برزخ جنگ و دیپلماسی | آیا ایران و آمریکا به سیم آخر میزنند؟
ایران و آمریکا دومین شب درگیری متوالی را پشت سر گذاشتند. در حالی که حملات متقابل سنگینتر شده اما میانجیهای پاکستانی و قطری هنوز بر ضرورت مذاکره و توافق اصرار میکنند. آیا منطقه دوباره به لبه پرتگاه جنگ رسیده است؟
اقتصادآنلاین، امیرمحمد حسینی: دومین شب درگیری متوالی، این بار سنگینتر رقم خورد؛ آتشبس ایران و آمریکا بیش از همیشه متزلزل شد و کورسوهای احتمال توافق در حال کمرنگشدن است. وزارت خارجه ایران میگوید که حملات آمریکا آتشبس را «عملا بیمعنا» کرده است.
شامگاه پنجشنبه، فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) اعلام کرد که به دستور مستقیم دونالد ترامپ، دور جدیدی از حملات هوایی را علیه اهدافی در خاک ایران آغاز کرده است؛ حملاتی که به سرعت با پاسخ موشکی و پهپادی ایران به پایگاههای آمریکا در اردن و بحرین و کویت روبهرو شد، اما سرانجام در بامداد پنجشنبه پایان یافت.
این در حالی است که همزمان گزارشها از حضور همزمان هیئت بلندپایه مذاکرهکننده قطری در تهران حکایت داشت. به گفته برخی منابع این هیات برای انتقال پیام ترامپ به تهران یا تلاش برای برگزاری نشست سهجانبه برای حل و فصل اختلافات به ایران آمده بود.
البته پیش از حملات آمریکا رییسجمهور آمریکا تهدید کرده بود که بمباران انجام خواهد شد و مدعی شده بود که ایران فرصت توافق را از دست داده است و باید بهای آن را بپردازد.
حالا سوال اینجاست که آیا ایران و آمریکا به سیم آخر میزنند و دوباره وارد جنگی تمام عیار خواهند شد یا این جنگهای محدود اهرم فشاری برای رسیدن به توافق مد نظر است؟
از سواحل سیریک تا حومه مهرآباد
بر اساس بیانیههای رسمی و گزارشهای میدانی، حملات دیشب آمریکا چندین نقطه کلیدی در جغرافیای پدافندی و هدایت پهپادی ایران را هدف قرار داد. صدای انفجار در مناطقی، چون میناب، غرب بندرعباس، سیریک و جزیره قشم شنیده شد.
اگرچه برخی گزارشهای مربوط به اصابت موشک به مجتمعهای پتروشیمی عسلویه از سوی مقامات محلی تکذیب شد، اما تایید شلیک ۴۹ موشک تاماهاوک از سوی ترامپ و نزدیکی برخی از آنها به شعاع ۴۰ مایلی تهران، نشان میدهد که واشنگتن خطوط قرمز پیشین را جابجا کرده است.
پس از این حملات قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا به عنوان ستاد مدیریت جنگ ایران، فورا دستور انسداد کامل تنگه هرمز را برای تمامی شناورهای تجاری و نفتکشها صادر کرد. دقایقی پس از این دستور، نیروی دریایی سپاه از هدف قرار دادن دو کشتی متخلف در این آبراه راهبردی خبر داد؛ اقدامی که تشنج را به بازارهای جهانی پمپاژ کرد و بهای نفت برنت را در بازارهای آسیایی به سرعت از مرز ۹۵ دلار در هر بشکه عبور داد.
جنگ با شدت پایین و فشار برای توافق
در جریان حملات دیشب ترامپ مدعی شد که به دلیل تماس و درخواست مستقیم مقامات ایرانی به حملات پایان داده است. ادعایی که بلافاصله از سوی سپاه پاسداران کذب خوانده شد و به نظر میرسد بیش از آنکه یک واقعیت باشد، تلاشی رسانهای برای مدیریت افکار عمومی داخلی آمریکا است.
برخی ناظران میگویند که دونالد ترامپ هنوز قصد ورود به یک جنگ تمامعیار با ایران را ندارد. گزارشهای رسانههای غربی نظیر والاستریت ژورنال و اکسیوس فاش کردهاند که ترامپ در اتاق وضعیت کاخ سفید به دنبال یک جنگ گسترده نبوده، بلکه به دنبال اعمال «فشار نظامی کنترلشده» برای وادار کردن تهران به پذیرش شروط سختگیرانه خود در مذاکرات است.
ترامپ حتی از طریق واسطههای قطری به تهران پیام داده که این حملات صرفا واکنشی به حادثه بالگرد بوده است. با این حال، به نظر میرسد محاسبات ترامپ با واقعیتهای میدانی همخوانی کاملی ندارد. مقامات آمریکایی اذعان کردهاند که ترامپ پیشبینی نمیکرد آتشبس به این سرعت فروپاشد یا ایران بدون محدودیت دست به شلیک موشک و پهپاد و بستن گلوگاه انرژی جهان بزند.
این وضعیت، بهویژه با توجه به افزایش تورم به بالاترین سطح سه سال اخیر در آمریکا و رشد قیمت سوخت که دستاوردهای اقتصادی او را تهدید میکند، ترامپ را در موقعیت حساسی قرار داده است.
اختلاف مواضع و اهداف تهران و واشنگتن
گزارشهای اطلاعاتی و تحلیلهای رسانههای منطقهای، از جمله ارزیابیهای ارتش اسرائیل که جبهه اصلی خود را به سمت ایران چرخانده است، نشان میدهد ریشه اصلی این درگیریها بنبست در مذاکرات است.
واشنگتن به دنبال پایانی برای این بحران است که دنیا آن را به عنوان یک «پیروزی مطلق آمریکایی» بشناسد. به همین دلیل توقف غنیسازی اورانیوم و طرحهایی مانند کنترل بر بخشی از صنایع نفت و گاز ایران در ازای بازسازی که عملا استقلال ملی کشور را هدف قرار میدهد در این راستا مطرح شدهاند.
اما در نقطه مقابل، ایران بارها نشان داده که برنامه هستهای خود را به عنوان یک دستاورد ملی و ابزار بازدارندگی هرگز رها نخواهد کرد. هیچ مقامی در تهران پتانسیل یا اختیار دادن چنین امتیازات ساختاری را تحت فشار نظامی ندارد. این تضاد بنیادین میان خواستههای دو طرف، احتمال دستیابی به یک توافق پایدار را به شدت کاهش داده و کارایی میانجیگرانی، چون قطر و پاکستان را که خواستار بازگشت به میز دیپلماسی هستند، با چالش جدی مواجه کرده است.
سناریوهای آینده؛ از فرسایش تدریجی تا جنگ بزرگ در منطقه
با فروکش کردن نسبی حملات بامداد پنجشنبه، اکنون این سوال کلیدی مطرح است که آیا این درگیریها مهار خواهد شد یا منطقه به سوی یک تقابل فراگیر پیش میرود؟
سناریوی نخست تداوم جنگ کمشدت و محاصره فرسایشی است که محتملترین سناریو است. آمریکا با درک هزینههای هولناک یک جنگ تمامعیار، تلاش خواهد کرد مدل جنگ با شدت پایین را ادامه دهد. جنگی که ترکیبی از حملات موشکی نقطهای، محاصره دریایی و فشار اقتصادی است. هدف ترامپ در این سناریو، فرسوده کردن ساختار اقتصادی ایران بدون باز کردن جعبه پاندورای یک جنگ منطقهای است. تهران نیز در این مدل، به استراتژی پاسخ متناسب و همسطح روی خواهد آورد تا موازنه وحشت را حفظ کند.
اما همزمان احتمال فروپاشی کامل آتشبس و تشدید تنش نیز وجود دارد. اگر یکی از حملات خطای محاسباتی ایجاد کند یا تلفات سنگینی به بار آورد، کنترل اوضاع از دست اتاقهای وضعیت خارج خواهد شد. در این سناریو، بسته ماندن طولانیمدت تنگه هرمز، حملات پهپادی گسترده ایران به پایگاههای منطقهای آمریکا و ورود مستقیم بازیگرانی، چون اسرائیل به معرکه، میتواند بحران را به یک جنگ منطقهای تمامعیار تبدیل کند. گزینهای که ترامپ با تهدید به بمباران شدیدتر در شبهای آینده به آن دامن میزند، اما تبعات اقتصادی آن برای جهان غیرقابل تحمل خواهد بود.
سناریوی سوم احیای اجباری دیپلماسی تحت فشار جنگ است. در چنین وضعیتی، هر دو طرف با درک اینکه هزینههای جنگ فراتر از دستاوردهای آن است، از لبه پرتگاه عقبنشینی کرده و به میانجیگری تن میدهند. البته این توافق احتمالا یک معاهده جامع نخواهد بود، بلکه یک تفاهم اولیه و موقت برای مدیریت تنش و بازکردن مجدد تنگه هرمز در قبال کاهش نسبی فشارهای فوری است.



