نقش بیبدیل تنگه هرمز در تجارت بینالمللی / چگونه تنگه هرمز معادله قدرت را تغییر میدهد؟
یک استاد دانشگاه گفت: بسته شدن تنگه هرمز صرفاً یک معادله ساده نیست بلکه یک مسئله چندوجهی با ابعاد پیچیده ژئوپلیتیکی، اقتصادی و استراتژیک است.
به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از ایسنا، مجید بهستانی با تأکید بر اینکه تنگه هرمز به عنوان یکی از حیاتیترین آبراههای جهان، نقشی بیبدیل در تجارت بینالمللی ایفا میکند، اظهار کرد: اهمیت این گذرگاه آبی، زمانی آشکارتر میشود که بدانیم بخش عمدهای از تجارت جهانی از طریق حملونقل دریایی صورت میگیرد؛ این شیوه حملونقل به دلیل ظرفیت بالا و مقرونبهصرفهتر بودن نسبت به روشهای زمینی و هوایی، مورد توجه دولتها و شرکتهای خصوصی قرار گرفته است.
وی افزود: تقاطع مباحث جغرافیا و اقتصاد سیاسی بینالملل، اهمیت استراتژیک تنگهها و آبراههای بینالمللی را دوچندان کرده است. از اواخر قرن نوزدهم، قدرتهای بزرگ جهانی، توانایی خود را در تسلط بر دریاها و آبراههای بینالمللی، نه تنها از منظر نظامی بلکه از جنبه اقتصادی و تجاری نیز سنجیدهاند. این تسلط، نیازمند ارتباط با بندرهای بزرگ جهانی و دسترسی به بازارهای بینالمللی است.
این استاد دانشگاه با تأکید بر اینکه تنگه هرمز به خودی خود از موقعیت استراتژیک ویژهای برخوردار است، خاطرنشان کرد: روزانه حدود ۱۰۰ میلیون بشکه نفت از منطقه خلیج فارس خارج میشود که یکپنجم آن از این منطقه تأمین میشود. بسته شدن این تنگه، اختلال عظیمی در زنجیره تامین جهانی انرژی و صنایع وابسته به آن ایجاد خواهد کرد.
بهستانی ادامه داد: این اختلال، علاوه بر تاثیر مستقیم بر قیمت نفت و فرآوردههای نفتی، بر نرخ تورم جهانی و بازارهای مالی نیز اثرات شگرفی خواهد گذاشت. کشورهایی که به واردات عمده نفت و گاز از این منطقه وابسته هستند، با افزایش چشمگیر هزینههای حملونقل و اختلال در تامین مواد اولیه مواجه خواهند شد.
وی با بیان اینکه حتی کشورهایی مانند آمریکا، که دارای ذخایر عظیم نفت هستند، از این تاثیرات در امان نخواهند بود، تصریح کرد: اقتصاد جهانی به صورت یک شبکه درهمتنیده عمل میکند و تلاطم در یک بخش کلیدی مانند تنگه هرمز، به صورت غیرمستقیم بازار داخلی آمریکا را نیز تحت تاثیر قرار داده و منجر به پیامدهای منفی اقتصادی خواهد شد.
این کارشناس امنیت روابط بینالملل تأکید کرد: اقدامات فوری دولتها و سازمانهای بینالمللی برای مدیریت این بحران، شامل کاهش اثرات زیانبار بر بازارهای مالی، تضمین جریان کالاها در زنجیره تامین و کنترل نرخ تورم خواهد بود. این اقدامات نیازمند همکاریهای بینالمللی و تدابیر هوشمندانه برای کاهش تنشها در این منطقه حساس است.
بهستانی اظهار کرد: در مواجهه با بحران احتمالی بسته شدن تنگه هرمز، بررسی مسیرهای جایگزین برای حملونقل انرژی و کالا امری ضروری است. اگرچه اجرای چنین طرحهایی چالشهای فنی و اقتصادی خاص خود را دارد، اما تجربه گذشته و فشارهای ژئوپلیتیکی، کشورها را به سمت یافتن راهحلهای مستقل و متنوع سوق میدهد.
وی با بیان اینکه پس از جنگ ایران و عراق، که در آن تنگه هرمز به صورت محدود مورد استفاده ابزاری قرار گرفت، خاطرنشان کرد: کشورهایی نظیر عربستان سعودی و امارات متحده عربی به فکر توسعه مسیرهای جایگزین افتادند. طرحهایی چون احداث کانال دریایی در امارات برای اتصال مستقیم به اقیانوس هند و همچنین خطوط لوله انتقال نفت از مناطق شرقی به سواحل غربی (دریای سرخ)، عملیاتی شدهاند، هرچند هنوز به حداکثر ظرفیت خود نرسیدهاند.
این کارشناس امنیت روابط بینالملل تأکید کرد: این تلاشها نشان میدهد که وابستگی صرف به تنگه هرمز در بلندمدت پایدار نخواهد بود. با این حال، محدودیتهای ذاتی در حملونقل برخی محصولات، مانند گاز مایع (LNG) قطر که نیازمند کشتیهای تخصصی است، یا عدم توانایی کانالهای جدید در جابجایی تمامی انواع کالاها، به این معناست که تنگه هرمز همچنان اهمیت استراتژیک خود را حفظ خواهد کرد.
وی اضافه کرد: پیشبینی میشود که با افزایش هزینههای حملونقل از مسیرهای جایگزین و همچنین هزینههای احتمالی ناشی از بسته ماندن تنگه هرمز، کشورها ناگزیر به سرمایهگذاری بیشتر در مسیرهای جایگزین باشند. این امر، با وجود بالا رفتن هزینههای نهایی محصولات، یک ضرورت راهبردی برای دستیابی به استقلال بیشتر و کاهش وابستگی به تنگه هرمز تلقی میشود.
این کارشناس امنیت روابط بینالملل با تأکید بر اینکه در تحلیل عمیقتر، باید به نقش قدرتهای نوظهور شرقی مانند هند و چین به عنوان مصرفکنندگان عمده انرژی خلیج فارس توجه کرد، ادامه داد: در مقابل، سیاستهای آمریکا ممکن است با هدف طولانی کردن محاصره دریایی و تحریک ایران به بستن تنگه هرمز، در راستای ضربه زدن به رقبای اقتصادی خود در شرق باشد.







