هشدار نهایی واشنگتن به تهران/ حمله نظامی آمریکا قطعی شد؟
در حالی که فضای رسمی مذاکرات اخیر از سوی برخی مقامات آمریکایی «مثبت» توصیف شده بود، ناگهان چند رسانه مطرح ایالات متحده با انتشار گزارشهایی درباره «اخطار نهایی» به ایران، بار دیگر احتمال گزینه نظامی را به صدر اخبار بازگرداندند؛ فضاسازیای که بیش از آنکه خبری قطعی باشد، به یک عملیات روانی شباهت دارد.
به گزارش اقتصاد آنلاین ، در ساعات گذشته، شبکههایی چون فاکس نیوز و سی بی اس به نقل از منابعی که طبق روال اینگونه گزارشها نام و مشخصاتی از آنها منتشر نشده، مدعی شدهاند واشنگتن به تهران «هشدار نهایی» داده است.
بر اساس این ادعاها، ایران باید برنامه هستهای خود را «به طور کامل» برچیند؛ در غیر این صورت با «گزینههای دیگر» مواجه خواهد شد؛ عبارتی که در ادبیات سیاسی آمریکا معمولاً اشارهای تلویحی به گزینه نظامی یا اقدامات سختگیرانه فراتر از دیپلماسی دارد.
در این گزارشها، منظور از کنار گذاشتن کامل برنامه هستهای نهتنها توقف غنیسازی، بلکه حذف کامل ظرفیتهای فنی، برچیدن تجهیزات و حتی تخریب مواد و زیرساختهای مرتبط عنوان شده است؛ تعریفی حداکثری که عملاً به معنای صفر شدن توان هستهای ایران خواهد بود.
طرح «گزینههای غیر دیپلماتیک» روی میز ترامپ
همزمان، شبکه سی بی اس و پایگاه خبری اکسیوس گزارش دادهاند که دونالد ترامپ با مشاوران ارشد خود درباره یک جدول زمانی احتمالی برای اجرای «گزینههای غیر دیپلماتیک» گفتوگو کرده است.
با این حال، در همین گزارشها تأکید شده که ترامپ هنوز تصمیم نهایی را اتخاذ نکرده است؛ نکتهای که نشان میدهد آنچه فعلاً در جریان است، بیشتر در سطح بررسی سناریوها قرار دارد تا صدور فرمان اجرایی.
طرح چنین موضوعی در رسانهها، بدون اعلام رسمی از سوی کاخ سفید، این پرسش را ایجاد میکند که آیا هدف، آمادهسازی افکار عمومی برای یک اقدام احتمالی است یا صرفاً اعمال فشار روانی بر روند مذاکرات؟
تناقض معنادار؛ از «مذاکرات مثبت» تا تهدید نظامی
نکته قابل توجه آن است که این فضاسازی رسانهای درست در مقطعی رخ میدهد که متن مذاکرات اخیر ــ که روز سهشنبه برگزار شده بود ــ حتی در موضعگیریهای اعلامی برخی مقامات آمریکایی، «مثبت» ارزیابی شده بود.
این چرخش ناگهانی در فضای خبری میتواند دو برداشت اصلی را تقویت کند:
1. تردید در جدیت مسیر دیپلماسی: ممکن است بخشی از ساختار سیاسی آمریکا، مذاکرات را چندان جدی یا کارآمد ندانسته و بخواهد همزمان مسیر فشار را فعال نگه دارد؛ بهویژه با توجه به سابقه خروج یکجانبه واشنگتن از توافقهای پیشین.
2. ابزارسازی از رسانه برای افزایش فشار بر تهران: احتمال دیگر آن است که این فضاسازی با هدف اثرگذاری بر تصمیمگیری تهران در بررسی متنهای رد و بدل شده صورت گرفته باشد؛ به گونهای که فضای ارزیابی فنی و سیاسی، زیر سایه تهدید و نگرانی شکل بگیرد.
جنگ روایتها؛ تاکتیک قدیمی در مقاطع حساس
در سالهای گذشته نیز هرگاه مذاکرات به نقاط حساس و تعیینکننده نزدیک شده، همزمان موجی از گمانهزنیهای رسانهای درباره «گزینه نظامی» یا «ضربالاجل نهایی» در برخی رسانههای آمریکایی و صهیونیستی منتشر شده است.
چنین الگوهایی نشان میدهد که جنگ روایتها، بخشی جداییناپذیر از تقابل سیاسی تهران و واشنگتن است؛ جایی که رسانهها نه فقط منتقلکننده خبر، بلکه بازیگران فعال میدان فشار محسوب میشوند.
پشت پرده سناریوی جدید چیست؟
در مجموع، گزارشهای اخیر بیش از آنکه نشانهای از تصمیم قطعی برای اقدام نظامی باشد، بیانگر فعال شدن یک سناریوی فشار چندلایه است؛ سناریویی که در آن، تهدید، مذاکره و فضاسازی رسانهای بهطور همزمان پیش میرود.
اینکه این تحرکات به تصمیمی عملی منجر شود یا صرفاً ابزاری برای چانهزنی در میز مذاکره باقی بماند، به تحولات روزهای آینده و واکنش دو طرف بستگی دارد. اما آنچه مسلم است، فضای رسانهای پیرامون پرونده ایران بار دیگر وارد مرحلهای پرتنش و مبهم شده است.





