آیا چراغ های رابطه روشن می شوند؟
پس از انتخابات ریاست جمهوری یازدهم انگار دو طرف به این نتیجه رسیده اند که تیرگی روابط را به فراموشی بسپارند.ب اید منتظر ماندو دید آیا دولت تدبیر و امید کمکی به بهبود رابطه دو کشور می کندیا خیر؟ آیا چراغ های رابطه روشن می شوند؟
اقتصاد آنلاین-نفیسه زارع کهن -امروز ویلیلام هیگ ،وزیر امور خارجه انگلیس اعلام کرد که لندن آماده است در صورت رعایت رژیم منع اشاعه تسلیحات هستهیی توسط ایران، برای بهبود مناسبات با تهران اقدام کند. وزیر امور خارجه انگلیس در سخنرانی خود در پارلمان این کشور گفته است:" ما آمادهایم گام به گام برای بهبود روابط با ایران تلاش کنیم، اما این تلاشها در چارچوب پایبندی ما به رژیم منع اشاعه تسلیحات هستهیی انجام خواهد گرفت".
این ابراز تمایل انگلیسی ها به برقراری رابطه میان ایران و انگلیس برای دومین بار پس ازدوسال گذشته است که رابطه میان این دوکشور تیره و تارشد. اما، ریشه تیرگی رابطه ایران و انگلیس به دو سال پیش که نیروهای خودسر به سفارتخانه این کشور حمله کردند باز نمی گردد که این تیرگی ریشه دارتر از این حرف هاست.
روابط سیاسی دو کشور ایران و بریتانیا همواره روابطی پر فراز و نشیب بوده و خاطرات نه چندان خوشایندی در حافظه تاریخی مردم دوکشور چه قبل و چه پس از انقلاب وجود دارد .
روابط دوکشور قبل از انقلاب
رابطه ایران و انگلیس چه در دروه پهلوی و چه قبل تر از آن برمی گردد چرا که انگلیس یک قدرت خارجی مسلط بود و در طول تاریخ بر اساس منافع ملی خود تصمیماتی را اتخاذ کردکه منافع ملی ایران را تهدید میکرده و اقتصاد، فرهنگ، سیاست و زندگی روزمره مردم ایران را تحت تاثیر قرار میداد.
انگلیسیها از قرن نوزدهم در پیگیری امتیازات و منافع اقتصادی درصدد گسترش نفوذ اقتصادی و سیاسیشان در منطقه و ایران بر آمدند و در موارد زیادی تصمیمات و سیاستهایشان علیه مصالح و منافع ملی ایران بوده است. با این حال انگلیسیها همچنان منافع و اهداف خود را در ایران برای سالهای درازی پیش بردند . ضمن این که در موارد بسیاری انگلیسیها مجبور میشدند در امور داخلی ایران دخالت کنند؛ بعضا دخالتها صریح و مستقیم بوده و در مواردی هم این دخالتها به صورت غیر مستقیم بوده؛ به این صورت که بر برخی از شخصیتها و رجال ایرانی نفوذ داشتند و از طریق آنها سیاستهای لندن و سفارت انگلیس در ایران را پیش میبردند.
انگلیسیها و مشروطیت در ایران
نقش منفی انگلیس در انقلاب مشروطه هم تاثیر دیگری در تیره ترشدن حافظه تاریخی ایرانیان نسبت به این کشورداشته است.در آن دوره انگلیسیها به صورت صریح و علنی از جریان مشروطه حمایت میکردند و دلیل آن هم روشن بود. چراکه انگلیسیها خواهان نظامهای انتخابی و آزاد بودند و برای تحقق ایده نظام لیبرال دموکراسی آزاد در ایران از جریان مشروطیت حمایت میکردند. اما اشکال از اینجا بوجود آمد که بعد از مدتی سیاست انگلستان نسبت به مشروطه تغییر پیدا کرد به این معنا که روسها از همان روزهای آغاز نهضت مشروطه درست برعکس انگلیسیها مخالف این جریان در ایران بودند. نظام روسیه یک نظام اقتدارگرا و سرکوبگر بود و نمیتوانست یک نظام لیبرال دموکراسی را در همسایگی خود یعنی در ایران تحمل کند . بر این اساس روسها از همان ابتدای کار بشدت با مشروطه و مشروطه خواهی در تعارض بودند و حتی کار به حمله نظامی به ایران برای ساقط کردن مشروطیت رسید . مشروطه خواهان اعدام شدند، آذربایجان ایران اشغال شد و حتی تهدید کردند که تهران را هم اشغال میکنند و مجلس را به توپ خواهند بستند. در آخر هم مجلس را توسط نیروهای قزاق و البته به خواست دولت ایران به توپ بستند . زمانی که روسها به سلاخی مشروطه در ایران پرداختند، ایرانیها انتظار داشتند که انگلیس حداقل از مشروطیت دفاع کند، اما این اتفاق نیفتاد. علت هم مشخص بود چراکه مناسبات بینالمللی در اروپا به شدت در حال تغییر بود و یک قدرت جدید به نام آلمان در اروپا در حال به قدرت رسیدن بود. این قدرت جدید هم تهدیدی برای روسیه بود و هم انگلیس را تهدید میکرد. نهایتا جنگ جهانی اول حدود 15 سال بعد از مشروطه در ایران رخ داد و انگلیس و روسیه در یک جبهه در مقابل آلمان متحد شدند. این تغییر در عرصه مناسبات بین المللی موجب شد که انگلیس در مقابل هجمه روسها به مشروطیت در ایران سکوت کند. همین امر باعث شد که حتی نگاه مشروطه خواهان ایران هم نسبت به لندن تغییر کند . نقش نفت در تیره تر کردن روابط
نفت هم سرنخ دیگر کدورت رابطه دو کشور در طول سالیان دراز است و در واقع از همان زمان که امتیاز دارسی در 1901 به انگلیسیها واگذار شد و امتیاز اکتشاف نفت در ایران را به بریتانیایی ها سپرده شد ابن کدورت شکل گرفت. اگرچه بر اساس قرارداد دارسی ایران هیچ هزینهای برای اکتشاف نفت پرداخت نمیکرد و تنها از 16 درصد نفت حاصله بهرهمند بود ولی به مرور زمان و با افزایش استخراج نفت، ایرانیها متوجه ارزش و اهمیت نفت شدند . هرچند که در دوره رضاشاه قرارداد دارسی لغو شد اما با فشار انگلیسیها این قرارداد لغو شده جای خود را به قرارداد 1913 داد. قراردادی که از ابعاد بسیاری از دارسی بهتر و برای آن ها پرسودتر بود. این گو نه بود که دخالت انگلیسیها در امور ایران تا جنگ جهانی دوم همچنان ادامه پیدا کرد چرا که در جنگ جهانی دوم به خاطر دشمنی که از گذشته بین دو کشور ریشه دوانده بود، ایران از آلمان حمایت کرد .اگرچه این اعلام حمایت رسمی نبود و رضاشاه اعلام بی طرفی کرده بود اما انگلیس به حضور آلمانی ها در ایران که در راستای ساخت راهآهن و کارخانجات ذوب آهن در ایران بودند اعتراض کردو متحدین از ایران خواستند که آلمانها را اخراج کنداما رضا شاه این درخواست را رد کرد و همین شد عاملی که آنها تصمیم به پایان دولت رضا خان در ایران گرفتند. بعد از اشغال ایران در شهریور 1920، حضور انگلیسیها در ایران بسیار بیشتر شد و سهم بیشتری در شرکت نفت پیدا کردند. آنها همچنین از طریق نفوذ در دربار، بر ملاکین جنوب کشور و روسای قبایل توانستند بر کنترل نفت هم اعمال نفوذ بیشتری کنند. به این ترتیب همچنان بدگمانی تاریخی نسبت به انگلیسیها در ایران ادامه پیدا کرد .
اما در بر همین پاشنه نچرخید و در سال 1951 ملی شدن نفت ایران منجر به مناقشات بعدی با انگلیس شد و برهمین اساس هم بود که به گواه تاریخ نخست وزیر ایران، محمد مصدق، در سال 1953 در جریان کودتای طراحی شده توسط انگلیس و آمریکا برکنار شد.
در تمام 25 سال بعد از کودتای 28 مرداد این بدگمانیها استمرار داشت . در دوران پهلوی دوم شاه مرتب از انگلیس فاصله گرفت و هر چه بیشتر به سوی امریکا متمایل شد به گونهای که در سالهای 56 و 57 با اوج گیری حرکتهای انقلابی در ایران شاه معتقد بود که انگلیسیها در حال انتقام گیری از او هستند . این بدگمانی نسبت به انگلستان همچنان باقی ماند و مساله جزایر سه گانه ایرانی و بحرین در خلیج فارس بر بیاعتمادی میان تهران و لندن افزود چرا که بسیاری از ایرانیها معتقد بودند که لندن باعث جدایی بحرین از ایران شد .
رابطه دوکشور پس از انقلاب سال 57
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، انگلیس سفارت خود در تهران را تعطیل و دیپلمات های خود را به بخش حافظ منافع انگلیس در سفارت سوئد منتقل کرد . پس از آن در سال 59 شش ایرانی مسلح سفارت ایران در لندن را اشغال و 22 نفر را گروگان گرفتند هرچند که این گروگانگیری با حمله نیروهای ویژه انگلیس به ساختمان سفارت پایان گرفت اما پنج نفر از افراد مسلح کشته و یک نفر از آنها دستگیر شد و نوزده گروگان آزاد شدند.
به هرروری اما در سال 67 دوباره چراغ های رابطه کمی روشن شد وسفارت انگلیس در ایران بازگشایی شد.اما انگار برقراری رابطه به این دو کشور نیامده که درسال 68 برای دومین بار روابط دو کشور بر سر صدور فتوای قتل سلمان رشدی کاهش یافت و بریتانیا تمامی کارکنان خود را از ایران خارج کرد و سفارت این کشور در تهران به حالت نیمه تعطیل درآمد.البته درآن بین ایران هم بی کار ننشست و روابط خود را با بریتانیا قطع کرد و در سال بعد آن روابط در سطح کاردار برقرار شد.
روابط ایران و انگلیس تا مدتها در همین سطح برقرار بود تا این که پس از روی کار آمدن دولت اصلاحات در سال 79 در جریان دیدار کمال خزاری وزیر وقت امور خارجه ایران و رابین کوک همتای بریتانیایی او روابط سیاسی دو کشور در سطح سفیر از سر گرفته شد. پس از این بود که انگار قرار بود رابطه بین دوکشور خوب شود و اوضاع روبراه که برهمین اساس هم سال 80 جک استراو به عنوان اولین وزیر خارجه انگلیس از سال 1979 به ایران سفر کردو هدف از سفر وی ایجاد ائتلافی برای مقابله با طالبان در افغانستان عنوان شد.اما این رویه مثبت در روابط دوکشور چندی دوام نیاورد که درسال 1381روابط در حال بهبود بین دو کشور به دلیل امتناع ایران از پذیرش سفیر جدید انگلیس، دیوید رداوی، و جاسوس خواندن وی تیره گشت و دو سال بعد از آن دستگیری دیپلمات ایرانی هادی سلیمانپور، که به اتهام دخالت در اعمال تروریستی در آرژانتین تحت تعقیب قرار داشت، توسط مقامات انگلیسی منجر به بحرانی جدید بین دو کشور شد و درپی این اتفاق تهران خواستار آزادی فوری سلیمانپور و عذرخواهی دولت انگلیس شد .
بعد ازاین اتفاق بازهم حوادث تنش بار میان رابطه دو کشور تمامی نداشت انگار که در سال 2004 هشت ملوان انگلیسی بعد از این که شناور آنها وارد آبهای ایران شد توسط نیروهای ایرانی دستگیر شدند هرچند که آن ها سه روز بعد به دنبال مذاکرات بین دیپلمات های انگلیسی و مقامات ایرانی آزاد شدند.
و این ماجرای ملوانان انگار قراربود که همواره تیره کننده روابط باشد که چند سال بعد از آن یعنی درسال 86 بازهم این امر روابط دو کشور را تحدید کرد.این گونه بود که پانزده پرسنل نیروی دریایی انگلیس توسط نیروهای ایرانی در خلیج فارس و در نزدیکی ساحل عراق به اسارت گرفته شدند و روابط به شدت رو به وخامت رفت و دولت محمود احمدی نژاد بر بازداشت آنان به شدت پافشاری کرد هرچند که مدتی بعد و دریک اقدام بی سابقه آن ها با بدرقه محمود احمدی نژاد آزاد و بدرقه شدند.
با این حال اگرچه هراز گاهی سفارت انگلیس درایران شاهد تظاهرات دانشجویان بسیجی معترض به سیاست های این کشور بود اما اوضاع خیلی وخیم نبود تا ان که به سال 88 و انتخابات ریاست جمهوری دهم رسیدیم . بواسطه دخالت های انگلیس در سال 88، روابط دوباره تیره شد و دو نفر از دیپلمات های انگلیسی از ایران اخراج شدند و در پاسخ به این اقدام ایران، انگلیس نیز دو تن از دیپلمات های ایرانی را اخراج کرد .
به این ترتیب بود که وزیر امور خارجه ایران اعلام کرد که کشورش در حال بررسی کاهش سطح روابط با انگلستان است و برهمین اساس هم بود که مجلس ایران به طرح کاهش سطح روابط اقتصادی و سیاسی با بریتانیا رای داد و بر اساس آن روابط سیاسی ایران با بریتانیا به سطح کاردار تنزل پیدا کرد.
اما پس از آن با حمله دانشجویان بسیجی به اماکن دیپلماتیک بریتانیا در تهران و خروج کارکنان آن و سپس اخراج دیپلماتهای ایرانی از بریتانیا روابط این دو کشور در پایین ترین سطح خود پیش از قطع کامل روابط قرارگرفت وهرچند که یکی دوباری ازمسدولان دو طرف نسبت به برقراری رابطه ابراز تمایل مستقیم و غیر مستقیم کردند .اول همین امسال بود که علی اکبر صالحی ، وزیر امور خارجه ایران گفت که منعی برای ازسرگیری روابط با بریتانیا وجود ندارد . به گفته او "ما (ایران) هیچ مشکلی نداریم. ما مصوبه مجلس را داریم که در آن به وزارت خارجه اختیار داده شده است. ما بارها به انگلیس گفتهایم که می تواند کاردارشان بیاید و کارهایش را شروع کند." و حالا پس از انتخابات ریاست جمهوری یازدهم و درحالی که بسیاری امیدوارند روابط خارجی ایران در دولت حسن روحانی رنگ و بوی بهبود به خود بگیرد ویلیلام هیگ ،وزیر امور خارجه انگلیس هم اعلام کرد که لندن آماده است در صورت رعایت رژیم منع اشاعه تسلیحات هستهیی توسط ایران، برای بهبود مناسبات با تهران اقدام کند. حال معلوم نیست این ژست انگلیسی هاست یا واقعا نسبت به برقراری رابطه متعهدند، چرا که آنها خود می دانند که ایران رژیم منع اشاعه تسلیحات هسته ای را رعایت می کند.
حالا انگار دو طرف به این نتیجه رسیده اند که تیرگی روابط را به فراموشی بسپارند هرچند که انگلیس آن را مشروط کرده است با این وجود اما باید منتظر ماند تا دید آیا دولت تدبیر و امید کمکی به بهبود رابطه دو کشور می کندیا خیر؟آیا چراغ های رابطه روشن می شوند؟