بستن تنگهها آسان است اما باز کردن آن دشوار | اسرائیل در لبنان امید به پیروزی ندارد | معادلات یمن در حال تغییر است؟
اقتصادآنلاین: دیپلمات پیشین ایران و کارشناس مسائل منطقه، گفت: عربستان در ۱۱ سال جنگ نتوانست به اهداف خود در یمن برسد. «بستن تنگهها آسان است، اما باز کردن آن دشوار»؛ اخبار پیشروی نیروهای وابسته به عربستان در یمن، بخشی از جنگ روانی علیه انصارالله و ایران است.
گروه سیاسی: در شرایطی که همزمان با تشدید درگیریها در منطقه، جنگ انصارالله یمن با عربستان نیز بالا گرفته و گزارشهایی از حمله به آرامکو و در مقابل، تحرکات نیروهای وابسته به عربستان در یمن و پیشروی آنها تا نزدیکی برخی بندر استراتژیک الحدیده منتشر شده است، حالا این پرسش در افکار عمومی مطرح شده که آیا معادلات یمن در حال تغییر است و سرنوشتی مشابه آنچه در لبنان برای حزبالله رقم خورده، در انتظار انصارالله خواهد بود؟
جعفر قنادباشی، کارشناس مسائل خاورمیانه در گفتوگو با اقتصادآنلاین، اساس این مقایسه را نادرست میداند. به گفته او، تفاوتهای جغرافیایی، جمعیتی، نظامی و سیاسی میان یمن و لبنان به اندازهای است که نمیتوان تحولات دو کشور را با یک معیار سنجید.
قنادباشی همچنین معتقد است نیروهای وابسته به عربستان مزدور هستند و اخبار مربوط به پیشروی آنها با هدف تأثیرگذاری رسانهای و روانی منتشر میشود. او در ادامه، توانمندی نظامی و پشتوانه اجتماعی انصارالله، امکان اعمال فشار بر مسیرهای دریایی و تأثیر تحولات یمن بر جنگ ایران و آمریکا را بررسی میکند.
در ادامه، مشروح گفتوگوی اقتصادآنلاین با جعفر قنادباشی را میخوانید.

***
*آقای قنادباشی؛ شرایط یمن را چگونه میبینید؟ آیا فکر میکنید انصارالله ممکن است در این تحولات دست پایین را پیدا کند، مشابه اتفاقی که برای حزبالله لبنان در حال رخ دادن است؟
ببینید، ابتدا باید درباره لبنان و یمن توضیحاتی بدهم. یک کشور بزرگی داریم که یکسوم ایران وسعت دارد؛ یعنی یمن. لبنان حدود ۱۵۸ برابر از ایران کوچکتر است؛ بنابراین ایران تقریباً ۳۰ برابر از یمن بزرگتر است، اما از لبنان ۱۵۸ برابر وسعت بیشتری دارد. جمعیت یمن حدود ۳۰ میلیون نفر است؛ یعنی تقریباً نزدیک به شش برابر جمعیت کل لبنان.
جمعیت کل لبنان حدود سهونیم تا چهار میلیون نفر است و بعضیها پنج میلیون نفر گفتهاند. اما کل کسانی که در آنجا درگیر جنگ هستند، چند هزار نفرند و خانوادههایی هم که درگیر هستند، بسیار کماند.
یعنی کمتر از یک میلیون نفر و حتی حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ هزار نفر مطرح شده است. در این شرایط، منتهی حزبالله جنوب لبنان است که شاید حدود ۱۵ درصد لبنان باشد؛ بنابراین مقایسه این دو کاملاً نادرست است و نباید این دو را با هم مقایسه کرد.
در لبنان، حزبالله با اسرائیل مواجه است؛ ارتشی که ادعا میشود ارتش ششم جهان است، در حال جنگ است. نزدیک به ۲۶ سال است این وضعیت ادامه دارد. از سال ۲۰۰۰ که اسرائیلیها را حزبالله از جنوب لبنان اخراج کرد، اسرائیل کوشش میکند حزبالله را خلع سلاح کند.
الان هم در دو سال گذشته، بزرگترین لشکرکشی تاریخ اسرائیل علیه لبنان و علیه همین چند هزار نفر صورت گرفته، ولی هنوز موفق نشده به اهداف خود دست یابد.
عربستان ۱۱ سال جنگید و نتوانست اهدافش را محقق کند
* تفاوت اصلی شرایط یمن و لبنان را در چه میدانید؟
در یمن، عربستان به طور مستقیم وارد جنگ نشده بلکه مزدوران داخل یمن را مسلح کرده و آنها دارند میجنگند. یعنی نیروهای زمینی که در یمن میجنگند، نیروهایی هستند که عربستان در داخل یمن سازماندهی و مسلح کرده است.
عربستان بزرگترین قراردادهای تسلیحاتی جهان را امضا کرده است. از سال ۱۳۹۴ یعنی سال ۲۰۱۵ جنگ را علیه یمن آغاز کرد؛ اما جنگ هشت سال ادامه پیدا کرد و کاری نتوانست بکند. یعنی هشت سال جنگ ادامه داشت و در نهایت وارد وضعیت صلح شد. بنابراین الان مزدوران خودش را در برخی استانهای یمن فعال کرده است، اما این نیروها بسیار آسیبپذیرند و هفته گذشته بیشترین ضربات را دریافت کردند.
این خبرهایی که درباره پیشروی آنها منتشر میشود، عمدتاً خبرهایی است که با پول عربستان منتشر میشود تا اینگونه وانمود شود که اتفاق بزرگی در میدان رخ داده است.
*در رسانههای خارجی به طور عمده از این مزدوران به عنوان «ارتش یمن» یا «ارتش دولت قبلی یمن» یاد میشود. این نیروها ارتباطی با ارتش رسمی یمن ندارند؟
آنچه به عنوان ارتش یمن از آن یاد میشود، به دولت قبلی یمن مربوط بود. علی عبدالله صالح کشته شد و منصور هادی معاون او بود. منصور هادی استعفا کرد و از آنجا خارج شد. بعد از آن، عربستان او را به عنوان رئیسجمهور یمن معرفی کرد و او هم گفته میشود درگذشته است.
عربستان برای اینکه به این نیروها ظاهر قانونی بدهد، آنها را به نام رئیسجمهور سابق معرفی میکند؛ در حالی که خود او استعفا کرد و از کشور خارج شد.
این نیروها به عنوان نیروهای وابسته به رئیسجمهور سابق میجنگند، اما در رسانهها از آنها به عنوان ارتش یمن یاد میشود. این عنوانی است برای قانونی جلوه دادن حرکت آنها.
مشابه کاری که حفتر در لیبی کرد؛ گروهی را درست کرد و اسمش را «ارتش ملی لیبی» گذاشت، در حالی که بخش عمدهای از آنها نیروهای وابسته به او بودند. این عنوان، عنوانی برای مشروعیت دادن به این نیروها بود.
پیشرویها تا چه اندازه واقعی است؟
*بنابراین شما معتقدید پیشرویهایی که در اخبار مطرح میشود، در میدان اتفاق نیفتاده است؟
پیشرویها بسیار محدود است. ممکن است روی نقشه پیشرویهایی انجام شود، اما بعد دوباره ضرباتی وارد میشود. در استانها و شهرها، انصارالله ضربات سنگینی به این نیروها وارد کرده است. همه آنچه این نیروها انبار کرده بودند، مورد حمله قرار گرفت، ضربه خوردند و فیلمهای آن هم وجود دارد.
انصارالله بخش بزرگی از کشور را در اختیار دارد و سابقه مبارزاتی دارد. ارتشی هم که الان در اختیارش هست در واقع همان ارتش یمن است. اما دنیا نخواسته است آنها را به رسمیت بشناسد. بنابراین در یمن جنگ و درگیری وجود دارد و پیشرویها و عقبنشینیهایی هم صورت میگیرد، ولی در مجموع این یک جنگ داخلی است.
یمن پیش از این هم در زمان جنگ سرد چند پاره شده بود و یمن جنوبی و یمن شمالی وجود داشت. حالا آنها از نیروهای جنوبی استفاده میکنند و از حس جداییطلبی جنوبیها بهره میبرند.
منصور هادی خودش اهل جنوب بود؛ او در آن زمان، معاون علی عبدالله صالح شد تا جنوبیها راضی نگه داشته شوند. او را به عنوان معاون رئیسجمهور آوردند، اما نیروهای جنوبی انگیزهای برای گرفتن کل یمن ندارند، بلکه واقعاً میخواهند همان یمن جنوبی را جدا کنند و دولت تشکیل دهند. اما الان نمیتوانند، چون گروههایی از مزدوران عربستان و امارات هستند که با یکدیگر هم درگیر شدهاند. چند بار در چند سال گذشته گروههای وابسته به عربستان و امارات با یکدیگر درگیر شدهاند.
*پس چرا عربستان همچنان بر ادامه این روند اصرار دارد؟
تنوع گروههای مسلح و مزدور در یمن زیاد است. عربستان فشار گذاشته، چون میخواهد از مزاحمت یک دولت مردمی در کنار خودش رها شود.
در عربستان پادشاهی است و پادشاهیها برنمیتابند که در کنارشان، مردمسالاری مبتنی بر رأی و اراده مردم وجود داشته باشد. بنابراین میبینید که هدف از ادامه این جنگ، حذف چنین وضعیتی است. از طرف دیگر، انصارالله در دریا هم جلوی کشتیهای اسرائیلی یا آمریکایی و کشتیهای مرتبط با آنها را میگیرد؛ بنابراین عربستان تنها نیست.
در اینجا عربستان، آمریکا، اسرائیل و بعضی از کشورهای غربی به این نیروها کمک میکنند تا آنها را به نام ارتش یمن و به نام رئیسجمهوری معرفی کنند که اصلاً متعلق به جنوب بود و خودش هم در عربستان حضور داشت. حتی درباره مرگ او هم چند بار خبر منتشر شده، اما به نام او این حرکتها را انجام میدهند.
توان نظامی انصارالله
*با توجه به این شرایط، ارزیابی شما از توان نظامی انصارالله چیست؟ آیا یمنیها توانستهاند در مقابل فشارهای عربستان و نیروهای وابسته به آن، از نظر میدانی مقاومت کنند؟
یمنیها از نظر پهپادی بسیار قدرتمند هستند. ما دیدیم که پهپادهای آنها در زمان جنگ تا فاصله ۲ هزار کیلومتری میآمدند و به اسرائیل میرسیدند. از نظر موشکی هم بسیار قدرتمند هستند و تا اسرائیل موشک شلیک کردند؛ بنابراین از نظر فناوری نظامی و ادبیات نظامی، بسیار قدرتمند هستند. از نظر انگیزه جنگیدن هم بسیار قدرتمندند و از نظر پشتوانه مردمی نیز اتحاد بسیار خوبی میان مردم طرفدار انصارالله وجود دارد. اینها در بسیاری از شهرها جمعیت قدرتمندی دارند.
از سوی دیگر، بستن مسیرهای دریایی و محاصره عربستان نیز برای آنها امکانپذیر است. این کار را با سلاح بسیار کمی انجام دادهاند. با امکانات محدود میتوانند مزاحمتهایی برای کشتیها ایجاد کنند تا کشتیها از عبور از این مسیر پرهیز کنند. همچنین بنادر عربستان را میتوانند هدف قرار دهند. عربستان چند بندر در خلیج فارس و چند بندر در دریای سرخ دارد و آنها به راحتی میتوانند این بنادر را هدف قرار دهند.
اگر اراده کنند، میتوانند نفت عربستان را به صفر برسانند. این کار بسیار آسان است و نیاز به تکنولوژی پیچیدهای ندارد. با چند قایق و حتی سلاحهای نیمهسبک میتوان مزاحمت ایجاد کرد.
بستن تنگهها آسان است، باز کردن آنها دشوار
*آقای قنادباشی؛ بهنظرتان این محاصره و توانایی ایجاد اختلال در مسیرهای دریایی تا چه اندازه در اختیار انصارالله است؟
این توانمندی در دست و اختیار انصارالله است. البته انصارالله بعضی طرفهای دیگر جهانی را هم در نظر میگیرد، چون کشورهای شرقی و بعضی کشورهای غربی از این نفت استفاده میکنند. اگر بخواهند همه جهان را از این نفت محروم کنند، ممکن است بعضی استثنائات را در نظر بگیرند.
مثلاً اجازه دهند کشتی هند، کشتی مالزی یا کشتی ژاپن و چین عبور کند. بنابراین توان محاصره وجود دارد و بستن این مسیرها به راحتی امکانپذیر است. اما انجام کامل آن به شرایط و تصمیم آنها بستگی دارد. انصارالله هم این کار را انجام داده و گفته است: «آتش در برابر محاصره، محاصره در برابر آتش.»
در مقابل، عربستان بعضی استثنائات را رعایت میکند تا مشکلاتی برای بعضی از کشورهای جهان ایجاد نشود.
*در مجموع، نقش یمن را در معادلات منطقهای و همچنین در جنگ ایران و آمریکا چگونه ارزیابی میکنید؟
یمن واقعاً تنها کشوری بود که توانست آمریکا را قبل از ایران به آتشبس وادار کند.
سال گذشته در زمان ترامپ، یمن جنگ بابالمندب را بست و در برابر بمبارانی که آمریکاییها انجام دادند، در نهایت آمریکا آتشبس کرد؛ بنابراین یمن بسیار قدرتمند است.
اما همانطور که گفتم، بستن تنگهها آسان است و باز کردن آنها دشوار. چرا؟ چون اگر ۳۰ میلیون جمعیت یمن را به کلی هم بکشند، سه نفر میتوانند یک کشتی بسیار بزرگ را از کار بیاندازند.
تازه این سه نفر میتوانند با یک آرپیجی به کشتی شلیک کنند. اگر کشتی آتش بگیرد، برمیگردد؛ بنابراین بستن مسیرهای دریایی یک موضوع بسیار مهم است و باز کردن آن دشوار است.
لبنان؛ اسرائیل امید کافی به پیروزی ندارد
*با توجه به اینکه در ابتدای گفتوگو به تحولات لبنان اشاره کردیم، جمعبندی شما از تحولات لبنان و رویارویی حزبالله و اسرائیل چیست؟ این تحولات به کدام سمت حرکت میکند؟
ببینید، الان چیزی که بر لبنان سایه انداخته، سقوط تپه استراتژیک علیالطاهر است. انتخابات اسرائیل هم مطرح است و اسرائیلیها هنوز نتوانستهاند این مناطق را بهطور کامل در اختیار بگیرند. امید کافی هم ندارند که بتوانند حزبالله را بهطور کامل کنار بزنند، چون حزبالله در میان مردم حضور دارد. لبنان ۱۵۸ برابر کوچکتر از ایران است، اما نیروی هوایی و زمینی و واحدهای مختلفی در برابر حزبالله قرار گرفتهاند و با وجود این، تحولات همچنان ادامه دارد.
تحولات لبنان واقعاً تحت تأثیر انتخابات اسرائیل قرار دارد. آقای نتانیاهو علاقه زیادی دارد که شرایط را به نفع خودش تغییر دهد. از این به بعد هم ممکن است درخواستهایی مطرح شود که نیروهایی از کشورهای دیگر برای جنگ به جنوب لبنان بیایند.
از احمد الشرع و نیروهای دیگر صحبت شده و از اوکراین نیز به تازگی درخواستهایی برای حضور مطرح شده است. در مورد جمهوری آذربایجان هم درخواست شده بود که نیروهایی از این کشور در جنوب لبنان مستقر شوند.
اینها نشان میدهد که اسرائیلیها در لبنان امید کافی به پیروزی ندارند و میخواهند از نیروهای دیگر استفاده کنند.
*پس به نظر شما بخشی از خبرهایی که درباره عقبنشینی یا شکست نیروهای مقاومت منتشر میشود، با هدف تأثیرگذاری روانی است؟
به نظر من این خبرها برای ایجاد ناامیدی و ایجاد فشار بر ایران هم هست. اینطور وانمود میکنند که نیروهای طرفدار شما شکست خوردهاند و بنابراین شما هم شکست خوردهاید. این یک جنگ روانی است که تلاش میکند حداقل رسانههای ایرانی و افکار عمومی ایران را تحت تأثیر قرار دهد. اما اینطور نیست.
بخشی از این جریان از شبکههای آمریکایی میآید که پایگاههایی در منطقه از جمله در اردن دارند. پول تزریق میشود و حتی بخشی از آن ممکن است به رسانههای ما هم برسد تا این تصور ایجاد شود که همه در حال شکست هستند. اینطور نیست و خواهید دید.
* فکر میکنید روند تحولات در نهایت به نفع انصارالله و محور مقاومت تمام خواهد شد؟
بله. تلفن من را هم دارید؛ یک ماه دیگر به من زنگ بزنید و ببینید چه اتفاقی افتاده است. بچههای مقاومت خیلی خوب دارند میجنگند. در جنگها تلفات و شهید وجود دارد و طبیعی است که دوستان شهید شوند، اما این به معنای شکست نیست.
۲۶ سال است که با همه تدابیر، اسرائیل نتوانسته حزبالله لبنان را با این کوچکی خلع سلاح کند. جنگ از سال ۲۰۰۰ شروع شده است. اینکه میگویند از نیروهای جولانی یا دیگران بخواهند بیایند، خود شما متوجه میشوید که ارتش اسرائیل خسته است.
الان دعوا بین ارتش اسرائیل و نتانیاهو وجود دارد. میگویند ما چقدر تلفات دادهایم و دیگر خسته شدهایم. نتانیاهو میخواهد انتخابات را ببرد، اما مردم متوجه میشوند که پرونده غزه هنوز تمام نشده است.
در لبنان هم با وجود همه امکانات و تجهیزات، هنوز نتوانستهاند حزبالله را خلع سلاح کنند؛ بنابراین این تصور که همهچیز تمام شده و مقاومت شکست خورده است، درست نیست.