پخش شبکه سه و تکذیب شورای امنیت ملی | ماجرای طرح ترور دونالد و بارون ترامپ چیست؟
اقتصادآنلاین: صداوسیما در جنجالی جدید، ویدیویی از نحوه دسترسی و ترور بارون ترامپ، پسر رییسجمهوری آمریکا منتشر کرد. ویدیویی که دبیر شورای عالی امنیت ملی آن را تکذیب میکند.
گروه سیاسی: جنجالها و حاشیههای صداوسیما پایان ندارد. حالا پخش ویدیویی از شبکه سه صداوسیما درباره نحوه دسترسی و ترور بارون ترامپ، کوچکترین فرزند رئیسجمهوری آمریکا، جنجال جدیدی به پا کرده است. در حالی که چندی پیش همین شبکه ویدیویی از نحوه ترور ترامپ منتشر کرده بود.
این بار، اما یک تناقض به وجود آمده است. محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ادعای طرح ترور را دروغ و پروپاگاندای اسرائیل خواند. در حالی که منشأ جنجال، خود صداوسیما است.
از ترامپ تا بارون
ماجرا از یک ویدیوی حدود سهدقیقهای آغاز شد. ویدیویی که نه در یک کانال ناشناس در شبکههای اجتماعی بلکه از تلویزیون رسمی جمهوری اسلامی ایران پخش شد و موضوع آن کوچکترین فرزند دونالد ترامپ بود.
عنوان ویدیو به اندازه محتوای آن صریح بود: «بارون ترامپ را کجا و چطور بکشیم؟» در این گزارش، اطلاعاتی درباره محلهای رفتوآمد، دانشگاه، خودروهای اسکورت و محافظان بارون ترامپ، پسر ۲۰ ساله رئیسجمهوری آمریکا مطرح و ادعا شد که او زیر نظر قرار گرفته است. همچنین از «جایزه ۱۰ میلیون دلاری» برای کشتن او سخن گفته شد؛ ادعایی که بهطور مستقل تأیید نشده است.
اما آنچه این ماجرا را از یک محتوای تبلیغاتی معمولی فراتر برد، واکنش دستگاه امنیتی آمریکا و سپس موضع رسمی مقامات ایران بود. سرویس مخفی آمریکا اعلام کرد از این ویدیو مطلع است و هر محتوایی را که بتوان آن را تهدیدی علیه افراد تحت حفاظت این سازمان تلقی کرد، بررسی میکند.
یک روز بعد، محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران اصل وجود چنین طرحی را رد کرد و آن را دروغ و پروپاگاندای اسرائیل دانست. خبرگزاری رویترز نیز گزارش داده است که رضایی در مصاحبهای با شبکه المنار، گزارش مربوط به طرح احتمالی ترور بارون ترامپ را «دروغ» خوانده است.
اکنون پرسش اینجاست که اگر چنین نقشهای وجود ندارد، چرا سازمانی که رسانه حاکمیت محسوب میشود، ویدیویی با چنین عنوان و محتوایی را پخش کرده است؟
تکذیب صداوسیما یا اسرائیل؟
تکذیب محسن رضایی را میتوان از منظر سیاست رسمی ایران قابل تحلیل دانست. جمهوری اسلامی ایران نمیخواهد یک برنامه عملیاتی برای ترور اعضای خانواده رئیسجمهوری آمریکا به آن نسبت داده شود. بهویژه در شرایطی که تهران و واشنگتن درگیر یکی از شدیدترین دورههای رویارویی خود هستند. اما همین موضع، مسئولیت صداوسیما را بیشتر میکند.
اگر ویدیوی شبکه سه صرفاً یک «سناریوی تبلیغاتی» یا عملیات روانی بوده، این پرسش مطرح است که چرا در آن از جزئیات ادعایی درباره محل تحصیل، مسیرهای رفتوآمد، محافظان و حتی راههای دسترسی به بارون ترامپ سخن گفته شده است؟ و اگر این اطلاعات ساختگی بوده، چرا یک رسانه رسمی باید محتوایی تولید و منتشر کند که میتواند بهعنوان تهدید مستقیم ترور علیه یک فرد تحت حفاظت سرویس مخفی آمریکا تعبیر شود؟
در واقع، تناقض موجود تنها میان ایران و آمریکا نیست، بلکه میان دو روایت در داخل ایران نیز دیده میشود. یک روایت که در تلویزیون دولتی از امکان دسترسی و قتل فرزند ترامپ سخن میگوید و روایت دیگری که در سطح دبیر شورای عالی امنیت ملی، کل ماجرا را ساخته و پرداخته اسرائیل معرفی میکند.
پیشینه ماجرا کجاست؟
این نخستین بار نیست که رسانههای نزدیک به حاکمیت درباره ترور رئیسجمهوری آمریکا یا اعضای خانواده او محتوایی منتشر میکنند.
در ماههای گذشته، رسانههای وابسته به سپاه درباره ملانیا ترامپ نیز ویدیویی منتشر کردند که در آن درباره محلهای رفتوآمد و عادتهای او اطلاعاتی ارائه میشد. پیش از آن نیز ویدیوهایی درباره چگونگی دسترسی به دونالد ترامپ منتشر شده بود.
این روند تقریبا پس از ترور سردار قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس آغاز شد و شدت گرفت. در سالهای اخیر مقامهای آمریکایی نیز بارها از تهدیدهای ایران علیه ترامپ و دیگر مقامهای این کشور سخن گفتهاند.
در یکی از پروندهها، وزارت دادگستری آمریکا اعلام کرد آصف مرچنت که به گفته دادستانهای آمریکایی با سپاه پاسداران ارتباط داشته، به اتهام تلاش برای استخدام قاتل به منظور ترور یک سیاستمدار یا مقام دولتی آمریکا محکوم شده است. مقامهای قضایی آمریکا گفتند هدف این عملیات، انتقام از کشته شدن سلیمانی بوده و دونالد ترامپ یکی از اهداف موردنظر بوده است.
این سابقه به این معنا نیست که ویدیوی اخیر صداوسیما حتماً منعکسکننده یک طرح عملیاتی است. چنین نتیجهای بدون شواهد مستقل قابل دفاع نیست. اما همین سابقه توضیح میدهد چرا واشنگتن محتوایی از این دست را صرفاً یک برنامه تلویزیونی تلقی نمیکند و آن را جدی میگیرد.
از تهدید رسانهای تا هزینه امنیتی
سرویس مخفی آمریکا در واکنش، جزئیاتی از اقدامات حفاظتی خود ارائه نکرد، اما تأکید کرد هر موضوعی را که بتوان آن را تهدیدی علیه افراد تحت حفاظت تلقی کرد، بررسی خواهد کرد.
انتشار این ویدیو در آمریکا برای ایران هزینه دیگری نیز دارد. چنین محتواهایی میتواند در واشنگتن بهعنوان شاهدی برای ادعای وجود یک کارزار سازمانیافته علیه خانواده رئیسجمهوری آمریکا مورد استفاده قرار گیرد.
به بیان دیگر، حتی اگر ویدیو فقط یک عملیات تبلیغاتی باشد، ممکن است در عمل به تقویت همان روایتی کمک کند که محسن رضایی میگوید ساخته اسرائیل است.
صداوسیما و مسئله پاسخگویی
جنجالهای صداوسیما زمانی بیشتر شده که ریاست پنجساله پیمان جبلی بر صداوسیما در آستانه پایان است. جبلی هفتم مهر ۱۴۰۰ برای یک دوره پنجساله به ریاست سازمان منصوب شد و دوره این حکم در هفتم مهر ۱۴۰۵ به پایان میرسد. خود او نیز در روزهای اخیر درباره احتمال تغییر مدیریت گفته که از ماندن یا تغییر تیم مدیریتی اطلاعی ندارد و تصمیم نهایی تابع نظر رهبری خواهد بود.
صداوسیما سالهاست با انتقادهایی درباره کاهش مخاطب، یکسویه شدن روایتها و فاصله گرفتن از بخشی از جامعه مواجه است. حتی در اظهارات اخیر رئیس این سازمان نیز موضوع عملکرد، مخاطب و انتقاد از نحوه مدیریت صداوسیما به یکی از محورهای پرسش خبرنگاران تبدیل شده است.
اما مسئله اینجا فقط کیفیت یک برنامه تلویزیونی نیست. صداوسیما یک رسانه خصوصی نیست که بتوان مسئولیت محتوای جنجالی آن را صرفاً متوجه تهیهکننده آن دانست. این سازمان با بودجه عمومی اداره میشود و جایگاهی فراتر از یک شبکه خبری یا سرگرمی دارد و رسانه حاکمیت شناخته میشود؛ بنابراین محتواهای این سازمان به طور مستقیم منافع ملی ایران را تحت تاثیر قرار میدهد.
منتقدان میگویند مدیریت این سازمان با رویکردی جناحی و گروهی به تولید محتوا میپردازد، اما هزینههای این رویکرد ملی است.
در این ماجرا، از یک سو، رسانهای رسمی تصویری از نفوذ اطلاعاتی و امکان دسترسی به عضو خانواده رئیسجمهوری آمریکا ارائه میکند و از سوی دیگر، مقام ارشد امنیتی کشور همان ادعا را ساختگی و بخشی از عملیات روانی اسرائیل میخواند.
نکته اینجاست که در سیاست خارجی، پیامها فقط با آنچه مقامهای رسمی میگویند سنجیده نمیشوند و آنچه رسانههای رسمی منتشر میکنند نیز بخشی از پیام یک کشور تلقی میشود. برای مخاطب خارجی، تفاوت میان سخن یک مجری، گزارش یک شبکه حاکمیتی و موضع رسمی حکومت همیشه به روشنی قابل تشخیص نیست.
از همین رو، اگر هدف ویدیوی شبکه سه عملیات روانی علیه آمریکا بوده، سؤال این است که آیا این عملیات به نفع ایران تمام شده یا برعکس، به روایت مخالفان ایران درباره تهدیدهای جمهوری اسلامی اعتبار بیشتری داده است؟
و اگر اطلاعات ویدیوی مذکور واقعاً بخشی از یک عملیات اطلاعاتی نبوده، سوال دیگری به وجود میآید: چرا رسانه رسمی جمهوری اسلامی ایران محتوایی تولید کرد که دبیر شورای عالی امنیت ملی، چند روز بعد، اصل ادعای آن را دروغ خواند؟