چرا روسیه و چین، ایران را در جنگ تنها گذاشتند؟
سکون و بیعملی روسیه و چین در قبال جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی ایران، نزدیکی این دو کشور به تهران را بیش از پیش خدشهدار کرده است. در حالی که در سالهای گذشته بسیاری از کارشناسان هشدار داده بودند که مسکو و پکن، تهران را شریک راهبردی خود به حساب نمیآورند.
به گزارش اقتصادآنلاین، بزنگاه رویارویی آمریکا و اسرائیل با ایران فرارسید و رویکرد چین و روسیه، مطابق برخی تحلیلها، به موضعگیری دیپلماتیک و بیعملی محدود ماند.
تا اینجا، دو کشوری که در تقابل جمهوری اسلامی ایران با آمریکا نزدیک به تهران خوانده میشدند، با گستردهترشدن ابعاد جنگ، هیچ اقدام متفاوتی نسبت به سایر کشورهای جهان نداشتند.
تعلل در تحویل جنگنده و حمایت نظامی
بیعملی روسیه در قبال ایران، در حالی است که در چهار سال جنگ روسیه با اوکراین، اروپا و آمریکا همواره اتهاماتی درباره حمایت نظامی جمهوری اسلامی از مسکو مطرح میکردند. روسها اما در سالهای گذشته حتی از ارسال تجهیزات نظامی حساس به ویژه جنگندههای سوخو-۳۵ خودداری کردند. در حالی که براساس گزارشهای تاییدنشده جمهوری اسلامی ایران بارها خواستار این جنگندهها شده بود و حتی گفته میشود قراردادهایی نیز در این زمینه با روسیه بسته شد. قراردادهایی که البته هرگز به مرحله اجرایی نرسید.
حالا نیز در میانه آتش جنگ، روسیه موضع قبلی خود را تغییر نداده است. چنانچه آنها در جنگ دوازده روزه با اسرائیل نیز هیچ حمایتی از ایران نکردند و ولادیمیر پوتین رییس جمهور این کشور نیز از پاسخ روشن درباره عدم حمایت طفره رفت.
پوتین حالا فقط به پیام تسلیت پس از شهادت آیتالله خامنهای رهبر پیشین انقلاب اسلامی و توصیههایی برای پایان جنگ و از سرگیری گفتوگوها بسنده کرده است. وزیر خارجه روسیه نیز «با تأکید بر اینکه حمله نظامی بیدلیل آمریکا و اسرائیل به ایران، اصول و هنجارهای حقوق بینالملل را نقض کرده است، این تجاوز نظامی را محکوم کرد.»
نکته اینجاست که چنین مواضع دیپلماتیکی هیچ هزینهای برای روسها ندارد و نشان میدهد که آنها برخلاف جمهوری اسلامی ایران، حاضر نیستند تهران را شریک راهبردی خود به حساب آورند. پیشتر نیز کارشناسان هشدار داده بودند که روسیه به دلیل تعارض منافع با ایران به ویژه در صادرات نفت و گاز، نمیتواند شریک راهبردی تهران باشد و همواره از تعلیق و تنش در روابط ایران و غرب حمایت کرده است. چراکه این تعلیق و تنش بیشترین نفع را برای روسیه داشته است و آنها از این وضعیت در تقابل خود با آمریکا و اروپا استفاده کردهاند.
حمایت چین از جنگ؟
سکون و بیعملی روسیه در مورد چین نیز صدق میکند. کشوری که در سالهای گذشته اصلیترین خریدار نفت تحریمشده ایران با تخفیفهای بسیار بوده است.
با این حال، چین نیز همچون روسیه هرگز به جمهوری اسلامی ایران به مثابه متحد راهبردی خود نگاه نکرده است. چینیها هرچند در ظاهر مواضعی نزدیک به جمهوری اسلامی در تحولات اخیر از جمله تقابل با آمریکا و غرب و اعتراضات دی ماه داشتند، اما در مقام عمل مناسبات خود را با کشورهای حاشیه خلیج فارس، کشورهای قفقاز و حتی کشورهای آفریقایی به شدت توسعه دادند و ایران جزء اولویتهای این کشور نبوده است. تاجایی که در ده سال گذشته، شیجینپینگ رییسجمهور چین فقط یک بار به ایران سفر کرده است و سرمایهگذاریهای عمده چین حتی شامل پاکستان و بندر گوادر نیز شده اما ایران نه.
در راستای چنین رویکردی، چین نیز صرفا به محکومیت حملات آمریکا و اسرائیل به ایران اکتفا کرده و به نظر نمیرسد در شرایط کنونی تمایلی برای حمایت نظامی و عملی از جمهوری اسلامی داشته باشد. چینیها خواستار از سرگیری گفتوگوها و حل تنشها از طریق میز مذاکره شدهاند. در حالی که مشابه چنین موضعی را حتی برخی کشورهای اروپایی نیز تکرار کردهاند.
حتی برخی از تحلیلگران پیش از جنگ پیشبینی میکردند که چین از این تقابل نظامی به دلیل تحلیلبردن توان نظامی آمریکا خوشنود خواهد شد. هرچند به نظر نمیرسد که چین از بیثباتی در ایران حمایت کند و خواستار حفظ ثبات و تمامیت ارضی ایران و حاکمیتی مرکزی است.
عدم تلاقی منافع راهبردی مسکو و پکن با تهران
در چنین شرایطی جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی ایران که از روز شنبه ۹ اسفند آغاز شده، ابعاد گستردهتری پیدا میکند. حملات موشکی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به مواضع آمریکا در کشورهای منطقه به جز ترکیه ادامه دارد و اسرائیل نیز هدف موشکها قرار گرفته است. در سوی دیگر مناطق مختلف تهران و دیگر شهرهای ایران نیز به شکل مداوم هدف بمباران جنگندهها و موشکهای آمریکا و اسرائیل قرار میگیرد.
به نظر میرسد منافع راهبردی ایران برخلاف آنچه برخی مقامات تلاش داشتند در سالهای گذشته ترسیم کنند، با مسکو و پکن گره نخورده و بسیار بعید است این دو کشور فراتر از موضعگیری دیپلماتیک، اقدامی به سود تهران انجام دهند.






