حضور ناوگان آمریکا در منطقه برای مصالحه ایران زیر فشار است/ در آمریکا برای اقدام علیه ایران اجماع وجود دارد
امیرعلی ابوالفتح، تحلیلگر مسائل آمریکا درباره تحولات پیشرو به اقتصادآنلاین گفت: خواسته ایالات متحده این است که ایران تغییر رفتار دهد و از خواستههای آنها تبعیت کند. آنها اگر لازم باشد برای رسیدن به اهداف خود گزینه نظامی و تغییر حکومت ایران را هم در نظر دارند. اینکه یک روز میگویند باید مذاکره کنیم و روز دیگر گفته میشود تمام مذاکرات لغو شده، در راستای رسیدن به این هدف است که ایران به خواستههایی که آمریکا با صراحت و بدون پردهپوشی طرح کرده تن بدهد.
اقتصادآنلاین، امیرمحمد حسینی: فضای مبهم و غبارآلود و اظهارنظرهای ضدونقیض رییسجمهور ایالات متحده و دیگر مقامات این کشور فهم تحولات پیشروی تهران و واشنگتن را دشوار ساخته است. به ویژه آنکه صحبت از میز دیپلماسی و مذاکره با گسیل تجهیزات نظامی آمریکا به منطقه خاورمیانه نیز همراه شده است.
در چنین شرایطی وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران و فرماندهان نظامی به مواضع آمریکاییها پاسخ دادهاند و طیفی از مواضع از جمله آمادگی برای مذاکره و جنگ به میان آمده اما روشن نیست که در پشت پرده تصمیمگیری، ارادهها به سمت کاهش تنش مایل شده است یا تداوم وضعیت تنشآلود فعلی.
امیرعلی ابوالفتح، تحلیلگر مسائل آمریکا در گفتوگو با اقتصادآنلاین از اهداف اصلی ایالات متحده در مواجهه با ایران و احتمالات پیشرو میگوید. ابوالفتح میگوید که تجهیزات نظامی آمریکا نه برای نمایش بلکه برای استفاده در صورت لزوم، در منطقه مستقر خواهند شد.
در ادامه مشروح این گفتوگو درباره تحولات پیشروی جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا را میخوانید.
آقای ابوالفتح اظهارنظرهای ضدونقیض بسیاری از سوی مقامات آمریکا مطرح شده و در ایران نیز به آن پاسخ داده شده است. فکر میکنید در پسِ این مواضع ضدونقیض درباره مذاکرهکردن یا نکردن چه اهدافی نهفته است؟
اگر تمام اظهارنظرها و موضعگیریها را کنار بگذاریم، خواسته ایالات متحده این است که ایران تغییر رفتار دهد. از نظر آنها ایران یا تغییر رفتار میدهد یا آنها ایران را مجبور به تغییر رفتار میکنند.
اگر لازم باشد آنهای برای رسیدن به اهداف خود گزینه تغییر حکومت ایران را هم در نظر دارند. اینکه یک روز میگویند باید مذاکره کنیم و روز دیگر گفته میشود تمام مذاکرات لغو شده در راستای رسیدن به این هدف است که ایران به خواستههایی که آمریکا با صراحت و بدون پردهپوشی طرح کرده تن بدهد؛ توقف غنیسازی، برنامه موشکی و سیاستهای منطقهای سه خواسته آمریکاییها است.
آقای ویتکاف هم در داووس گفته که اگر ایران تغییر رفتار دهد بحران قابل حل است. این یعنی اساسا بحران برای تغییر رفتار ایران به وجود آمده است. تحریم و حمله نظامی برای این هدف انجام شده است اما تا امروز ایران به خواسته آمریکا تن نداده.
آمریکا معتقد است با حمله به تاسیسات هستهای تغییر رفتار در این حوزه را به ایران تحمیل کردند. آنها مدعی هستند که ایران با توقف غنیسازی موافقت نکرد و ما این امکان را از آنها گرفتیم. البته اینکه این ادعا تا چه اندازه درست است بحث دیگری است.
در موضوع موشکی نیز به همین ترتیب است. البته مشخص نیست که خواست آنها در این زمینه کاهش زرادخانههای موشکی ایران یا اعمال محدودیت توانمندی یا نظارت بر آن است. امروز موضوع اصلی موشک است چون در بحث هستهای آنچه آنها میخواستند اتفاق افتاده. البته موضوع ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصدی استثناست و هنوز تکلیف آن مشخص نیست.
به همین دلیل فشار حداکثری آمریکا برای رسیدن به اهداف خود که تغییر رفتار ایران بر مبنای خواست آنها ادامه پیدا میکند و شدیدتر نیز شده است.
اینکه در میانه این وضعیت، تجهیزات آمریکا از جمله ناو هستهای آبراهام لینکلن نیز به منطقه فرستاده شده در راستای عملیات روانی است یا اهدافی تعیینشده و جدی را دنبال میکند؟
این تهدیدات کاملا جدی است. ابتدا باید توجه کنیم که مذاکره در جریان است و حتی در گفتوگونکردن هم مذاکره انجام میشود. اینکه رییسجمهور آمریکا صحبت میکند و با پاسخ ایران روبهرو میشود یا آنها در شبکههای اجتماعی مطالب مینویسند و وزیر خارجه ایران در روزنامه والاستریت ژورنال پاسخ میدهد، همه بخشی از مذاکره است. اما توافق حاصل نمیشود و دونالد ترامپ معتقد است که باید از موضع قدرت به توافق دست پیدا کرد. او در مواجهه با ناتو، کانادا و دانمارک هم به همین صورت است. برای ایران و ونزوئلا ناو میفرستد و بر روی تجارت کانادا و دانمارک و اروپا تعرفه وضع میکند و منطق رفتار یکی است.
ناوها در منطقه حضور پیدا میکنند که ایران به خواسته آمریکا تن دهد. اگر این اتفاق رخ ندهد اقدام نظامی انجام خواهند داد.
یعنی همانطور که درباره بخش هستهای عملیات نظامی انجام گرفت در بخش موشکی نیز آمریکاییها این اراده را دارند. اینکه موفق شوند یا نه و چه واکنشی از سوی ایران انجام بگیرد بحث دیگری است.
اما آنچه مسلم است حضور این ناوگان در منطقه برای مصالحه ایران زیر فشار است و در غیر این صورت آنها تلاش میکنند همان کاری را انجام دهند که درباره برنامه هستهای انجام دادند.
البته تفاوت اینجاست که گستردگی امکانات موشکی بسیار بیشتر از هستهای است و احتمالا آسیبپذیری آن نیز کمتر است اما به هر حال آمریکا این اراده را دارد. من معتقد نیستم که حضور این تجهیزات در منطقه صرفا برای مانور و ترساندن باشد.
یعنی فکر میکنید وضعیت تنشآلود فعلی، به شکلی که ایران بر مواضع خود اصرار کند و آمریکا نیز از خواستههایش کوتاه نیاید در طولانیمدت قابل تداوم نیست؟
به نظر نمیرسد ترامپ آدمی باشد که خیلی صبر کند. اصولا او به هیچ یک از معیارهای حقوق بینالملل پایبند نیست و این درباره رفتار او با همه کشورها صدق میکند. سخنانی که دیروز در داووس گفت و خطونشانهایی که برای اروپا کشید گویای این رویکرد است.
اروپاییها و دیگر متحدان آمریکا نیز به این نتیجه رسیدهاند که آمریکای ترامپ همه چیز را از منظر قدرت میبیند و خواست خود را تحمیل میکند. ماجرای هستهای شش ماه قبل بود و امروز به مسئله موشکی رسیدیم و در آینده نیز به همین شکل خواهد بود. مواضعی مثل حمایت از مردم ایران نیز پوشش هدف نهایی فعلی آنها یعنی مهار قدرت موشکی ایران است که در لوای آن اهداف خود را دنبال میکنند.
اینکه آمریکا به دنبال تغییر رفتار جمهوری اسلامی ایران است دقیقا به چه معنایی است؟ آیا آنها به دنبال نظم متفاوتی در خاورمیانه هستند؟
آمریکا به دنبال تبعیت است و احساس میکند قدرت بلامنازع جهان است. ترامپ خود را در کسوت امپراطور جهان میداند و امنیت جهان را مطابق با امنیت خود میداند. او از همه کشورها به ویژه کشورهایی که آسیبپذیر هستند میخواهد که از نظمی که آنها به دنبالش هستند تبعیت کنند.
آمریکا چندان دغدغه ضعیفشدن یا نشدن ایران را ندارد و اگر تبعیت کند برای آنها جنگ داخلی و تجزیه مبنا نیست اما اگر تغییر رفتار ندهد و تبعیت نکند تا پای جنگ داخلی و تجزیه هم پیش میرود. مثال آن ونژوئلا است. تمام حرف ترامپ این بود که حکومت برآمده از انقلاب بولیواری در ونزوئلا باید سرنگون شود، چراکه همه آنها فاسد و قاچاقچی هستند.
آمریکا در گام نخست حمله خود سنجید که آیا ساختار با آنها همراه میشود یا نه. اگر ساختار همراه نمیشد برای سرنگونی حرکت میکردند اما چون ساختار بعد از دستگیری مادورو با آمریکا همراهی کرد، آنها ترجیح دادند که حاکمیت فعلی بماند اما منافع آمریکا را تامین کند. اکنون حکومت ونزوئلا با آمریکا توافق نفتی و توافقهای دیگری انجام میدهد و به همین دلیل دیگر برای آمریکا اهمیت ندارد که حکومت فساد دارد یا دیکتاتور هست یا خیر. این مسائل دیگر اصالت ندارد و نسبت به منافع ملی آمریکا در حاشیه قرار میگیرد.
البته با ماریا ماچادو رهبر اپوزیسیون هم دیدار داشتهاند و به محض اینکه رودریگز نافرمانی یا مقاومت کند او را هم حذف میکنند و سراغ نفر بعدی میروند. این دیگر به بازیگری طرف مقابل بستگی دارد. ممکن است کشوری این را نپذیرد و ساختار آن همراهی نکند و در آن صورت آمریکا نیز برای برخورد و تغییر حکومت و حتی جنگ داخلی و تجزیه حرکت میکند.
در چنین وضعیتی، در مواجهه با ایران درون ایالات متحده آمریکا دو دستگی وجود ندارد؟
در آمریکا در سطح راهبرد و روش دو دستگی وجود دارد اما امروز قدرت دست گروهی است که این اقدامات را انجام میدهد. در سطح ایدئولوژیک تفاوت بین محافظهکاران و لیبرالها و در سطح حزبی میان دموکراتها و جمهوریخواهان است.
امروز بین جمهوریخواهان موسوم به جریان ماگا (آمریکا را دوباره بزرگ کنیم) نیز دو جریان وجود دارد. یکی جریانی است که میگوید اقدامات اینچینی در رابطه با ایران به آمریکا ربطی ندارد، هزینههای زیادی که شده بینتیجه بوده، ایران خطری برای آمریکا نیست و اگر جنگی درگیرد، اسرائیل نیز در برابر ایران قدرت دفاع از خود را دارد و آمریکا نباید دخالت کند. این صدا در آمریکا امروز در اقلیت است.
طیف مقابل که اصطلاحا به آنها پرواسرائیل (طرفداران اسرائیل) میگویند امنیت آمریکا و اسرائیل به همدیگر گره خورده و حمایت از اسرائیل حمایت از آمریکا است. این طیف معتقد است که باید برخورد شدیدی با ایران صورت گیرد و مدعی هستند که ایران تضعیفشده و باید ضربه نهایی را برای تسلیم وارد کرد.
این گروه از برخورد با ایران به بهانههای مختلف حمایت میکنند و دست بالا را دارند. ترامپ نیز فعلا گوش شنوای بیشتری برای این جریان دارد و جریان مخالف نقش چندانی در سیاستگذاریها و اجرای آنها ندارد.
بهنظرتان اعتراضات اخیر در ایران و وقایع متعاقب آن تاثیری بر این دو جریان گذاشته است؟
ابتدا باید برای اتفاقات تلخ و غمانگیزی که رخ داد عمیقا به هموطنان تسلیت بگویم.
این اتفاقات موضع پرواسرائیلیها را در آمریکا تقویت کرد و امروز موضع آنهایی که معتقد بودند نباید اقدامی علیه ایران انجام داد، تضعیف شده است. تصویری که از جمهوری اسلامی در غرب ساخته شده حکومتی سرکوبگر است و آنها از واژههایی مثل هولوکاست و جنایت جنگی در ادعاهای خود استفاده میکنند که بار سنگینی در افکار عمومی غرب دارد و به این ترتیب اجماعی حول اقدام شکل گرفته است. به همین دلیل فرصت مناسبی در اختیار جریانهایی قرار گرفته که خواهان آنچه برخورد شدید علیه ایران میدانند هستند.
حالا بعضی مدعی هستند که اقدام نظامی برای تغییر حکومت انجام شود و بعضی ادعا میکنند که تنبیه بزرگی انجام شود و باقی کار به مردم ایران سپرده شود تا آنها خود تصمیم بگیرند. اما درون آمریکا درباره برخورد با ایران اجماع وجود دارد و اختلاف نظر و بحث بر سر نحوه و شدت و آینده آن بروز کرده است.
بین آمریکا و اسرائیل چطور؟ آیا اختلاف نظری در رابطه با ایران وجود دارد؟
امروز بین نگاه اسرائیل و آمریکا نسبت به تحولات ایران تفاوت وجود دارد. تضعیف قدرت ملی ایران تاحدی که به عنوان کشور قابل توجه در منطقه غرب آسیا نباشد از اهداف اسرائیل است و آنها از تجزیه و فروپاشی سرزمینی و جنگ داخلی نیز حمایت میکنند.
اما آمریکا در این زمینه با اسرائیل موافق نیست و امید دارند که ایران به خواستهها و شرایط آنها تن دهد. ایرانی که دچار فروپاشی سرزمینی و اجتماعی نشود را میپذیرند اما اگر ایران همچنان بر مسیر خود اصرار داشته باشد ممکن است به آنچه مدنظر اسرائیلیهاست بپیوندند. اما امروز این تفاوت دیدگاه دستکم در رسانهها و سیاستهای اعلامی دو طرف درباره فردای پس از برخورد دیده میشود. اسرائیلیها مدعی فردای پس از براندازی هستند و آمریکا به آن فردای پس از برخورد یا فردای روز جنگ میگویند.
دراین زمینه، آمریکا و اسرائیل دو نگاه متفاوت دارند اما ممکن است در آینده تحت تاثیر شرایط این تفاوت از بین برود و هر دو بر یک موضع اتفاق نظر پیدا کنند.





