برنامه هستهای ایران از دهه ۳۰ تا امروز؛ هدف ایرانِ هستهای چه بود؟
برنامه هستهای ایران، از آغاز با اهداف صلحآمیز آغاز شد اما رفتهرفته به محل مناقشه با آمریکا و اروپا تبدیل شد و بدون آنکه به ساخت بمب منتهی شود، دو جنگ را ماحصل آن بوده است.
به گزارش اقتصادآنلاین، داستان برنامه هستهای ایران، قدمتی ۹۰ ساله دارد. برنامهای که هرگز به ساخت بمب منتهی نشد، اما یکی از پرمناقشهترین برنامههای هستهای جهان بوده است.
این برنامه در زمان محمدرضاشاه پهلوی آغاز شد و توسعه یافت و چند سال بعد از انقلاب ۵۷ نیز ادامه پیدا کرد. حالا، اما در سال ۱۴۰۴، آمریکا و اسرائیل با ادعای تهدیدآمیز بودن برنامه هستهای و سپس برنامه موشکی، به جمهوری اسلامی ایران حمله کردند.
اما برنامه هستهای از کجا و با چه هدفی آغاز شد و چرا بدون آنکه به دستاوردی در زمینه ساخت بمب برسد، چند دهه کشمکش و سپس جنگ را موجب شد؟
شروع از دهه ۳۰ شمسی
برنامه هستهای ایران در دهه ۱۳۳۰ آغاز شد؛ زمانی که ایران و آمریکا روابط نزدیکی با یکدیگر داشتند و ایران متحد اصلی واشنگتن در منطقه به حساب میآمد. هدف اصلی، در ابتدا دستیابی به انرژی هستهای برای مصارف صلحآمیز و جایگزینی سوختهای فسیلی بود.
در آن زمان، پیشبینی میشد ذخایر نفت و گاز ایران در دهههای آینده رو به اتمام بگذارد، بنابراین، انرژی هستهای به عنوان یک راهحل استراتژیک برای تأمین نیازهای آینده کشور مطرح شد.
در همان دهه مقدمات توسعه برنامه هستهای فراهم شد و ایران در ۱۳۳۷ به عضویت آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز درآمد. پس از آن در سال ۱۳۴۷ ایران یکی از اولین کشورهایی بود که معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) را امضا کرد و در سال ۱۳۴۹ (۱۹۷۰) نیز در مجلس به شکل قانون درآمد.
ایران در دوره پهلوی قصد ساخت بمب داشت؟
آمریکا به دلیل روابط نزدیک با ایران، در سال ۱۳۴۶ (۱۹۶۷)، ایالات متحده یک راکتور تحقیقاتی کوچک ۵ مگاواتی را به دانشگاه تهران فروخت که با اورانیوم غنیشده تأمین میشد. این راکتور برای اهداف علمی و پزشکی مورد استفاده قرار میگرفت. در آن سالها، به نظر میرسید که آمریکا تلاش دارد تا برنامه هستهای ایران را تحت کنترل خود داشته باشد و مانع از نظامیشدن آن شود.
اما از سوی دیگر، برخی منابع از جمله خاطرات اکبر اعتماد، موسس و اولین رییس سازمان انرژی اتمی ایران نشان میدهد که محمدرضاشاه از همان آغاز، نگاهی به ساخت بمب هستهای داشت. سازمان انرژی اتمی ایران سال ۱۳۵۳ تاسیس شد تا مسئولیت برنامهریزی، اجرا و نظارت بر فعالیتهای هستهای کشور را بر عهده بگیرد.
اعتماد در یکی از مصاحبههای خود سالها بعد از انقلاب ۵۷، گفته که وقتی از محمدرضاشاه درباره هدف برنامه هستهای پرسیده، او جواب داد که اگر توانایی ساخت بمب اتمی وجود داشته باشد، «چرا نه؟». با این حال، این که نیت واقعی در آن دوره چه بود همچنان محل ابهام باقی مانده است.
محمدرضا پهلوی البته بعدتر درباره برنامه هستهای ایران با پرسشهایی نیز در رسانههای غربی روبهرو میشد. او در یکی از درباره تمایل یا عدم تمایل به ساخت بمب اتم گفت که ایران تمایلی به داشتن بمب هستهای ندارد، اما اگر یکی از کشورهای منطقه به بمب هستهای دست پیدا کند، شرایط متفاوت خواهد شد.
در چنین فضایی، با رشد درآمدهای نفتی در دهه پنجاه، تلاش برای توسعه برنامه هستهای نیز افزایش یافت. مهمترین گام در این دوران، امضای قرارداد با شرکت آلمانی «کرافتورک یونیون» (KWU) برای ساخت دو واحد نیروگاه اتمی در بوشهر در سال ۱۳۵۳ (۱۹۷۴) بود. این نیروگاهها قرار بود مجموعاً ۲۴۰۰ مگاوات برق تولید کنند. اما تلاشها به اینجا ختم نمیشد و ایران همزمان مذاکراتی با فرانسه برای خرید راکتورهای دیگر نیز انجام داده بود.
برنامه هستهای پس از انقلاب ۵۷
با وقوع انقلاب ۵۷، برنامه هستهای ایران متوقف شد. جمهوری اسلامی در ابتدا نسبت به ادامه این برنامه، بهویژه همکاری با غرب، تردید داشت و بسیاری از قراردادها، از جمله قرارداد بوشهر، لغو یا به حالت تعلیق درآمدند. با این حال در دهه شصت، رفتهرفته فعالیتهای هستهای از سر گرفته شد. اما روابط با غرب به حالت تعلیق درآمده بود و به همین دلیل مقامات جمهوری اسلامی برای تداوم فعالیت هستهای با روسیه، چین، آفریقای جنوبی و پاکستان ارتباط برقرار کردند.
در دهه شصت یک مرکز طراحی فرانسوی با کمک چین در سال ۱۹۸۴ تکمیل شد و قبل از آن در سال نیز ایران کنسانتره اورانیوم را از آفریقای جنوبی وارد کرد. این ماده قبل از غنیسازی به کیک زرد و سپس به گاز (UF۶) تبدیل میشود؛ بنابراین رفتهرفته، با کمک برخی کشورها تلاش برای تکمیل چرخه سوخت هستهای در ایران انجا شد. در دهه هفتاد ارتباط ایران با روسیه و چین برای توسعه برنامه هستهای افزایش یافت.
هرچند که چینیها به گفته اکبر هاشمی رفسنجانی به قراردادهای خود متعهد نماندند و روسیه نیز در ۱۳۷۴، متعهد شد که رآکتور هستهای بوشهر را که توسط آلمان در دهه پنجاه راهاندازی شده بود، تکمیل کند. اتفاقی که قریب به دو دهه به طول انجامید و روسها بسیار کند و بدون در اختیار گذاشتن کامل فناوری به ایران انجام دادند.
فشار بینالمللی درباره پرونده هستهای
در دهه هشتاد، همزمان با توسعه برنامه هستهای ایران، فشارهای بینالمللی به ویژه از سوی آمریکا و اروپا آغاز شد. با افشای برخی ابعاد پنهان برنامه در اوایل دهه ۱۳۸۰ (اوایل ۲۰۰۰)، بهویژه وجود تأسیسات غنیسازی نطنز و اراک، نگرانیهای بینالمللی شدت گرفت.
این کشورها مدعی بودند که برنامه هستهای ایران ممکن است اهداف نظامی نیز داشته باشد. این در حالی بود که مقامات جمهوری اسلامی ایران تاکید داشتند برنامه هستهای اهداف صلحآمیز در حوزههای عملی و فناوری دارد. پس از آن در دو دولت محمود احمدینژاد پرونده هستهای ایران به شورای امنیت ارجاع شد و قطعنامهها و تحریمها علیه ایران همهجانبه شدند. از آن زمان تاکنون مذاکرات هستهای ایران با آمریکا و اروپا درباره این برنامه با فرازو نشیبهایی، جریان داشته است.
برنامه پرمناقشه بدون بمب
در چند دهه گذشته، برنامه هستهای ایران در حوزههای علمی و فناوری پیشرفتهایی را رقم زده است. همچنین گفته شده که این انرژی در آینده در حوزههایی مثل تولید برق اهمیت زیادی خواهد داشت. با این حال، پرونده هستهای تبدیل به پروندهای امنیتی و سیاسی شده که هزینههای مستقیم و غیرمستقیم بسیاری داشته است. برنامه هستهای ایران تا امروز در جهان تنها برنامه هستهای است که برای دهههای محل مناقشه و حتی جنگ بوده، اما به ساخت بمب هستهای منتهی نشده است.







