حمله به ایران غولهای فناوری جهان را فلج کرد
حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، بار مالی و ایمنی زیادی را برای شرکتهای بزرگ فناوری در پی داشته و آنها را به شدت تحت تاثیر قرار داده است.
به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از ایسنا، دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا روز دوشنبه اعلام کرد انتظار دارد حمله این کشور به ایران که با همکاری رژیم صهیونیستی آغاز شده است، چهار تا پنج هفته طول بکشد، اما اذعان داشت که آمریکا آماده است تا بسیار طولانیتر از این مدت بجنگد. این نبرد به سرعت تشدید شده و گسترش یافته و چندین کشور دیگر در منطقه را نیز درگیر کرده است.
یکی از هزینههای این جنگ برای آمریکا در بخش فناوری نمود یافته و بسیاری از شرکتهای فعال در این بخش را تحت تأثیر قرار داده است.
«رندی رز»(Randy Rose)، معاون عملیات امنیتی و اطلاعاتی در «مرکز انتشار و تحلیل اطلاعات چند ایالتی»(MS-ISAC) در یک جلسه توجیهی عمومی گفت: دولتهای ایالتی و محلی میتوانند اثرات این درگیری را از طریق حملات سایبری شخص ثالث احساس کنند. ایالتها و مناطق ممکن است مجبور شوند با افزایش قیمتها و اختلالات خدمات دیجیتال دستوپنجه نرم کنند.
رز ادامه داد: اثرات مرتبه دوم و سوم مانند افزایش قیمت نفت، مشکلات حملونقل، لغو پروازها، اختلال در زنجیره تأمین نیز محتمل هستند و بر جامعه ایالتی، محلی، قبیلهای و منطقهای تأثیر خواهند گذاشت. ما انتظار داریم که فعالیتهای سایبری زیادی نیز به عنوان محتملترین عامل در کوتاهمدت وجود داشته باشند.
شرکتهای بزرگ فناوری مانند «انویدیا» (Nvidia)، «آمازون»(Amazon) و «گوگل» در خاورمیانه نیز فعالیت دارند. حملات صورتگرفته باعث شدهاند که انویدیا دفاتر دبی خود را موقتاً تعطیل کند و آمازون نیز دفاتر خود را در چندین کشور دیگر ببندد. حملات صورتگرفته به سه مرکز داده خدمات وب آمازون در بحرین و امارات متحده عربی به خسارات فیزیکی، قطعی برق و آتشسوزی منجر شدند.
همچنین، گزارشها حاکی از آن هستند که این حملات به قطع و اختلال خدمات دیجیتال در امارات متحده عربی، از جمله در برخی از ارائهدهندگان خدمات بانکی، خدمات پرداخت و یک اپلیکیشن تاکسی منجر شدهاند.
اختلالات لزوماً به سازمانهای مجاور که از خدمات این مراکز داده استفاده میکنند، محدود نخواهند بود. اگر مراکز داده بیشتری در خاورمیانه دچار اختلال شوند، حجم کاری محاسباتی که این مراکز مدیریت میکردند، ممکن است به مراکز داده در مناطق دیگر از جمله آمریکا منتقل شود.
«تیجی سایرز»(TJ Sayers)، مدیر ارشد اطلاعات تهدید MS-ISAC در این جلسه توجیهی گفت: با از کار افتادن برخی از ارائهدهندگان، این حجم کار احتمالا در جای دیگری توزیع خواهد شد.
رقابت برای منابع محاسباتی محدودتر میتواند به کند شدن زمان پردازش منجر شود و هزینههای عملیاتی را که از مراکز داده استفاده میکنند، افزایش دهد. به گفته سایرز، این مشکل میتواند سرویسهای فضای ابری، مدلهای هوش مصنوعی و شبکههای تحویل محتوا را تحت تاثیر قرار دهد. بازسازی هرگونه مرکز داده تخریبشده میتواند سالها طول بکشد و اثرات بلندمدتی داشته باشد.
رز گفت: ایالتها و مناطق باید زنجیرههای تأمین و تنظیمات فناوری اطلاعات خود را بررسی کنند تا ببینند در چه مواردی به کشورهای خاورمیانه وابسته هستند. سپس، در صورت بروز قطعی یا اختلال باید برنامههای پشتیبان تهیه کنند.
به گفته رز، دولتها به برنامههای بازیابی پس از فاجعه نیاز دارند که جزئیات اقدامات آنها را در صورت بروز قطعی گسترده فضای ابری یا سایر اختلالات شرح دهد. همچنین، آنها باید انتقال عملیات فناوری اطلاعات به سرویسهای پشتیبان را تمرین کنند. آنها باید از برنامههای اضطراری خود نسخههای کاغذی تهیه کنند تا در صورتی که اختلال مانع دسترسی دیجیتال شود، به جزئیات برنامهها دسترسی داشته باشند.
برخی از بزرگترین شرکتهای فناوری جهان نیز برای محافظت از کارمندان و تأسیسات خود در خاورمیانه طی شرایط جنگی به تکاپو افتادهاند.
آمازون، گوگل و انویدیا از جمله شرکتهایی هستند که پروتکلهای اضطراری را اجرا کردهاند، زیرا ایمنی هزاران نفر از کارکنان آنها در سراسر منطقه به شدت نگرانکننده شده است.
این جنگ، ترس از کمبود جهانی تجهیزات فناوری از جمله تراشه را نیز افزایش داده است.
«فرانسیسکو جرونیمو»(Francisco Jeronimo) متخصص پوشش بازارهای خاورمیانه و اروپا برای شرکت داده IDC گفت: تشدید این تنشها پرچمهای قرمز را برای شرکتهای فناوری که میلیاردها دلار به منطقه اختصاص دادهاند، به اهتزاز درآورده است.
در حال حاضر بزرگترین بازیگران فناوری با توجه به وضعیت پیشآمده، رویکرد صبر و انتظار را در پیش گرفتهاند.
جرونیمو گفت: اگرچه احتمالاً شاهد کند شدن یا توقف موقت سرمایهگذاریهای جدید توسط شرکتها خواهیم بود تا ببینیم اوضاع چگونه پیش میرود، اما خاورمیانه همچنان از نظر استراتژیک به قدری مهم است که شرکتهای فناوری جهانی منطقه را ترک نکنند.
وی افزود: پرسش کلیدی برای این صنعت این نیست که آیا منطقه مهم است، بلکه این است که آیا میتوان ثبات را برای پشتیبانی از مقیاس سرمایهگذاری برنامهریزیشده حفظ کرد.
به نقل از تک پالیسی پرس، در روزهای پس از اولین حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، جنگ در سراسر خاورمیانه گسترش یافت و کشورهای بیشتری را درگیر کرد و منطقه و نظم ژئوپلیتیکی روزبهروز به بیثباتی بیشتر تهدید میکند. در این روزها پرسشهایی نیز درباره نقش فناوری در درگیریهای مسلحانه، از جمله استفاده بحثبرانگیز از فناوریهای جدید هوش مصنوعی مطرح شدهاند.
در بحبوحه گسترش این حمله به بخشهای فناوری، سه گسل با فوریت خاصی پدیدار شدهاند که به شرح زیر هستند:
۱.ادغام سیستمهای هدفگیری هوش مصنوعی در میدان نبرد و شکافهای پاسخگویی که آنها آشکار میکنند.
۲.فروپاشی حفاظهای اطلاعاتی دقیقاً در لحظهای که بیشترین نیاز به آنها وجود دارد.
۳.خصوصیسازی فزاینده جنگ، زیرا شرکتهای سیلیکون ولی به زیرساختهای ضروری برای عملیات نظامی تبدیل میشوند
۴. سوءاستفاده از زیرساختهای نظارتی ساختهشده برای کنترل شهروندان.
تک پالیسی پرس از متخصصان فعال در حوزههای سیاست فناوری، امنیت و امور بینالملل خواست تا آنچه را که در جریان تحولات این وضعیت پیشبینی میکنند، توضیح دهند.
«هایدی خلاف»(Heidy Khlaaf)، دانشمند ارشد هوش مصنوعی مؤسسه «AI Now» گفت: ما در قلمرو خطرناکی هستیم که در آن مدلهای زبانی بزرگ و هوش مصنوعی مولد به عنوان یک فناوری معتبر برای استفاده در سیستمهای پشتیبانی تصمیمگیری مبتنی بر هوش مصنوعی و سلاحهای خودمختار کشنده برای اهداف هدفمند عادیسازی میشوند. با وجود این، چارچوببندی کنونی پیرامون مذاکرات شرکتهای آنتروپیک و اوپنایآی با وزارت جنگ آمریکا، خطر بیش از حد شاخصگذاری بر تفاسیر کوتهبینانه از نظارت انسانی یا خطوط قرمز شرکتهای خاص را به همراه دارد و آنچه را که باید هدف واقعی بررسی ما باشد، نادیده میگیرد.
خلاف ادامه داد: هدف واقعی بررسی ما این است که الگوریتمهای هوش مصنوعی مولد یک فناوری ناقص و نادرست هستند که خروجیها را اغلب با نرخ دقت ۵۰ درصد تولید میکنند. این خروجیها اغلب با توهم همراه هستند و بعید است بتوانند وظایف را خارج از مجموعه دادههای توزیع و آموزش خود انجام دهند.
وی افزود: صرف نظر از سطوح نظارت و ایمنی کنونی، مدلهای زبانی بزرگ با معیارهای قابلیت اطمینان و دقتی که مدتهاست پیشنیاز سیستمهای دفاعی و ایمنی حیاتی بودهاند، فاصله زیادی دارند. استقرار آنها برای نهادهایی مانند وزارت جنگ آمریکا در نهایت ممکن است به تبدیل شدن درگیریها به مبارزات مرگبار و بیهدف منجر شود.
«استیون فلدشتاین»(Steven Feldstein)، کارشناس ارشد برنامه دموکراسی در «بنیاد صلح بینالمللی کارنگی»(CEIP) گفت: اختلاف بین شرکت آنتروپیک و پنتاگون بر سر استفاده از فناوری این شرکت نشاندهنده یک تغییر مهم بود و نشان داد هوش مصنوعی بیش از هر زمان دیگری به یک عنصر محوری در جنگ تبدیل شده است. در واقع، گزارشهایی پیرامون نقش محوری هوش مصنوعی شرکت آنتروپیک در جنگ در حال وقوع منتشر شدهاند. هیچ کدام از این حملهها بدون هوش مصنوعی امکانپذیر نبودند.
وی افزود: این عملیات، سه مزیت حیاتی ارائهشده توسط سیستمهای هوش مصنوعی را برجسته میکنند که عبارتند از مقیاس، سرعت و کارآیی. با وجود این، اتکای روزافزون به هوش مصنوعی نظامی بدون خطر نیست. یکی از درسهایی که از به کار گرفتن سیستمهای هدفگیری هوش مصنوعی در جنگهایی مانند اوکراین و غزه آموخته شده، این است که آنها مستعد اشتباه کردن و آسیب رساندن به غیرنظامیان هستند.
«ملانی اسمیت»(Melanie Smith) و «برت شافر»(Bret Schafer)، مدیران ارشد عملیات اطلاعاتی در «موسسه گفتوگوی استراتژیک»(ISD) گفتند: درگیری فزاینده در خاورمیانه، اولین درگیری بزرگ و جهانی است که واکنش پلتفرمها را در دورانی که بیشتر آنها اعتماد و ایمنی خود را کاهش داده و توانایی خود را برای بررسی واقعیت یا افزودن زمینه به تبلیغات جنگی تضعیف کردهاند، آزمایش میکند. تقریباً غیرممکن است که بتوان میزان تأثیر این تصمیمات را بر میزان دیده شدن و دسترسی به محتوای نادرست و گمراهکننده پیرامون جنگ تعیین کرد، اما این حس وجود دارد که حداقل در برخی از پلتفرمها، چارچوبهای حفاظتی کاملاً از کار افتادهاند.






