، بعد از جدایی است. مغز ما پس از گذشت مدتی، بدقولی‌ها، بحث‌ها و دلایل جدایی را کم‌رنگ می‌کند و فقط خاطرات خوب رابطه را بمباران می‌کند. همین باعث می‌شود بسیاری از افراد ناخودآگاه به سمت رابطه‌های آسیب‌زای گذشته برگردند.

چگونه خودمان را از این فریب نجات دهیم؟

برای اینکه اجازه ندهیم یک نسخه روتوش‌شده از گذشته برای آینده‌مان تصمیم بگیرد، چند راهکار ساده وجود دارد:

ثبت واقعی وقایع: نوشتن احساسات در همان لحظه وقوع، سندی غیرقابل‌انکار است. یادداشتی که بعد از یک مشاجره کاری یا خانوادگی می‌نویسید، حقیقت تلخ آن لحظه را ثبت می‌کند تا مغزتان چند ماه بعد نتواند آن را به تجربه‌ای دل‌انگیز بدل کند.

تکنیک تصویر کامل: هرگاه حس کردید گذشته خیلی بی‌نقص بوده، درنگ کنید و آگاهانه سه نکته منفی و ملموس از آن زمان را مثلا خستگی‌های مفرط یا فشار‌های عصبی آن دوران به یاد بیاورید.

جدول مقایسه: پیش از تصمیم‌های بزرگ مثل بازگشت به یک شغل یا رابطه قدیمی، کاستی‌های دیروز را در کنار نقاط قوت امروز بنویسید تا ذهن نتواند داده‌ها را دستکاری کند.

هدف شناخت این سوگیری این است که به یاد داشته باشیم اگرچه دیروز در قاب خاطره‌ها گرم‌تر و بدون‌نقص جلوه می‌کند، اما واقعیت زندگی در همین لحظه اکنون جریان دارد. با تکیه بر اطلاعات روشن و واقعی، می‌توانیم بدون غرق شدن در توهم گذشته، تصمیمات هوشمندانه‌تری برای امروز و فردایمان بگیریم.

منبع: ایرنا
x