بانکهای مرکزی در تله نفت؛ ایران باعث تکرار بحران ۲۰۰۸ میشود؟
همزمان با جهش قیمت نفت در پی جنگ ایران و آمریکا، بازارهای مالی بهسرعت در حال بازتعریف انتظارات خود از سیاستهای پولی هستند؛ اما برخی تحلیلگران معتقدند سرمایهگذاران در حال تکرار یک اشتباه تاریخیاند.
به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از وال استریت ژورنال؛ در حالی که تورم ناشی از افزایش قیمت انرژی دوباره اوج گرفته، معاملهگران پیشبینی میکنند بانکهای مرکزی مسیر افزایش نرخ بهره یا حداقل توقف کاهش نرخها را در پیش بگیرند؛ تصمیمی که به باور کارشناسان، با ماهیت بحران فعلی همخوانی ندارد.
تفاوت یک شوک نفتی با تورم پساکرونا
تورم فعلی برخلاف دوره ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲، نه از تقاضای بالا، بلکه از محدودیت عرضه ناشی میشود. اختلال در صادرات نفت و حملونقل از تنگه هرمز باعث شده قیمتها افزایش یابد؛ در حالی که تورم پساکرونا نتیجه جهش تقاضا پس از بازگشایی اقتصادها بود. در چنین شرایطی، ابزارهای سنتی سیاست پولی کارایی محدودی دارند. بانکهای مرکزی میتوانند با افزایش نرخ بهره تقاضا را کنترل کنند، اما نمیتوانند عرضه نفت را افزایش دهند؛ به بیان ساده، «نمیتوان نفت چاپ کرد».
بازارها چه چیزی را اشتباه میفهمند؟
با وجود این واقعیت، بازارها همچنان در حال قیمتگذاری افزایش نرخ بهره هستند. برای مثال، انتظار میرود بانک مرکزی اروپا در سال جاری چندین مرحله نرخ بهره را افزایش دهد، در حالی که پیشبینیهای قبلی از کاهش نرخها حکایت داشت. در بریتانیا نیز انتظارات برای افزایش نرخها بهطور محسوسی تقویت شده است.این در حالی است که تجربههای تاریخی نشان میدهد چنین رویکردی میتواند پرهزینه باشد. در بحرانهای ۱۹۷۳، ۲۰۰۸ و ۲۰۱۱، تمرکز بیش از حد بر تورم ناشی از نفت، باعث شد سیاستگذاران از ضعف اقتصاد غافل شوند و در نهایت ناچار به عقبنشینی شوند.
نفت گران؛ مالیات پنهان بر اقتصاد
افزایش قیمت نفت بهطور مستقیم هزینههای مصرفکنندگان و بنگاهها را بالا میبرد و مانند یک مالیات جدید عمل میکند. در چنین شرایطی، افزایش نرخ بهره میتواند فشار مضاعفی بر اقتصاد وارد کند. از سوی دیگر، نگرانی درباره تثبیت تورم نیز چندان قوی به نظر نمیرسد؛ چراکه افزایش دستمزدها و شکلگیری چرخه تورمی نیازمند بازار کار بسیار داغ و تقاضای قوی است—شرایطی که با تداوم شوک نفتی بهسرعت تضعیف میشود.
سیگنال بازارها؛ تورم کوتاهمدت، نه بلندمدت
دادههای نظرسنجیها و بازار اوراق قرضه نشان میدهد انتظارات تورمی در کوتاهمدت افزایش یافته، اما در افق بلندمدت تغییر محسوسی نکرده است. این یعنی بازارها خود نیز بهطور ضمنی انتظار دارند شوک عرضه در نهایت به کاهش رشد اقتصادی و فروکش تورم منجر شود.
اروپا زیر فشار، آمریکا در موقعیت متفاوت
یکی دیگر از نکات کلیدی، تفاوت اثرگذاری شوک نفتی بر اقتصادهاست. آمریکا بهعنوان صادرکننده انرژی، تا حدی از افزایش قیمتها منتفع میشود، اما اروپا و بریتانیا که واردکننده انرژی هستند، فشار بسیار بیشتری را تحمل میکنند. با این حال، برخلاف این واقعیت، بازارها انتظار افزایش نرخ بهره در اروپا و بریتانیا را بیشتر از آمریکا دارند؛ موضوعی که از نگاه تحلیلگران، با منطق اقتصادی همخوانی ندارد.
آیا سیاستگذاران دوباره اشتباه میکنند؟
در نهایت، اگرچه فشار روانی و سیاسی ممکن است بانکهای مرکزی را به واکنش وادار کند، اما تجربه نشان داده افزایش نرخ بهره در مواجهه با شوکهای عرضه، بیش از آنکه راهحل باشد، میتواند به تشدید رکود منجر شود. در شرایطی که قیمتهای بالای نفت خود بهتنهایی در حال کاهش تقاضا و کند کردن اقتصاد هستند، شاید بزرگترین ریسک، نه تورم، بلکه اشتباه دوباره سیاستگذاران باشد.







