به گزارش اقتصادآنلاین، پس از آنکه دشمن در تحقق اهداف خود در میدان نظامی ناکام ماند، نشانهها از ورود رویارویی به مرحلهای پیچیدهتر حکایت دارد؛ مرحلهای که در آن، فشار اقتصادی، عملیات روانی، بیثباتسازی بازار و اثرگذاری بر محاسبات تصمیمگیران، جای بخشی از ابزارهای آشکار نظامی را میگیرد. در این شرایط، هدف صرفاً وارد کردن خسارت یا ایجاد محدودیت نیست؛ بلکه تلاش میشود هزینه ایستادگی برای مردم افزایش یابد و جامعه در برابر فشارهای پیدرپی، احساس خستگی و ناامیدی کند.
در چنین معادلهای، اقتصاد و معیشت مردم به یکی از مهمترین مؤلفههای امنیت ملی تبدیل میشود. ثبات قیمت کالاهای اساسی، حفظ قدرت خرید خانوارها، پیشبینیپذیر بودن بازار، جلوگیری از تصمیمهای شوکآفرین و حمایت مؤثر از تولید داخلی، فقط مطالبات اقتصادی نیستند؛ بلکه میتوانند در تقویت یا تضعیف تابآوری جامعه در برابر فشارهای خارجی نقش تعیینکننده داشته باشند.
از سوی دیگر، نحوه مواجهه مسئولان با این فشارها نیز اهمیت ویژهای دارد. هر تصمیم اقتصادی که بدون توجه به آثار آن بر زندگی روزمره مردم اتخاذ شود، ممکن است به همان نقطهای آسیب بزند که طرف مقابل برای اثرگذاری بر آن برنامهریزی کرده است. در مقابل، مدیریت هوشمندانه منابع، کاهش وابستگیها و تبدیل ظرفیتهای داخلی به قدرت اقتصادی، میتواند محاسبات دشمن را تغییر دهد.
خبرگزاری فارس در گزارشی به بررسی این موضوع پرداخته که پس از ناکامی دشمن در میدان نظامی، مرحله بعدی جنگ ارادهها کجاست و چرا تابآوری مردم و دقت در محاسبات اقتصادی مسئولان، به دو محور اصلی این رویارویی تبدیل شدهاند؛ گزارشی که در ادامه میخوانید.
پیامهای اخیر رهبر معظم انقلاب درباره مرحله بعدی جنگ
پاسخ را میتوان در یکی از صریحترین پیامهای اخیر رهبر معظم انقلاب پیدا کرد؛ پیامی که در آن، پس از ناکامی دشمن در میدان نظامی، نقطه تمرکز مرحله بعدی را دقیقاً مشخص میکند.
فرض کنید دو خودرو با سرعت به سمت یکدیگر حرکت میکنند؛ هر دو راننده فریاد میزنند که کنار نخواهند کشید، اما نتیجه بازی را نه صدای بلندتر بلکه لحظهای تعیین میکند که یکی از آنها زودتر بترسد. در ادبیات نظریه بازیها، این وضعیت را «بازی جوجه» مینامند؛ اما در میدان سیاست و امنیت، شاید تعبیر دقیقتر «جنگ ارادهها» یا «جنگ تابآوری» باشد.حالا این پرسش مطرح است: اگر دشمن در میدان نظامی نتوانست طرف مقابل را وادار به عقبنشینی کند، میدان بعدی کجاست؟پاسخ را میتوان در یکی از صریحترین پیامهای اخیر رهبر معظم انقلاب پیدا کرد؛ پیامی که در آن، پس از ناکامی دشمن در میدان نظامی، نقطه تمرکز مرحله بعدی را دقیقاً مشخص میکند: تابآوری مردم و خطای محاسباتی مسئولان. این گزاره در شرایطی بیان شد که هنوز بسیاری از ابعاد مرحله بعدی رویارویی آشکار نشده بود، اما اکنون نشانههای آن بیش از گذشته قابل مشاهده است.
وقتی میدان عوض میشود
رهبر معظم انقلاب در ۱۴ خرداد ۱۴۰۵ تصریح کردند که دشمن، پس از شکست در مصاف نظامی، «کید خود را در جنگ ترکیبی بر دو نقطه متمرکز ساخته است: یکی تابآوری مردم؛ دیگری ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی مسئولان کشور.»این جمله را میتوان یک نقشه راه برای فهم مرحله جدید جنگ دانست. دشمن اگر نتوانسته با فشار نظامی اراده سیاسی کشور را بشکند، تلاش میکند هزینه ایستادگی را آنقدر افزایش دهد که جامعه از ادامه مسیر خسته شود. در اینجا دیگر هدف اصلی، صرفاً تأسیسات نظامی یا زیرساختهای دفاعی نیست؛ هدف، ظرفیت تحمل جامعه است.به همین دلیل است که جنگ پس از میدان نظامی، میتواند به اقتصاد، بازار، امنیت روانی و در نهایت سفره مردم منتقل شود. فشار اقتصادی در این چارچوب فقط یک ابزار اقتصادی نیست؛ ابزاری برای تغییر محاسبه مردم و مسئولان است. اگر جامعه احساس کند هزینه مقاومت مستقیماً بر زندگی روزمرهاش تحمیل میشود، دشمن به چیزی نزدیک شده که در میدان نظامی نتوانست به آن دست پیدا کند: شکاف میان مردم و تصمیم راهبردی کشور.
از جنگ موشکها تا جنگ سفرهها
در چنین شرایطی، شاید مهمترین اشتباه این باشد که «تابآوری» را با تحمل فشار یکی بدانیم. تابآوری یعنی اقتصاد و جامعه بهگونهای مدیریت شوند که فشار دشمن، کمترین اثر را بر زندگی مردم بگذارد. این مردم بودند که در جنگهای تحمیلی دوم و سوم، بار اصلی ایستادگی را بر دوش کشیدند؛ نه فقط به پشتوانه قدرت نظامی بلکه به این دلیل که خودشان قهرمانانه پای کار ماندند و احساس کردند کشور برای حفظ جان، امنیت و کرامتشان ایستاده است. این پیوند میان مردم و حاکمیت، همان نقطهای بود که ارادهها را شکستناپذیر کرد. بنابراین در جنگ تابآوری، معیشت مردم به یکی از مهمترین مؤلفههای امنیت ملی تبدیل میشود.کالاهای اساسی باید در دسترس باشد، بازار باید قابل پیشبینی بماند، تولید داخلی باید تقویت شود و تصمیمهای اقتصادی نباید فشار را بیدلیل به ضعیفترین حلقه جامعه منتقل کند. اینجا حمایت از سفره مردم یک شعار اجتماعی نیست؛ بخشی از راهبرد دفاعی کشور است.
دو جبهه، یک هدف
در پیام رهبر انقلاب، کنار هم قرار گرفتن «تابآوری مردم» و «خطای محاسباتی مسئولان» اتفاقی نیست. این دو، دو سر یک زنجیرهاند.اگر مسئولان در محاسبات خود تصور کنند که برای عبور از فشار خارجی باید هزینه آن را مستقیماً به مردم منتقل کنند، ممکن است ناخواسته همان نقطهای را تقویت کنند که دشمن روی آن سرمایهگذاری کرده است.در مقابل، اگر سیاستگذار بتواند فشار خارجی را به اصلاح ساختارها، تقویت تولید، کاهش وابستگی و مدیریت هوشمند منابع تبدیل کند، فشار دشمن نتیجه معکوس خواهد داد.از این منظر، توصیه به استفاده از کالای داخلی، تقویت تولید و حتی ایدههایی مانند مدیریت نوین ظرفیتهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی کشور را باید در یک منظومه بزرگتر دید: ساختن اقتصادی که در شرایط فشار، کمتر آسیبپذیر باشد.
راه پیروزی در جنگ تابآوری
برآیند این نگاه، یک راهبرد ساده اما دشوار را پیش روی مسئولان میگذارد: دشمن نباید بتواند هزینه جنگ را به سفره مردم منتقل کند.پیروزی در جنگ تابآوری فقط با افزایش ذخایر یا کنترل مقطعی بازار به دست نمیآید. نیازمند مجموعهای از اقدامات هماهنگ است: تأمین پایدار کالاهای اساسی، مراقبت از قدرت خرید مردم، حمایت واقعی از تولید داخلی، جلوگیری از تصمیمهای اقتصادی شوکآفرین و تبدیل ظرفیتهای داخلی و ژئوپلیتیکی به منابع قدرت اقتصادی.در این جنگ، مردم فقط مخاطب سیاستها نیستند؛ خودِ مردم بخشی از قدرت کشورند. همان مردمی که دشمن در دو جنگ تحمیلی اخیر نتوانست ارادهشان را در میدان بشکند، اکنون نباید در میدان اقتصاد تنها گذاشته شوند.جنگ ارادهها در نهایت به این پرسش میرسد: چه کسی زودتر خسته میشود؟ اگر دشمن نتواند مردم را از مقاومت خسته کند و اگر مسئولان نیز اجازه ندهند فشار خارجی به کوچک شدن سفرهها تبدیل شود، محاسبه دشمن از اساس تغییر خواهد کرد.آن روز، جنگ تابآوری هم مانند جنگ نظامی، یک نتیجه بیشتر نخواهد داشت: طرفی که ارادهاش دیرتر میشکند، برنده است.