ده اتفاق کلیدی بازار انرژی در ۲۰۲۵؛ وقتی واقعیت بر شعار غلبه کرد
سال ۲۰۲۵ نشان داد که بازارهای انرژی بیش از هر چیز تابع بنیادهای اقتصادی، عرضهوتقاضا و محدودیتهای زیرساختی هستند. این گزارش با مرور ده رویداد مهم، توضیح میدهد چرا فرضیات سرمایهگذاران، سیاستگذاران و تولیدکنندگان برای ۲۰۲۶ بهطور اساسی تغییر کرده است.
به گزارش اقتصادآنلاین، اگر سال ۲۰۲۵ یک درس روشن داشت، این بود که بازارهای انرژی همچنان تحت حاکمیت عوامل بنیادین هستند، نه شعارها. این سال با انتظار اختلالهای ناشی از سیاستگذاری و شوکهای ژئوپلیتیکی آغاز شد، اما با همان عواملی به پایان رسید که معمولا نتیجه نهایی را رقم میزنند: عرضه، تقاضا و محدودیتهای زیرساختی که انتظارات را کنار زدند. قیمت نفت کاهش یافت، حتی در حالی که تنشهای جهانی ادامه داشت. تقاضای برق سریعتر از واکنش شبکهها رشد کرد. و فناوریهایی که تصور میشد عمرشان رو به پایان است، بسیار بادوامتر از پیشبینیهای رایج ظاهر شدند.
بهجای جهشهای بزرگ یا فروپاشیها، سال ۲۰۲۵ سال اصطکاک بود. اهداف سیاستی با محدودیتهای فیزیکی برخورد کردند. جدولهای زمانی جاهطلبانه با هزینههای سرمایه و تأخیرهای صدور مجوز تلاقی یافتند. و نتایج بازار بارها با روایتهایی که پیرامون آنها ساخته شده بود، فاصله گرفت. تولید نفت آمریکا بدون رونق حفاری به سطوح رکوردی رسید. توان اوپک برای هدایت قیمتها تضعیف شد. هوش مصنوعی به محرک معنادار تقاضای برق تبدیل شد. و گذار انرژی کند شد؛ نه به این دلیل که شکست خورد، بلکه چون اقتصاد و قابلیت اطمینان دوباره نقش تعیینکننده خود را نشان دادند.
روایت کلی بازار انرژی در سال ۲۰۲۵
آنچه در ادامه میآید، ده داستان انرژی است که بیش از همه این تنشها را به تصویر کشیدند و بیشترین توجه مخاطبان را در طول سال به خود جلب کردند. این روایتها در مجموع توضیح میدهند که نهتنها در بازارهای انرژی در سال ۲۰۲۵ چه رخ داد، بلکه چرا سرمایهگذاران، سیاستگذاران و تولیدکنندگان با فرضیات کاملا متفاوتی نسبت به دوازده ماه قبل، به استقبال سال ۲۰۲۶ میروند.
۱. تولید نفت آمریکا رکوردی جدید اما محدود ثبت کرد
تولید نفت خام آمریکا در سال ۲۰۲۵ به بالاترین سطح تاریخی خود رسید و جایگاه این کشور را بهعنوان بزرگترین تولیدکننده جهان تثبیت کرد. اداره اطلاعات انرژی آمریکا در گزارش چشمانداز کوتاهمدت انرژی در ماه اکتبر اعلام کرد که تولید در ژوئیه ۲۰۲۵ به بیش از ۱۳.۶ میلیون بشکه در روز رسیده است. پس از میانگین ۱۳.۲ میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۲۴، این نهاد گزارش داد که تا ۱۲ دسامبر ۲۰۲۵، میانگین تولید سال جاری به ۱۳.۵ میلیون بشکه در روز رسیده که حدود ۲ درصد بیشتر از سال قبل است. این بدان معناست که آمریکا تا آخرین هفته دسامبر، رکورد جدیدی برای تولید سالانه خود ثبت کرده است.
آنچه این نقطه عطف را قابلتوجه میکرد، نحوه تحقق آن بود. قیمتها تضعیف شدند. تعداد دکلهای حفاری در سطحی محدود باقی ماند. بودجههای سرمایهای همچنان فشرده بود. افزایش تولید نه از طریق گسترش شدید فعالیت، بلکه بهواسطه حفاریهای افقی طولانیتر، هدفگیری بهتر مخازن و بهبودهای تدریجی بهرهوری بر پایه یک شیل عظیم موجود حاصل شد. دوران رشد انفجاری شاید به پایان رسیده باشد، اما عصر تولید بالا با انضباط سرمایهای هنوز ادامه دارد.
۲. کشف محدودیتهای اوپکپلاس در جهانی با عرضه فراوان
اگر سالهای ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۳ به مدیریت نوسانات پساکرونا توسط اوپکپلاس اختصاص داشت، سال ۲۰۲۵ نشان داد که اهرم نفوذ این کارتل تا چه اندازه محدود شده است. تمدیدهای مکرر کاهشهای داوطلبانه تولید با یک واقعیت عریان مواجه شد: عرضه خارج از اوپک، بهویژه از سوی آمریکا، برزیل، گویان و کانادا، به رشد خود ادامه داد، در حالی که انتظارات تقاضا بهطور پیدرپی در پی ضعف فعالیت صنعتی و بهبود بهرهوری پایینتر اصلاح شد.
نتیجه نهایی، سالی بود که در آن قیمت نفت اغلب واکنش پایداری به اعلامیههای اوپکپلاس نشان نداد و این موضوع گذار از بازاری با مدیریت عرضه به بازاری با تولید متنوع و رشد کندتر تقاضا را تقویت کرد؛ بازاری که نفوذ کارتل در آن رقیقتر شده است. این پویایی اوپکپلاس را بیاهمیت نکرد، اما مداخلات آن را کوتاهاثرتر و از نظر از دست دادن سهم بازار، پرهزینهتر ساخت.
۳. بیاعتنایی قیمت نفت به جهانی پرتنش
جنگها در اروپا و خاورمیانه، اختلال در کشتیرانی دریای سرخ و ریسکهای خبری مداوم از سوی تولیدکنندگان کلیدی، در گذشته میتوانست تضمینکننده یک پریمیوم ریسک قابلتوجه در بازار نفت باشد. اما در سال ۲۰۲۵، بازارها تا حد زیادی از پرداخت این پریمیوم خودداری کردند. در بخش عمدهای از سال، نفت برنت در محدودهای معامله شد که بیش از اضطراب ژئوپلیتیکی، بازتابدهنده ذخایر مناسب و عرضه قدرتمند خارج از اوپک بود.
دورههای افزایش قیمت معمولا با تمرکز معاملهگران بر رشد ضعیف تقاضا در چین و اروپا، بهبود بهرهوری سوخت و انتظار ساختاری مبنی بر جبران اختلالات عرضه از طریق ظرفیت مازاد و تولیدکنندگان چابک آمریکایی، به سرعت فروکش میکرد. پیامد بلندمدت این روند آن بود که «ارزش شوک» ژئوپلیتیک همچنان نوسانات روزانه ایجاد میکند، اما عوامل بنیادین ساختاری بیش از پیش سکاندار بازار شدهاند.
۴. مراکز داده هوش مصنوعی و تبدیل تقاضای برق به متغیری راهبردی
در سال ۲۰۲۵، هوش مصنوعی بهتدریج از یک داستان فناورانه به یک داستان انرژی تبدیل شد. موجی از مراکز داده عظیم، که بسیاری از آنها بهطور خاص برای آموزش و استنتاج هوش مصنوعی ساخته شده بودند، پیشبینیهای بار منطقهای را دگرگون کردند و شرکتهای برق و متولیان شبکه را واداشتند فرضیات خود درباره رشد محدود و ثابت تقاضا را بازنگری کنند.
در قطبهای با رشد سریع، افزایش تقاضای ناشی از مراکز داده بهتنهایی با مصرف کل شهرهای متوسط برابری میکرد و افقهای برنامهریزی را فشرده و تصمیمگیریهای دشواری درباره کفایت منابع ایجاد میکرد. نتیجه، تمرکز دوباره بر برق قابلاتکا و شبانهروزی بود: نیروگاههای گاز طبیعی اهمیت خود را حفظ کردند، داراییهای هستهای ارزش راهبردی تازهای یافتند و ظرفیتهای قابلدسترس و قابلبرنامهریزی، پس از سالها سلطه خبری تجدیدپذیرهای متناوب، بیسروصدا دوباره وارد گفتمان سیاستی شدند.
۵. شبکه برق به گلوگاه اصلی سیستم تبدیل شد
در سال ۲۰۲۵، بزرگترین تنگنای انرژی نه کمبود پروژه، بلکه سیمها برای اتصال آنها بود. صفهای اتصال به شبکه در سراسر آمریکای شمالی به صدها گیگاوات پروژههای پیشنهادی بادی، خورشیدی، ذخیرهسازی و گاز افزایش یافت و توسعهدهندگان با انتظارهای چندساله برای مطالعات و ارتقاها مواجه شدند.
ازدحام و محدودسازی تولید در مناطق با سهم بالای تجدیدپذیر افزایش یافت و هشدارهای قابلیت اطمینان از سوی اپراتورهای سیستم، انتقال و توزیع برق را از یک موضوع فنی حاشیهای به مسئلهای اصلی در سیاستگذاری تبدیل کرد. برای سرمایهگذاران و سیاستگذاران، درس غیرقابلانکار بود: افزودن ظرفیت تولید بیشتر، چه پاک و چه غیرپاک، اگر برق نتواند به محل مصرف برسد، مشکل چندانی را حل نمیکند. نوسازی شبکه و اصلاح فرآیند صدور مجوز از حاشیه به مرکز راهبردهای بلندمدت انرژی منتقل شد.
۶. موج الانجی آمریکا و تأثیر آن بر بازار جهانی گاز
پس از سالها ساختوساز، موج بعدی ظرفیت صادرات گاز طبیعی مایع آمریکا در سال ۲۰۲۵ سرانجام بهطور معناداری وارد بازار جهانی شد. راهاندازی واحدها و پایانههای جدید، پیوند میان قیمت هاب هنری آمریکا و شاخصهای اروپایی و آسیایی را تقویت کرد و در عین حال که گزینههای متنوعتری برای اروپا فراهم آورد، تولیدکنندگان و مصرفکنندگان آمریکایی را بیش از پیش در معرض چرخههای جهانی قرار داد.
برای تولیدکنندگان گاز آمریکا، گسترش ظرفیت صادراتی یک مسیر حیاتی برای تخلیه گاز همراه رو به افزایش بود، اما قیمتهای داخلی هاب در مقاطعی همچنان تحت فشار ماند که بازتابدهنده وفور عرضه بالادستی بود. «ابرچرخه» الانجی به داستانی پیچیدهتر بدل شد: امنیت و اختیار انتخاب برای خریداران، اما فشار بر حاشیه سود و ریسک چرخهای برای عرضهکنندگان.
۷. رویارویی بادی فراساحلی با واقعیت هزینه، ریسک و سیاست
انرژی بادی فراساحلی سال ۲۰۲۵ را با خطوط لوله پروژههای بلندپروازانه و لحنهای خوشبینانه آغاز کرد، اما سال را بهعنوان یکی از صریحترین آزمونهای واقعیت این بخش به پایان رساند. نرخهای بهره بالاتر، تورم زنجیره تأمین، تنگناهای کشتی و بنادر، و مخالفتهای محلی، همگی بر فناوریای فشار آوردند که هم سرمایهبر و هم وابسته به سیاست است.
چندین پروژه شاخص در آمریکا با تأخیر، بازنگری قراردادها یا لغو مواجه شدند و در برخی بازارها، دورهای مزایده با مشارکت کمتر از انتظار یا پیشنهادهای محتاطانهتر برگزار شد. هیچیک از این تحولات داستان بادی فراساحلی را پایان نداد، اما آن را از روایت «اجتنابناپذیری» به چارچوبی مبتنی بر ریسک اجرا، هزینه سرمایه و نیاز به سیاستهایی بادوامتر که بتوانند نوسانات کلان اقتصادی را تاب بیاورند، بازتعریف کرد.
۸. رشد خودروهای برقی و غلبه رفتار مصرفکننده بر محاسبات
فروش خودروهای برقی در سال ۲۰۲۵ به رشد خود ادامه داد، اما نه با شتابی که در تهاجمیترین سناریوهای سیاستی پیشبینی شده بود. نگرانیهای مربوط به قیمت، شکافهای زیرساخت شارژ و اضطراب مسافت قابل پیمایش، روند حرکت به سوی برقیسازی کامل را در بازارهای کلیدی، بهویژه برای خریداران انبوه، کند کرد.
خودروهای هیبریدی، بهویژه مدلهای کارآمد بدون نیاز به اتصال به برق، بهعنوان گزینهای «بهاندازه کافی خوب» سهم بازار بیشتری به دست آوردند؛ گزینهای که مصرف سوخت را کاهش میدهد بدون آنکه نیازمند تغییر سبک زندگی یا عادات جدید شارژ باشد. خودروسازان نیز با بازتنظیم سبد محصولات و برنامههای سرمایهگذاری و با کش دادن جدولهای زمانی حذف موتورهای احتراق داخلی واکنش نشان دادند. برای بازار نفت، پیامد این روند ظریف اما مهم بود: نقطه عطف کاهش ساختاری تقاضا کمی دورتر از افق قرار گرفت.
۹. چرخش ادغام و تملک انرژی بهسوی دقت جراحیگونه
پس از دورهای از ابرادغامها که لایه بالایی صنعت نفت و گاز را بازآرایی کرد، معاملات سال ۲۰۲۵ بیش از اندازه، بر دقت و هدفمندی متمرکز شد تا بزرگی صرف. شرکتهای بورسی به دنبال خریدهای مکمل بودند تا موجودی حفاری خود را در بهترین حوضهها عمیقتر کنند، نقشههای اجارهای را سامان دهند یا قابلیتهای تخصصی در حوزههایی مانند مدیریت کربن، الانجی یا عملیات آبهای عمیق بیفزایند.
خروج سرمایهگذاران خصوصی ادامه یافت، اما خریداران در قیمتگذاری منضبطتر و در انتخاب زمینشناسی و هزینههای سر به سر سختگیرتر بودند. نخ تسبیح همه این تحولات، انضباط سرمایهای بود: سرمایهگذاران ثبات جریان نقدی آزاد و استحکام ترازنامه را بیش از امپراتوریسازی پاداش دادند و تیمهای مدیریتی را به سمت معاملات هدفمند و افزاینده ارزش، بهجای یکپارچهسازیهای پرزرقوبرق صرف، سوق دادند.
۱۰. واقعگرایی بیشتر در سیاست انرژی
تا اواخر سال ۲۰۲۵، سیاست انرژی در آمریکا و دیگر اقتصادهای بزرگ، بیش از آنکه ایدئولوژیک باشد، رنگوبوی عملگرایی به خود گرفت. صدور مجوز برای افزایشهای تدریجی صادرات الانجی، احیای علاقه به برخی پروژههای خط لوله و لحن سنجیدهتر درباره سرعت گذار انرژی، نشان داد که سیاستگذاران بهطور فزایندهای در کنار کربنزدایی، بر قابلیت اطمینان، مقرونبهصرفه بودن و امنیت تمرکز دارند.
با این حال، تولیدکنندگان بالادستی و توسعهدهندگان میاندستی همچنان با محدودیتهای انضباط سرمایهای، انتظارات بازده سهامداران و زمانهای طولانی اجرای پروژهها مواجه بودند. شکاف میان آنچه سیاست مجاز میدانست و آنچه بازارها تحویل میدادند، به یکی از مضامین تعیینکننده سال بدل شد: دولتها میتوانند زمین بازی را شکل دهند، اما تصمیمهای سرمایهگذاری و در نهایت تولید، همچنان توسط شرکتهای منفرد اتخاذ میشود.
جمعبندی نهایی
درس تعیینکننده سال ۲۰۲۵ این نبود که بازارهای انرژی انتظارات را نقض کردند، بلکه این بود که طبق قواعد همیشگی خود عمل کردند. سیستمهایی که طی دههها ساخته شدهاند، با بیانیههای خبری تغییر مسیر نمیدهند. زیرساختها بهکندی گسترش مییابند. سرمایه بهصورت گزینشی واکنش نشان میدهد. و مصرفکنندگان تغییر را بر اساس شرایط خود میپذیرند.
با نزدیک شدن به سال ۲۰۲۶، فاصله میان آرمان و اجرا همچنان زیاد است. گذار انرژی ادامه دارد، اما نابرابر و تحت محدودیت. انرژی سنتی همچنان ضروری است، اما بیش از آنکه گسترش یابد، بهینهسازی میشود. برای ناظران دقیق این بخش، پیام روشن است: نتایج بازار انرژی هنوز کمتر از وعدههای سیاستگذاران و بیشتر از آنچه فیزیک، اقتصاد و ترازنامهها اجازه میدهند، شکل میگیرد.
منبع: Oilprice







