مثقال طلا
کیان.
x
منطه
۰۸ / تير / ۱۴۰۵ ۱۰:۱۵
مارکتینگ اتومیشن؛ اهرم رشد پنهان مدیران عامل

چرا مدیرعامل‌ها باید مارکتینگ اتومیشن را جدی‌تر بگیرند؟

چرا مدیرعامل‌ها باید مارکتینگ اتومیشن را جدی‌تر بگیرند؟

مارکتینگ اتومیشن چگونه به رشد کسب‌وکار کمک می‌کند؟ در این مطلب با کاربردهای آن برای مدیران عامل، از کاهش هزینه جذب تا افزایش فروش و وفاداری مشتری آشنا شوید.

کد خبر: ۲۱۴۷۳۸۷
پارس نماد

در بسیاری از شرکت‌ها، مارکتینگ اتومیشن هنوز به عنوان یک ابزار اجرایی در تیم مارکتینگ دیده می‌شود؛ ابزاری برای ارسال ایمیل، پیامک، پوش نوتیفیکیشن یا یادآوری خرید. اما برای مدیرعامل‌ها، نگاه درست به اتومیشن باید فراتر از این باشد. مارکتینگ اتومیشن، اگر درست طراحی شود، فقط هزینه‌های تیم مارکتینگ را کم نمی‌کند؛ می‌تواند روی فروش، وفاداری مشتری، بهره‌وری تیم‌ها و کیفیت تصمیم‌گیری مدیریتی اثر مستقیم بگذارد.

وقتی درباره مارکتینگ اتومیشن صحبت می‌کنیم، منظور فقط خودکارسازی چند پیام نیست. مسئله اصلی این است که برند بتواند بر اساس رفتار مشتری، در زمان درست، از کانال درست و با پیام مناسب با او ارتباط بگیرد. برای یک مدیرعامل، این یعنی سازمان کمتر وابسته به پیگیری‌های دستی می‌شود و فرصت‌های فروش کمتری از بین می‌رود.

یکی از مهم‌ترین کاربردهای مارکتینگ اتومیشن، تبدیل داده‌های پراکنده مشتری به اقدام قابل اجراست. مشتری ممکن است وارد سایت شود، محصولی را ببیند، خرید را نیمه‌کاره رها کند، چند روز بعد دوباره برگردد یا بعد از اولین خرید دیگر فعال نباشد. اگر این رفتارها فقط در گزارش‌ها بمانند، ارزشی ایجاد نمی‌کنند. اما وقتی به سناریوهای اتوماتیک وصل شوند، می‌توانند به بازگشت مشتری، تکمیل خرید، خرید مجدد یا افزایش ارزش هر سفارش منجر شوند.

اینجاست که ارتباط اتومیشن با پرفورمنس مارکتینگ جدی‌تر می‌شود. بسیاری از کسب‌وکارها برای جذب مشتری بودجه قابل توجهی خرج می‌کنند، اما بعد از ورود کاربر به سایت یا اپلیکیشن، مسیر مشخصی برای تبدیل، فعال‌سازی و نگهداری او ندارند. نتیجه این است که بخشی از هزینه جذب هدر می‌رود. مارکتینگ اتومیشن کمک می‌کند کاربر بعد از اولین تعامل رها نشود و وارد یک مسیر مرحله‌به‌مرحله برای تبدیل و وفادارسازی شود.

کاربرد دیگر اتومیشن، کاهش وابستگی به کمپین‌های مقطعی است. کسب‌وکاری که فقط با کمپین‌های مناسبتی فروش می‌سازد، همیشه مجبور است برای رشد، هزینه بیشتری خرج کند. اما وقتی سناریوهایی مثل خوشامدگویی، رها کردن سبد خرید، پیشنهاد خرید بعدی، یادآوری تمدید، بازگشت مشتری غیرفعال و پیام‌های شخصی‌سازی‌شده فعال باشند، بخشی از رشد به‌صورت پیوسته و قابل پیش‌بینی اتفاق می‌افتد.

حتی کانالی مثل ایمیل مارکتینگ هم وقتی در دل اتومیشن قرار بگیرد، از یک ابزار اطلاع‌رسانی ساده به بخشی از چرخه فروش و نگهداشت تبدیل می‌شود. ایمیلی که بر اساس رفتار مشتری ارسال می‌شود، با ایمیلی که برای همه مخاطبان یکسان فرستاده می‌شود، اثر یکسانی ندارد. تفاوت در همین‌جاست: پیام عمومی هزینه ایجاد می‌کند، اما پیام به‌موقع می‌تواند درآمد بسازد.

زبلاین به کسب‌وکارها کمک می‌کند اتومیشن را نه به‌عنوان یک ابزار جانبی، بلکه به‌عنوان بخشی از سیستم رشد خود ببینند. هدف این نیست که فقط پیام‌ها خودکار شوند؛ هدف این است که ارتباط با مشتری هوشمندتر، قابل اندازه‌گیری‌تر و سودآورتر شود.

برای مدیرعامل‌ها، پرسش اصلی این نیست که آیا شرکت به مارکتینگ اتومیشن نیاز دارد یا نه. پرسش مهم‌تر این است: چه مقدار از فروش، مشتری و فرصت‌های رشد امروز به دلیل نبود یک سیستم ارتباطی هوشمند از دست می‌رود؟

 

ارسال نظرات
مفید
x