مثقال طلا
وی ایکس اکستریم
کیان.
x
بلو
قهوه امکان
mili
منطه
۲۱ / ارديبهشت / ۱۴۰۵ ۰۹:۳۹
گزارش تحلیلی اقتصادآنلاین؛

شکاف در اعراب پس از جنگ؛ تغییر مسیر اسرائیل از آمریکا به منطقه برای تقابل با ایران

شکاف در اعراب پس از جنگ؛ تغییر مسیر اسرائیل از آمریکا به منطقه برای تقابل با ایران

جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، معادلات امنیتی خلیج فارس را وارد مرحله‌ای تازه کرده است. در حالی که بسیاری از دولت‌های عربی منطقه به دنبال مهار تنش و بازگشت ثبات‌اند، امارات و بحرین مسیر اتحاد با اسرائیل و تقابل با ایران را برگزیده‌اند.

کد خبر: ۲۱۳۶۹۱۳

اقتصادآنلاین، امیرمحمد حسینی: جنگ هنوز پایان نیافته اما پیامد‌های جهانی و منطقه‌ای آن در حال آشکارشدن است.

شکاف‌های پنهان در شورای همکاری خلیج فارس عیان شده و برخلاف عربستان، قطر و عمان که تلاش دارند از گسترش بی‌ثباتی جلوگیری کنند، امارات متحده عربی و بحرین عملا در حال حرکت به سوی همگرایی امنیتی با اسرائیل هستند. این همگرایی البته مثل گذشته صرفا به عادی‌سازی دیپلماتیک محدود نیست و به حوزه‌های اطلاعاتی، نظامی و راهبردی رسیده است.

تاجایی که کانال ۱۲ اسرائیل در گزارشی نوشته که امارات دیگر برای پنهان‌کاری تلاش نمی‌کند بلکه آگاهانه تعمیق و گسترش اتحاد استراتژیک با اسرائیل را انتخاب کرده است.

به نظر می‌رسد که ابوظبی و منامه، بیش از گذشته، امنیت خود را در پیوند با اسرائیل تعریف می‌کنند. به ویژه در شرایطی که واشنگتن به دنبال مهار بحران و جلوگیری از ورود به جنگی فرسایشی‌تر است.

شکاف در میان اعراب

پیش از آغاز جنگ، جمهوری اسلامی ایران هشدار داده بود که در صورت حمله، جنگی منطقه‌ای آغاز خواهد شد. اتفاقی که در عمل نیز رخ داد. به این ترتیب جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران به محک تازه‌ای برای راهبرد‌های امنیتی دولت‌های عرب حاشیه خلیج فارس نیز تبدیل شد.

حملات موشکی و پهپادی متقابل، نگرانی‌های امنیتی کشور‌های منطقه را تشدید کرد و همزمان تردید‌هایی جدی درباره میزان تعهد آمریکا به دفاع از متحدان عربش به وجود آورد.

برای دهه‌ها، کشور‌های شورای همکاری خلیج فارس امنیت خود را بر پایه چتر نظامی آمریکا تعریف می‌کردند؛ پایگاه‌های آمریکا در این کشور‌ها گسترده شد و آنها خریداران بزرگ تسلیحات نظامی آمریکایی بودند.

اما جنگ اخیر این تصور را تقویت کرد که واشنگتن دیگر تمایلی به ورود به یک رویارویی گسترده و پرهزینه در منطقه ندارد. همین مسئله، برخی دولت‌های عربی را به سمت تنوع‌بخشی به شرکای امنیتی سوق داده است.

در این میان، امارات بیش از هر کشور دیگری به اسرائیل نزدیک شده است. گزارش‌های منتشرشده درباره استقرار سامانه پدافندی اسرائیلی در خاک امارات در جریان جنگ، نشانه‌ای روشن از عبور روابط دو طرف از مرحله همکاری سیاسی به سطح مشارکت عملیاتی بود. برای نخستین بار، اسرائیل بخشی از زیرساخت دفاعی خود را در کشوری عربی فعال کرد. رخدادی که تا چند سال پیش تصور آن دشوار بود.

چرا امارات وارد تقابل با ایران شد؟

در جنگ اخیر، امارات هدف صد‌ها موشک و پهپاد از سوی ایران قرار گرفت. امارات نیز به سرعت به ائتلاف آمریکا و اسرائیل در حمله ایران پیوست و حتی گزارش‌هایی تاییدنشده از مشارکت جنگنده‌های اماراتی در حمله به ایران وجود دارد.

اما اختلاف قدیمی از جمله ادعای امارات درباره جزایر سه‌گانه ایرانی، تنها بخشی از تنش میان تهران و ابوظبی است. ریشه اصلی اختلافات را باید در نگاه متفاوت دو طرف به نظم منطقه‌ای جست‌و‌جو کرد.

هادی برهانی، تحلیل‌گر مسائل منطقه می‌گوید که رهبران امارات در سال‌های پس از بهار عربی، پروژه‌ای سیاسی را دنبال کرده‌اند که بر مهار جریان‌های اسلام‌گرا و تقویت نوعی ناسیونالیسم عربی و دولت‌محور استوار است.

از نگاه ابوظبی، شبکه‌های اسلام‌گرای سیاسی از اخوان‌المسلمین تا گروه‌های نزدیک به ایران تهدیدی علیه ساختار‌های سنتی حکومت در جهان عرب محسوب می‌شوند.

به همین دلیل، امارات در بسیاری از بحران‌های منطقه‌ای از مصر و لیبی گرفته تا یمن و سودان در صف نیرو‌های ضداسلام‌گرا قرار گرفت. این رویکرد، به تدریج ابوظبی را به اسرائیل نزدیک کرد. زیرا تل‌آویو نیز مهار گروه‌های اسلام‌گرا و محدود کردن نفوذ منطقه‌ای ایران را در مرکز راهبرد امنیتی خود قرار داده است.

در واقع، آنچه امارات و اسرائیل را به یکدیگر نزدیک کرده، فقط نگرانی مشترک از ایران نیست. بلکه نوعی اشتراک در تعریف نظم مطلوب منطقه‌ای است. نظمی که در آن، بازیگران غیردولتی و جریان‌های ایدئولوژیک تضعیف شوند و محور‌های امنیتی جدید بر پایه همکاری اطلاعاتی و اقتصادی شکل بگیرند.

عبور از آمریکا و نزدیکی به اسرائیل

یکی از مهم‌ترین پیامد‌های جنگ اخیر، تغییر جایگاه اسرائیل در محاسبات امنیتی برخی دولت‌های عربی بود. اگر در گذشته، نزدیکی به اسرائیل عمدتا ابزاری برای جلب حمایت واشنگتن تلقی می‌شد، اکنون تل‌آویو به تدریج به یک شریک مستقیم امنیتی تبدیل شده است.

امارات در این مسیر پیشتاز است. همکاری‌های اطلاعاتی، فناوری‌های سایبری، سامانه‌های پدافندی و هماهنگی‌های امنیتی دو طرف در سال‌های اخیر به شکل محسوسی گسترش یافته است. جنگ اخیر این روند را شتاب بخشید و نشان داد که ابوظبی حاضر است همکاری با اسرائیل را از سطح روابط اقتصادی و دیپلماتیک به سطح مشارکت میدانی ارتقا دهد.

بحرین نیز به دلایل خاص خود در همین مسیر حرکت می‌کند. این کشور کوچک از نظر ژئوپلیتیک در موقعیتی حساس قرار دارد و همواره نسبت به نفوذ منطقه‌ای ایران احساس آسیب‌پذیری کرده است. بحرین پس از جنگ، بیش از گذشته به حمایت امنیتی اسرائیل و امارات متکی شده است. منامه، برخلاف ریاض یا دوحه، فاقد ظرفیت لازم برای بازی مستقل منطقه‌ای است و به همین دلیل، پیوند با محور ابوظبی-تل‌آویو را بخشی از تضمین بقای خود می‌بیند.

مسیر متفاوت اعراب خلیج فارس

در مقابل این رویکرد، همه کشور‌های عربی خلیج فارس مسیر مشابهی را انتخاب نکرده‌اند.

عربستان سعودی، با وجود اختلافاتش با تهران، همچنان نسبت به عادی‌سازی کامل روابط با اسرائیل محتاط است. ریاض به خوبی می‌داند که افکار عمومی عربی و اسلامی هنوز نگاه مثبتی به تل‌آویو ندارد و نزدیکی آشکار به اسرائیل می‌تواند هزینه‌های داخلی و منطقه‌ای سنگینی ایجاد کند.

قطر نیز تلاش می‌کند میان تهران، واشنگتن و بازیگران منطقه‌ای موازنه برقرار کند. تاجایی که براساس گزارش‌ها، سفر وزیر خارجه و نخست وزیر قطر به آمریکا در راستای میانجی‌گری برای جلوگیری از شروع دوباره جنگ بوده است.

عمان هم همچنان نقش سنتی خود به عنوان میانجی را حفظ کرده و از ورود به ائتلاف‌های تند ضدایرانی پرهیز می‌کند.

همین تفاوت‌ها باعث شده شورای همکاری خلیج فارس بیش از هر زمان دیگری دچار چندپارگی راهبردی شود.

در حالی که امارات و بحرین به سمت نوعی محور امنیتی با اسرائیل حرکت می‌کنند، دیگر اعضا همچنان ترجیح می‌دهند از تبدیل شدن خلیج فارس به میدان تقابل دائمی پرهیز کنند. این شکاف آنقدر برجسته شده که امارات از اوپک خارج شده و حتی زمزمه احتمال خروج این کشور از شورای همکاری کشور‌های خلیج فارس نیز شنیده می‌شود.

تلاش امارات برای نقش‌آفرینی در منطقه

امارات امروز یکی از قدرت‌های اقتصادی جهان عرب است. کشوری با شبکه گسترده تجارت، بنادر راهبردی و نفوذ مالی در خاورمیانه و آفریقا. اما همین قدرت اقتصادی، ابوظبی را به این جمع‌بندی رسانده که برای حفظ موقعیت خود باید در معادلات امنیتی منطقه نیز نقش فعال‌تری ایفا کند.

در سال‌های اخیر، امارات در پرونده‌های مختلف منطقه‌ای حضوری پررنگ داشته؛ از یمن و لیبی تا سودان و شاخ آفریقا. بسیاری از این مداخلات نیز با حمایت یا هماهنگی غیرمستقیم اسرائیل انجام شده است.

منتقدان می‌گویند که امارات در برخی بحران‌های منطقه‌ای از نیرو‌های جدایی‌طلب یا جریان‌های ضداسلام‌گرا حمایت کرده و همین مسئله آن را به بازیگری مداخله‌گر تبدیل کرده است.

با این حال، جنگ اخیر یک واقعیت مهم دیگر را نیز آشکار کرد. اینکه با وجود همه تنش‌ها، امارات همچنان وابستگی اقتصادی عمیقی به ثبات منطقه و حتی به روابط تجاری با ایران دارد. تهران یکی از مهم‌ترین شرکای تجاری ابوظبی باقی مانده و بخش بزرگی از تجارت غیررسمی و ترانزیتی ایران از مسیر امارات انجام می‌شود. همین وابستگی اقتصادی باعث شده که ابوظبی، در کنار سیاست فشار، همچنان کانال‌های ارتباطی خود با تهران را نیز حفظ کند.

ائتلاف شکننده اعراب و اسرائیل

نزدیکی امارات و بحرین به اسرائیل، اگرچه پس از جنگ اخیر وارد مرحله تازه‌ای شده، اما همچنان با چالش‌های جدی روبه‌رو است.

افکار عمومی عربی، به ویژه پس از جنگ غزه، همچنان نگاهی بسیار منفی به اسرائیل دارد. علاوه بر این، بسیاری از دولت‌های منطقه نگران برهم خوردن موازنه قوا در منطقه به سود اسرائیل هستند. از نظر آنها، تبدیل اسرائیل به بازیگر مسلط امنیتی در خاورمیانه، به بی‌ثباتی بیشتر و تشدید رقابت‌های ژئوپلیتیک منجر شود.

در عین حال، تجربه جنگ اخیر نشان داد که حتی آمریکا نیز لزوما حاضر نیست تا پایان در کنار متحدان منطقه‌ای خود بایستد. همین مسئله باعث شده برخی دولت‌های عربی به دنبال الگو‌های جدید امنیتی باشند. الگو‌هایی که در آن، اسرائیل به تدریج جایگاهی فراتر از یک شریک عادی پیدا می‌کند.

با این حال، پرسش اصلی همچنان پابرجاست. آیا ائتلافی که بر پایه هراس مشترک از جمهوری اسلامی ایران شکل گرفته، می‌تواند به یک نظم پایدار منطقه‌ای تبدیل شود؟ یا آنکه خاورمیانه در حال ورود به مرحله‌ای تازه از قطب‌بندی و رقابت است که در آن شکاف میان کشور‌های عربی آشکار و عمیق خواهد شد.

ماپرا
ارسال نظرات