مثقال طلا
ملی گلد.
کیان.
x
منطه
۱۶ / تير / ۱۴۰۵ ۲۱:۰۰
اقتصادآنلاین گزارش می‌دهد؛

از حکومت تا مقاومت | چرا حماس اداره نوار غزه را واگذار کرد؟

از حکومت تا مقاومت | چرا حماس اداره نوار غزه را واگذار کرد؟

پس از نزدیک به دو دهه حکمرانی بر نوار غزه، حماس با انحلال نهاد اداری خود، مهم‌ترین تغییر سیاسی دوران حاکمیتش را رقم زده است؛ اقدامی که می‌تواند معادلات جنگ، مذاکرات آتش‌بس و آینده اداره غزه را دگرگون کند. اما این تصمیم تا چه اندازه یک عقب‌نشینی واقعی است، چرا اکنون اتخاذ شده و چه پیامد‌هایی برای حماس، اسرائیل، فلسطینی‌ها و بازیگران منطقه‌ای از جمله ایران خواهد داشت؟

کد خبر: ۲۱۴۹۱۴۱
پارس نماد

اقتصادآنلاین، امیرمحمد حسینی: حماس از کنترل اداری نوار غزه دست می‌کشد؛ سه پس از عملیات ۷ اکتبر و نوزده سال بعد از اینکه کنترل سیاسی و نظامی در غزه را به دست آورد. حالا حماس اعلام کرده نهادی را که از سال ۲۰۰۷ اداره نوار غزه را به عهده داشت منحل می‌کند تا تا زمینه انتقال مسئولیت‌های اجرایی و اداری به «کمیته ملی اداره غزه» فراهم شود و برگی جدید در منطقه ورق بخورد. هرچند که حماس صرفا قدرت اداری را منتقل می‌کند و خبری از خلع سلاح یا توقف فعالیت نظامی این گروه نیست.

اما همین تصمیم حماس که تحت شرایط خاصی اتخاذ شده نیز پیامد‌هایی تعیین‌کننده بر روابط فلسطینی‌ها و اسرائیل و به تبع آن بر آینده منطقه خواهد داشت.

از حماس به کمیته ملی اداره غزه

بر اساس اعلام مقام‌های حماس، کمیته اضطراری اداره غزه منحل شده تا زمینه انتقال مسئولیت‌های اجرایی و اداری به «کمیته ملی اداره غزه» فراهم شود. این نهاد متشکل از چهره‌های مستقل و تکنوکراتی است که اداره غیرنظامی این باریکه را بر عهده می‌گیرند.

البته اسرائیل ادعاکرده که این تصمیم یک مانور رسانه‌ای است و همچنان با ورود این کمیته به غزه موافقت نکرده. اسرائیلی‌ها همزمان بر خلع سلاح کامل حماس به عنوان پیش‌شرط هرگونه توافق پایدار تأکید دارد، اما حماس تاکنون خلع سلاح را نپذیرفته است.

چگونه حماس به این نقطه رسید؟

اگرچه حماس در ماه‌های گذشته بار‌ها از آمادگی برای واگذاری امور اداری غزه سخن گفته بود، اما تصمیم اخیر بیش از آنکه حاصل تغییر ایدئولوژیک باشد، محصول مجموعه‌ای از فشار‌های نظامی و سیاسی است.

جنگ سه ساله، زیرساخت‌های غزه را تا حد زیادی نابود کرده، بخش بزرگی از ساختار اداری این منطقه را از کار انداخته و هزینه حکومت‌داری را به سطحی رسانده که ادامه آن برای حماس دشوار شده است.

از سوی دیگر، ادامه مذاکرات آتش‌بس و تلاش‌های مصر، قطر، ترکیه و آمریکا برای رسیدن به توافقی پایدار، این گروه را در برابر مطالبه‌ای قرار داده بود که مدت‌هاست از سوی بازیگران بین‌المللی مطرح می‌شود؛ جدا شدن اداره مدنی غزه از ساختار نظامی حماس.

در چنین شرایطی، کنار رفتن از مسئولیت اجرایی می‌تواند بخشی از فشار‌های سیاسی و بین‌المللی را از دوش حماس بردارد، بدون آنکه این جنبش ناچار شود مهم‌ترین ابزار بازدارندگی، یعنی سلاح را کنار بگذارد.

عقب‌نشینی تاکتیکی یا تغییر راهبرد؟

اکنون مهم‌ترین پرسش این است که آیا حماس واقعاً از قدرت کنار رفته یا تنها شکل حضور خود را تغییر داده است؟

پاسخ این پرسش هنوز روشن نیست. حماس تأکید می‌کند که دیگر مسئول اداره غزه نخواهد بود، اما چنانچه اشاره شد، همزمان هیچ نشانه‌ای از پذیرش خلع سلاح یا انحلال ساختار نظامی خود ارائه نکرده است. از نگاه این جنبش، واگذاری امور اجرایی به یک نهاد غیرسیاسی می‌تواند استدلال اسرائیل مبنی بر ادامه جنگ برای حذف حکومت حماس را تضعیف کند، در حالی که توان نظامی همچنان به عنوان اهرم مذاکره حفظ می‌شود.

به همین دلیل مقام‌های اسرائیلی این اقدام را بیشتر یک مانور رسانه‌ای توصیف کرده‌اند و معتقدند ساختار واقعی قدرت در غزه همچنان در اختیار حماس باقی خواهد ماند. همین اختلاف برداشت، نشان می‌دهد که فاصله میان دو طرف درباره آینده غزه همچنان بسیار زیاد است و با وجود دولتی افراطی در اسرائیل، آتش‌بس و توافق پایدار در دسترس به نظر نمی‌رسد.

گره اصلی

در واقع، موضوع اداره غزه هرگز محل اصلی اختلاف میان اسرائیل و حماس نبوده است. مسئله اصلی همچنان سرنوشت سلاح‌های حماس است.

کمیته ملی اداره غزه و حامیان بین‌المللی آن بر اصل «یک مرجع، یک قانون و یک نیروی مسلح» تأکید می‌کنند. این اصل به این معناست که تمامی سلاح‌ها تحت اختیار دولت یا نهاد مرکزی قرار بگیرد.

اما حماس این خواسته را نپذیرفته و اعلام کرده است که بحث خلع سلاح را تنها در چارچوب تشکیل دولت مستقل فلسطین بررسی خواهد کرد. از همین رو، هرچند انتقال مسئولیت‌های اجرایی می‌تواند فضای مذاکرات را تا اندازه‌ای تسهیل کند، اما بعید است به تنهایی بن‌بست سیاسی موجود را بشکند.

پیامد‌هابرای حماس

برای حماس، این تصمیم احتمالا هم فرصت است هم تهدید. از یک سو، کنار رفتن از مدیریت روزمره غزه، مسئولیت مستقیم بحران انسانی، کمبود خدمات عمومی و بازسازی ویرانی‌های جنگ را از دوش این گروه برمی‌دارد. این موضوع می‌تواند بخشی از نارضایتی عمومی را کاهش داده و به حماس امکان دهد بار دیگر بیش از آنکه یک دولت باشد، خود را به عنوان یک جنبش مقاومت تعریف کند.

اما از سوی دیگر، خروج از ساختار رسمی اداره غزه به معنای کاهش نفوذ مستقیم سیاسی نیز هست. اگر کمیته ملی بتواند با حمایت بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی جایگاه خود را تثبیت کند، حماس برای نخستین بار پس از نزدیک به دو دهه دیگر تنها بازیگر تصمیم‌گیرنده در اداره این منطقه نخواهد بود و این اتفاق معادلات را به مرور تغییر می‌دهد.

اسرائیل و تلاش برای تداوم وضعیت جنگی 

در سوی دیگر، برای اسرائیل، کنار رفتن دولت حماس می‌تواند بخشی از اهداف اعلامی جنگ را محقق نشان دهد، اما از نگاه آنان مشکل اصلی همچنان پابرجا می‌ماند. تا زمانی که ساختار نظامی حماس حفظ شود، تل‌آویو احتمالاً این تحول را پایان مأموریت خود تلقی نخواهد کرد. به همین دلیل، بسیاری از ناظران می‌گویند که اسرائیل تلاش خواهد کرد واگذاری کامل قدرت را به خلع سلاح این جنبش گره بزند.

همچنین اگر یک نهاد تکنوکرات بتواند مسئولیت اداره غیرنظامی غزه را بر عهده بگیرد، اسرائیل ممکن است با فشار بیشتری از سوی جامعه جهانی برای کاهش عملیات نظامی و تسهیل روند بازسازی مواجه شود. اتفاقی که نتانیاهو و کابینه افراطی او هرگز تمایلی به رخ دادن آن ندارند و برعکس خواهان حفظ شرایط اضطراری و جنگی برای پشبرد اهداف امنیتی و سیاسی خود هستند.

ایران چه جایگاهی خواهد داشت؟

اما تحول اخیر تنها معادلات فلسطین و اسرائیل را تغییر نمی‌دهد، بلکه بر موازنه قدرت منطقه‌ای نیز اثرگذار خواهد بود.

برای جمهوری اسلامی ایران، حماس طی سال‌های گذشته یکی از بازیگران مهم محور مقاومت بوده است. واگذاری اداره مدنی غزه، در صورت محدود ماندن به حوزه اجرایی و بدون تغییر در ساختار نظامی، لزوماً به معنای کاهش جایگاه حماس در این محور نیست. برعکس، این جنبش ممکن است با رهایی از مسئولیت‌های سنگین حکومت‌داری، تمرکز بیشتری بر نقش نظامی و سیاسی خود داشته باشد.

اما اگر روند انتقال قدرت در نهایت به محدود شدن توان نظامی حماس یا ادغام آن در ساختار جدید امنیتی منجر شود، شرایط ایران در معادلات غزه نیز با چالش‌هایی روبه‌رو خواهد شد. به همین دلیل، سرنوشت این تحول بیش از هر چیز به نتیجه مذاکرات درباره مسئله سلاح وابسته است.

در سطحی گسترده‌تر، مصر، قطر، ترکیه و آمریکا نیز تلاش می‌کنند از این تغییر برای تثبیت آتش‌بس و ایجاد سازوکاری قابل قبول برای اداره غزه پس از جنگ استفاده کنند. هدفی که بدون توافق بر سر وضعیت امنیتی این منطقه، دست‌یافتنی به نظر نمی‌رسد.

چه خواهد شد؟

به طور کلی انحلال نهاد اداری حماس، مهم‌ترین عقب‌نشینی سیاسی این جنبش از زمان به دست گرفتن کنترل غزه در سال ۲۰۰۷ محسوب می‌شود. اما این تحول به خودی خود به معنای پایان نقش حماس در معادلات غزه نیست.

تا زمانی که اختلاف بر سر سلاح، ساختار امنیتی و آینده سیاسی فلسطین پابرجا باشد، انتقال قدرت اداری تنها بخشی از پازل بزرگ‌تر غزه خواهد بود.

در واقع، حماس شاید از دولت‌داری فاصله گرفته باشد، اما هنوز در قدرت حضور دارد و مسیر رسیدن به نظم جدید در غزه، همچنان طولانی، پیچیده و وابسته به نتایج مذاکرات سیاسی و امنیتی پیش رو خواهد بود.

ارسال نظرات
مفید
x