بحران‌های انباشته رسانه‌ها؛

کوچ روزنامه‌نگاران | روزنامه‌نگاری در ایران به کجا می‌رود؟

روزنامه

اقتصاد‌آنلاین: روزنامه‌نگاری، سال‌هاست که در معرض بیشترین فشارها است و به عنوان یک حرفه، در حال تنزل به شغل دوم یا سوم یا شغلی پاره‌وقت است.

امیرمحمد حسینی: ۱۷ مرداد دوباره از راه رسید. روزی که در تقویم رسمی کشور به نام روز «خبرنگار» نام‌گذاری شده، اما سال‌هاست که برای روزنامه‌نگاران، بیشتر به یک شوخی تلخ می‌ماند.

۱۷ مرداد که می‌رسد، احتمالا باید بیش از هر روز دیگری فرصتی باید برای شنیده شدن صدای کسانی که شغل‌شان شنیدن و نوشتن و تولید محتوا است. اما متناقض آنکه خبرنگاران حتی در روزی که منتسب به نام آنهاست، کمتر فرصت پیدا می‌کنند درباره وضعیت خودشان حرف بزنند. امسال هم طبق روال هر سال، خبرنگاران در روز خودشان مشغول پوشش اخبار دیگران بودند؛ از جمله نشست خبری رئیس‌جمهور که در آن همه‌چیز گفت‌و‌گو شد، به جز واقعیت زندگی همان کسانی که پشت دوربین‌ها و میکروفون‌ها نشسته بودند.

جایگاه اجتماعی و اقتصاد بیمار

سال‌هاست که شأن اجتماعی و امنیت اقتصادی روزنامه‌نگار ایرانی در حال افول مداوم است. روزنامه‌نگاری که روزگاری مرجع فکری جامعه شناخته می‌شد، امروز در تلاطم هزینه‌های اولیه زندگی گرفتار است. سال گذشته انجمن صنفی روزنامه‌نگاران در گزارشی تایید کرد که دستمزد بیش از ۶۵ درصد همکاران ما بین ۱۰ تا ۲۰ میلیون تومان است و نزدیک به ۲۰ درصدشان حتی کمتر از ۱۰ میلیون تومان در ماه درآمد دارند. تلخ‌تر آنکه ۷۳.۷ درصد از روزنامه‌نگاران از دستمزد خود ناراضی هستند و بیش از ۴۲ درصد آنها ناچارند برای تأمین هزینه‌های سرسام‌آور زندگی، دست به کار‌های دوم و سوم بزنند. در شش ماه نخست امسال هم اگر شرایط بدتر نباشد، قطعا بهتر نبوده است.

اما واقعیت این است که مسئله امروز روزنامه‌نگار ایرانی تنها کم بودن حقوق نیست. مسئله، فرسایش تدریجی جایگاه یک حرفه است. حرفه‌ای که زمانی قرار بود یکی از ارکان مهم قلمرو عمومی جامعه باشد، اما اکنون برای بخش بزرگی از شاغلانش به کاری موقت، پاره‌وقت و گاه حتی شغلی در کنار شغل اصلی تبدیل شده است.

روزنامه‌نگار باید تحصیل‌کرده باشد، تجربه داشته باشد، اخبار را رصد کند، با منابع مختلف ارتباط بگیرد، صحت اطلاعات را بررسی کند، مسئولیت حقوقی و حرفه‌ای مطالبش را بپذیرد و در بسیاری مواقع در شرایط دشوار و پرخطر کار کند، اما در پایان ماه، درآمد همین شغل برای بخش بزرگی از روزنامه‌نگاران حتی از هزینه حداقلی زندگی نیز عقب‌تر است.

بحران‌های انباشته و فرار از روزنامه‌نگاری

چالش‌ها فقط به خط فقر ختم نمی‌شود. در سایه بحران‌هایی مثل جنگ و حوادث تلخ داخلی و از همه مهم‌ترین نبود آزادی بیان، روزنامه‌نگاری بیش از هر زمان به دوره حضیض خود فرورفته است.

براساس گزارش‌ها، پس از جنگ ۱۰۰ خبرنگار شغل خود را از دست داده‌اند. اما روزنامه‌نگاران که همواره تلاش می‌کند صدای بی‌صدایان باشند، خود معمولا بی‌پناه‌ترین قشر جامعه است. ترس از تهدیدات امنیتی و احضار‌ها از یک سو، و نبود نهاد‌های رسانه‌ای کاملاً مستقل و سندیکا‌های قدرتمند از سوی دیگر، تحریریه‌ها را از نیرو‌های متخصص و استخوان‌خردکرده خالی کرده است. فرار نیروی انسانی از تحریریه‌ها به سمت روابط‌عمومی، تولید محتوای تبلیغاتی یا مهاجرت بخش دیگری از چالش‌های روزنامه‌نگاری در ایران است که نشان می‌دهد در سال‌های آینده وضعیت به مراتب می‌تواند بدتر باشد. چراکه خروج روزنامه‌نگاران حرفه‌ای از رسانه، پیش از آنکه بحران شغلی خبرنگاران باشد، بحران جامعه است. رسانه‌ای که نیروی انسانی متخصص خود را از دست بدهد، ناچار است با نیروی کم‌تجربه‌تر، کم‌هزینه‌تر یا موقت‌تر ادامه دهد. در چنین شرایطی کیفیت خبر کاهش پیدا می‌کند، گزارش تحقیقی کمتر تولید می‌شود، منابع کمتر راستی‌آزمایی می‌شوند و فاصله میان رسانه و مخاطب بیشتر می‌شود.

اما همزمان با دوران حضیض روزنامه‌نگاری به اصطلاح رسانه‌هایی مثل قارچ سربرآورده‌اند. وقتی رسانه اصیل، شناسنامه‌دار و آزاد به محاق می‌رود و اقتصاد و سانسور شریان روزنامه‌نگاری را می‌بندد، فضای غیرشفاف به بازاری برای کاسبان بدنام تبدیل می‌شود. پدیده شوم «باج‌نیوزها» و کانال‌های باج‌گیر، محصول مستقیم حذف روزنامه‌نگاری حرفه‌ای است. اخاذی، اتهام‌زنی و باج‌گیری از مدیران اقتصادی تحت نام «فعال رسانه‌ای»، جایگاه از دست‌رفته این حرفه را بیش از پیش زیر سوال برده است.

اگر قرار است روزنامه‌نگاری بماند...

روزنامه‌نگاری اگر قرار است همچنان شغل باشد، باید بتواند زندگی یک روزنامه‌نگار را تأمین کند. اگر قرار است حرفه باشد، باید امنیت حرفه‌ای داشته باشد. اگر قرار است مسئولیت اجتماعی داشته باشد، باید از آزادی دسترسی به اطلاعات و امکان انتشار آن برخوردار باشد؛ و اگر قرار است در برابر قدرت، صدای جامعه باشد، روزنامه‌نگار نیز باید جایی برای پناه‌بردن داشته باشد.

مسئله هرگز این نبوده و نیست که خبرنگاران در روز خبرنگار چقدر مورد تقدیر قرار می‌گیرند. مسئله این است که چند نفر از آنها می‌توانند با اطمینان بگویند سال آینده همچنان روزنامه‌نگار خواهند بود. اگر پاسخ این پرسش هر سال ناامیدکننده‌تر می‌شود، آنچه از دست می‌رود فقط شغل چند صد یا چند هزار روزنامه‌نگار نیست، بلکه بخشی از ظرفیت جامعه برای دانستن، پرسیدن و نقد کردن و پیشرفت است.

x