آغاز جنگ نفتکشها بین ایران و آمریکا | قدم بعدی چیست؟
اقتصادآنلاین: با آغاز جنگ نفتکشها و ادامه محاصره دریایی، گمانهزنیها درباره احتمال حمله پیشدستانه ایران بیشتر شده است. اما ایران و آمریکا چه گزینههایی روی میز دارند؟
گروه سیاسی: تا همین چند روز پیش، نفتکشها یکی از قربانیان جانبی جنگ ایران و آمریکا بودند. حالا اما گویی جنگ نفتکشها آغاز شده است. در آبهایی که تا پیش از جنگ یک پنجم انرژی کل جهان از آن عبور میکرد اما امروز محل اختلاف و میدان جنگ ایران و آمریکا است.
پس از آنکه ارتش آمریکا اعلام کرد سه نفتکش ایرانی را هدف قرار داده است، گزارشها از هدف قرار گرفتن کشتیهای تجاری و هشدار ایران به شناورهایی حکایت داشت که قصد عبور از تنگه هرمز را دارند.
محمدباقر قالیباف با انتشار پستی در شبکه ایکس گفته که این حملات تنها «یک آغاز» بوده و از این پس هرگونه حمله به منافع ایران با پاسخی «سریعتر و سنگینتر» روبه رو میشود. حالا سوال اینجاست که قدم بعدی این جنگ چیست؟
در حالی که ایران به آمریکا برای پایان محاصره دریایی هشدار داده است اما تاکنون نشانهای از سوی آمریکا برای حرکت به سمت کاهش تنش دیده نمیشود.
تغییر استراتژی آمریکا و پاسخ ایران
حمله به سه نفتکش ایرانی، نقطه عطفی در روند درگیری است. آمریکا پیشتر زیرساختهای نظامی و موشکی ایران را هدف گرفته بود، اما ورود مستقیم نفتکشها به فهرست اهداف نظامی، معنای دیگری دارد. اینکه واشنگتن اکنون علاوه بر توان نظامی ایران، مسیرهای تأمین مالی و صادرات انرژی آن را نیز مستقیماً هدف گرفته است.
فایننشالتایمز در گزارشهای اخیر خود از تشدید عملیات نظامی در اطراف تنگه هرمز و افزایش حملات به کشتیهای نفتی خبر داده است. این روزنامه همچنین از ادامه تلاشهای آمریکا برای مقابله با تهدیدهای دریایی و باز نگه داشتن مسیر کشتیرانی در هرمز نوشته است.
در مقابل ایران نیز کشتیهایی که از مسیر جنوبی تنگه هرمز عبور میکنند را هدف حمله قرار داده و بارها اعلام کرده که این مسیر ایمن نیست.
محاصره فراتر از تحریم
محاصره دریایی آمریکا اما پیامدهای ملموسی برای اقتصاد ایران داشته و نشانهها حاکی از آن است که ایران نمیتواند به این محاصره واکنش نشان ندهد.
رویترز در گزارشی که اول سپتامبر منتشر کرد، نوشت ایران برای نخستین بار در دادههای ثبتشده حدود هفت هفته است که صادرات معنادار نفت خام از مسیر تنگه هرمز نداشته است. این خبر نشان میدهد فشار بر صادرات نفت ایران دیگر فقط حاصل تحریمهای بانکی و محدودیتهای تجاری نیست.
از سوی دیگر، واردات اقلام و کالاها نیز با محدودیت بسیاری مواجه شده و این موضوع در بلندمدت نه تنها بر قیمت بلکه بر موجودی کالاها در بازار نیز اثر میگذارد.
پاسخ ایران چه خواهد بود؟
در چنین شرایطی به نظر میرسد که در صورت ادامه محاصره، پاسخ ایران قطعی خواهد بود. پیشتر یک منبع آگاه نیز به اقتصادآنلاین خبر داده بود که در صورت لغونشدن محاصره در دو هفته آینده ایران به حمله پیشدستانه روی میآورد. اکنون سؤال این است که دامنه پاسخ ایران تا کجا خواهد رفت؟
یک گزینه، ادامه حمله به شناورهای مرتبط با آمریکا و متحدان واشنگتن است. این روش میتواند هزینه حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس را افزایش دهد.
گزینه دوم، افزایش فشار بر تردد تجاری در هرمز است. این گزینه برای ایران اهرم قدرتمندی ایجاد میکند، اما همزمان خطر شکلگیری یک ائتلاف گستردهتر بینالمللی برای باز کردن مسیر کشتیرانی را نیز افزایش میدهد.
گزینه سوم، ترکیبی از فشار دریایی و حملات موشکی و پهپادی به زیرساختهای مرتبط با انرژی در منطقه است.
اما هر سه گزینه یک مشکل مشترک دارند. هرچه دامنه حملات به کشتیهای تجاری گستردهتر شود، کشورهای بیشتری که مستقیماً طرف جنگ نیستند، انگیزه پیدا میکنند وارد معادله امنیتی هرمز شوند.
هزینههای آمریکا برای ادامه جنگ
ادامه جنگ و گزینههای پیش رو برای آمریکا هم ساده نیست. آمریکا میتواند توان نظامی بسیار بیشتری برای حفاظت از کشتیرانی به کار بگیرد، اما این کار توان نظامی این کشور را در خاورمیانه مستهلک میکند. تا اینجا هم برخی از رسانههای مطرح آمریکایی گزارش دادند که ذخایر موشکهای پدافندی و آفندی آمریکا در جنگ با ایران مستهلک شده است.
از سوی دیگر کشتیهای تجاری دهها پرچم مختلف دارند و متعلق به دهها شرکت و کشورند. هر حمله موفق به یک نفتکش میتواند دولت دیگری را وارد بحران کند. در همین حال، قیمت نفت نسبت به تشدید تنشها حساس شده است. قیمت نفت امارات اکنون از ۱۰۰ دلار برای هر بشکه فراتر رفته است. فایننشالتایمز نیز از افزایش قیمت انرژی و فشار آن بر بازارهای مالی پس از بازگشت درگیریها خبر داده است.
بنابراین واشنگتن اینجا با یک تناقض روبهرو است. هرچه برای باز نگه داشتن هرمز و عبوردادن کشتیها بیشتر وارد جنگ شود، احتمال افزایش هزینه اقتصادی جنگ برای آمریکا و متحدانش نیز بیشتر میشود. چراکه قیمت انرژی بالاتر خواهد رفت و تسهیلات نظامی بیشتری مورد استفاده قرار میگیرد.
اسرائیل و حزبالله، مولفه تعیین کننده جنگ
اما جنگ ایران فقط با آمریکا نیست. اتفاق دیگری که احتمال وقوع دوباره جنگ همهجانبه را بالابرده، آغاز حملات اسرائیل به جنوب لبنان است. تپه استراتژیک علیالطاهر به لحاظ نظامی سقوط کرده و تحت کنترل اسرائیلیها در آمده است.
این وضعیت در بین داخل ایران نیز موجی از واکنشها را پی داشته و به نظر میرسد که با توجه به موقعیت حزبالله لبنان، جمهوری اسلامی ایران نمیتواند نسبت به آن بیتفاوت باشد.
چراکه سقوط رشته ارتفاع علیالطاهر به دلیل موقعیت استراتژیک برای حزبالله در ۱۵ کیلومتری مرز اسرائیل، یکی دیگر از اهرمهای ایران در جنگ را از بین میبرد.
حملات اسرائیل با امضای تفاهم اسلامآباد متوقف شده بود اما با از بین رفتن تفاهم این رژیم دوباره مجوز پیشروی در لبنان را از آمریکا گرفته است. اسرائیل همزمان به ایران هم هشدار داده اما به نظر میرسد تمایل دارد با تحریک ایران آتش جنگ را گستردهتر کند.
سه مسیر پیش روی جنگ
از اینجا به بعد، دستکم سه سناریو قابل تصور است. سناریوی نخست، کنترل بحران است. آمریکا و ایران پس از چند دور حمله، به این نتیجه برسند که ادامه جنگ نفتکشها هزینهای بیش از منافع آن دارد و دوباره به سمت توافقی محدود درباره تردد کشتیها و هرمز حرکت کنند. اما این توافق بسیار شکننده خواهد بود.
سناریوی دوم، جنگ فرسایشی دریایی است. حمله به کشتیها ادامه پیدا کند، اما هیچیک از طرفین تصمیم به آغاز عملیات گسترده علیه طرف مقابل نگیرد. در این وضعیت، قیمت نفت بالا میماند و تجارت منطقهای با هزینه و ریسک بیشتری ادامه پیدا میکند و وقوع درگیری پس از انتخابات میاندورهای آمریکا محتمل خواهد بود.
سناریوی سوم، جنگ همهجانبه دوباره است. یک حمله بزرگ به یک نفتکش آمریکایی یا متحدانش، کشته شدن شمار زیادی از ملوانان، یا آسیب جدی به زیرساختهای نفتی یکی از کشورهای منطقه میتواند قواعد بازی را تغییر دهد و آمریکا را به سمت عملیات گستردهتر دریایی سوق دهد.