ایران روزی چهار پل «B ۱» تخریب میکند
رئیس کمیسیون دانشبنیان اتاق ایران گفت: هزینه یک روز قطع اینترنت در روز معادل چهار پل بی یک کرج و دو نیروگاه است. ولی چون فیلم آنها منتشر نمیشود حواسمان نیست که چه رقم بالایی است.
به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از هفت صبح، رقم نگران کننده خسارت روزانه ۷۰ تا ۸۰ میلیون دلار در روز. اولین ضربهای که قطع اینترنت میزند، مستقیم به قلب اقتصاد، یعنی تولید ناخالص داخلی است
رئیس کمیسیون دانشبنیان اتاق ایران یک جمله گفت که باید با حروف درشت روی دیوار همه اتاقهای تصمیمگیری نوشته شود: «قطع اینترنت روزانه ۷۰ تا ۸۰ میلیون دلار خسارت دارد.»افشین کلاهی میگوید: هزینه یک روز قطع اینترنت در روز معادل چهار پل بی یک کرج و دو نیروگاه است. ولی چون فیلم آنها منتشر نمیشود حواسمان نیست که چه رقم بالایی است. افشین کلاهی برای اینکه عمق این فاجعه را ملموستر کند، آن را به زبان پروژه ترجمه میکند و میگوید هزینه یک روز قطع اینترنت، معادل ساخت چهار پل «بییک» کرج و دو نیروگاه است. اما چون هیچوقت فیلم این پلهای ساختهنشده یا نیروگاههای از دسترفته را نمیبینیم، بزرگی این عدد هم به چشممان نمیآید.
او در توضیح این مقایسه تکاندهنده میگوید هزینه ساخت هر پل بین ۱۵ تا ۲۰ میلیون دلار است و برای هر مگاوات نیروگاه هم حدود ۳ میلیون دلار سرمایه لازم است. در مقابل، خسارت مستقیم قطع اینترنت روزانه بین ۳۰ تا ۴۰ میلیون دلار برآورد میشود و اگر هزینههای غیرمستقیم را هم حساب کنیم، این عدد به ۷۰ تا ۸۰ میلیون دلار میرسد.بنابراین هر روز بدون اینکه صدایی دربیاید یا تصویری دیده شود، معادل چهار پل و دو نیروگاه را از دست میدهیم، آن هم نه به خاطر کمبود منابع، بلکه با تصمیم خودمان.
این مقام مسئول درست میگوید که اگر هر روز تصاویر فرو ریختن این پروژهها پخش میشد، حساسیت بیشتری ایجاد میکرد. اما حالا که این خسارتها بیصدا و نامرئی اتفاق میافتد، انگار نه انگار که چه عدد بزرگی در حال از بین رفتن است.پیش از آنکه این مقام مسئول در اتاق ایران با عدد و رقمهایی روشن و قابل فهم این واقعیت را بیان کند، بارها و بارها کارشناسان، اقتصاددانان و فعالان این حوزه هشدار داده بودند که قطع اینترنت چه هزینه سنگینی دارد و تا چه اندازه میتواند مخرب باشد.
این هشدارها جملگیشان دقیق، مستند و قابل اتکا بود. با این حال، عجیب است و البته نگرانکننده که با وجود این همه هشدار، این روند همچنان ادامه دارد.گویی کسی صدای این زنگ خطرها را نمیشنود. واقعیت این است که با وجود همه این دادهها و تجربهها، هنوز هم «دکمه قطع» راحتتر از «تصمیم درست» عمل میکند.
شوک رکودی قطع اینترنت
حالا برگردیم به رقم نگران کننده خسارت روزانه ۷۰ تا ۸۰ میلیون دلار در روز. اولین ضربهای که قطع اینترنت میزند، مستقیم به قلب اقتصاد، یعنی تولید ناخالص داخلی است. براساس برآوردهای «سازمان همکاری و توسعه اقتصادی» و همچنین مطالعات «بانک جهانی»، افزایش ۱۰درصدی دسترسی به اینترنت میتواند بین ۱ تا ۲ درصد به رشد تولید ناخالص داخلی اضافه کند. حالا کافی است این معادله را برعکس کنیم. هنگامی که اینترنت قطع میشود، این رشد معکوس میشود. اگر همان عدد ۷۰ تا ۸۰ میلیون دلار خسارت روزانه را مبنا قرار دهیم، در مقیاس سالانه به رقمی بیش از ۲۵ میلیارد دلار میرسیم. عددی که معادل چند درصد از کل تولید ناخالص داخلی ایران است. به عبارت دیگر قطع اینترنت یک ضربه سنگین به رشد اقتصادی کشور وارد میکند. ضربهای که میتواند کل اقتصاد را وارد یک «شوک رکودی» کند. شوکـی که تبعاتش بسیار فراتر از چند روز یا چند هفته قطعی است.
اقتصاد قفل میشود
یکی دیگر از تبعات جدی قطع اینترنت، اختلال در زنجیره تأمین و تجارت صورت میگیرد. واقعیت این است که اقتصاد هر کشوری از جمله ایران، بدون اینترنت عملاً فلج میشود. درصورت قطع اینترنت، سادهترین فرآیندها مانند ثبت سفارش، حملونقل و پرداخت یا متوقف میشوند یا با اختلال جدی پیش میروند. بخش بزرگی از تجارت خارجی کشورمان از جمله امور گمرکی، لجستیک و حتی توزیع داخلی به سامانههای آنلاین وابسته است. بنابراین با قطع اینترنت، چرخ این بخشها هم کند یا متوقف میشود. در چنین شرایطی کالاها در گمرک میمانند، هزینههای انبارداری بالا میرود، قراردادهای صادراتی از دست میرود و اعتبار تجاری آسیب میبیند. اینها همان «هزینههای پنهان» هستند. هزینههایی که معمولاً در همان عدد ۸۰ میلیون دلار هم بهطور کامل دیده نمیشوند، اما در عمل فشار اصلی را به اقتصاد وارد میکنند.
خفه شدن کسبوکارهای آنلاین
یکی از سنگینترین ضربههای قطع اینترنت، بهطور مستقیم به کسبوکارهای کوچک و نوپا وارد میشود. مشاغلی که بدون رانت و حمایت خاص، فقط با تکیه بر اینترنت سرپا ماندهاند. واقعیت این است که بیشترین آسیب متوجه کسبوکارهای آنلاین، استارتاپها و فریلنسرهاست. برآوردها نشان میدهد اقتصاد دیجیتال در ایران حدود ۶ تا ۷ درصد تولید ناخالص داخلی را تشکیل میدهد و میلیونها نفر معیشتشان به این فضا گره خورده است. حالا با قطع اینترنت چه اتفاقی میافتد؟ جریان درآمدی این کسبوکارها ناگهان صفر میشود. نه فروش دارند، نه مشتری، نه حتی امکان ارتباط. این وضعیت، موتور مهاجرت نیروی انسانی متخصص را روشن میکند و سرمایهگذاری در استارتاپها را به حالت تعلیق درمیآورد. در واقع، آنچه در حال از بین رفتن است «سرمایه انسانی» کشور است. خب بر کسی پوشیده نیست که چنین وضعیتی موجب از بین رفتن «سرمایه انسانی» میشود که جایگزینی آن بسیار پرهزینهتر از زیرساخت فیزیکی است.
هزینهای در حد جهان، اما سنگینتر برای ما
برای درک بهتر ابعاد این خسارت، کافی است نگاهی به تجربه کشورهای دیگر بیندازیم. طبق دادههای «نتبلاکس»، قطع اینترنت در میانمار پس از بحران ۲۰۲۱، روزانه حدود ۵۰ میلیون دلار به اقتصاد این کشور ضربه زد. در اتیوپی، این رقم در برخی دورهها حتی به ۹۰ میلیون دلار در روز رسید. هند هم که رکورددار قطعیهای اینترنت در جهان است، طی سالهای اخیر میلیاردها دلار خسارت تجمعی را تجربه کرده است.حالا این اعداد را کنار رقم ۸۰ میلیون دلار در ایران بگذارید. این رقم کاملاً با استانداردهای جهانی همخوانی دارد. حتی میتوان گفت با توجه به وابستگی بالای زندگی شهری و کسبوکارها در ایران به اینترنت، این برآورد ممکن است خوشبینانه هم باشد. ما در حال پرداخت هزینهای در حد بحرانهای جهانی هستیم اما در اقتصادی که توان تحملش بهمراتب کمتر است.
زخمی که بعد از بسته شدن ردش باقی میماند
قطع اینترنت فقط به امروز و فردای ما ضربه میزند. چون آینده را ناامن میکند. یکی از مهمترین پیامدهای قطع اینترنت، افزایش ریسک سرمایهگذاری و تشدید فرار سرمایه است. واقعیت این است که سرمایهگذار بیش از هر چیز به «پیشبینیپذیری» نیاز دارد. اینکه بداند فردا چه خبر است و قواعد بازی ناگهان تغییر نمیکند.قطع اینترنت دقیقاً برعکس این اطمینان عمل میکند. قطع مکرر یک سیگنال روشن از بیثباتی در سیاستگذاری است. سیگنالی که خیلی سریع در محاسبات اقتصادی اثر میگذارد. چرا؟ چون سرمایهگذار نرخ بازده بالاتری مطالبه میکند، هزینه تأمین مالی بالا میرود و در بسیاری از موارد، سرمایه اصلاً وارد نمیشود یا از کشور خارج میشود.اما دامنه این مسئله گستردهتر است. چون اگر اینترنت دوباره وصل شود، اثرات این بیثباتی فوراً از بین نمیرود. بیاعتمادی سرمایهگذاران باقی میماند، تصمیمها به تعویق میافتد و نیروی متخصصی که رفتهاند یا در تدارک رفتن هستند، به این راحتی برنمیگردد. در سیاست، به این اثر ماندگار میگویند زخمی که حتی بعد از بسته شدن، ردش روی اقتصاد باقی میماند.
فرصتهایی که میسوزند
یک بُعد مهم دیگر ماجرا، چیزی است که کمتر دیده میشود که همان «فرصتهای از دسترفته» است. همان نکتهای که افشین کلاهی با مثال پل و نیروگاه به آن اشاره کرد، اگر این مسئله را دقیق تحلیل کنیم متوجه میشویم که ابعادش بسیار بزرگتر از این مقایسههاست. هنگامی که روزانه ۸۰ میلیون دلار از دست میرود، یعنی در یک ماه رقمی حدود ۲ میلیارد و ۴۰۰ میلیون دلار دود میشود. عددی که میتوانست صرف ساخت دهها پروژه زیرساختی بزرگ شود و حتی به بازسازی نیروگاه و جاده و حتی توسعه حملونقل و انرژی منجر شود. موضوع تلخ این است که ادامه این روند به جز ضرر روزانهای که به کشور تحمیل میکند، همزمان فرصت رشد و توسعه را هم میگیرد. چرا که ما نهتنها چیزی نمیسازیم، بلکه همان چیزی را هم که میتوانست ساخته شود، از دست میدهیم. در اقتصاد، به این وضعیت میگویند «هزینه فرصت»؛ که در عمل یعنی عقب ماندن از آیندهای که میتوانست ساخته شود و نشد.
تصمیمی با هزینههای کلان
قطع اینترنت به 45 روز رسید. یعنی این تصمیم از یک قطعی محدود و مقطعی عبور کرده و ادامهدار شده است. حالا میتوان این تصمیم را یک اشتباه اقتصادی فاحش با تبعات زیانبار و گسترده دانست. سیاستی که هر روز اجرای آن، معادل از دست رفتن چند پروژه عمرانی بزرگ، کاهش سرعت رشد اقتصادی و افزایش ریسک سرمایهگذاری در کشور تمام میشود.قطع اینترنت مثل یک ترمز دستی عمل میکند که وسط حرکت، روی اقتصاد کشیده میشود. تولید کند میشود، کسبوکارها آسیب میبینند و سرمایهگذاران نسبت به آینده مرددتر میشوند.
برای اقتصادی مثل ایران که همین حالا هم زیر فشار تحریم، تورم مزمن، جنگ و رکود قرار دارد، چنین ضربهای میتواند چند برابر مخربتر باشد. در شرایطی که اقتصاد نیاز به ثبات، اعتماد و نفس تازه دارد، قطع اینترنت دقیقاً برعکس عمل میکند، بیثباتی را تشدید میکند، اعتماد را کاهش میدهد و مسیر خروج از رکود را طولانیتر و پرهزینهتر میسازد. هر یک روز که اینترنت قطع بماند کشور بیشتر و بیشتر در مشکلات اقتصادی فرو میرود. این روند مثل یک سراشیبی است که هرچه بیشتر ادامه پیدا کند، بازگشت سختتر و پرهزینهتر میشود. یعنی هر روز تأخیر در وصل شدن اینترنت را دیگر نمیتوانیم یک روز از دسترفته تعریف کنیم. چون چند برابر آن، هزینه و بحران به آینده تحمیل میکند.








