مثقال طلا
کیان.
x
بلو
منطه
۰۹ / خرداد / ۱۴۰۵ ۰۹:۲۹
اقتصادآنلاین گزارش می‌دهد؛

مورد عجیب محمود احمدی نژاد؛ او کجاست و چرا به یکی از معماهای جنگ ایران و آمریکا تبدیل شده؟

مورد عجیب محمود احمدی نژاد؛ او کجاست و چرا به یکی از معماهای جنگ ایران و آمریکا تبدیل شده؟

نام محمود احمدی‌نژاد از آغاز جنگ، به عنوان یکی از معماها به میان آمده. به ویژه پس از آنکه روزنامه آمریکایی نیویورک‌تایمز در گزارشی او را یکی از گزینه‌های آمریکا و اسرائیل در صورت ایجاد خلاء قدرت در ایران مطرح کرد.

کد خبر: ۲۱۴۰۵۸۹

اقتصادآنلاین، امیرمحمد حسینی: شاید کسی تصور نمی‌کرد که محمود احمدی‌نژاد، تبدیل به یکی از معما‌های جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران شود. کسی که محدوده منزل مسکونی‌اش در نارمک هدف حملات روز نخست قرار گرفت اما بعدتر مشخص شد که این حملات به کیوسک‌های امنیتی اطراف خانه او انجام شده و احمدی‌نژاد آسیبی ندیده است.

از آن زمان تاکنون هیچ تصویر یا اطلاعات موثقی از او یا مکان اختفایش در دسترس نیست و فقط دو پیام بسیار کوتاه منتسب به او در واکنش به شهادت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر پیشین انقلاب اسلامی و رهبری آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای منتشر شده است.

اما انتشار گزارش اخیر روزنامه نیویورک‌تایمز درباره بررسی سناریوی به قدرت رساندن محمود احمدی‌نژاد توسط آمریکا و اسرائیل در صورت بی‌ثبات شدن ساختار قدرت در تهران و اطلاع او از این سناریو، یکی از عجیب‌ترین و در عین حال تامل‌برانگیزترین فصل‌های تاریخ سیاسی ایران را گشوده است. مردی که روزگاری با تندترین ادبیات ضداسرائیلی، انکار هولوکاست و تحقیر تحریم‌ها شناخته می‌شد، در کانون فرضیه‌هایی قرار گرفته که او را به عنوان گزینه‌ای برای دوران گذار مطرح می‌کردند.

چهره‌ای برای دوران خلاء قدرت؟

روایت‌ منتشر شده حاکی از آن است که طراحان استراتژیک در واشنگتن و تل‌آویو، در ارزیابی‌های خود برای تغییر حکومت در ایران، نام رییس دولت اسبق را به عنوان چهره‌ای برای قرارگرفتن در رای هرم قدرت بررسی کرده‌اند. براساس این گزارش، با احمدی‌نژاد نیز در این زمینه ارتباط برقرار شده و این یعنی او نیز در جریان این تصمیم‌ها بوده است اما پس از آغاز حملات و روند جنگ، او سرخورده و در جایی پنهان شده است.

اما در روز‌های اخیر، برخی رسانه‌ها از ارسال پیام‌هایی از حامیان و اطرافیان احمدی‌نژاد برای شماری از خبرنگاران، نمایندگان مجلس و دیپلمات‌های خارجی ارسال شده که در آن از او به عنوان «راه نجات ایران» نام برده شده است. پیام‌هایی که اقتصادآنلاین نمی‌تواند به صورت مستقل آن‌ها را تأیید کند اما بار دیگر گزارش نیویور‌ک‌تایمز را محل بحث قرار می‌دهد.

هرچند که این گزارش با تردید‌های جدی از سوی برخی پژوهشگران و خبرنگاران ارشد بین‌المللی مواجه شده، اما نفس طرح آن نشان‌دهنده یک چرخش در نگاه استراتژیست‌های آمریکایی و اسرائیلی است.

طراحان این ایده بر این باورند که احمدی‌نژاد به دلیل ترکیب منحصربه‌فردی از شهرت بالا، سابقه اداره دولت و مهم‌تر از همه، زاویه گرفتن علنی از بدنه اصلی حاکمیت در یک دهه گذشته، پتانسیل بازیگری در شرایط بحران را دارا است.

کلاه گشاد یا پاس گل به راست افراطی؟

برای درک این پیچیدگی، باید به سال ۱۳۸۴ برگشت. سالی که کانون‌های اصلی قدرت در میان گزینه‌های اصولگرا، احمدی‌نژاد را بر چهره‌های سنتی‌تر ترجیح دادند تا یک «رئیس‌جمهور حزب‌اللهی» پای به میدان بگذارد. او البته از دو سال قبل‌تر با رسیدن به شهرداری تهران کمپین تبلیغاتی خود برای ریاست‌جمهوری را خیلی زودتر آغاز کرده بود.

در همان زمان نیز در بدنه نیرو‌های رادیکال اصولگرا، هشدار‌هایی شنیده می‌شد که این انتخاب را یک «کلاه گشاد بر سر حزب‌اللهی‌ها» می‌دانست. اما تظاهر به ساده‌زیستی او و تقابل بی‌سابقه با هاشمی رفسنجانی و ژست انقلابی خیلی زود بر همه تردید‌ها سایه انداخت.

احمدی‌نژاد پس از ریاست‌جمهوری، سیاست خارجی تهاجی بر مبنای انقلابی‌گری را در دستور کار قرار داد. تا جایی که تحلیل‌گران منتقد بر این باورند که ادبیات تند احمدی‌نژاد، ارجاع پرونده هسته‌ای به شورای امنیت و شناسایی ایران ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد، عملاً بزرگ‌ترین هدیه به جریان راست افراطی در اسرائیل بود. موضوعی که برخی چهره‌های اسرائیلی نیز به آن اشاره کرده‌اند.

از این منظر، سیاست‌های او بیش از آنکه به سود منافع ملی ایران باشد، شاهدی زنده و پرصدا برای اثبات روایت اجماع‌سازی علیه ایران در سطح جهانی فراهم کرد. در واقع احمدی‌نژاد با نمایش یک چهره انقلابی، عملاً به طرف مقابل پاس گل می‌داد و این رفتار با حضور چهره‌های تندرو در دولتش، فضا را برای بهره‌برداری‌های بیرونی کاملاً مهیا می‌کرد.

دگردیسی پوپولیستی و سودای بازگشت

اما احمدی‌نژاد پس از قدرت، سال به سال از احمدی‌نژاد رییس دولت فاصله گرفت. او پس از خانه‌نشینی و سه رد صلاحیت پیاپی در سال‌های ۱۳۹۶، ۱۴۰۰، ۱۴۰۳، تلاش از خود چهره‌ای منتقد وضع موجود و بیرون از نظام سیاسی بسازد. هرچند که به دلیل هشت سال ریاست‌جمهوری و عضویت در مجع تشخیص مصلحت نظام، چندان هم چهره‌ای بیرون از قدرت نبود.

احتمالا جذابیت احمدی‌نژاد برای طراحان سناریو‌های خارجی، در همین دگردیسی و البته ماندگاری پایگاه رای او در میان بخشی از طبقات فرودست نهفته است. او با سفر‌های استانی، توزیع مستقیم منابع و تقابل‌های نمایشی با مقامات محلی، تصویری ضدفساد از خود بر جای گذاشت که هنوز در لایه‌هایی از جامعه خریدار دارد.

از سوی دیگر، تلاش‌های پنهان احمدی‌نژاد در سال‌های گذشته برای نزدیک شدن به جریان‌های رقیب داخلی مانند اصلاح‌طلبان، نشان داد که او در شطرنج سیاست، بیش از آنکه به مرزبندی‌های ایدئولوژیک وفادار باشد، بر اساس ارزیابی موقعیت و بازتعریف اتحاد‌ها عمل می‌کند.

به همین دلیل، برخی نزدیک‌شدن او به آمریکا و حتی اسرائیل را هم چندان عجیب نمی‌دانند. سفر‌های اخیر او به کشورهایی، چون گواتمالا و مجارستان که روابط بسیار نزدیکی با اسرائیل دارند نیز در همین چارچوب ابهام‌برانگیز ارزیابی می‌شود. هرچند که این سفر‌ها به خودی خود دلیلی بر ارتباط او با اسرائیل نیستند.

توهم استراتژیک یا فقر شناخت؟

به گزارش اقتصادآنلاین، با وجود جذابیت‌های روایی این سناریو، بخش عمده‌ای از کارشناسان امنیتی و ناظران آگاه، نگاه غربی-اسرائیلی به احمدی‌نژاد را نشانه یک سوءبرداشت عمیق و فقر شناخت از ساختار قدرت در ایران می‌دانند. البته این در صورتی است که این سناریو صحت داشته باشد.

منتقدان درون اسرائیل آشکارا مطرح کرده‌اند که تصور «تاج‌گذاری» برای فردی که فاقد هرگونه تشکیلات منسجم، بدنه سازمانی و مقبولیت در میان نیرو‌های مسلح و سپاه پاسداران است، بیشتر به یک رویای هالیوودی شباهت دارد تا یک طرح عملیاتی.

به باور این گروه از تحلیل‌گران، جامعه و ساختار سیاسی ایران پیچیده‌تر از آن است که با تکیه بر سیاستمداران بدون بدنه سازمان یافته یا نسخه‌های جادویی دچار دگرگونی شود. احمدی‌نژاد در صورت ورود به هرگونه بازی بحران‌آفرین، بلافاصله با این چالش مشروعیت مواجه خواهد شد که عملاً نماینده کدام جریان واقعی در داخل کشور است، به‌ویژه آنکه اپوزیسیون خارج از کشور نیز هیچ تمایلی به ائتلاف با او نشان نداده است.

فرجام یک ابهام بزرگ

به گزارش اقتصادآنلاین، مورد عجیب محمود احمدی‌نژاد، پیش از آنکه دلیلی بر وجود یک رابطه پنهان یا نفوذی در ابعاد تاریخی باشد، بازتابی از کارکرد واقعی سیاست‌های اوست. البته این احتمال نیز وجود دارد که منابع گزارش نیویورک‌تایمز در تلاش برای تبدیل کردن احمدی‌نژاد به یک مهره سوخته پس از پایان جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران بوده باشند.

اما حتی اگر فرض ارتباط مستقیم با آمریکا و اسرائیل نیز رد شود، کارنامه او در انزوای بین‌المللی ایران و تقویت گفتمان ضدایرانی در تل‌آویو غیرقابل‌انکار است.

تناقض بنیادین اینجاست؛ مردی که تندترین شعار‌های محو اسرائیل را سر می‌داد، چگونه ممکن است امروز به عنوان گزینه‌ای در اتاق‌های فکر همان رژیم بررسی شود؟ این ماجرا بیش از هر چیز، ضرورت بازخوانی مفهوم نفوذ در ادبیات سیاسی ایران را برجسته می‌کند.

 هرچند که هنوز برای قضاوت درباره یکی از جنجالی‌ترین چهره‌های سیاسی پس از انقلاب زود است و باید دید که احمدی‌نژاد پس از حضور در عرصه عمومی، چه واکنشی به این گزارش‌ها نشان خواهد داد و فضای سیاسی در صورت پایان جنگ، به کدام سو کشیده خواهد شد.

ارسال نظرات