اوپک در آستانه یک شکاف تاریخی | خروج امارات چه بلایی بر سر بازار نفت میآورد؟ | نام ۲ کشور دیگر در فهرست خروج قرار گرفت
اقتصادآنلاین: اوپک که بیش از نیمقرن یکی از قدرتمندترین بازیگران بازار انرژی جهان بوده، اکنون با چالشی متفاوت روبهرو است؛ کاهش سهم این سازمان از بازار، کند شدن رشد تقاضای جهانی نفت و افزایش تمایل برخی اعضا به تولید بیشتر، پایههای قدرت سنتی اوپک را تحت فشار قرار داده است. پس از خروج آنگولا و امارات، نگاهها اکنون به عراق و ونزوئلا دوخته شده؛ کشورهایی که خروج احتمالی آنها میتواند شکافهای درون این سازمان را عمیقتر کند.
گروه نفت و انرژی؛ اوپک در سال ۱۹۶۰ با هدف افزایش قدرت کشورهای تولیدکننده نفت در برابر شرکتهای بزرگ غربی تشکیل شد. اعضای این سازمان میخواستند کنترل بیشتری بر منابع نفتی خود داشته باشند و درآمد حاصل از صادرات نفت را برای توسعه اقتصادی کشورهایشان به کار بگیرند.
از دهه ۱۹۶۰ تا اوایل دهه ۱۹۸۰، نفوذ اوپک بر اقتصاد جهانی نفت بهطور چشمگیری افزایش یافت. این سازمان با مدیریت سطح تولید اعضا توانست بر عرضه جهانی و در نتیجه قیمت نفت اثر بگذارد؛ به همین دلیل بعدها از اوپک بهعنوان بانک مرکزی دنیای نفت یاد شد. اما قدرت بیش از حد اوپک در اوایل دهه ۱۹۸۰ در نهایت به نقطه ضعف این سازمان تبدیل شد. رکود جهانی و کاهش تقاضا موجب شد سهم اوپک از بازار سقوط کند؛ سهمی که دیگر هیچگاه به اوجهای دهه ۱۹۷۰ بازنگشت.
دو چالش برای اوپک
اکنون بازار جهانی نفت بار دیگر در حال تغییر است. از یک سو، رشد تقاضای جهانی نفت در حال کند شدن است. گذار انرژی، توسعه خودروهای برقی و تغییر الگوی مصرف انرژی باعث شده بحث درباره زمان رسیدن تقاضای نفت به اوج، بیش از گذشته جدی شود. از سوی دیگر، آمریکا به بزرگترین تولیدکننده نفت جهان تبدیل شده است. افزایش تولید آمریکا به این معناست که سهم نسبی اوپک از بازار جهانی کاهش یافته و قدرت این سازمان برای کنترل عرضه نیز محدودتر شده است.
این تغییر یک مشکل اساسی برای اعضای اوپک ایجاد میکند: چرا کشوری باید نفت خود را در زیر زمین نگه دارد تا از قیمت جهانی حمایت کند، در حالی که رقبای خارج از سازمان میتوانند تولید خود را افزایش دهند و از قیمتهای بالاتر سود ببرند؟
خروج امارات؛ ضربهای فراتر از یک عضو
یکی از مهمترین نشانههای تغییر در اوپک، خروج امارات متحده عربی است. امارات علاوه بر اهمیت سیاسی و نمادین، یک تولیدکننده بزرگ نفت و گاز است و طی سالهای گذشته میلیاردها دلار برای افزایش ظرفیت تولید خود سرمایهگذاری کرده است. به همین دلیل، خروج این کشور تنها به معنای از دست رفتن یک عضو نیست؛ بلکه نشاندهنده شکافی عمیقتر میان سیاست محدود کردن تولید برای حمایت از قیمتها و تمایل برخی تولیدکنندگان برای استفاده حداکثری از ظرفیت نفتی خود است. پیش از امارات نیز آنگولا در سال ۲۰۲۳ از اوپک خارج شد.
عراق و ونزوئلا؛ دو نام بعدی
عراق یکی از کشورهایی است که احتمال خروج آن از اوپک مطرح شده است؛ هرچند دولت عراق در حال حاضر چنین موضعی را تأیید نکرده است. اهمیت عراق از آنجا ناشی میشود که این کشور نیز به دنبال افزایش ظرفیت تولید نفت خود است و محدودیتهای اوپک میتواند در مقاطعی با اهداف تولیدی بغداد در تضاد قرار گیرد.
احتمال خروج ونزوئلا در شرایطی مطرح شده که سرمایهگذاری شرکتهای آمریکایی در صنعت نفت این کشور در حال افزایش است. شرکتهایی مانند شورون نیز میلیاردها دلار برای فعالیت در بخش نفت ونزوئلا متعهد شدهاند.
در چنین شرایطی، سهمیههای تولید اوپک میتواند به یک محدودیت برای سرمایهگذاری و افزایش تولید تبدیل شود. اگر ونزوئلا در نهایت به سمت خروج حرکت کند، این اتفاق میتواند ضربه دیگری به انسجام اوپک وارد کند.
نقش ترامپ در آینده اوپک
یکی از نکات مهم این تحول، ارتباط آن با سیاست خارجی دونالد ترامپ است. بر اساس این تحلیل، سیاستهای آمریکا در قبال کشورهای نفتخیز میتواند بهطور غیرمستقیم مسیر آینده اوپک را تغییر دهد. در مورد امارات، این کشور از سال ۲۰۲۱ درباره خروج صحبت کرده بود، اما تحولات منطقهای و جنگ ایران به ایجاد فرصت دیپلماتیک برای این تصمیم کمک کرد.
در مورد ونزوئلا، افزایش حضور سرمایهگذاری آمریکا در صنعت نفت این کشور میتواند انگیزههای کاراکاس برای بازنگری در عضویت خود را افزایش دهد. در عراق نیز افزایش حضور شرکتهای آمریکایی در صنعت نفت، در صورت ادامه، میتواند همین مسئله را مطرح کند.
عربستان؛ برنده یا بازنده اوپک؟
تضعیف اوپک برای عربستان سعودی نیز یک شمشیر دولبه است. اوپک طی دهههای گذشته یکی از مهمترین ابزارهای عربستان برای اعمال نفوذ در بازار جهانی نفت بوده است. ریاض با استفاده از وزن تولیدی خود در سازمان میتواند نقش تعیینکنندهای در سیاست عرضه جهانی ایفا کند.
اما اگر اوپک به مجموعهای کوچکتر و کمانسجامتر تبدیل شود، قدرت عربستان برای هدایت بازار نیز میتواند کاهش پیدا کند. از طرف دیگر، افت قیمت نفت میتواند درآمد عربستان را تحت فشار قرار دهد و منابع مالی در دسترس برای پروژههای عظیمی مانند چشمانداز ۲۰۳۰ را کاهش دهد؛ برنامهای که هدف آن کاهش وابستگی اقتصاد عربستان به نفت و آمادهسازی این کشور برای دوران پس از نفت است.
آیا اوپک در حال مرگ است؟
با وجود تمام این تحولات، نمیتوان از پایان اوپک سخن گفت. این سازمان در بیش از شش دهه فعالیت خود از جنگهای قیمتی، سقوط قیمت نفت، قیمتهای منفی و جنگهای منطقهای عبور کرده و بارها توانسته خود را با شرایط جدید تطبیق دهد. اما آنچه تغییر کرده، ماهیت قدرت اوپک است.
اوپک دیگر همان سازمانی نیست که در دهه ۱۹۷۰ میتوانست بخش بزرگی از عرضه جهانی نفت را کنترل کند و با تصمیمات خود بازار را تکان دهد. افزایش تولیدکنندگان خارج از اوپک، رشد تولید آمریکا، کند شدن تقاضای جهانی و گذار انرژی، قدرت سنتی این سازمان را محدود کردهاند.
خروج یک عضو مهم خاورمیانهای مانند امارات نیز میتواند پیامد مهمتری از کاهش صرف تعداد اعضا داشته باشد: این خروج ممکن است به سایر کشورها نشان دهد که میتوان خارج از چارچوب اوپک نیز استراتژی تولید مستقل خود را دنبال کرد.