تاملی در یادداشت ظریف؛ صلح از موضع قدرت؛ پیشنهاد ظریف نتیجه اعتماد به نفس ناشی از مقاومت و قدرت است
واکنشهای تند به یادداشت اخیر محمدجواد ظریف در نشریه «فارن افرز» بیش از آنکه حاصل خوانش دقیق متن باشد، نتیجه حساسیت طبیعی جامعهای است که در میانه یک بحران بزرگ امنیتی قرار دارد. بسیاری از منتقدان صادقانه نگرانند که مبادا سخن گفتن از مذاکره یا صلح، به معنای نادیده گرفتن مقاومت و فداکاریهایی باشد که ایران در این جنگ متحمل شده است.
به گزارش اقتصادآنلاین، مهرداد گرمسیری، دانش آموخته حقوق بینالملل در آوش در رابطه با یادداشت ظریف در فارن افرز نوشت: اگر متن ظریف با دقت خوانده شود، روشن میشود که دغدغه اصلی او نه عقبنشینی از مقاومت، بلکه تبدیل دستاوردهای آن به منافع پایدار برای ایرانِ پس از جنگ است.
واکنشهای تند به یادداشت اخیر محمدجواد ظریف در نشریه «فارن افرز» بیش از آنکه حاصل خوانش دقیق متن باشد، نتیجه حساسیت طبیعی جامعهای است که در میانه یک بحران بزرگ امنیتی قرار دارد. بسیاری از منتقدان صادقانه نگرانند که مبادا سخن گفتن از مذاکره یا صلح، به معنای نادیده گرفتن مقاومت و فداکاریهایی باشد که ایران در این جنگ متحمل شده است.
استدلال مرکزی ظریف بسیار روشن است: ایران در این جنگ نشان داده که کشوری شکننده نیست. نه با بمباران فرو میپاشد، نه با ترور رهبران و فرماندهان از هم میگسلد و نه با فشار خارجی از منافع خود عقب مینشیند. این همان چیزی است که سالها محل تردید در محاسبات برخی در واشنگتن و تلآویو بود. اکنون، به تعبیر ظریف، این واقعیت در میدان نبرد اثبات شده است.
در چنین شرایطی، مسئله اصلی این نیست که ایران چگونه به جنگ ادامه دهد؛ مسئله این است که چگونه از این موقعیت برای ساختن آیندهای امنتر و کم هزینهتر برای کشور استفاده کند.
در واقع ظریف یک پرسش راهبردی مطرح میکند: اگر هدف مقاومت، حفظ امنیت و منافع ملی ایران است، آیا نباید پس از اثبات قدرت و تابآوری کشور، این سرمایه به یک دستاورد سیاسی و دیپلماتیک تبدیل شود؟ تاریخ بسیاری از جنگها نشان میدهد که پیروزی واقعی زمانی تثبیت میشود که دستاوردهای نظامی به نتایج سیاسی پایدار ترجمه شوند.
در غیر این صورت، حتی موفقیتهای بزرگ میدانی نیز ممکن است در چرخهای از درگیریهای فرسایشی از دست بروند.
نکته مهم دیگر در استدلال ظریف توجه به <ایران پس از جنگ> است. جنگ، حتی اگر با مقاومت موفقیتآمیز همراه باشد، ناگزیر خسارتهای انسانی و اقتصادی سنگینی به همراه دارد. بازسازی زیرساختها، احیای اقتصاد و بهبود زندگی مردم نیازمند منابع، سرمایهگذاری و دسترسی به اقتصاد جهانی است.
در شرایطی که تحریمها همچنان برقرار بمانند و خصومت دائمی با آمریکا ادامه پیدا کند، دستیابی به این هدف بسیار دشوار خواهد بود.
از همین رو ظریف بر این نکته تأکید میکند که پایان دادن به چرخه دشمنی میتواند امکان بازسازی کشور و تبدیل مقاومت به رفاه و امنیت پایدار را فراهم کند.
البته ظریف از واقعیت بیاعتمادی نسبت به آمریکا نیز غافل نیست. ملت ایران حق دارد پس از تجربه حملات نظامی آمریکا به ایران حین مذاکرات گذشته، به شخص ترامپ و سیاستهای واشنگتن بدبین باشند.
این یک بیاعتمادی به حق است که ریشه در حافظه ملی دارد. اما ظریف امیدوار است اثبات قدرت و دستاوردهای ایران در جنگ فعلی آمریکا و اسرائیل علیه آن، ترامپ را متقاعد کرده باشد که تأمین خواستههایش از راه نظامی غیرممکن است؛ و همین درک تازه میتواند زمینهای واقعی برای گفتوگویی از موضع برابر و شرافتمندانه باشد.
از این منظر، پیشنهاد محمد جواد ظریف نه نشانه ضعف، بلکه نتیجه اعتماد به نفس ناشی از مقاومت و قدرت است. کشوری که توانسته در برابر فشار نظامی قدرتهای بزرگ ایستادگی کند، میتواند از موضعی برابر و عزتمندانه وارد گفتوگو شود.
چنین مذاکرهای نه به معنای تسلیم، بلکه تلاشی برای تثبیت همان واقعیتی است که در میدان جنگ به اثبات رسیده است: اینکه ایران بازیگری قدرتمند است که نمیتوان آن را با زور حذف کرد.
با این وصف اگر یادداشت ظریف را در چارچوب منافع بلندمدت ایران بخوانیم، پیام آن چندان پیچیده نیست. او میگوید مقاومت زمانی کامل میشود که بتواند صلحی پایدار و عادلانه به بار آورد.
هدف نهایی نه جنگ بیپایان، بلکه امنیت، ثبات و آیندهای بهتر برای ایران است. تبدیل قدرت به صلح، اگر با حفظ عزت و منافع ملی انجام شود، نه خیانت است و نه عقبنشینی؛ بلکه شاید دقیقاً همان چیزی باشد که یک پیروزی واقعی را معنا میکند.







