جنگ روایتها در نخستین گام مذاکرات | سه اختلاف مقامات ایران و آمریکا
جنگ روایتهای ایران و آمریکا، به سرعت پس از دور نخست مذاکرات آغاز شده است. در حالی که کاخ سفید از آغاز نظارت بر برنامه هستهای ایران خبر میدهد، مقامات ایران هرگونه تعهد جدید و مذاکره در این زمینه را تکذیب میکنند؛ اما حقیقت چیست؟
اقتصادآنلاین، امیرمحمد حسینی: هنوز تب خبرهای مثبت منتشرشده از دور نخست مذاکرات ایران و آمریکا داغ بود که تهران و واشنگتن تصویری متفاوت از آنچه در پشت درهای بسته مذاکرات رخ داده ارائه کردند.
در حالی که مقامهای کاخ سفید از نظارت بر برنامه هستهای ایران و محدود بودن دسترسی به داراییهای بلوکه شده در قطر سخن میگویند، مقامهای ایرانی میکوشند نشان دهند هیچ تعهد تازهای فراتر از چارچوبهای پیشین پذیرفته نشده است.
نتیجه آنکه اکنون نه فقط متن احتمالی تفاهمها، بلکه خود روایت مذاکرات نیز به میدان تازهای از کشمکش سیاسی تبدیل شده است. گویی که جنگ روایتها نیز به موازات مذاکرات در جریان است. جنگی که این روزها دستکم در سه محور اصلی، یعنی موضوع بازرسان آژانس، نحوه آزادسازی داراییهای بلوکهشده و مسئله تنگه هرمز، خود را آشکار کرده است.
گره نخست؛ آیا ایران با بازگشت بازرسان آژانس موافقت کرده است؟
مهمترین و جنجالیترین اختلاف روایتها به پرونده هستهای بازمیگردد. جیدی ونس، معاون رئیسجمهوری آمریکا، پس از پایان مذاکرات اعلام کرد جمهوری اسلامی ایران با دعوت از بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی موافقت کرده و حتی احتمال دارد این روند از همین هفته آغاز شود. او این موضوع را «گامی بسیار مهم» توصیف کرد و از آغاز گفتوگوهای فنی با آژانس خبر داد.
اظهارات ونس اما تقریباً بلافاصله با واکنشهای محتاطانه و سپس تکذیبهای غیرمستقیم در تهران روبهرو شد. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، تأکید کرد که در مذاکرات ۱۸ ساعته سوئیس هیچ مذاکرهای درباره پرونده هستهای انجام نشده و هیچ تعهد جدیدی از سوی ایران پذیرفته نشده است. او البته اصل تعامل با آژانس را رد نکرد و گفت همکاریها مطابق روال جاری و مصوبات قانونی ادامه خواهد یافت.
همزمان، خبرگزاری فارس به نقل از یک منبع آگاه گزارش داد که اساساً در مذاکرات سوئیس هیچ صحبتی درباره حضور بازرسان در ایران مطرح نشده است. خبرگزاری تسنیم نیز پا را فراتر گذاشت و ضمن انتقاد از ایده بازگشت بازرسان، تأکید کرد که صدور مجوز برای ورود آنان از سوی مقامات ایرانی تأیید نشده است.
با این حال، نکته قابل توجه آن است که مقامهای ایرانی نیز به طور صریح اصل ادعای آمریکا را تکذیب نکردهاند. تفاوت ظریف میان «پذیرش یک تعهد جدید» و «ادامه همکاری در چارچوبهای موجود» دقیقاً همان ابهامی است که دو طرف تلاش میکنند روایت خود را بر آن بنا کنند.
در طرف آمریکا پس از ونس، دونالد ترامپ نیز به این موضوع دامن زد و اعلام کرد ایران برای تضمین «صداقت هستهای» در سالهای آینده با بازرسیهای گسترده موافقت خواهد کرد. ترامپ سپس با انتشار پست دیگری دوباره مدعی شد که ایران تا «بینهایت» با بازرسی بر سایتهای هستهای خود موافقت کرده و اگر این مورد نبود آمریکا هیچ مذاکره دیگری انجام نمیداد.
این اظهارات نشان میدهد دولت آمریکا میکوشد مذاکرات را بهعنوان موفقیتی در حوزه نظارت بر برنامه هستهای ایران معرفی کند. در حالی که مذاکرهکنندگان ایران علاقهای ندارد چنین برداشتی شکل بگیرد که تهران در نخستین دور گفتوگوها امتیاز تازهای در این حوزه داده است.
جدال بر سر داراییهای مسدوشده؛ آزادی کامل یا آزادی مشروط؟
دومین محور اختلاف به سرنوشت داراییهای مسدودشده ایران مربوط میشود. موضوعی که از ابتدا یکی از مهمترین انگیزههای تهران برای ورود به مذاکرات بوده است. به نظر میرسد در مرحله نخست بحث بر سر چگونگی آزادسازی ۶ میلیارد دلار دارایی ایران در قطر است.
ونس در توضیح نتایج مذاکرات گفت اگر بخشی از داراییهای بلوکهشده ایران آزاد شود، مصرف آن تحت سازوکاری مشخص خواهد بود و هم آمریکا و هم قطر بر نحوه هزینهکرد آن حق نظارت و تأیید خواهند داشت. او حتی با ادبیاتی کمسابقه اظهار کرد که این توافق به گونهای طراحی شده که منابع آزادشده عملاً صرف خرید محصولاتی مانند سویا، ذرت و گندم آمریکایی شود. اقدامی که به ادعای او هم به نفع کشاورزان آمریکا خواهد بود و هم غذای مردم ایران را تأمین خواهد کرد. این موضوع را ترامپ نیز تکرار کرد و گفت که این داراییهای در حسابی امانی برای خرید پزشکی و غذایی منحصرا از آمریکا خواهد ماند.
این روایت اما با موضع رسمی تهران فاصلهای آشکار دارد. بقایی در واکنش به این اظهارات گفت برای ایران عجیب است که اهدافی که پیشتر با ادبیات فروپاشی و تغییر رفتار ایران مطرح میشد، اکنون به «ثروتمندتر کردن کشاورزان آمریکایی» تقلیل یافته است.
مهمتر از آن، سخنگوی وزارت خارجه تأکید کرد که اموال آزادشده ایران در دسترس کشور قرار دارد تا «آزادانه» و بر اساس تشخیص نهادهای مسئول هزینه شود. او تصریح کرد که هیچ محدودیتی برای انتخاب کالا یا کشور فروشنده وجود ندارد و تصمیمگیری درباره خریدها بر اساس قیمت و کیفیت انجام خواهد شد.
در واقع، اگر روایت آمریکایی بر نظارت خارجی بر مصرف داراییهای آزادشده استوار است، روایت مقامات ایران بر اصل حاکمیت و اختیار کامل تهران در استفاده از این داراییها تأکید میکند.
در چنین شرایطی هنوز مشخص نیست که رفع محدودیتهای مالی ایران مشروط و کنترلشده خواهد بود یا بدون دخالت طرفهای خارجی انجام میشود.
تنگه هرمز؛ تفاهم امنیتی یا بازگشت به وضعیت عادی؟
سومین اختلاف کمتر مورد توجه قرار گرفته، اما از نظر راهبردی شاید مهمترین باشد. جیدی ونس در تشریح نتایج مذاکرات اعلام کرد که یکی از اهداف آمریکا ایجاد سازوکاری برای باز نگه داشتن تنگه هرمز بوده و اکنون این هدف محقق شده است.
اگر روایت آمریکا را مبنا قرار دهیم، گویا یکی از محورهای مذاکرات، تضمین امنیت عبور و مرور انرژی در یکی از حیاتیترین گذرگاههای دریایی جهان بوده است. چنین برداشتی میتواند این تصور را ایجاد کند که تهران نوعی تعهد یا تضمین درباره وضعیت تنگه هرمز ارائه کرده است.
اما در روایت ایرانی تقریباً هیچ اشارهای به وجود چنین توافقی دیده نمیشود. در نقطه مقابل گفته شده که در دور نخست مذاکرات خط تماس مستقیمی برای تنگه هرمز در نظر گرفته شده که به نوعی نظارت ایران را به رسمیت میشناسد.
از این منظر، آنچه ونس بهعنوان دستاورد مذاکرات معرفی میکند، از نگاه ایران صرفاً بازگشت به شرایط عادی پس از کاهش تنشها تلقی میشود، نه نتیجه یک تعهد سیاسی یا امنیتی مشخص.
نکته دیگر اینجاست که پس از سوئیس محمدباقر قالیباف، رییس هیات مذاکرهکننده نیز به عمان رفت. سفری که گفته شده برای هماهنگی درباره ترتیبات نظارت بر عبور و مرور تنگه هرمز است. اما دولت عمان پس از این سفر تاکید کرده که قصد ندارد برای عبور کشتیها از این گذرگاه بینالمللی عوارض بگیرد.
جنگ روایتها پیش از توافق نهایی
به نظر میرسد دو طرف حتی درباره تعریف موفقیت مذاکرات نیز برداشتهای متفاوتی دارند. آمریکا میکوشد نتیجه گفتوگوها را در قالب دستاوردهای ملموس امنیتی و هستهای به افکار عمومی خود عرضه کند، در حالی که ایران ترجیح میدهد تصویر مذاکرات را بر مبنای رفع محدودیتهای اقتصادی و بدون اعطای امتیازات جدید ترسیم کند.
این اختلاف روایتها میتواند ناشی از چند عامل باشد. نخست تلاش برای مدیریت افکار عمومی داخلی، اختلاف بر سر تفسیر تفاهمهای اولیه یا حتی ابهام عمدی در مرحلهای که مذاکرات هنوز به توافق نهایی نرسیده است.
با این حال، تجربه مذاکرات گذشته نشان میدهد هرچه فاصله میان روایتها بیشتر باشد، مسیر رسیدن به توافقی پایدار نیز دشوارتر خواهد شد.
هرچند این ابهامها احتمالاً در دورهای بعدی گفتوگوها روشن خواهد شد و در صورت پیشرفت مذاکرات، هر دو طرف ناچار خواهند شد بین روایتسازی و تعهد عملی، یکی را انتخاب کنند.




