مثقال طلا
وی ایکس اکستریم
کیان.
x
فونیکس
بلوبانک
منطه
۰۷ / بهمن / ۱۴۰۴ ۲۱:۵۳

تحلیلی جدید از تقابلات نظامی در جنگ ایران و آمریکا/ درگیری‌ها در جنگ پیش‌رو به چه صورت خواهد بود؟

تحلیلی جدید از تقابلات نظامی در جنگ ایران و آمریکا/ درگیری‌ها در جنگ پیش‌رو به چه صورت خواهد بود؟

با افزایش تحرکات نظامی آمریکا در منطقه، بار دیگر احتمال تقابل نظامی با ایران به کانون تحلیل‌ها بازگشته است؛ تقابلی که به گفته یک دیپلمات باسابقه، اگر رخ دهد بیشتر ماهیت هوایی خواهد داشت و دیپلماسی منطقه‌ای همچنان می‌تواند مانع جنگی فراگیر شود.

کد خبر: ۲۱۱۵۷۵۶
a market

به گزارش اقتصادآنلاین، پس از جنگ ۱۲روزه، شماری از تحلیلگران داخلی و خارجی این درگیری را مقدمه‌ای برای جنگی گسترده‌تر ارزیابی کردند و از احتمال بالای تنش نظامی مجدد میان ایران، اسرائیل و آمریکا سخن گفتند. اکنون با گذشت چند ماه و هم‌زمان با افزایش تحرکات نظامی ایالات متحده در منطقه، بار دیگر سناریوی درگیری با ایران در صدر تحلیل‌های سیاسی قرار گرفته است.

هرچند نشانه‌هایی از افزایش سطح تهدید دیده می‌شود، اما واقعیت آن است که هزینه‌های یک جنگ فراگیر برای آمریکا و اسرائیل بسیار بالا خواهد بود.

در همین چارچوب، فریدون مجلسی، دیپلمات باسابقه ایران و تحلیلگر ارشد سیاست خارجی، به بررسی ابعاد این تحولات پرداخته است.

آمریکا در نقش حامی تل‌آویو احتمال درگیری وجود دارد

مجلسی معتقد است نمی‌توان احتمال حمله نظامی آمریکا به ایران را نادیده گرفت. او می‌گوید: استقرار سریع تجهیزات و ادوات نظامی آمریکا در منطقه نمی‌تواند بدون هدف و برنامه‌ریزی مشخص باشد. در سیاست بین‌الملل، به‌ویژه در رفتار قدرت‌هایی مانند آمریکا، جابه‌جایی ادوات نظامی همواره حامل پیام سیاسی است؛ پیامی که یا برای افزایش فشار در میز مذاکره استفاده می‌شود یا مقدمه‌ای برای اقدام عملی است.

او تأکید می‌کند: با این حال، باید میان احتمال بالای درگیری و قطعیت جنگ تفاوت قائل شد. آنچه امروز شاهد آن هستیم، افزایش سطح تنش و خطر تقابل است، نه الزاماً تصمیم نهایی برای آغاز جنگی فراگیر.

به گفته این تحلیلگر، نقش اسرائیل در تشدید فضای کنونی بسیار پررنگ است: به نظر می‌رسد بخش مهمی از طراحی و پیگیری سناریوی تقابل نظامی با ایران از سوی اسرائیل انجام می‌شود و آمریکا بیش از آنکه ابتکار عمل را در دست داشته باشد، در جایگاه حامی و پشتیبان تل‌آویو قرار گرفته است.

نتانیاهو و راهبرد تقابل مستمر با ایران

مجلسی با اشاره به سیاست‌های دولت اسرائیل می‌گوید: دولت اسرائیل، به‌ویژه بنیامین نتانیاهو، در سال‌های گذشته همواره رویکردی مبتنی بر تقابل با ایران داشته است. مجموعه‌ای از ملاحظات امنیتی، سیاسی و نظامی باعث شده ایران در نگاه نتانیاهو نه صرفاً یک رقیب منطقه‌ای، بلکه یک دشمن بنیادین تلقی شود.

او ادامه می‌دهد: اسرائیل تلاش می‌کند برنامه‌ای را که پس از جنگ ۱۲روزه آغاز کرده بود، به سرانجام برساند و در این مسیر، همراه‌سازی آمریکا نقشی کلیدی دارد؛ چراکه اسرائیل به‌تنهایی توان ورود به یک تقابل جدی و فراگیر را ندارد.

سد دیپلماتیک در برابر جنگ

این دیپلمات باسابقه با تأکید بر نقش دیپلماسی منطقه‌ای می‌گوید: با وجود افزایش احتمال درگیری، نمی‌توان نقش دیپلماسی منطقه‌ای را نادیده گرفت. عربستان سعودی، ترکیه و مصر، با وجود اختلاف‌نظرهای جدی با ایران، یک نقطه اشتراک مهم دارند: مخالفت با جنگ در منطقه.

به باور او، هرگونه درگیری میان ایران و آمریکا یا ایران و اسرائیل، ثبات سیاسی، امنیتی و اقتصادی این کشورها را به‌شدت تهدید می‌کند و پیامدهای آن محدود به چند بازیگر نخواهد بود.

از این منظر، شکل‌گیری هماهنگی منطقه‌ای میان عربستان، ترکیه و مصر می‌تواند نقشی بازدارنده در برابر جنگ ایفا کند.

تنگه هرمز سناریویی پرهزینه و بعید

مجلسی هشدار می‌دهد که خطای راهبردی این است که ایران خود را در موقعیت از پیش‌باخته یا ناگزیر از تقابل تصور کند: سیاست عقلانی نه تسلیم است و نه شتاب‌زدگی، بلکه مدیریت بحران و کاهش تنش است.

او درباره گمانه‌زنی‌های مربوط به انسداد تنگه هرمز می‌گوید: از نظر نظری، این سناریو قابل طرح است، اما در عمل با موانع جدی روبه‌روست. بسته شدن تنگه هرمز به معنای توقف صادرات نفت و گاز کل منطقه خواهد بود؛ نه‌تنها ایران، بلکه عربستان، کویت، عراق، قطر و امارات نیز به‌شدت آسیب می‌بینند.

به گفته او، این کشورها که متحدان آمریکا و شرکای راهبردی غرب هستند، حاضر به پرداخت چنین هزینه‌ای نیستند و اقتصاد جهانی نیز توان تحمل شوک ناشی از انسداد این گذرگاه حیاتی انرژی را ندارد.

جزایر سه‌گانه و الگوی محتمل جنگ

این تحلیلگر ارشد سیاست خارجی در ادامه تأکید می‌کند: آمریکا به‌خوبی می‌داند که ورود به جزایر سه‌گانه با مقابله مستقیم از سوی سواحل ایران مواجه خواهد شد. جنگ زمینی و دریایی بسیار پیچیده و پرهزینه است.

او معتقد است اگر جنگی رخ دهد، الگوی آن مشابه الگوی دوم جنگ پیشین خواهد بود: تمرکز اصلی بر آسمان و حملات هوایی خواهد بود. هدف اولیه، آسیب زدن به امکانات لجستیکی، موشکی و فرماندهی ایران است تا توان ضربه ایران به اسرائیل کاهش یابد.

مجلسی در پایان می‌گوید: آمریکا می‌داند با آغاز هرگونه حمله، باید تبعات ضربات احتمالی ایران به اسرائیل را نیز بپذیرد. به همین دلیل، تا زمانی که این معادله حل نشود، بعید است جسارت ورود به جزایر سه‌گانه یا تنگه هرمز را داشته باشد. امیدوارم در نهایت، دیپلماسی و بازگشت به میز مذاکره جایگزین گزینه‌های نظامی شود؛ موضوعی که تا حد زیادی به رفتارهای منطقه‌ای و نقش میانجی‌ها بستگی دارد.

ارسال نظرات