agah
ملی گلد.
کیان.
x
طلاین
منطه
پارس نماد
۳۰ / تير / ۱۴۰۵ ۰۸:۳۰
پشت‌پرده پیش‌بینی جدید گلدمن ساکس؛

سرعت توسعه مسیرهای جایگزین تنگه هرمز | کاهش وابستگی نفت به هرمز نزدیک است؟

سرعت توسعه مسیرهای جایگزین تنگه هرمز | کاهش وابستگی نفت به هرمز نزدیک است؟

جنگ و اختلالات اخیر در تنگه هرمز نشان داد پیامد‌های بحران در این آبراه به قیمت نفت محدود نمی‌ماند؛ اکنون کشور‌های حاشیه خلیج فارس توسعه مسیر‌های جایگزین را سرعت بخشیده‌اند؛ اما یک پرسش مهم، کاهش وابستگی نفت به تنگه هرمز نزدیک است؟

کد خبر: ۲۱۵۱۷۲۵

به گزارش اقتصادآنلاین، بحران تنگه هرمز کشورهای صادرکننده نفت منطقه را با واقعیتی قدیمی اما پرهزینه روبه‌رو کرده است: بخش بزرگی از نفت خلیج فارس برای رسیدن به بازار جهانی به یک گلوگاه دریایی وابسته است.

براساس اطلاعات آژانس بین‌المللی انرژی، در سال ۲۰۲۵ به‌طور متوسط روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و فرآورده‌های نفتی از تنگه هرمز عبور کرده است؛ حجمی معادل حدود ۲۵ درصد تجارت دریایی نفت جهان.

در حال حاضر، تنها عربستان سعودی و امارات متحده عربی خطوط لوله عملیاتی با ظرفیت قابل‌توجه برای صادرات نفت خارج از تنگه هرمز دارند. ایران، عراق، کویت، قطر و بحرین همچنان بخش عمده صادرات نفت خود را از این آبراه عبور می‌دهند.

گلدمن ساکس در ارزیابی تازه خود، هفت پروژه توسعه خط لوله و زیرساخت صادراتی را بررسی کرده است.

اما آیا این پروژه‌ها می‌توانند به سلطه هرمز بر تجارت انرژی پایان دهند؟ 

گلدمن ساکس چه آینده‌ای برای تنگه هرمز می‌بیند؟

براساس سناریوی پایه این بانک، ظرفیت مؤثر خطوط دورزننده هرمز تا پایان سال ۲۰۲۷ حدود ۳.۸ میلیون بشکه در روز و تا پایان سال ۲۰۲۸ در مجموع ۷.۳ میلیون بشکه افزایش خواهد یافت.

در این صورت، بیش از ۴۵ درصد صادرات نفت پیش از جنگ منطقه تا پایان ۲۰۲۷ و بیش از ۶۰ درصد آن تا پایان ۲۰۲۸ در برابر اختلالات هرمز محافظت می‌شود.

مجموع ظرفیت مؤثر مسیرهای جایگزین در این سناریو به بیش از ۱۴ میلیون بشکه در روز می‌رسد.

بااین‌حال، این رقم به معنای احداث ۱۴ میلیون بشکه ظرفیت کاملاً جدید یا عبور قطعی همین میزان نفت از خطوط در سال ۲۰۲۸ نیست؛ بلکه ظرفیت‌های موجود را نیز دربرمی‌گیرد و تحقق آن به تکمیل خطوط، توسعه مخازن و پایانه‌ها، امکانات بارگیری و توافق کشورهای مسیر بستگی دارد.

کدام مسیرها همین حالا عملیاتی‌اند؟

عربستان سعودی خط لوله شرق–غرب را در اختیار دارد که نفت تأسیسات شرقی این کشور را به بندر ینبع در دریای سرخ منتقل می‌کند. ظرفیت طراحی اولیه این سامانه پنج میلیون بشکه در روز بود، اما آرامکو آن را توسعه داده است.

وزارت انرژی عربستان در ۱۲ آوریل ۲۰۲۶ اعلام کرد ظرفیت کامل انتقال نفت در این خط، پس از تعمیر آسیب‌های ناشی از حملات، به حدود هفت میلیون بشکه در روز بازگشته است.

با وجود این، ظرفیت فنی خط لوله را نباید با توان صادراتی نهایی یکسان دانست. حجم قابل‌صادرات به ظرفیت مخازن، اسکله‌ها، تجهیزات بارگیری ینبع و همچنین میزان نفت مصرف‌شده در پالایشگاه‌های داخلی بستگی دارد.

امارات نیز از خط حبشان-فجیره استفاده می‌کند. ظرفیت گزارش‌شده این مسیر نزدیک به ۱.۸ میلیون بشکه در روز است و فجیره به دلیل قرار گرفتن در دریای عمان، خارج از تنگه هرمز قرار دارد.

آژانس بین‌المللی انرژی برآورد کرده بود پیش از بحران، حدود ۱.۱ میلیون بشکه در روز از این خط عبور می‌کرد و تا ۷۰۰ هزار بشکه ظرفیت اضافی در دسترس بود.

وضعیت خط لوله ایران |جاسک؛ مسیری عملیاتی، اما همچنان محدود

خط گوره-جاسک با ظرفیت اسمی یک میلیون بشکه در روز احداث شده است، اما استفاده از آن همچنان محدود و مقطعی است.

داده‌های کپلر نشان می‌دهد، یک نفتکش در ۷ مارس ۲۰۲۶ حدود دو میلیون بشکه نفت در جاسک بارگیری کرده است؛ نخستین بارگیری تأییدشده در این پایانه از سپتامبر ۲۰۲۴. بنابراین، دیگر نمی‌توان جاسک را کاملاً غیرعملیاتی توصیف کرد.

با این ‌حال، کپلر ظرفیت مؤثر این مسیر را نزدیک به ۳۰۰ هزار بشکه در روز برآورد کرده که با ظرفیت اسمی یک‌میلیون‌بشکه‌ای آن فاصله زیادی دارد. استفاده محدود و نامنظم از جاسک نیز نشان می‌دهد این پایانه هنوز جایگزینی هم‌مقیاس و قابل‌اتکا برای جزیره خارک محسوب نمی‌شود.

کدام پروژه‌ها از روی کاغذ عبور کرده‌اند؟

در گزارش‌های منتشرشده از ارزیابی گلدمن ساکس، دو پروژه به‌عنوان مهم‌ترین خطوط در حال ساخت برجسته شده‌اند.

نخست، خط جدید انتقال نفت امارات به فجیره است. سلطان الجابر، مدیرعامل شرکت ملی نفت ابوظبی، در ماه مه اعلام کرد ۵۰ درصد این پروژه تکمیل شده و بهره‌برداری از آن برای سال ۲۰۲۷ برنامه‌ریزی شده است.

براساس اعلام رسمی ادنوک، خط دوم ظرفیت صادرات نفت این شرکت از فجیره را دو برابر خواهد کرد. با توجه به ظرفیت حدود ۱.۸ میلیون‌بشکه‌ای خط موجود، ظرفیت بالقوه صادرات از این مسیر می‌تواند به حدود ۳.۶ میلیون بشکه در روز برسد.

پروژه دوم، خط بصره–حدیثه عراق است. ظرفیت این خط در اعلام‌های مختلف رسمی بین ۲.۲۵ تا ۲.۵ میلیون بشکه در روز عنوان شده است. این تفاوت احتمالاً به مشخصات مراحل مختلف پروژه و برآورد ظرفیت طراحی بازمی‌گردد؛ بنابراین تا انتشار مشخصات نهایی بهتر است همین بازه ذکر شود.

رسیدن نفت به حدیثه به‌تنهایی یک مسیر صادراتی کامل ایجاد نمی‌کند. عراق برای رساندن نفت به بازار جهانی باید خطوط بعدی به بانیاس سوریه، جیهان ترکیه یا عقبه اردن را احداث یا بازسازی کند.

توافق‌های تازه عراق چه تغییری ایجاد کرد؟

در ۱۷ ژوئیه ۲۰۲۶، شرکت‌های غربی و مقام‌های عراقی مجموعه‌ای از توافق‌ها و تفاهم‌نامه‌ها را در واشنگتن امضا کردند. شرکت شورون نیز اعلام کرد قصد دارد در خط لوله‌ای برای ایجاد یک مسیر صادراتی جدید از عراق به سواحل مدیترانه سرمایه‌گذاری کند.

آمریکا همچنین از تلاش عراق و سوریه برای احیای خط کرکوک–بانیاس حمایت کرده است؛ مسیری که از زمان آسیب‌دیدن در جریان جنگ سال ۲۰۰۳ عمدتاً خارج از سرویس بوده است.

بااین‌حال، رویترز تأکید کرده است که توافق‌های امضاشده در نشست واشنگتن عمدتاً غیرالزام‌آور بوده‌اند. مسیر نهایی، ظرفیت، هزینه و زمان بهره‌برداری از خطوط نیز هنوز قطعی نیست. بنابراین، این تحولات پروژه‌های عراق را یک مرحله جلو برده، اما هنوز آنها را به مسیرهای صادراتی آماده تبدیل نکرده است.

چالش‌های بازار LNG

کاهش وابستگی نفت به هرمز به معنای کم‌شدن مشابه اهمیت این تنگه برای تمام تجارت انرژی نیست.

براساس داده‌های آژانس بین‌المللی انرژی، در سال ۲۰۲۵ بیش از ۱۱۲ میلیارد مترمکعب گاز طبیعی مایع‌شده از هرمز عبور کرده است.

حدود ۹۳ درصد صادرات LNG قطر و ۹۶ درصد صادرات LNG امارات از این مسیر گذشته‌اند؛ حجمی معادل نزدیک به ۲۰ درصد تجارت جهانی LNG. آژانس بین‌المللی انرژی تأکید کرده است که در حال حاضر مسیر جایگزین هم‌مقیاسی برای رساندن این حجم از گاز مایع‌شده به بازار جهانی وجود ندارد.

هرمز فقط گذرگاه نفت و گاز نیست

براساس گزارش رویترز، پیش از آغاز جنگ حدود یک‌سوم اوره معامله‌شده در جهان و نزدیک به نیمی از تجارت دریایی گوگرد از تنگه هرمز عبور می‌کرد. محموله‌های آمونیاک و کودهای فسفاته نیز از این آبراه استفاده می‌کنند.

این کالاها را نمی‌توان با خطوط لوله نفت جابه‌جا کرد؛ بنابراین حتی تکمیل کامل پروژه‌های نفتی نیز وابستگی تجارت کالایی منطقه به کشتیرانی در هرمز را از بین نمی‌برد.

پایان اهمیت تنگه هرمز؟

حتی در صورت تحقق سناریوی پایه گلدمن ساکس، اهمیت تنگه هرمز پایان نخواهد یافت.

براساس سناریوی گلدمن ساکس، خطوط لوله جدید می‌توانند تا پایان سال ۲۰۲۸ بیش از ۶۰ درصد نفت صادراتی کشورهای خلیج فارس را بدون عبور از هرمز به بازار برسانند؛ اما نزدیک به ۴۰ درصد صادرات نفت منطقه همچنان به این تنگه وابسته خواهد ماند. برای بخش عمده صادرات LNG قطر و امارات و بسیاری از کالاهای غیرنفتی نیز هنوز مسیر جایگزین مناسبی وجود ندارد.

آنچه در حال شکل‌گیری است «پایان وابستگی» نیست؛ بلکه آغاز پرهزینه و زمان‌بر متنوع‌سازی مسیرهای صادراتی است.

ارسال نظرات
مفید
x