اثرات جنگ بر صنعت غذا / بطری روغن فقط تا یک ماه دیگر موجود است
اختلال در تأمین مواد اولیه بستهبندی، نهتنها تولیدکنندگان را تحتفشار قرار داده بلکه میتواند به افزایش قیمت و کاهش دسترسی به کالاهای اساسی برای خانوارها منجر شود.
به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از پیام ما، در میانه روایت خسارات مستقیم و قابلمشاهده جنگ چهلروزه، تمرکز اغلب گزارش خسارتها بر صنایع زیرساخت؛ از توقف خطوط تولید فولاد تا خسارت گسترده به صنایع پتروشیمی و اثر آن بر چرخه تأمین انرژی و ارزآوری بوده است. دو مؤلفهای که بیتردید ستونهای اصلی اقتصاد ایران به شمار میروند. اما آنچه کمتر دیده شده، لایهای پنهانتر و درعینحال حیاتی از این بحران است؛ لایهای که نه در مخازن نفت و نه در کورههای فولاد، بلکه در قفسههای فروشگاهها و سفره خانوار خود را نشان میدهد: زنجیره تأمین مواد اولیه بستهبندی مواد غذایی.حملات هدفمند به زیرساختهای صنعتی کشور، بهویژه در حوزههایی که بیشترین وابستگی متقابل را در شبکه تولید دارند، نشاندهنده تغییر در «الگوی تهدید» بود. در این الگو، بهجای تمرکز صرف بر تخریب واحدهای تولیدی، «نقاط پشتیبان» هدف قرار میگیرند؛ اهمیت این اختلال زمانی روشنتر میشود که بدانیم صنعت پتروشیمی در سالهای اخیر، نه فقط یک بخش تولیدی، بلکه یکی از اصلیترین منابع تأمین ارز کشور بوده و سهمی بیش از یکچهارم صادرات غیرنفتی را به خود اختصاص داده است؛ بنابراین، ضربه به این صنعت، صرفاً یک خسارت صنعتی نیست، بلکه مستقیماً به توان کشور در تأمین مالی واردات، از جمله کالاهای اساسی، گره میخورد.
در همین حال، حملات به صنعت فولاد نیز بُعد دیگری از این بحران را آشکار میکند. اطلاعیه فولاد مبارکه اصفهان از «توقف کامل خطوط تولید» در پی حملات ۱۱ فروردین، تنها یک خبر صنعتی نیست؛ بلکه نشانهای از آسیب زیرساختهای تولیدی کشور در برابر حملاتی است که مستقیماً تأسیسات انرژی و فرایندهای کلیدی را هدف میگیرند. پیشتر نیز حمله به نیروگاههای برق این مجتمع، بخشی از ظرفیت تولید را مختل کرده بود؛ اتفاقی که نشان میدهد حتی صنایع بهظاهر مستقل نیز در نهایت به یک نقطه مشترک وابستهاند: انرژی.
اما پیوند این دو حوزه – پتروشیمی و فولاد – با امنیت غذایی، در نگاه نخست چندان بدیهی به نظر نمیرسد. اینجاست که حلقه مفقوده روایت شکل میگیرد. بخش قابلتوجهی از مواد اولیه مورداستفاده در بستهبندی مواد غذایی، از پلیمرها و مشتقات پتروشیمی و همچنین صنایع فلزی تأمین میشود؛ از قوطیهای کنسرو گرفته تا بطریهای PET برای آب و نوشیدنیها و فیلمهای پلاستیکی، ظروف یکبارمصرف، کیسههای بستهبندی و حتی لایههای محافظ در بستهبندیهای چندلایه.
اختلال در تولید این مواد، به معنای اختلال در یکی از پایهایترین حلقههای زنجیره تأمین غذاست. بهعبارتدیگر، حتی اگر تولید محصولات کشاورزی بدون وقفه ادامه یابد، نبود یا کمبود مواد بستهبندی میتواند فرایند نگهداری، حملونقل و عرضه آنها را با چالش جدی مواجه کند. در شرایطی که زنجیره توزیع مواد غذایی بهشدت به بستهبندی وابسته است، هرگونه وقفه در تأمین این نهادهها، میتواند به افزایش ضایعات، کاهش ماندگاری محصولات و در نهایت افزایش قیمت برای مصرفکننده منجر شود.
تأثیر در صنایع روغننباتی
«علیرضا شریفی»، دبیر انجمن صنایع روغننباتی ایران در گفتوگو با «پیام ما» بر وابستگی مسلم صنعت روغننباتی به صنایع پتروشیمی تأکید میکند: «ماهانه حدود ۹ هزار تن PET در این صنعت برای تولید بطری و درهای پلاستیکی روغنهای مایع و سرخکردنی مورداستفاده قرار میگیرد و موجودی فعلی واحدهای تولیدی کمتر از یک ماه را پوشش میدهد که در صورت تداوم محدودیتها در تأمین مواد اولیه، احتمال ایجاد چالش در روند تولید وجود دارد.»
شریفی ثبات نسبی قیمت فعلی روغن را ناشی از استفاده تولیدکنندگان از موجودی قبلی میداند؛ اما اذعان دارد که در صورت ادامه شرایط فعلی، PET میتواند یکی از عوامل اثرگذار بر افزایش قیمت در آینده نزدیک باشد. البته تولیدکنندگان همه تلاش خود را میکنند که در فقط در صورتی شاهد افزایش قیمت مصرفکننده روغن باشیم که عوامل دیگری هم در افزایش هزینه تمام شده دخیل باشند و یا دستکم درصد افزایش قیمت کمتر از درصد افزایش هزینه تمام شده باشد.
او ادامه میدهد: «روغننباتی یک کالای اساسی است و طبیعتاً باید در اولویت تأمین قرار گیرد تا اختلالی در عرضه آن ایجاد نشود. برنامههایی برای سهمیهبندی و مدیریت مصرف در حال بررسی است تا مواد اولیه به صنایعی که اولویت بالاتری دارند اختصاص یابد. همچنین احتمال تسهیل واردات برای جبران کمبودها نیز مطرح شده است، هرچند هنوز این سیاستها بهصورت شفاف و نهایی اعلام نشدهاند.»
نگرانیهای بهداشتی برای صنعت بستهبندی گوشت و مرغ
«مسعود رسولی»، دبیر انجمن بستهبندی مواد پروتئینی نیز در گفتوگو با «پیام ما» به اثرات جنگ و اختلال در صنایع بالادستی بر زنجیره بستهبندی مواد غذایی میپردازد: «در حال حاضر، مهمترین اثر این شرایط در صنعت بستهبندی، افزایش شدید قیمت و کاهش دسترسی به اقلام بستهبندی است؛ بهطوریکه برخی از این اقلام در بازار با کمبود مواجه شدهاند.»
رسولی معتقد است که اختلال در تأمین مواد اولیه پتروشیمی باعث شده شرکتهای تولیدکننده ظروف و اقلام بستهبندی با مشکل جدی در تأمین مواد اولیه روبهرو شوند. در عمل، مواد اولیهای که باید بهصورت منظم در اختیار تولیدکنندگان بستهبندی قرار بگیرد، دچار نوسان شده و همین موضوع همزمان هم بر قیمت و هم بر عرضه اثر گذاشته است. «قیمت برخی اقلام بستهبندی در ماههای اخیر تا حدود دوبرابر افزایشیافته است. این افزایش بیشتر در ظروف، لیبلها و اقلام مصرفی بستهبندی دیده میشود و به طور مستقیم هزینه تمامشده محصولات پروتئینی را تحتتأثیر قرار داده است.»
به گفته این فعال صنفی، این فشار در حال حاضر بهصورت کامل به مصرفکننده منتقل نشده، اما بخشی از آن در قیمت نهایی گوشت و مرغ بستهبندیشده در حدود ۵ تا ۱۰ درصد اثر گذاشته است. او هشدار داد: «در صورت ادامه محدودیت در تأمین مواد اولیه پتروشیمی، احتمال استفاده از مواد بازیافتی غیراستاندارد در برخی تولیدات وجود دارد؛ موضوعی که میتواند نگرانیهایی در حوزه سلامت و استانداردهای بهداشتی ایجاد کند.»
اثر مواد پلیمری بر قیمت لبنیات
«محمد فربد»، سخنگوی انجمن صنایع فرآوردههای لبنی ایران نیز اثرات احتمالی اختلال در صنایع پتروشیمی بر صنعت لبنیات را موردبررسی قرار داد: «در حال حاضر برآورد دقیقی از میزان تأثیر این خسارتها بر صنعت لبنیات انجام نشده است. در حال حاضر واحدهای تولیدی لبنی از موجودیهای قبلی مواد اولیه بستهبندی استفاده میکنند و همین موضوع باعث شده هنوز اختلال محسوسی در روند تولید مشاهده نشود. بااینحال، این وضعیت در میان شرکتها یکسان نیست و میزان ذخایر در واحدهای مختلف متفاوت است.»
او یکی از مهمترین اقلام مصرفی در صنعت لبنیات، بطریهای PET میداند که در تولید محصولاتی مانند شیر و دوغ مورداستفاده قرار میگیرد و هرگونه اختلال در تأمین این مواد میتواند در ادامه بر روند تولید اثرگذار باشد. البته پیشازاین نیز بخشی از نیاز این صنعت از طریق واردات تأمین میشده است.
فربد اعتقاد دارد: «درصورتیکه کمبود در تأمین مواد اولیه ایجاد شود، واردات میتواند بهعنوان راهکار جبرانی مورداستفاده قرار گیرد و در صورت تسریع در روند واردات، میتوان از بروز بحران جلوگیری کرد. مسئله اصلی در این میان، قیمت مواد اولیه وارداتی است که در حال حاضر نمیتوان درباره آن قضاوت دقیقی داشت، اما به طور طبیعی میتواند بر هزینه بستهبندی و در نهایت قیمت تمامشده محصولات لبنی اثرگذار باشد. لبنیات از جمله کالاهای اساسی محسوب میشود و به همین دلیل انتظار میرود در سیاستگذاریها و تأمین مواد اولیه، توجه ویژهای به آن صورت گیرد تا اختلالی در تأمین این محصولات ایجاد نشود که باتوجهبه حساسیت این حوزه، در حال حاضر تلاشهایی برای مدیریت شرایط و جلوگیری از بروز مشکل در زنجیره تأمین در جریان است.»
کنسروسازی متأثر از صنعت فولاد
صنعت کنسرو اما به دلیل نقش حیاتی خود در تأمین مواد غذایی با ماندگاری بالا، بهویژه در شرایط بحران، موردتوجه قرار میگیرد. البته وابستگی سفره خانوار به محصولاتی نظیر رب گوجهفرنگی و کنسرو ماهی، تنها محدود به دوران بحران نیست و تقاضای پایدار خود را دارد.
«علیاکبر قدیریان»، دبیر سندیکای صنعت کنسرو، در گفتوگو با «پیام ما» میگوید: «اختلالات ایجادشده در زنجیره تأمین مواد اولیه، مهمترین چالش فعلی صنعت کنسرو است و این اختلالات عمدتاً به تأمین ورق فولادی مورداستفاده در تولید قوطیهای کنسرو مربوط میشود.»
به گفته او، صنعت کنسرو سالانه حدود ۲۵۰ هزار تن ورق فولادی مصرف میکند که از این میزان، حدود ۱۸۰ هزار تن از داخل کشور تأمین میشود. از این سهم، «فولاد مبارکه» حدود ۱۰۰ هزار تن و «فولاد توانآور آسیا» حدود ۸۰ هزار تن را در اختیار صنعت قرار میدادند. «نکته قابلتوجه این است که فولاد مبارکه علاوه بر اینکه تعهدات خود در بهمنماه را به طور کامل ایفا نکرد، نیمی از خوراک مواد اولیه فولاد توانآور را نیز تأمین میکرد.»
به گفته قدیریان، «در حال حاضر توازن عرضه و تقاضا در این بخش با چالش جدی روبهرو شده است. واردات ورق معمولاً از بنادر جنوبی انجام میشد، اما اکنون تحتتأثیر محدودیتهای ناشی از شرایط جنگی، مسیرهای جایگزین در حال بررسی است؛ هرچند این مسیرها هنوز بهصورت کامل عملیاتی نشدهاند.»
مسئله اصلی در شرایط فعلی، افزایش قیمت محصول نهایی نیست، بلکه تداوم تأمین قوطی و درِ آن است. چرا که هرگونه اختلال پایدار در این حوزه میتواند به طور مستقیم بر روند تولید کنسرو اثر بگذارد.
آنچه از دل این روایت برمیآید، صرفاً یک اختلال مقطعی در زنجیره تأمین نیست، بلکه نشانهای از تغییری عمیقتر در ماهیت اثرگذاری جنگ بر اقتصاد است. جنگی که دیگر تنها در خطوط مقدم یا صنایع مادر باقی نمیماند، بلکه از مسیرهای غیرمستقیم و کمتر دیدهشده، به لایههای روزمره زندگی مردم نفوذ میکند. در این میان، صنایع غذایی بهعنوان آخرین حلقه زنجیره تولید، جایی هستند که این فشارها در نهایت به مصرفکننده منتقل میشود.
بااینحال، آنچه اهمیت دارد، توجه همزمان به دو واقعیت است: از یکسو، نمیتوان تحلیل اثرات جنگ بر صنعت غذا را به حاشیه راند یا آن را صرفاً پیامدی ثانویه دانست. شواهد نشان میدهد که اختلال در تأمین مواد اولیه بستهبندی، میتواند بهمرور به یکی از تعیینکنندهترین عوامل در قیمت و حتی کیفیت مواد غذایی تبدیل شود. از سوی دیگر، رفتار تولیدکنندگان و سیاستگذاران نیز نشان میدهد که تلاش جدی برای کنترل این اثرات در جریان است؛
از استفاده از ذخایر و مدیریت عرضه گرفته تا بررسی مسیرهای وارداتی و اولویتبندی تأمین.
این دوگانه – میان فشار واقعی و تلاش برای مهار آن – تصویری پیچیده؛ اما قابلمدیریت از وضعیت کنونی ارائه میدهد. اگرچه تداوم شرایط جنگی میتواند این تعادل را بر هم بزند، اما تجربه فعلی نشان میدهد که با سیاستگذاری بهموقع و همراهی صنعت، میتوان اثرات آن را به حداقل رساند. در نهایت، توجه به امنیت غذایی بهعنوان بخشی از امنیت ملی، بیش از هر زمان دیگری ضروری است؛ چراکه جنگ، حتی زمانی که به طور مستقیم دیده نمیشود، میتواند از مسیرهایی کاملاً روزمره، خود را به سفره مردم برساند.







