تحلیل خواندنی جلال ساداتیان درباره تحولات منطقه / معادلهای درحال شکلگیری است
اقتصادآنلاین: «آن سوی خلیج عدن در بابالمندب معادلهای درحال شکلگیری است که میتواند بر مسیر تحولات منطقه اثر بگذارد.»
سیدجلال ساداتیان نوشت: در جنگ فقط در هرمز نمیگذرد. آن سوی خلیج عدن در بابالمندب نیز معادلهای درحال شکلگیری است که میتواند بر مسیر تحولات منطقه اثر بگذارد.
یمنیها با وجود فشارهایی که در هفتههای اخیر متحمل شدهاند، پیشروی قابلتوجهی داشته و مناطق مهمی را در اختیار گرفتهاند؛ مناطقی که تسلط آنها بر تنگه راهبردی بابالمندب را تثبیت کرده است. عربستان برای عقب راندن آنها وارد عمل شده اما تا این لحظه ریاض نتوانسته این روند را متوقف کند. عربستان اکنون تعز و المخا را بمباران میکند و مسیرهای مواصلاتی حوثیها را نیز هدف قرار میدهد.
با این حال، حاصل میدان تاکنون به سود حوثیها و در معنایی گستردهتر به سود طرف یمنی بوده است. یمن جنوبی نیز با وجود قرار گرفتن در کنار عربستان، نتوانسته بیش از گذشته به کمک ریاض بیاید و تلاشهای انجام شده برای خنثی کردن حرکت حوثیها به نتیجه نرسیده است.
در کنار این تحولات، خبرهایی نیز درباره حملات بعدی منتشر شده است؛ ازجمله انتقال نیروهای داعش از ادلب سوریه برای جنگ زمینی با حوثیها. با این حال عملی شدن چنین سناریویی با توجه به مسائل جغرافیایی و دشواریهای انتقال نیرو، بعید بهنظر میرسد و مشخص نیست چنین نیروهایی اساساً بتوانند، نقش تعیینکنندهای در میدان ایفا کنند. موضع آمریکا در این میان معنادار است.
ترامپ گفته یمنیها از او خواستهاند در کنار عربستان به آنها حمله نکند و او نیز این درخواست را پذیرفته است. بهنظر میرسد، واشنگتن نمیخواهد در شرایط فعلی جبهه جنگ تازهای برای خود باز کند. آمریکا همین حالا درگیر رویارویی با ایران است و ورود مستقیم به جنگ یمن، میتواند دامنه درگیری را گستردهتر کند.
یمن نیز اعلام کرده، بابالمندب باز است بهجز برای عربستان. این تحولات وقتی اهمیت بیشتری پیدا میکند که کنار وضعیت تنگه هرمز قرار گیرد. ایران با نگه داشتن هرمز و تحولات بابالمندب عملاً در مرکز توجهات بینالمللی قرار گرفته است. سوال اینجاست که آیا همزمانی این دو بحران میتواند در کوتاهمدت بازار انرژی را تحتتأثیر قرار دهد یا نه. اختلال در انتقال نفت از مسیر خط لوله شرق به غرب و کاهش صادرات از بندر ینبع در ساحل دریای سرخ، میتواند ذخایر انرژی را کاهش دهد و به افزایش قیمت نفت منجر شود. آمریکا تلاش میکند با نفت خود یا ونزوئلا این کمبود را جبران کند تا مانع شکلگیری شوک قیمتی شود. بازار نیز تاکنون واکنش شدیدی نشان نداده و ورود روسیه به بازار میتواند، فشار افزایش قیمت را بیشتر مهار کند.
اما مسئله اصلی فراتر از نفت است، آیا بحران بابالمندب میتواند، آمریکا را به انعطاف بیشتر در برابر ایران وادار و مسیر مذاکره را باز کند؟
نشانهها فعلاً چنین چیزی را تأیید نمیکنند. تهدیدهای ترامپ نشان میدهد که گزینه نظامی همچنان روی میز او قرار دارد. حتی با وجود انتقادات جدی علیه رئیسجمهور آمریکا و اقدام اخیر کنگره برای محدود کردن اختیارات جنگی او ترامپ همچنان بهدنبال یک حرکت جدی علیه ایران است.
از سوی دیگر، واشنگتن همزمان تلاش میکند از مسیر مذاکره امتیاز بگیرد. اما ایران موضع خود را روشن کرده است، تا زمانی که محاصره رفع نشود، آمریکا رفتار متفاوتی در پیش نگیرد و به تفاهمنامه اسلامآباد بازنگردد، مذاکرهای در کار نخواهد بود. این یعنی دو طرف هنوز حتی بر سر پیششرط ورود به مذاکره نیز به نقطه مشترکی نرسیدهاند.
ترامپ ظاهراً میخواهد در آستانه انتخابات، ایران را تحتفشار قرار دهد تا امتیاز بگیرد. همزمان آمریکا پایگاههای خود در اردن، قطر، کویت و بحرین را تخلیه کرده است. اگر قرار باشد از پایگاههای دورتر، ازجمله بلغارستان، اقدامی انجام شود، هزینههای بیشتری به واشنگتن تحمیل خواهد شد. وقتی پایگاههای نزدیک دستاوردی نداشتهاند، استفاده از نقاط دورتر نیز راهحل سادهای نخواهد بود.
وزیر کشور پاکستان نیز قرار است به تهران بیاید تا پیام آمریکا را منتقل کند. با این حال تحولات یمن تاکنون موقعیت ایران را در مذاکرات احتمالی با آمریکا تقویت نکرده است.
منطقه در وضعیتی قرار گرفته که یک طرف بهدنبال امتیاز گرفتن و طرف دیگر رفع محاصره را پیششرط گفتوگو میداند. در چنین فضای آشفتهای، چشمانداز مذاکرات روشن نیست و خطر آن وجود دارد که ترامپ بهجای باز کردن مسیر دیپلماسی، بار دیگر گزینه نظامی را انتخاب کند.