از جنگ ۱۲روزه تا جنگ ۴۰ روزه؛ نیاز به انسجام ملی / تندروها چگونه مردم را عصبانی کردند؟
در میان وضعیت خطیری که در کمین ایران است، دولت نقشی مهم را در حفظ و حراست از وحدت ملی در پیش دارد. نقشی که میتوان با پرداختن و پاسخ دادن به بخشی از مطالبات مهم مردم در حوزههای اجتماعی و اقتصادی پاسخ داد؛ چرا که مهمترین قدرت ایران در برابر حملات اسرائیل و آمریکا، صرفنظر از پاسخها و استراتژیهای نظامی، حفظ همبستگی مردم است.
به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از خبرآنلاین، اسفندماه ۱۴۰۴ با یک اتفاق تلخ تمام شد؛ تلخی که هنوز رد آن بر تن مردم ایران نشسته است. ۹ اسفند ماه، هنگامی که هنوز تیم دیپلماسی در بحبوحه مذاکرات غیرمستقیم با آمریکا به سر میبرد، اسرائیل و آمریکا، تهران و شهرهای ایران را هدف حملات موشکی و پهپادی خود قرار دادند و رهبر انقلاب اسلامی و جمعی از سرداران و نیروهای ارشد نظامی ایران، کودکان و مردم غیرنظامی را به شهادت رساندند و ایرانیان را به سوگ هموطنان خود نشاندند.
اگرچه نیروهای نظامی ایران به سرعت از همان روزهای ابتدایی جنگ، تنگه هرمز را بستند و جنگ را نامتقارن و منطقهای را شروع کردند، ولی نبرد نظامی ۳۹ روز به درازا کشید و هنوز هم علیرغم آتشبس دو هفتهای میان تهران و واشنگتن، سایه حمله نظامی بر سر کشور سنگینی میکند. آتشبسی که از همان ابتدا شکننده بوده و پس از شکست مذاکرات اسلامآباد، احتمال حمله جنگندههای آمریکایی و اسرائیلی در کشور بیش از پیش است.
با این حال، مسعود پزشکیان علیرغم تمام بدشانسیها و رخدادهای غمانگیزی که در طول ریاستجمهوریاش رخ داده، توانست در تمامی جنگها، ارزاق مردم را تأمین کند، برق و آب و بنزین و نان را در دسترس قرار دهد و همین موضوع به یکی از مهمترین دستاوردهای دولتاش تبدیل شده است.
از انسجام جنگ ۱۲ روزه تا خیز تندورها علیه دولت
از سوی دیگر، آنچه در هفتههای اخیر بخشهای مهم حاکمیت بر آن تأکید کردند، حفظ وحدت و انسجام ملی است. انسجامی که در جنگ ۱۲ روزه به خوبی شکل گرفت و توانست شکاف ایجادشده میان نظام و مردم و سیاسیون را ترمیم کند، اما علیرغم تلاشهای دولت و نظام، خیلی زود از بین رفت و به اعتراضاتی و حوادثی منجر شد.
اگر کمی به عقب برگردیم، در خرداد ماه سال ۱۴۰۴، تمامی مردم و اهالی سیاست فارغ از چپ یا راست بودنشان، پا به میدان گذاشتند و حمله اسرائیل به کشور را محکوم کردند. در سوی دیگر میدان هم، سیاسیونی که بارها انتقادات تندی را نسبت به رفتار حاکمیت مطرح کردند و شکاف فکری عمیقی با نظام داشته و دارند نیز به حمایت از ایران پرداختند. به بیان دیگر، در جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل، روزنامهنگاران، خوانندگان و حتی سیاسیونی که در زندان بوده یا ترک وطن کردند، حمایت از وطن را به اختلافات سیاسی ترجیح دادند.
همبستگی ملی که به نقطه قوت و قدرت مهمی برای ایران در مقابل حمله تلآویو به تهران در بهار ۱۴۰۴ بود، فرصت طلایی را برای انجام برخی اصلاحات در کشور ایجاد کرده بود. اقدامی که دولت با شعار همیشگی وفاق ملی سعی در انجام آن داشت و در تلاش بود تا با پیوستن به FATF و تصویب لوایح پالرمو و CFT، برداشتن فیلترینگ به مطالبات اجتماعی و اقتصادی مردم پاسخ بدهد.
اما گویی تندورها و افراطیونی که همواره خواهان به دست گرفتن قدرت در کشور بوده و اهمیتی هم به خواست و مطالبات مردمی ندارند، این موضوع چندان به مذاقشان خوش نیامده بود که بلافاصله پس از آتشبس ایران و اسرائیل، از همان تیر ماه سال گذشته، شمشیرشان را علیه دولت تیز کردند و طرح عدم کفایت سیاسی رئیسجمهور را به راه انداختند.
در واقع، نمایندگان مجلس که پیش از آغاز جنگ ۱۲ روزه، به دنبال استیضاح رئیس دولت چهاردهم بودند، در پی سفر یک روزه مسعود پزشکیان به آذربایجان برای شرکت در اجلاس سران کشورهای سازمان همکاریهای اقتصادی (اکو)، فضایی رسانهای علیه او به راه انداختند و با بهانههای واهی، چون زبان بدن رئیسجمهور یا همراهی دخترش در این سفر، او را در کنار ابوالحسن بنیصدر قرار دادند.
زمزمهها درباره بنیصدرسازی از مسعود پزشکیان توسط دلواپسان ادامه داشت تا آنکه انتشار مصاحبه رئیس دولت چهاردهم با تاکر کارلسون، خبرنگار آمریکایی تبدیل به جرقهای در انبار باروت شد و مخالفان رئیسجمهور با امضای طوماری خواستار استیضاح رئیسجمهور شدند. اقدامی که با مخالفت و واکنش صریح مقامات ارشد کشور همراه شد.
استیضاح و جدال میان دولت و مجلس
از دیگر اقداماتی که تندروها علیه دولت به راه انداختند، صف طولانی وزرا برای استیضاح بود. فرزانه صادق وزیر راه و شهرسازی، احمد میدری وزیر کار، غلامرضا نوری قزلجه وزیر جهاد کشاورزی، عباس علیآبادی وزیر نیرو، ۴ وزیر اصلی بودند که بهارستانیها خیز جدی را برای خروج آنان از دولت برداشته بودند و در این هنگام، وزرای دیگری هم بودند که اگر اقدامی خلاف میل نمایندگان انجام میدادند، تهدید به استیضاح میشدند. عباس عراقچی وزیر امور خارجه و ستار هاشمی وزیر ارتباطات از همین دست وزرا بودند.
تهدید وزرا به استیضاح و برکناری با واکنش صریح محمدجعفر قائمپناه، معاون اجرایی رئیسجمهور همراه شد و به اختلافات پاستور و بهارستان بیشتر دامن زد. او با بیان اینکه هر چه مجلس کمتر در امور اجرایی مداخله کند دولت بیشتر میتواند به کار اصلی خود بپردازد، گفته بود: «امیدوارم هماهنگی بین دولت و مجلس بیشتر شود؛ البته در سران قوا، رئیس محترم مجلس و اکثر نمایندگان مجلس با دولت همراه بوده و هماهنگی دارند.»
اظهارات وی با واکنش تند نمایندگان همراه شد و با وجود اینکه جلسه استیضاحی برای هیچ یک از اعضای کابینه پزشکیان شکل نگرفت، اما تا پیش از آغاز جنگ رمضان، همچنان این ابزار نظارتی مجلس، به عنوان تهدیدی مهم پیش روی دولت قرار داشت.
اینترنت طبقاتی و حذف ارز ترجیحی
جدای از اقدامات تندروها برای دوقطبی سازی و کسب قدرت، دو اقدام دولت پزشکیان در شرایطی که جامعه در فضای ملتهبی قرار داشت، تبدیل به نقطه ضعف آن شد. هرچند که مسعود پزشکیان یکی از مهمترین مخالفان قطعی اینترنت و فیلترینگ بوده و در انتخابات ریاستجمهوری آن را به یک قفس تشبیه کرده بود، اما بیشترین زمان قطعی اینترنت در دولت او رقم خورده است؛ ابتدا در ۱۲ روز جنگ ایران و اسرائیل، دوم اعتراضات دیماه و سپس از زمان شروع جنگ رمضان.
با این حال گمانهزنیها و انتشار شایعاتی درباره طبقاتی شدن اینترنت و در کنار لایحه «مقابله با انتشار محتوای خبری خلاف واقع» خشم عمومی را نیز به همراه داشت. هرچند که دولت در پی اعتراضات مردم و کارشناسان این لایحه را مسترد کرد، اما مطالبه وصل شدن اینترنت و رفع فیلترینگ هنوز به سرانجام نرسیده است.
از دیگر اعتراضات مردم به دولت نیز مربوط به گرانی پیدرپی طلا و ارز در ماههای آذر و دیماه سال گذشته است که منجر به استعفای محمدرضا فرزین، رئیس کل بانک مرکزی و بازگشت عبدالناصر همتی شد. اعتراضاتی که دولت آن را به رسمیت شناخت، اما همزمان با آن، حذف ارز ترجیحی کالاهای اساسی، گرانی را تشدید کرد و در پی فراخوانهایی که از سوی خارج از کشور رخ داد، منجر به حوادث تلخ و جان باختن تعدادی از هموطنان کشور گشت.
جنگ رمضان و انسجام دوباره مردم
با حمله دوباره آمریکا و اسرائیل به ایران و شهادت رهبر انقلاب اسلامی، بار دیگر انسجام ملی که در سال گذشته خدشهدار شده بود، شکل گرفت و حتی تعدادی از کسانی که در پی حوادث دیماه، انتقاداتی فراوانی نسبت به نظام و حاکمیت داشتند، بار دیگر به حمایت از وطن پرداختند. حال، در میان وضعیت خطیری که در کمین ایران است، دولت نقشی مهم را در حفظ و حراست از وحدت ملی در پیش دارد. نقشی که میتوان با پرداختن و پاسخ دادن به بخشی از مطالبات مهم مردم در حوزههای اجتماعی و اقتصادی پاسخ داد؛ چرا که مهمترین قدرت ایران در برابر حملات اسرائیل و آمریکا، صرفنظر از پاسخها و استراتژیهای نظامی، حفظ همبستگی مردم است.








