agah
ملی گلد.
کیان.
x
طلاین
منطه
پارس نماد
۲۸ / تير / ۱۴۰۵ ۱۲:۰۷
روایت فرید زکریا در واشنگتن‌پست از برنده خاموش جنگ؛

هدیه جنگ ایران به چین | پکن بدون شلیک گلوله چه به دست آورد؟

هدیه جنگ ایران به چین | پکن بدون شلیک گلوله چه به دست آورد؟

فرید زکریا در یادداشتی در واشنگتن‌پست استدلال کرده است که چین بدون ورود مستقیم به جنگ و تحمل هزینه‌های نظامی، به یکی از بزرگ‌ترین بهره‌برداران راهبردی این درگیری تبدیل شده است؛ تحولی که از نگاه او، نفوذ آمریکا در خاورمیانه را کاهش می‌دهد، وابستگی جهان به فناوری‌های چینی را افزایش می‌دهد و جایگاه پکن را در نظم جهانی تقویت می‌کند.

کد خبر: ۲۱۵۱۶۸۵

به گزارش اقتصادآنلاین، واشنگتن‌پست در ۱۷ ژوئیه ۲۰۲۶ یادداشتی از فرید زکریا با عنوان «جنگ ایران یک هدیه است؛ اما نه برای آمریکا» منتشر کرد. محور اصلی این یادداشت آن است که جنگ، سه هدف دیرینه چین را سرعت بخشیده است: کاهش وابستگی خاورمیانه به آمریکا، افزایش وابستگی جهان به فناوری‌های کلیدی چین و تقویت تصویر پکن به‌عنوان یک قدرت باثبات جهانی.

زکریا که واشنگتن‌پست او را ستون‌نویس حوزه سیاست خارجی معرفی می‌کند، معتقد است پکن برای دستیابی به این منافع نه وارد درگیری شده، نه هزینه نظامی سنگینی پرداخته و نه سرمایه سیاسی قابل‌توجهی مصرف کرده است.

هدف چین، جانشینی آمریکا نیست

از نگاه زکریا، چین نمی‌خواهد جای آمریکا را به‌عنوان تأمین‌کننده امنیت نظامی خاورمیانه بگیرد؛ زیرا چنین نقشی مستلزم تعهدات سیاسی، نظامی و مالی پرهزینه است. هدف محدودتر پکن، ترغیب کشور‌های خلیج فارس به کاهش وابستگی کامل به واشنگتن و ایجاد گزینه‌های سیاسی و اقتصادی تازه است.

رویکرد کشور های خلیج فارس در برابر تحولات منطقه‌ای

زکریا معتقد است در پی جنگ، کشور‌های منطقه ممکن است مسیر‌های متفاوتی را انتخاب کنند. امارات متحده عربی به همکاری نزدیک‌تر با آمریکا و اسرائیل تمایل دارد؛ اما گروه بزرگ‌تری به رهبری عربستان سعودی و با حضور قطر و عمان، احتمالاً حفظ مناسبات با واشنگتن را در کنار گفت‌و‌گو با ایران و توسعه روابط با چین دنبال خواهد کرد.

زکریا احیای روابط دیپلماتیک ایران و عربستان با میانجیگری چین در سال ۲۰۲۳، خرید برخی تجهیزات نظامی چینی از سوی ریاض و برگزاری رزمایش با نیروی دریایی چین را نشانه‌های این تغییر می‌داند. براساس آماری که او در یادداشت خود آورده، کشور‌های خلیج فارس بین سال‌های ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۵ بیش از ۸۰ درصد صادرات دفاعی چین به خاورمیانه را جذب کرده‌اند.

از نگاه نویسنده، کشور‌های منطقه فعلاً به‌دنبال کنارگذاشتن چتر امنیتی آمریکا نیستند؛ اما افزایش گزینه‌های سیاسی و امنیتی آنها می‌تواند قدرت نفوذ واشنگتن را کاهش دهد.

برگ برنده چین در برابر اختلالات انرژی

زکریا در یادداشت خود نوشته است که چین در دوره جنگ توانسته خرید نفت وارداتی را حدود چهار میلیون بشکه در روز کاهش دهد.

او مهم‌ترین دستاورد چین را در حوزه ژئواکونومی می‌بیند. این کشور بیش از ۷۰ درصد نفت مصرفی خود را وارد می‌کند و در ظاهر باید یکی از آسیب‌پذیرترین اقتصادها در برابر اختلال عرضه انرژی باشد. بااین‌حال، پکن طی سال‌های گذشته منابع واردات خود را متنوع کرده، ذخایر نفتی بزرگی ساخته و هم‌زمان استفاده از زغال‌سنگ، انرژی هسته‌ای، انرژی‌های تجدیدپذیر و برق را توسعه داده است.

براساس گزارش آژانس بین‌المللی انرژی، برق ۲۸ درصد مصرف نهایی انرژی چین را تشکیل می‌دهد؛ درحالی‌که این سهم در آمریکا ۲۲ درصد و در اتحادیه اروپا ۲۱ درصد است. این تفاوت نشان می‌دهد اقتصاد چین در مقایسه با این دو اقتصاد، بخشی بزرگ‌تر از مصارف نهایی خود را برقی کرده است. 

داده‌های مؤسسه انرژی نیز نشان می‌دهد چین در سال ۲۰۲۴ معادل ۵۷ درصد از افزایش جهانی تولید برق بادی و خورشیدی را به خود اختصاص داده است.

جنگ؛ ویترین تازه فناوری‌های چینی

دومین منفعت اقتصادی چین، افزایش اهمیت فناوری‌هایی است که این کشور بر زنجیره تولید آنها تسلط دارد. ناامنی عرضه نفت و گاز، دولت‌ها را به توسعه انرژی خورشیدی، باتری، توربین بادی، خودرو‌های برقی و شبکه‌های برق ترغیب می‌کند.

براساس ارقام مورد استناد زکریا، چین حدود ۹۱ درصد ظرفیت تولید پنل خورشیدی و ۸۹ درصد ظرفیت تولید باتری‌های لیتیوم‌یونی جهان را در اختیار دارد.

 بلومبرگ‌نیف نیز اعلام کرده است که چین در تمام بخش‌های عمده فناوری پاک بررسی‌شده، به‌جز الکترولایزر‌های هیدروژن، بیش از ۷۰ درصد ظرفیت تولید جهانی را در اختیار دارد.

بر پایه این استدلال، هرچه ناامنی انرژی طولانی‌تر شود، تقاضای جهانی برای محصولاتی افزایش می‌یابد که چین تولیدکننده اصلی آنهاست. به همین دلیل، زکریا جنگ را به‌نوعی ویترین تازه‌ای برای فناوری‌های حیاتی چین می‌داند.

آیا جنگ به گسترش یوان کمک می‌کند؟

زکریا یکی دیگر از اهداف چین را کاهش سلطه دلار بر تجارت جهانی می‌داند. او با استناد به گزارشی از بلومبرگ می‌نویسد برخی کشتی‌ها برای عبور از تنگه هرمز ملزم به پرداخت هزینه به یوان چین یا رمزارز شده‌اند.

بلومبرگ گزارش داده بود بعضی کشتی‌های متعلق به کشور‌های همسو برای عبور امن و همراهی در تنگه، هزینه‌هایی با ارز چین یا رمزارز پرداخت کرده‌اند. 

زکریا این اتفاق را در امتداد تلاش چین و شرکای تجاری‌اش برای گسترش مبادلات یوانی و کاهش آسیب‌پذیری در برابر تحریم‌های آمریکا ارزیابی می‌کند. از نگاه او، تضعیف جایگاه دلار ناگهانی نخواهد بود، اما افزایش استفاده از ارز‌های جایگزین می‌تواند این روند تدریجی را تقویت کند.

آمریکا هزینه کرد؛ چین نظاره‌گر ماند

بخش پایانی یادداشت به مقایسه عملکرد آمریکا و چین اختصاص دارد. زکریا با انتقاد از راهبرد دولت دونالد ترامپ مدعی است واشنگتن با اهداف بزرگی وارد جنگ شد، اما به دستاورد پایداری نرسید و هم‌زمان ده‌ها میلیارد دلار هزینه کرد، بخشی از مهمات و توان نظامی خود را مصرف کرد و امکاناتی را که می‌توانست در آسیا مستقر باشد، به خاورمیانه انتقال داد.

در مقابل، چین خرید نفت ایران را ادامه داد، مناسبات خود را با کشور‌های خلیج فارس حفظ کرد و از پذیرش هزینه دفاع از ایران یا تأمین امنیت خلیج فارس خودداری کرد. زکریا این رویکرد را الگوی مطلوب پکن می‌داند: دوری از رویارویی مستقیم و افزایش تدریجی نفوذ اقتصادی و دیپلماتیک.

آیا چین برنده مطلق جنگ است؟

زکریا تأکید می‌کند که چین نیز از جنگ بی‌هزینه عبور نکرده است. افزایش قیمت انرژی، اختلال در زنجیره‌های تأمین و کاهش تقاضای جهانی به اقتصاد این کشور فشار وارد کرده‌اند.

بااین‌حال، نتیجه‌گیری شخصی او این است که قدرت باید به‌صورت نسبی سنجیده شود. از این منظر، اگر هزینه‌های واردشده بر اهداف، اتحاد‌ها و اعتبار آمریکا با زیان‌های چین مقایسه شود، پکن در موقعیت بهتری قرار گرفته است.

پیام اصلی یادداشت واشنگتن‌پست این نیست که چین از تمام پیامد‌های اقتصادی جنگ سود برده است؛ بلکه جنگ برخی روند‌های بلندمدت موردنظر پکن را سرعت بخشیده است: کاهش نفوذ آمریکا در منطقه، افزایش تقاضا برای فناوری‌های چینی و حرکت تدریجی بخشی از تجارت جهانی به سمت گزینه‌های غیردلاری.

ارسال نظرات
مفید
x