کسب سود شخصی یا کاهش اهمیت به تحولات سیاسی؟

رمزگشایی از راهبرد ترامپ در کنترل بازارها | ماجرای انتشار پیام‌های متناقض رئیس‌جمهوری آمریکا

.

اقتصاد‌آنلاین: پیام‌های متناقض ترامپ بار‌ها تنها در چند دقیقه مسیر بازار نفت و سهام را تغییر داده‌اند؛ یک روز تهدید به جنگ و روز دیگر وعده توافق. تکرار این چرخش‌ها، معامله‌گران را میان ترس و امید سرگردان کرده و گمانه‌زنی‌ها درباره انگیزه واقعی رئیس‌جمهوری آمریکا را افزایش داده است. آیا ترامپ از این نوسان‌ها منفعت شخصی می‌برد یا می‌کوشید بازار‌ها را در برابر اتفاقات بزرگ بی‌حس کند؟

گروه اقتصاد جهان؛ دونالد ترامپ در ماه‌های اخیر بار‌ها ابتدا از تشدید جنگ و حمله به تاسیسات حیاتی انرژی سخن گفته و کمی بعد در اثر مطرح شدن وعده توافق یا لغو حمله توسط او، بازار‌های جهانی نوسانات متعددی را تجربه کرده‌اند. جهش‌ها و سقوط‌های سنگین پس از این چرخش‌ها، همراه با گزارش‌هایی از معاملات مشکوک پیش از برخی پیام‌ها، تردید‌ها درباره تصادفی‌بودن این تناقض‌ها را افزایش داده است.

آیا هدف ترامپ بی‌حس‌کردن بازار در برابر اخبار سیاسی بود یا کسانی از نوسان‌های ساخته‌شده منفعت می‌بردند؟

ابهام راهبردی؛ ابزار تازه ترامپ برای هدایت بازار‌ها

موضوع اصلی این است که قیمت دارایی‌ها فقط به اتفاقات رخ‌داده واکنش نشان نمی‌دهند. بخش مهمی از آن براساس احتمال چشم‌انداز آینده شکل می‌گیرد. ترامپ با انتشار پیام‌های مبهم و گاه متناقض، همین انتظارات را هدف قرار می‌دهد و معامله‌گران را وادار می‌کند احتمال جنگ، توافق یا تغییر سیاست را پیوسته در قیمت نفت و سهام محاسبه کنند.

این رفتار می‌تواند نوعی ابهام راهبردی باشد که با افزایش نااطمینانی، دست ترامپ را کنترل جو حاکم بر بازار‌ها باز نگه می‌دارد و از شکل‌گیری شرط‌بندی یک‌طرفه در بازار جلوگیری می‌کند. بااین‌حال، هم‌زمانی برخی معاملات بزرگ با پیام‌های بازارساز، فرضیه دیگری را نیز مطرح کرده است:

آیا این نوسان‌ها فقط پیامد تحولات سیاسی هستند یا اطلاعات زودهنگام برای گروهی خاص به فرصت کسب سود تبدیل شده است؟

معاملات مشکوک؛ نشانه‌ای از نشت اطلاعات یا حدس معامله‌گران؟

این فرضیه زمانی جدی‌تر شد که معاملات سنگینی درست پیش از برخی چرخش‌های ناگهانی ترامپ در بازار نفت ثبت شد. تنها ۱۵ دقیقه پیش از پیام ۲۳ مارس او درباره تعویق حمله به زیرساخت‌های انرژی ایران، معامله‌گران بیش از ۵۰۰ میلیون دلار روی کاهش قیمت نفت موقعیت گرفتند؛ پیامی که بلافاصله برنت را از ۱۱۲ دلار به ۹۹ دلار رساند.

چند هفته بعد نیز ساعاتی پیش از اعلام آتش‌بس میان آمریکا و ایران، معامله‌ای حدود ۹۵۰ میلیون دلاری با پیش‌بینی سقوط نفت انجام شد. اندازه و زمان‌بندی این معاملات غیرمعمول بود؛ به‌ویژه آنکه معامله‌گران بزرگ معمولاً سفارش‌های خود را میان چند بازار تقسیم می‌کنند تا موجب تغییر شدید قیمت نشوند.

فروش سخان ترامپ به کاربران

تردید‌ها زمانی پررنگ‌تر شد که شرکت ترامپ مدیا از راه‌اندازی سرویس Truth PS» خبر داد؛ سرویسی که قرار است دسترسی پرسرعت و اولویت‌دار به پیام‌های حساب‌های مهم تروث سوشال را در اختیار شرکت‌های مالی و معامله‌گران وال‌استریت قرار دهد و ممکن است پیام‌های خود ترامپ را نیز شامل شود.

در بازاری که چند میلی‌ثانیه دسترسی زودتر به خبر می‌تواند به مزیت معاملاتی تبدیل شود، فروش چنین خدماتی درباره تبدیل پیام‌های ریاست‌جمهوری به منبع درآمد و تعارض منافع پرسش‌هایی ایجاد کرده است که شاید بعضی‌ها قبل از راه اندازی این سرویس به راهبرد و تصمیمات سیاسی ترامپ واقف بودند.

کاخ سفید: استفاده از اطلاعات محرمانه برای معامله در بازار‌ها ممنوع است

بررسی‌های رویترز نشان می‌دهد ارزش مجموعه موقعیت‌هایی که پیش از چند خبر مهم مربوط به جنگ ایران ثبت شده‌اند، به حدود ۷ میلیارد دلار رسیده است. کمیسیون معاملات آتی کالای آمریکا بررسی بخشی از این معاملات را آغاز کرد و گزارش‌هایی نیز از تحقیق وزارت دادگستری درباره ۲.۶ میلیارد دلار معامله مرتبط منتشر شد. کاخ سفید نیز به کارکنان خود هشدار داد که استفاده از اطلاعات محرمانه برای معامله در بازار‌ها ممنوع است.

بااین‌حال، زمان‌بندی مشکوک به‌تنهایی اثبات نمی‌کند که اطلاعات از کاخ سفید نشت کرده یا شخص ترامپ و نزدیکان او از این نوسان‌ها سود برده‌اند. معامله‌گران حرفه‌ای ممکن است براساس تحرکات نظامی، مواضع دیپلماتیک و الگو‌های رفتاری رئیس‌جمهوری آمریکا، پیش از انتشار رسمی خبر موقعیت گرفته باشند. تا زمانی که هویت معامله‌گران و منبع اطلاعات آنان مشخص نشود، فرضیه کسب منفعت شخصی همچنان یک ظن قابل‌بررسی است و نمی‌شود به آن استناد کرد.

دخالت در بازار نفت با سناریو‌های متفاوت

اثبات‌نشدن نشت اطلاعات یا کسب منفعت شخصی به این معنا نیست که پیام‌های ترامپ بدون هدف اقتصادی منتشر می‌شوند. تحلیل گلدمن‌ساکس از نزدیک به ۹۰۰ پیام او درباره نفت و انرژی نشان می‌دهد رئیس‌جمهوری آمریکا محدوده قیمتی مشخصی را برای بازار مطلوب می‌داند.

به برآورد تحلیلگران این بانک، محدوده ترجیحی ترامپ برای قیمت نفت خام وست‌تگزاس را حدود ۴۰ تا ۵۰ دلار در هر بشکه است.

بررسی رفتار او طی ۱۶ سال نشان می‌دهد وقتی نفت از ۵۰ دلار عبور می‌کند، احتمال انتشار پیام‌هایی با درخواست کاهش قیمت یا ابراز رضایت از افت آن افزایش می‌یابد؛ اما هنگامی که قیمت به کمتر از ۳۰ دلار می‌رسد، موضع ترامپ تغییر می‌کند و برای حمایت از تولیدکنندگان آمریکایی خواستار افزایش قیمت می‌شود

این الگو از تلاش برای ایجاد تعادل میان دو هدف متضاد حکایت دارد: نفت باید به‌اندازه‌ای ارزان باشد که قیمت بنزین و فشار تورمی را کاهش دهد، اما نه آن‌قدر ارزان که استخراج برای تولیدکنندگان شیل صرفه اقتصادی خود را از دست بدهد و شعار: حفاری، حفاری، حفاری با مانع روبه‌رو شود.

بر این اساس، پیام‌های ترامپ را می‌توان نوعی مداخله کلامی برای بازگرداندن نفت به محدوده مطلوب کاخ سفید دانست. زمانی که قیمت‌ها بیش از حد افزایش می‌یابند، وعده توافق، آتش‌بس یا عرضه بیشتر می‌تواند انتظارات افزایشی را مهار کند؛ در مقابل، افت شدید قیمت ممکن است با حمایت از تولیدکنندگان و تأکید بر قدرت صنعت نفت آمریکا پاسخ داده شود.

تحلیل گلدمن‌ساکس اثبات نمی‌کند که تمام پیام‌های ترامپ با هدف جابه‌جایی عمدی بازار منتشر شده‌اند، اما نشان می‌دهد تناقض ظاهری مواضع او می‌تواند از یک منطق ثابت پیروی کند: نگه‌داشتن نفت در محدوده‌ای که هم برای مصرف‌کننده آمریکایی قابل‌قبول باشد و هم تولید داخلی را از صرفه نیندازد.

بازار به پیام‌های ترامپ بی‌حس شده است؟

تکرار پیام‌های متناقض ترامپ ظاهراً نتیجه دیگری نیز داشته است: معامله‌گران دیگر به هر اظهارنظر او واکنش نشان نمی‌دهند. بررسی بانک‌های بزرگ نشان می‌دهد اثر متوسط پیام‌های رئیس‌جمهوری آمریکا بر بازار کاهش یافته و سرمایه‌گذاران آموخته‌اند میان مواضع روزمره و پیام‌هایی که از یک تغییر واقعی در سیاست حکایت دارند، تفاوت بگذارند.

تحلیلگران جی‌پی‌مورگان با بررسی پیام‌های ترامپ درباره جنگ ایران دریافتند بخش عمده این پیام‌ها در بازه ۳۰ دقیقه‌ای، نوسان غیرعادی و قابل‌توجهی در بازار اوراق خزانه‌داری آمریکا ایجاد نکرده‌اند. همچنین هرچه از آغاز جنگ گذشته، واکنش نرخ‌های بهره به پیام‌های جدید ترامپ ضعیف‌تر شده است؛ نتیجه‌ای که به اعتقاد این بانک از کاهش تدریجی حساسیت بازار حکایت دارد. بااین‌حال، چند پیام استثنایی همچنان نوسانی بسیار فراتر از شرایط معمول بازار ایجاد کرده‌اند

پژوهش دیگری از جی‌پی‌مورگان در فوریه ۲۰۲۵ نیز نشان داده بود تنها حدود ۱۰ درصد از ۱۲۶ پیام ترامپ درباره موضوعات حساسی مانند تعرفه، روابط خارجی و اقتصاد، حرکت آشکاری در بازار ارز ایجاد کرده‌اند. پیام‌های تعرفه‌ای اثرگذارتر بودند و نزدیک به یک‌سوم آنها بازار را جابه‌جا کردند؛ اما حتی معامله براساس این پیام‌ها نیز در خوش‌بینانه‌ترین حالت بازدهی بیشتر از ۴ درصد ایجاد نمی‌کرد.

مورگان‌استنلی نیز با بررسی پیام‌های مربوط به تعرفه‌ها و جنگ ایران به نتیجه مشابهی رسیده است. به ارزیابی این بانک، سرمایه‌گذاران بازار سهام به‌تدریج از کنار بخش بزرگی از ریسک‌های خبری عبور می‌کنند و اثر پیام‌های ترامپ، خارج از نوسان‌های کوتاه‌مدت روزانه، کاهش یافته است. بازار اوراق نیز معمولاً زمانی واکنش جدی نشان می‌دهد که پیام منتشرشده از تغییر روشن سیاست و اثر احتمالی آن بر تورم، رشد اقتصادی یا قیمت نفت خبر دهد.

بنابراین، شواهد از بی‌اثرشدن کامل پیام‌های ترامپ حکایت ندارند؛ بلکه بازار نسبت به حجم بالای پیام‌ها و لحن تکراری آنها کم‌حساس‌تر شده است. شاید ده‌ها پیام بدون واکنش جدی معامله‌گران منتشر شوند، اما یک خبر معتبر درباره حمله، آتش‌بس، توافق یا تعرفه همچنان می‌تواند میلیارد‌ها دلار را جابه‌جا کند. درواقع، بازار صدای ترامپ را نشنیده نمی‌گیرد؛ فقط تا زمانی که نشانه‌ای از اقدام واقعی نبیند، آن را بیشتر «نویز سیاسی» تلقی می‌کند.

درنهایت، شواهد موجود بیش از آنکه از «بی‌اثرشدن کامل» سخنان ترامپ حکایت داشته باشند، نشان می‌دهند بازار دارد به این آگاهی میرسد که باید بین تنش‌های لفظی در سیاست و اقدام واقعی تمایز وجود داشته باشد.

نتیجه چیست؟

پیام‌های متناقض او می‌توانند بخشی از راهبرد ابهام و مداخله کلامی برای هدایت انتظارات باشند و کاهش شدت واکنش معامله‌گران نیز احتمالاً پیامد تکرار همین رفتار است؛ اما معاملات میلیارددلاری پیش از برخی پیام‌های تعیین‌کننده، پرسش درباره نشت اطلاعات و کسب سود را همچنان باز نگه می‌دارد. تا زمانی که هویت معامله‌گران و منشأ اطلاعات آنان روشن نشود، منفعت شخصی ترامپ اثبات‌شده نیست؛ آنچه می‌توان با اطمینان گفت این است که رئیس‌جمهوری آمریکا، آگاهانه یا ناخواسته، شبکه اجتماعی خود را به یکی از ابزار‌های اثرگذار بر نفت، سهام و انتظارات معامله‌گران تبدیل کرده است.

منبع: اقتصاد آنلاین
x