agah
ملی گلد.
کیان.
x
طلاین
منطه
پارس نماد
۲۸ / تير / ۱۴۰۵ ۲۱:۱۷
اقتصادآنلاین گزارش می‌دهد؛

تنگه هرمز؛ ابزار بازدارندگی یا تله اجماع علیه ایران؟

تنگه هرمز؛ ابزار بازدارندگی یا تله اجماع علیه ایران؟

برخلاف جنگ ۴۰ روزه، حالا اجماعی جهانی علیه ایران پیرامون تنگه هرمز در حال شکل‌گیری است. اجماعی که چین و روسیه، دو کشور نزدیک‌‌تر به ایران نیز با آن همراه هستند و می‌تواند پیامدهای مخربی بر سرنوشت جنگ علیه ایران داشته باشد.

کد خبر: ۲۱۵۱۷۴۹

اقتصادآنلاین، گروه سیاسی: تنگه هرمز این روزها به صدر اخبار رسانه‌های جهان بازگشته است. اما همزمان با افزایش نقش هرمز در معادلات نظامی، نشانه‌های شکل‌گیری اجماعی کم‌سابقه علیه هرگونه تغییر در رژیم عبور و مرور این آبراه نیز آشکار می‌شود.

اجماعی که این بار تنها به غرب محدود نیست و بازیگرانی مانند چین، روسیه و حتی عمان نیز در عمل بر بازگشت شرایط پیش از جنگ تأکید دارند و حاضر به همراهی با سیاست ایران نیستند.

هرمز؛ برگ برنده ایران در جنگ

از نگاه بسیاری از تحلیلگران ایرانی، میان وضعیت جنگ و صلح باید تفاوت قائل شد. در شرایطی که ایران هدف حملات نظامی قرار می‌گیرد، ایجاد محدودیت در عبور و مرور دریایی می‌تواند بخشی از ابزار‌های بازدارنده کشور برای افزایش هزینه جنگ باشد. اقدامی که در جنگ ۴۰ روزه نیز رخ داد و بررسی‌ها نشان می‌دهد که اجماع گسترده‌ای در سطح جهان ایجاد نکرد. چراکه ایران خود هدف تجاوز آمریکا و اسرائیل قرار گرفته و از تنگه هرمز به عنوان ابزاری دفاعی بهره جست. چنین اقدامی علاوه بر ایجاد اختلال در بازار جهانی انرژی، این پیام را منتقل کرد که ادامه جنگ تنها محدود به میدان نبرد نخواهد ماند و آثار آن اقتصاد جهانی را نیز دربر خواهد گرفت.

در چنین شرایطی، تنگه هرمز تبدیل به یک اهرم راهبردی شد که هدف اصلی آن وادار کردن طرف مقابل به توقف جنگ یا بازگشت به مذاکره بود.

قواعد متفاوت صلح

مسئله زمانی پیچیده می‌شود که همین منطق جنگ به دوران صلح تعمیم داده شود.

اصرار بر مدیریت عبور کشتی‌های تجاری، ایجاد نظام مجوزدهی، دریافت عوارض یا کنترل دائمی تردد در تنگه، اگرچه ممکن است در نگاه نخست به افزایش نفوذ ایران تعبیر شود، اما در عمل هزینه‌های بسیار سنگین‌تری نسبت به منافع احتمالی آن خواهد داشت.

در شرایط صلح، مهم‌ترین ذی‌نفعان تنگه هرمز تنها ایران و آمریکا نیستند؛ اقتصاد‌های بزرگ جهان، صادرکنندگان نفت خلیج فارس، شرکت‌های کشتیرانی، بیمه‌گران بین‌المللی و مصرف‌کنندگان انرژی همگی در ثبات این مسیر مشترک هستند. به همین دلیل هر اقدامی که آزادی کشتیرانی را محدود کند، می‌تواند زمینه شکل‌گیری اجماع سیاسی و حقوقی گسترده علیه ایران را فراهم کند.

بیانیه مشترک اخیر اتحادیه اروپا و شورای همکاری خلیج فارس دقیقاً در همین چارچوب قابل ارزیابی است. این بیانیه نه فقط حملات به کشتی‌های تجاری، بلکه هرگونه تلاش برای اعمال کنترل انحصاری، دریافت عوارض یا مشروط کردن عبور کشتی‌ها را رد کرده و بر آزادی کشتیرانی تأکید کرده است.

اجماعی که فقط غربی نیست

در این بین، مواضع بازیگرانی معمولاً در بسیاری از پرونده‌های بین‌المللی به جمهوری اسلامی ایران نزدیک‌تر تلقی می‌شوند نیز قابل توجه بوده است.

چین آشکارا بر ضرورت بازگشت هرچه سریع‌تر عبور آزاد و امن کشتی‌ها از تنگه هرمز تأکید کرده است. برای پکن، امنیت این آبراه مستقیماً با امنیت انرژی و رشد اقتصادی این کشور گره خورده و طبیعی است که هرگونه اختلال بلندمدت را برخلاف منافع خود بداند.

روسیه نیز در مواضع خود بر ثبات کشتیرانی و جلوگیری از گسترش بحران تأکید کرده است. این رویکرد نشان می‌دهد حتی کشور‌هایی که در برابر آمریکا و اروپا در برنامه هسته‌ای و جنگ و ... از مواضع ایران حمایت کردند نیز حاضر نیستند در موضوع تنگه هرمز با ایران همراه شوند.

در همین چارچوب، عمان نیز که همواره به شکل سنتی روابط نزدیکی با ایران داشته و طی سال‌های گذشته نقش میانجی و شریک قابل اعتماد تهران را ایفا کرده، با هرگونه سازوکار دریافت هزینه از کشتی‌ها یا مدیریت مشترک تنگه موافقت نکرده است. این موضع نشان می‌دهد حتی نزدیک‌ترین همسایگان ایران نیز ترجیح می‌دهند رژیم سنتی عبور و مرور در هرمز حفظ شود.

هزینه بیشتر از منافع

ادامه روند اجماع علیه ایران و تداوم جنگ بر سر تنگه هرمز، ابعاد نبرد را گسترده‌تر خواهد کرد.

دونالد ترامپ رییس‌جمهور آمریکا تهدید کرده است که در صورت ادامه تنش‌ها، دامنه حملات آمریکا می‌تواند از اهداف نظامی فراتر رود و زیرساخت‌های غیرنظامی ایران را نیز دربر بگیرد. همزمان، احتمال افزایش فشار نظامی بر جزایر سه‌گانه ایرانی و حتی حمله زمینی نیز مطرح شده که دامنه جنگ را بسیار گسترده می‌کند.

در چنین شرایطی، تبدیل تنگه هرمز از یک ابزار بازدارندگی موقت در زمان جنگ به یک مناقشه دائمی در دوران صلح، ممکن است نه تنها دستاورد سیاسی و اقتصادی مشخصی برای ایران نداشته باشد، بلکه زمینه شکل‌گیری اجماع سیاسی گسترده‌تری را علیه تهران فراهم کند. به این معنا که اقدامات نظامی آمریکا با هدف بازکردن تنگه هرمز در سطح بین‌المللی مشروع به نظر برسد.

هرمز ارزش یک جنگ همه‌جانبه را دارد؟

کوروش احمدی، دیپلمات پیشین ایران در سازمان ملل، در گفت‌و‌گو با اقتصادآنلاین تاکید می‌کند که تنگه هرمز با وجود اهمیت راهبردی خود، ارزش ورود ایران به یک جنگ همه‌جانبه را ندارد. از نگاه او، موقعیت ژئوپلیتیکی و حاکمیت ایران بر سواحل و جزایر این منطقه، واقعیتی تاریخی و جغرافیایی است که با تحولات مقطعی تغییر نخواهد کرد.

احمد زیدآبادی، فعال سیاسی نیز در خرداد ماه یعنی میانه آتش‌بس ایران و آمریکا هشدار داده بود که اصرار بر تنگه هرمز می‌تواند اجماع علیه ایران ایجاد کند.

بنابراین، مزیت اصلی ایران نه در تبدیل هرمز به مبنای جنگ، بلکه در بهره‌گیری از ظرفیت‌های ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی آن برای تقویت جایگاه منطقه‌ای کشور نهفته است. ظرفیتی که می‌تواند از مسیر دیپلماسی، حقوق بین‌الملل و همکاری‌های اقتصادی، دستاوردی پایدارتر از هرگونه رویارویی نظامی ایجاد کند.

شاید اکنون مهم‌ترین پرسش پیش روی مقامات ایران این باشد که آیا تنگه هرمز همچنان باید صرفاً به عنوان یک ابزار فشار نظامی دیده شود یا آنکه زمان آن رسیده است که این آبراه بیش از هر چیز به سرمایه‌ای ژئوپلیتیکی برای افزایش قدرت چانه‌زنی دیپلماتیک ایران تبدیل شود. در روز‌هایی که زمان به سرعت در حال سپری‌شدن به سود حامیان گسترده شدن جنگ است.

ارسال نظرات
مفید
x