مثقال طلا
وی ایکس اکستریم
کیان.
x
فونیکس
قهوه امکان
منطه
۱۹ / فروردين / ۱۴۰۵ ۱۸:۳۵
یادداشت؛

اقتصاد جهانی بعد از جنگ

اقتصاد جهانی بعد از جنگ

سرمایه‌گذار جهانی حالا دو فرض کلیدی را کنار گذاشته؛ اول، اینکه آمریکا همیشه ضامن امنیت منطقه است؛ دوم، اینکه کشور‌های خلیج فارس از تنش‌های جدی مصون‌ هستند. این یعنی بازتعریف ریسک، بازقیمت‌گذاری دارایی‌ها و شروع یک دوره جدید از نااطمینانی.

کد خبر: ۲۱۲۸۶۲۶
a market

به گزارش اقتصادآنلاین؛ حامد عباسی، اقتصاددان در یادداشتی تحلیلی که به تازگی برای اقتصاد آنلاین نوشته است به ترسیم آینده اقتصاد جهانی پس از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران پرداخت که در ادامه می‌خوانید؛

۲۸ فوریه ۲۰۲۶ را باید به‌عنوان یک نقطه گسست در اقتصاد جهانی ثبت کرد؛ روزی که بازار‌ها فهمیدند «ریسک ژئوپلیتیک» دیگر یک مفهوم تئوریک نیست، بلکه می‌تواند در عرض چند ساعت شریان‌های حیاتی اقتصاد جهان را قطع کند. با آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، تنگه هرمز مسیر عبور حدود یک‌پنجم انرژی جهان، عملاً از یک شاهراه امن به یک گلوگاه پرریسک تبدیل شد. آنچه در ابتدا یک درگیری محدود تصور می‌شد، خیلی سریع به یک شوک ساختاری برای اقتصاد جهانی بدل شد.

واقعیت عددی ماجرا تکان‌دهنده است. تردد کشتی‌ها در هرمز بین ۹۵ تا ۹۷ درصد سقوط کرده؛ از حدود ۱۲۰ کشتی در روز به تنها چند فروند. هزاران کشتی در منطقه معطل مانده‌اند و هزینه سوخت دریایی نزدیک به ۹۰ درصد جهش کرده. نرخ اجاره نفتکش‌های غول‌پیکر به ۱۸۵ هزار دلار در روز رسیده، پنج برابر میانگین بلندمدت. حتی مهم‌تر از همه، از ابتدای مارس، عبور ال‌ان‌جی از این مسیر عملاً به صفر رسیده؛ یعنی قلب انرژی جهان دارد از تپش می‌افتد.

این شوک مستقیم، بلافاصله خودش را در ریسک کشور‌ها نشان داده. آن تصویری که سال‌ها از «جزیره‌های امن سرمایه» در خلیج فارس ساخته شده بود، حالا ترک برداشته. CDS عربستان تا محدوده ۸۰ تا ۹۰ واحد جهش کرده، امارات با یک پرش سنگین به حوالی ۷۰ رسیده و حتی قطر هم با وجود پشتوانه گازی‌اش از افزایش ریسک در امان نمانده. بازار یک پیام روشن می‌دهد: امنیت دیگر تضمین‌شده نیست.

در این میان، امارات شاید بزرگ‌ترین بازنده روایت جدید باشد. اقتصادی که روی اعتماد سرمایه‌گذار خارجی، نقش هاب منطقه‌ای و تصویر «پناهگاه امن» بنا شده بود، حالا دقیقاً از همان نقاط ضربه خورده. سرمایه‌گذار بین‌المللی با اولین نشانه ناامنی، نه می‌جنگد، نه تحلیل ایدئولوژیک می‌کند؛ فقط خارج می‌شود.

اروپا هم که بعد از بحران اوکراین با اعتمادبه‌نفس از «استقلال انرژی» حرف می‌زد، حالا در موقعیتی متناقض گیر کرده. وابستگی به گاز روسیه را با وابستگی به ال‌ان‌جی جایگزین کرد، اما بدون اینکه ریسک مسیر انتقال را جدی بگیرد. حالا با توقف صادرات قطر، حدود ۴۵ درصد از واردات گاز اروپا زیر سؤال رفته. نتیجه؟ بازگشت یک واژه قدیمی به ادبیات اقتصادی اروپا: رکود تورمی.

اعداد اینجا هم بی‌رحم‌اند. شاخص اعتماد اقتصادی آلمان از مثبت ۵۸ به منفی رسیده. صنایع انرژی‌بر مثل فولاد و شیمیایی بین ۲۰ تا ۳۰ درصد افت کرده‌اند. هزینه انرژی، عملاً حاشیه سود را بلعیده و موتور صنعتی اروپا دارد خاموش می‌شود.

در آمریکا، داستان کمی متفاوت، اما به همان اندازه نگران‌کننده است. نفت از ۷۳ دلار در مقطعی حتی به نزدیکی ۱۲۰ دلار هم جهش کرد. صنعت هواپیمایی در عرض سه هفته اول جنگ بیش از ۲۰ درصد سقوط کرده، سریع‌ترین افت از بحران ۲۰۰۸. لجستیک، کروز، کشاورزی و حتی خرده‌فروشی هم زیر فشار تورم انرژی در حال عقب‌نشینی‌اند.

سه نیروی اصلی پشت این ریزش‌ها قرار دارد: وابستگی شدید به سوخت، اختلال در زنجیره تأمین و کاهش تقاضا.

اما شاید مهم‌ترین نکته این بحران، تغییر نگاه بازار باشد. سرمایه‌گذار جهانی حالا دو فرض کلیدی را کنار گذاشته؛ اول، اینکه آمریکا همیشه ضامن امنیت منطقه است؛ دوم، اینکه کشور‌های خلیج فارس از تنش‌های جدی مصون‌اند. این یعنی بازتعریف ریسک، بازقیمت‌گذاری دارایی‌ها و شروع یک دوره جدید از نااطمینانی.

در چنین فضایی، حتی آزادسازی صد‌ها میلیون بشکه نفت هم بیشتر شبیه مُسکن است تا درمان. وقتی روزانه تا ۲۰ میلیون بشکه از عرضه بالقوه در معرض اختلال قرار بگیرد، بازار فقط با عدد‌ها کار نمی‌کند؛ با ترس کار می‌کند.

جهان بعد از هرمز، جهانی متفاوت خواهد بود. مسیر‌های انرژی بازطراحی می‌شوند، سرمایه‌گذاری‌ها جابه‌جا می‌شوند و ریسک ژئوپلیتیک از حاشیه به متن بازار برمی‌گردد. برای خیلی‌ها این یک بحران است، اما برای بعضی‌ها آن‌هایی که زودتر از بقیه تصویر جدید را بفهمند، شروع یک بازی تازه است.

ماپرا
برچسب ها:
اقتصاد جهان جنگ
ارسال نظرات