رشد بیتکوین تحلیل نزولی را نقض کرد؟
رشد دیروز قیمت بیتکوین تا محدوده ۷۸ هزار دلار، در نگاه اول میتواند تحلیلهای نزولی روزهای گذشته را زیر سوال ببرد؛ اما بررسی دقیقتر ساختار بازار نشان میدهد این صعود نهتنها لزوما به معنای تغییر روند نیست، بلکه ممکن است بخشی از همان سناریوی اصلاحی باشد که پیشتر نیز به آن اشاره شده بود.
اقتصادآنلاین - مسیحا حیدریان؛ بازار رمزارزها در روزهای اخیر تحت تأثیر کاهش تنشهای خاورمیانه و افزایش تمایل سرمایهگذاران به داراییهای پرریسک، با موجی از تقاضا مواجه شده است. در این میان، بیتکوین با عبور از سطح ۷۸ هزار دلار، به بالاترین قیمت خود در ۱۱ هفته گذشته رسیده؛ حرکتی که در ظاهر، نشانهای از بازگشت قدرت خریداران تلقی میشود.
این رشد همزمان با بهبود فضای روانی بازار پس از تمدید مهلت آتشبس میان آمریکا و ایران رخ داده است؛ عاملی که بخشی از فشار ریسک را از بازارهای جهانی برداشت و زمینه را برای ورود نقدینگی به داراییهای پرریسک فراهم کرد.
با این حال، تمرکز صرف بر این محرکهای کوتاهمدت میتواند تصویر ناقصی از وضعیت بازار ارائه دهد. بیتکوین طی ۳۰ روز گذشته بیش از ۱۳ درصد رشد داشته، اما این صعود در شرایطی اتفاق افتاده که پیش از آن، بازار یک افت سنگین بیش از ۳۸ درصدی را تجربه کرده بود. همین موضوع باعث شده بسیاری از تحلیلگران، رشد فعلی را نه آغاز یک روند صعودی جدید، بلکه بخشی از یک حرکت اصلاحی در دل روند نزولی بدانند.
در همین راستا، دادههای جریان سرمایه و بازار مشتقات نیز از تقویت موقت تقاضا حکایت دارند. طی سه هفته گذشته، صندوقهای ETF بیتکوین شاهد ورود حدود ۱.۸ میلیارد دلار سرمایه بودهاند که نقش مهمی در حمایت از قیمت ایفا کرده است. همزمان، افزایش موقعیتهای فروش در بازار مشتقات و لیکویید شدن آنها پس از عبور قیمت از محدوده ۷۵ هزار دلار، به شکلگیری شورت اسکوئیز منجر شده که بهصورت مکانیکی موجب تشدید روند صعودی شده است.
از سوی دیگر، شاخص ترس و طمع بازار کریپتو نیز بهبود نسبی احساسات سرمایهگذاران را نشان میدهد. این شاخص که در ابتدای ماه در محدوده «ترس شدید» قرار داشت، اکنون به سطح ۳۳ رسیده است. با این حال، این عدد همچنان بیانگر حاکم بودن فضای احتیاط در بازار است و فاصله قابلتوجهی با شرایط صعودی پرهیجان دارد.
با وجود این نشانههای مثبت، بسیاری از تحلیلگران معتقدند این عوامل بیش از آنکه نشانه آغاز یک روند صعودی پایدار باشند، میتوانند محرکهایی کوتاهمدت در دل یک ساختار ناپایدار باشند.
از منظر تکنیکال، قیمت بیتکوین پس از ثبت کف در محدوده ۶۰ هزار دلار، وارد یک کانال صعودی شده است؛ الگویی که اگرچه در ظاهر صعودی است، اما در شرایطی که پس از یک سقوط شدید شکل میگیرد، معمولا بهعنوان یک الگوی اصلاحی شناخته میشود. در چنین وضعیتی، تا زمانی که قیمت نتواند سقف این کانال را با قدرت بشکند، احتمال ادامه روند نزولی همچنان مطرح است.
نشانههای ضعف این صعود در حجم معاملات نیز قابل مشاهده است. در حالی که قیمت در حال افزایش بوده، حجم خرید در هر موج صعودی کاهش یافته است؛ واگراییای که احتمالا از کاهش قدرت خریداران و شکنندگی روند صعودی خبر میدهد.
در کنار این موارد، دادههای آنچین همچنان سیگنالهای هشداردهندهای ارائه میدهند. فاصله میان قیمت تمامشده سرمایهگذاران کوتاهمدت و بلندمدت به بیش از ۳۵ هزار دلار رسیده است؛ بهطوری که میانگین قیمت خرید سرمایهگذاران کوتاهمدت در حوالی ۸۱ هزار دلار و برای سرمایهگذاران بلندمدت در محدوده ۴۵ هزار دلار قرار دارد. در چرخههای قبلی بازار، پایان روند نزولی زمانی رقم خورده که این شکاف بهطور کامل از بین رفته یا معکوس شده است؛ اتفاقی که هنوز در شرایط فعلی مشاهده نمیشود.
از سوی دیگر، افزایش خروج بیتکوین از صرافیها که معمولاً نشانهای از انباشت تلقی میشود، در این مقطع میتواند تفسیری دوگانه داشته باشد. همزمانی این رفتار با ضعف ساختاری بازار، این احتمال را تقویت میکند که بخشی از سرمایهگذاران در حال ورود به موقعیتهایی هستند که ممکن است در ادامه با فشار فروش مواجه شود.
در این میان، سطح ۷۹ هزار و ۲۴۰ دلار بهعنوان مهمترین مقاومت کوتاهمدت مطرح است. تثبیت قیمت بالاتر از این سطح میتواند نشانهای از تغییر روند و آغاز یک فاز صعودی پایدار باشد. در مقابل، ناتوانی در عبور از این محدوده، احتمال بازگشت قیمت به سطوح حمایتی ۷۳ هزار، ۶۹ هزار و حتی محدوده ۶۰ هزار دلار را افزایش میدهد.
در نهایت، آنچه در بازار بیتکوین مشاهده میشود، ترکیبی از سیگنالهای متضاد است؛ از یک سو، ورود سرمایه، بهبود احساسات و فشار خرید ناشی از شورت اسکوئیز از قیمت حمایت میکنند، و از سوی دیگر، ساختار تکنیکال و دادههای آنچین همچنان بر شکنندگی این صعود تأکید دارند.
در چنین شرایطی، میتوان گفت رشد اخیر بیش از آنکه نشانهای قطعی از آغاز یک روند صعودی جدید باشد، میتواند بخشی از یک حرکت اصلاحی در دل یک ساختار بزرگتر باشد؛ ساختاری که تا زمان شکست قطعی مقاومتهای کلیدی، همچنان ریسک اصلاح عمیقتر را در خود حفظ کرده است.









