مزارع افیونی در غرب کشور/ چرا نباید کشت خشخاش در ایران قانونی شود؟
کشت خشخاش در ایران باید آزاد باشد یا نه؟ این پرسش چند ماهی است که در دولت و مجلس مطرح شده و هنوز به سرانجامی نرسیده است. در این میان گزارشهای تخصصی و کارشناسی نسبت به آزادشدن کشت خشخاش در کشور هشدار میدهند.
به گزارش اقتصادآنلاین، خشخاش در مزارع ایران، به ویژه در مناطق غرب کشور دوباره سر برآورده است. البته کشت این گیاه افیونی به شکل غیرقانونی انجام شده و رشد آن در دو سال اخیر به حدی بوده که از مناطق صعبالعبور به اراضی حاصلخیز و آبی هم رسیده است. اتفاقی که دلیل آن عمدتا مزیت اقتصادی بالای کشت این گیاه بوده است.
با این همه روی آوردن برخی کشاورزان به کشت خشخاش باعث شده تا برخی نمایندگان مجلس زمزمههایی درباره لزوم قانونیشدن دوباره کشت برای تامین نیازهای دارویی کشور مطرح کنند. حتی طرحی نیز در این زمینه تهیه شده که مرکز پژوهشهای مجلس آن را به صورت کارشناسی بررسی کرده است.
نتیجه این بررسیها نشان میدهد که قانونیشدن کشت به دلایل متعدد در ایران نه تنها ضرورت ندارد، بلکه پیامدهای منفی نیز برای کشور در پی خواهد داشت.
چرا کشت خشخاش در ایران زیاد شد؟
نخستین پرسش اینجاست که چرا کشت خشخاش به صورت غیرقانونی تا این اندازه در کشور گسترش پیدا کرده است. این گسترش به لحاظ زمانی تقریبا با روی کار آمدن طالبان در افغانستان و ممنوعیت کشت خشخاش در این کشور همزمان است. این یعنی ممنوعیت در آن کشور منجر به خالیشدن بازار این محصول و رشد کشت در ایران عمدتا به دلایل اقتصادی و ظرفیت بازار آن شده است.
براساس گزارش مرکز پژوهشها، امکان کشت در زمینهای حاشیهای، خاک ضعیف، در ارتفاع، بدون هیچ گونه آبیاری یا نهادههای پرهزینه مانند آفت کشها، بینیازی از ذخیرهسازی، بینیازی به اعتبار و سرمایه اولیه بالا و عدم نیاز به وسایل حملونقل سنگین مخصوص محصولات فاسدشدنی و درنهایت بازار تضمین شده و قیمت بسیار اقتصادی، باعث شده تا گیاهان مخدر مثل خشخاش از مزیت بالاتری نسبت به سایر محصولات کشاورزی برخوردار باشند.
همچنین مکانیزه نبودن کاشت، وجین و برداشت این محصولات، منبع مهمی از اشتغال برای جوامع کارگری و خوشنشین روستایی فراهم میکند.
از امنیت غذایی تا آسیبهای اجتماعی
به اعتقاد برخی کارشناسان، این رشد بیسابقه کشت غیرقانونی، در وهله نخست امنیت غذایی کشور را تهدید میکند. اگر کشت غیرقانونی، قانونی شود اوضاع به مراتب بدتر نیز خواهد شد. چراکه به تدریج ممکن است کشاورزان بیشتری به جای کشت گندم و دیگر محصولات اساسی مورد نیاز، به دلیل وسوسههای مالی سراغ کشت خشخاش بروند و ایران با کمبود محصولات اساسی کشاورزی مواجه شود. درآمد کشت محصولی مانند گندم با کشت غیرقانونی خشخاش در واحد سطح مشابه به هیچ عنوان قابل مقایسه نبوده و این موضوع یکی از مهمترین دلایلی است که سوداگران را به سمت کاشت این محصول افیونی کشانده است.
از سوی دیگر قانونیشدن کشت حتی به صورت محدود ممکن است کشاورزان را درگیر اعتیاد کند. چراکه بررسیها نشان میدهد که عمدتا فقرا در مناطق روستایی به دلیل نداشتن زمین، به صورت کارگر روزمزد در کشت خشخاش مشارکت داشتهاند و از منافع مالی این کشت افیونی صرفاً دستمزدی ناچیز به آنها رسیده که ممکن است در آینده نزدیک چنین دستمزدهایی صرف هزینه مصرف مواد این اقشار شود. چراکه مواجهه مداوم با خشخاش و افراد مرتبط با آن، از جمله قاچاقچیان، میتواند آسیبهای اجتماعی همچون اعتیاد را برای روستاییان به بارآورد.
استدلال موافقان کشت چیست؟
مهمترین استدلالهای موافقان کشت قانونی، یعنی فقرزدایی از کشاورزان مناطق محروم، کنترل و کاهش قاچاق و تامین نیاز دارویی داخلی نیز طبق بررسیهای کارشناسی زیر سوال رفته است. چراکه گزارشها نشان میدهد که عمده نیاز داخلی از طریق کشف قاچاق قابل تامین است و باقی نیاز نیز میتواند از طریق کشت بسیار محدود و کنترلشده دانشکدههای کشاورزی تامین شود. از طرف دیگر تأمین معیشت فقرا از طریق کشت محصولات ممنوعه یا رسمیتبخشی به فعالیتهایی مانند آن، قابل پذیرش نیست؛ چراکه این امر منزلت اجتماعی سرپرست خانوار را در جامعه و حتی در میان اعضای خانواده کاهش میدهد؛ بنابراین مسئولان به جای تلاش برای قانونکردن کشت خشخاش بهتر است سازوکارهایی برای تأمین معیشت پایدار این گروهها فراهم کنند.
چه باید کرد؟
در چنین شرایطی، به نظر میرسد که به جای قانونیکردن کشت خشخاش، باید مجازات مربوطه در «قانون مبارزه با مواد مخدر» مورد بازنگری قرار بگیرد تا هزینه کشت این گیاه بسیار بیش از منافع آن باشد و به تعبیری، کشت این گیاه، توجیه اقتصادی نداشته باشد. همچنین برخی کارشناسان بر این باورند، در صورت ضرورت و اصرار بر کشت برای مصارف دارویی، کشت گونه مجاز در قالب بسیار محدود و به صورت کوچک مقیاس و پایلوت و با بهرهگیری از ظرفیت برخی از دانشکدههای کشاورزی قابل انجام باشد.
این یافتهها در حالی است که پیش از این سخنگوی دولت در شهریور امسال گفته بود، جمعبندی دولت بر تولید داخلی با سازوکار نظارتی برای تامین نیاز دارویی داخلی است. فشار برخی نمایندگان مجلس و تدوین طرحی در این زمینه نیز حکایت از تمایل آنها به سمت قانونشدن یا احیای قانون سال ۴۷ که اجازه کشت محدود خشخاش و صدور تریاک را میدهد.
اما به نظر میرسد که دولت باید سازوکار نظارتی پیچیدهای برای کشت محدود و کنترلشده تریاک در نظر بگیرد و به سمت قانونشدن گسترده آن حرکت نکند. چراکه در آن صورت ممکن است کشاورزی و کشاورزان ایران به شدت تحت تاثیر پیامدهای منفی کشت خشخاش قرار بگیرند.





