آینده جنگ و صلح در سال ۲۰۲۶/ نگاهی به همه درگیریهای نظامی پیش روی جهان
سال ۲۰۲۵ میلادی با جنگ، کشتار و آتشبسهای شکننده به پایان رسید و نشانهها حاکی است که ۲۰۲۶ قرار نیست سال آرامتری باشد. از اوکراین و سودان تا سوریه و ساحل آفریقا، درگیریها نهتنها فروکش نکردهاند، بلکه در سایه دیپلماسیهای شتابزده و رقابت قدرتها، به شکلهای تازهای بازتولید شدهاند.
به گزارش اقتصادآنلاین، مرور یکسال گذشته نشان میدهد خشونت و جنگ به استثنا تبدیل نشده، بلکه به قاعدهای نگرانکننده بدل شده است. جنگ در اوکراین همچنان ادامه دارد، سودان درگیر یکی از عمیقترین فاجعههای انسانی جهان است، میانمار و منطقه ساحل آفریقا در آتش بیثباتی میسوزند و حتی مناطقی که زمانی حاشیه امن تلقی میشدند، با خطر درگیریهای تازه روبهرو هستند.
در این میان، پایان نسبی جنگ غزه نیز بیش از آنکه نوید صلح باشد، یادآور ویرانیای است که چشمانداز سیاسی روشنی برای آینده باقی نگذاشته است.
افزایش همزمان تعداد و شدت درگیریها، بسیاری از تحلیلگران را به این جمعبندی رسانده که جهان وارد دورهای از جنگهای فرسایشی همزمان شده است؛ جنگهایی که نه به پیروزی قاطع ختم میشوند و نه به توافقهای صلح جامع و پایدار.
ترامپ و بازتعریف دیپلماسی بحران
بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید یکی از متغیرهای تعیینکننده سیاست جهانی در ۲۰۲۵ بود. او با وعده صلح سریع پا به میدان گذاشت و کوشید خود را در مرکز بسیاری از بحرانها قرار دهد. در مواردی، رویکرد غیرمتعارف او باب تازهای برای گفتوگو گشود؛ از تماس با بازیگرانی که پیشتر طرد شده بودند تا حمایت از توافقهای موقت آتشبس.
اما این دیپلماسی شتابزده، اغلب بدون نقشه راه بلندمدت باقی ماند. توافقها بیشتر شبیه مکثی در میانه نبرد بودند تا گامی به سوی حلوفصل ریشهای اختلافها. منتقدان میگویند تأکید بر معامله سریع اگرچه ممکن است موقتاً صدای سلاحها را خاموش کند، اما در غیاب سازوکارهای پیگیری، بذر بحرانهای بعدی را میکارد.
ایران و اسرائیل؛ تقابل محدود و پیامدهای گسترده
در میان درگیریهای متعدد سال ۲۰۲۵، تقابل مستقیم و غیرمستقیم ایران و رژیم اسرائیل یکی از حساسترین درگیریهای بود که ۱۲ روز به طور انجامید. تقابلی که با مداخله محدود آمریکا همراه شد و نگرانیها از گسترش یک جنگ منطقهای را به اوج رساند. هرچند این رویارویی به جنگی تمامعیار تبدیل نشد، اما نشان داد که الگوی بازدارندگی شکننده میان تهران و تلآویو تا چه اندازه ناپایدار است. حملات محدود، عملیاتهای متقابل و پیامهای هشدارآمیز، همگی بیانگر وضعیتی هستند که در آن یک خطای محاسباتی میتواند کل منطقه را وارد بحرانی جدید کند. این تنش، در کنار جنگ غزه و تحولات سوریه، خاورمیانه را به یکی از اصلیترین کانونهای بیثباتی جهان در آستانه ۲۰۲۶ تبدیل کرده است.
اوکراین؛ جنگی فرسایشی
در اوکراین، موازنه میدانی به نفع روسیه تغییر کرده، اما نه آنقدر که کییف را وادار به تسلیم کند. جنگ حدود جهار سال به طول انجامیدده و خطوط نبرد جابهجا شدهاند، تلفات انسانی سنگین است و زیرساختهای حیاتی آسیب جدی دیدهاند. آنچه بیش از میدان نبرد تغییر کرده، فضای سیاسی است. البته به تازگی ولادیمیر زلنسکی رییسجمهور اوکراین گفته که توافق صلح با روسیه به میانجیگری آمریکا تا ۹۰ درصد نهایی شده است.
این در حالی است که کاهش حمایت مستقیم آمریکا و انتقال بار اصلی کمکها به اروپا، هم توان اوکراین را محدود کرده و هم شکافهایی در اردوگاه حامیان آن ایجاد کرده است. تلاشهای میانجیگرانه واشنگتن نیز به دلیل بیاعتمادی متقابل هنوز مشخص نیست به نتیجه مسلموسی برسد. در چنین شرایطی چشمانداز غالب برای ۲۰۲۶، نه صلح پایدار، بلکه ادامه جنگی فرسایشی با هزینههای انسانی و اقتصادی فزاینده است.
سودان و آفریقا؛ جنگهای فراموششده
در سودان، جنگ داخلی به مرحلهای رسیده که بسیاری آن را بدترین بحران انسانی حال حاضر جهان میدانند. قحطی، آوارگی گسترده و خشونتهای قومی، چهره این کشور را دگرگون کرده است. تلاشهای دیپلماتیک، گرفتار رقابت بازیگران منطقهای و نبود اراده واقعی طرفهای درگیر ماندهاند.
در منطقه ساحل، بهویژه مالی و بورکینافاسو، دولتهای نظامی نهتنها موفق به مهار گروههای مسلح نشدهاند، بلکه با محدود کردن فضای سیاسی و تکیه بر راهحلهای صرفاً امنیتی، زمینه بیثباتی بیشتر را فراهم کردهاند. تهدید محاصره شهرهای بزرگ و گسترش ناامنی به مناطق جنوبی، زنگ خطر فروپاشی دولتها را به صدا درآورده است.
سوریه؛ تداوم بحران داخلی
تحولات سوریه یکی از پیچیدهترین نمونههای تلاقی دیپلماسی و بحران داخلی است. احمد الشرع، رئیسجمهور جدید سوریه، در مدت کوتاهی توانست روابط خارجی دمشق را احیا کند، بخشی از تحریمها را کاهش دهد و کشور را دوباره به صحنه بینالمللی بازگرداند. بازگشت بخشی از آوارگان و بهبود نسبی برخی خدمات عمومی، نشانههایی از تغییر بود.
اما این دستاوردها با موجی از خشونتهای فرقهای در داخل کشور تهدید شد. درگیریهای خونین در مناطق ساحلی و سپس در جنوب سوریه، بهویژه در استان سویدا، نشان داد که انسجام امنیتی و سیاسی دولت جدید هنوز شکننده است. مداخله نظامی اسرائیل در تحولات جنوب سوریه، با ادعای حمایت از اقلیت دروزی، به پیچیدگی اوضاع افزود و تنشها را وارد سطح تازهای کرد.
هرچند با میانجیگری آمریکا آتشبسی برقرار شد، اما وضعیت همچنان ناپایدار است. آینده سوریه بیش از هر چیز به توانایی دولت جدید در مهار خشونتهای داخلی، ایجاد ساختار امنیتی پاسخگو و جلوگیری از تبدیل اختلافهای محلی به بحرانهای منطقهای گره خورده است.
آتشبسهای شکننده بهجای صلح
وجه مشترک بسیاری از بحرانهای کنونی، جایگزین شدن آتشبس موقت بهجای توافقهای جامع صلح است. از غزه تا آفریقا و جنوب شرق آسیا، طرفها اغلب به توقفهای موقت رضایت میدهند، بیآنکه بر سر مسائل بنیادین به توافق برسند. این رویکرد شاید در کوتاهمدت از شدت خشونت بکاهد، اما خطر بازگشت سریع درگیری را همواره زنده نگه میدارد.
در چنین فضایی، نقش نهادهای چندجانبه کمرنگتر شده و قدرتهای منطقهای یا میانجیهای مقطعی جای آنها را گرفتهاند. کاهش همکاریهای بینالمللی و تضعیف سازوکارهای حقوقی، مدیریت بحرانها را دشوارتر کرده است.
۲۰۲۶، سال تصمیمهای سخت
جهان پیش از بازگشت ترامپ نیز در مسیر پرتنشی حرکت میکرد، اما تحولات یک سال گذشته نشان میدهد شتاب این روند بیشتر شده است. اگر ۲۰۲۶ قرار است سالی متفاوت باشد، دیپلماسی باید از سطح توافقهای موقت فراتر برود و به سراغ حل ریشهای منازعات برود. امری که مستلزم صبر، همکاری چندجانبه و پذیرش هزینههای سیاسی است.
در غیر این صورت، آنچه در پیش است، پایان جنگها نیست بلکه تداوم وضعیتی ناپایدار خواهد بود. یعنی جهانی که در آن صلح، بیش از هر زمان دیگری، به تعویق افتاده است.







