۱۴۰۴؛ سال شکست دیپلماسی
سال ۱۴۰۴، از این حیث که دو جنگ در خود داشته، در تاریخ معاصر ایران بینظیر است. هر دو این جنگها نیز پس از ناکامی دیپلماسی و پایان سیاست رخ داد.
به گزارش اقتصادآنلاین، سال ۱۴۰۴، سالی است که بدون اغراق باید آن را سال شکست دیپلماسی دانست. سالی که با آغاز مذاکرات غیرمستقیم جمهوری اسلامی ایران با ایالات متحده آمریکا آغاز و با جنگ با این کشور پایان یافت.
دولت چهاردهم و زمزمه مذاکره
با آغاز ریاستجمهوری مسعود پزشکیان در خرداد ۱۴۰۳، زمزمهها درباره احتمال گفتوگوهای جمهوری اسلامی ایران با آمریکا بلند شد. پزشکیان در دوران تبلیغات و مناظرات انتخابات ریاستجمهوری گفته بود که به مذاکره با کشورهای جهان و عادیسازی روابط ایران اعتقاد دارد. او همچنین گفت که اعتقاد دارد ایران باید مشکلاتش را با آمریکا با گفتوگو حل کند.
با این حال، با اعلام موضع آیتالله خامنهای رهبر پیشین انقلاب اسلامی درباره اینکه مذاکره با آمریکا «عاقلانه، هوشمندانه، شرافتمندانه» نیست، احتمال از سرگیری گفتوگوها کمرنگتر شد. رییس دولت چهاردهم نیز پس از آن گفت که در سیاستهای راهبردی طبق نظر مقام معظم رهبری عمل میکند. در چنین فضایی، با آغاز افزایش سیاست فشار حداکثری آمریکا در دولت دوم دونالد ترامپ، در نهایت با مذاکره غیرمستقیم با آمریکا موافقت شد.
پنج دور مذاکره ناکام
دور نخست مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا با میانجیگری عمان در فروردین ۱۴۰۴ برگزار شد. گفته میشد که این مذاکرات بر سر برنامه هستهای جمهوری اسلامی ایران است. عباس عراقچی رییس دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی و استیو ویتکاف نماینده ویژه رییسجمهور آمریکا تا خرداد ۱۴۰۴ پنج دور مذاکره غیرمستقیم با میانجیگری وزیر خارجه عمان انجام دادند.
پس از دور پنجم عراقچی از پیشرفت مذاکرات و آغاز تدوین متن پیشنهادی برای توافق خبر داد. گفته شد که برنامهریزی دور ششم نیز در دستور کار قرار گرفته است. اما آنچه روی میز مذاکره رخ میداد بسیار متفاوت از اظهارنظرهای آشکار مقامات بود. طرف آمریکایی خواستار توقف غنیسازی اورانیوم در خاک ایران شده بود؛ موضوعی که مقامات جمهوری اسلامی ایران از آن به عنوان خط قرمز یاد میکردند. البته بعدتر عباس عراقچی گفت که وضع ویتکاف طی پنج دور مذاکره تغییر کرده و او از آغاز خواستار توقف غنیسازی نبوده است.
با این حال، عملا در دور پنجم مشخص بود که مذاکرات به بنبست رسیده و خطوط قرمز دو طرف، شبیه دو خط موازی قرار نیست به یکدیگر برسد؛ در حالی که شکست دیپلماسی گزینه بدیل آن یعنی رویارویی نظامی برجسته میشد.
تهاجم اسرائیل به جمهوری اسلامی ایران در خرداد ۱۴۰۴، مهر پایانی بر ناکامی مذاکرات ایران و آمریکا شد. جنگ ایران و اسرائیل دوازده روز به درازا کشید و در خلال آن آمریکا در همراهی با اسرائیل، تاسیسات هستهای ایران در نطنز، فردو و اصفهان را بمباران کرد. پس از دوازده روز، آتشبس برقرار شد و جنگ پایان یافت؛ هرچند سایه جنگ چندان از جمهوری اسلامی ایران دور نشد.
آغاز مذاکره با اروپا پس از جنگ
پس از جنگ دوازده روزه، روابط جمهوری اسلامی ایران با سازمان بینالمللی انرژی اتمی تیره شد. چراکه رافائل گروسی مدیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی کمی پیش از حمله اسرائیل در گزارشی از عدم دسترسی نظارتی به تأسیسات هستهای ایران خبر داده بود.
فحوای گزارش گروسی این بود که این سازمان نمیتواند عدم تلاش برای ساخت بمب هستهای در ایران را رد کند. این مواضع حتی باعث شد که اکانت منتسب به علی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی در شبکه ایکس در پستی بنویسد که بعد از جنگ «به حساب گروسی خواهیم رسید».
در چنین فضایی، تروئیکای اروپا (انگلیس، فرانسه و آلمان) در همراهی با سیاست فشار حداکثری آمریکا، جمهوری اسلامی ایران را به عدم رعایت تعهدات برجامی متهم کردند تا زمینه برای فعالسازی مکانیسم حل اختلاف فراهم شود. در مقابل تلاشهای دیپلماتیک وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران برای جلوگیری از فعالشدن مکانیسم حل اختلاف که شش قطعنامه شورای امنیت قبل از توافق هستهای را فعال میکرد، شروع شد.
فعالشدن مکانیسم اسنپبک و پایان برجام
مذاکرات با سه کشورهای اروپایی عضو توافق هستهای، تا شهریور ۱۴۰۴ ادامه داشت.
در ۱۸ شهریور، پس از هفتهها مذاکره و تبادل پیام فشرده در فضایی تنشآلود، ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی در قاهره به توافقی برای نظارت و بازرسی دست یافتند. این بار، مصر، کشوری که ۴۶ سال قبل جمهوری اسلامی با آن قطع رابطه کرده بود، میانجی بین ایران و آژانس شد. اما این توافق حتی در زمان امضای آن نیز بسیار ناپایدار به نظر میرسید. چراکه مقامات جمهوری اسلامی ایران اعلام کرده بودند که در صورتی به توافق عمل میکنند و اجازه بازرسی از تاسیسات هستهای را میدهند که مکانیسم ماشه (اسنپ بک) فعال نشود.
طرف اروپایی، اما شروط ایران را نوعی زمان خریدن تلقی میکرد و به همین دلیل تلاش برای فعالسازی مکانیسم ماشه را متوقف نکرد. در نهایت، مکانیسم ماشه فعال شد و شش قطعنامه تحریمی سازمان ملل علیه ایران از ششم مهر پس از ۱۰ سال دوباره بازگشت. این دومین ناکامی دیپلماسی به فاصله سه ماه محسوب میشد.
اوجگیری تنش در روابط
با پایان رسمی برجام، مشخص بود که سیاست فشار حداکثری واشنگتن به اوج خود رسیده است. سعید لیلاز فعال سیاسی، به تازگی در مصاحبهای گفته که علی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی در مهر امسال در جلسهای خصوصی گفته بوده که او متوجه شده که آمریکا «خیال توافق» ندارد و احتمال داده که حمله دیگری به جمهوری اسلامی ایران در راه باشد.
این تحلیل پس از دومین شکست دیپلماسی شکل گرفت؛ جایی که وزیر خارجه در آخرین تلاشهای دیپلماتیک، خواسته تا با وساطت امانوئل میکرون رییسجمهور فرانسه، از فعالشدن اسنپبک جلوگیری کند و توافقی جدید به دست آورد. اما آمریکاییها حتی با برگزاری نشست مشترک میان نمایندگان ایران و سه کشور اروپایی نیز موافقت نکردند.
به این ترتیب، جمهوری اسلامی ایران و دستگاه دیپلماسی در شرایطی به پایان سال نزدیک میشد، که سایه جنگ بیش از هر زمان دیگری بر کشور سنگینی میکرد.
اعتراضات دیماه و واکنش آمریکا
دی ماه ۱۴۰۴، اما آبستن رخدادهای داخلی بود. اعتراضات در هفتههای نخست دی آغاز شد و در ۱۸ و ۱۹ به اوج خود رسید. آمارهای رسمی دولتی تعداد کشتهشدگان این اعتراضات را حدود ۳ هزار تن اعلام میکنند. این اعتراضات بازتابهای بینالمللی بسیاری داشت.
دونالد ترامپ رییسجمهور آمریکا نیز به آن واکنش نشان داد و مدعی حمایت از معترضان شد. او ادعا کرد که حکومت ایران به معترضان شلیک کرده است و چندی بعد از کشتهشدن هزاران نفر در تجمعات مردمی گفت. او همزمان با این اظهارنظرها دستور ارسال ناوهای هواپیمابر و تجهیزات گسترده نظامی به خاورمیانه را صادر کرد. تا جایی که به شکلی بیسابقه، تجهیزات آفندی و پدافندی آمریکا از سراسر جهان به خاورمیانه اعزام شد.
در سایه فشار نظامی، بار دیگر مذاکرات ایران و آمریکا با تلاشهای کشورهای منطقه، از جمله قطر، ترکیه و عمان از سر گرفته شد.
آغاز دوباره مذاکرات زیر سایه جنگ
۱۸ بهمن، دوباره هیاتهای جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا به ریاست عراقچی و ویتکاف مذاکره غیرمستقیم را آغاز کردند. تبادل پیام نیز مثل ادوار پیشین به عهده میانجی سنتی تهران و واشنگتن در دهههای اخیر یعنی وزیر خارجه عمان بود. گفتهشده بود که با پیشنهاد کشورهای منطقه، مذاکرات قرار است بر سر پرونده هستهای باشد و در صورت موفقیت، در گامهای بعدی پروندههای دیگر مطرح شود. البته عراقچی از همان آغاز تاکید داشت که جمهوری اسلامی فقط بر سر پرونده هستهای مذاکره میکند.
هرچند عراقچی بار دیگر پس از پایان مذاکرات دور نخست، اظهاراتی امیدوارکننده و مثبت داشت، روند واقعی روبه پیشرفت نبود.
آمریکا مثل مذاکرات قبلی، خواستار توقف غنیسازی اورانیوم در خاک ایران و البته انتقال حدود ۴۶۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده ۶۰ درصدی به خارج از کشور شده بود. در مقابل هیات ایرانی توقف غنیسازی را خط قرمز عنوان کرده بود و خروج اورانیوم غنیشده را هم رد میکرد. گویا هیات ایرانی به جای انعطاف بر پیشنهادهای خلاقانه متمرکز بود. در مقابل طرف آمریکایی نیز پیشنهادهایی برای توقف غنیسازی داشت. اما دو طرف حاضر به عقبنشینی از خطوط قرمز خود نشدند.
شکست دوباره دیپلماسی و شروع دوباره جنگ
گفتوگوهایی که گفته میشد غیرمستقیم است، دو دور دیگر نیز برگزار شد. دور سوم گفتوگوها در عمان هفتم اسفند، یعنی دور روز قبل از شروع حمله آمریکا و اسرائیل به ایران برگزار شد. این دور در واقع آخرین تلاش برای خروج از بنبست دیپلماتیک بود.
عراقچی پس از پایان گفتوگو جملاتی مشابه پس از دور پنجم مذاکرات قبلی را تکرار کرد. او گفت که قرار شده تا طرفین متن پیشنهادی را به عنوان چارچوب توافق آماده کنند. اما سکوت کامل طرف آمریکایی و سپس اعلام نارضایتی ترامپ از گفتوگوها نشان داد که شرایط بسیار شبیه به پیش از آغاز جنگ دوازده روزه است.
با سومین شکست دیپلماسی، در نهم اسفند، آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی ایران حمله کردند و آتش جنگ برای دومین بار در سال ۱۴۰۴ شعلهور شد.
دو جنگ در یک سال
سال ۱۴۰۴، از این حیث که دو جنگ در خود داشته، در تاریخ معاصر ایران بینظیر است. هر دو این جنگها نیز پس از ناکامی دیپلماسی و پایان سیاست رخ داد. البته که باوجود خطوط قرمز تهران و واشنگتن و عدم انعطاف در سیاستهای راهبردی، مذاکره همچون طفلی مرده در رحم مادر به حساب میآمد. با این همه، سال ۱۴۰۴، سالی است که دیپلماسی در آن، ناکام بود و در جلوگیری از جنگ شکست خورد.







