تولد آگاه
وی ایکس اکستریم
کیان.
x
والگلد
ریماا
منطه
فلای تو دی
۰۸ / آذر / ۱۴۰۴ ۱۵:۳۲
محور جدید آمریکا، عربستان و پاکستان؛

پیامدهای معامله ۱۴۲ میلیارد دلاری اف‑۳۵ در منطقه خلیج فارس

پیامدهای معامله ۱۴۲ میلیارد دلاری اف‑۳۵ در منطقه خلیج فارس

در میانه تنش‌های منطقه‌ای، فروش ۴۸ جنگنده اف‑۳۵ به عربستان سعودی و پیمان دفاع متقابل با پاکستان، نشان‌دهنده تغییرات مهم در نظم امنیتی خلیج فارس است؛ تحولی که پیامدهای ژئوپلیتیکی آن از ایران و چین تا هند و جنوب آسیا امتداد دارد.

کد خبر: ۲۱۰۳۲۳۲
a market

به گزارش اقتصادآنلاین، در میان تنش‌های منطقه‌ای و تنها دو ماه پس از پیمان دفاع متقابل عربستان-پاکستان (پیمان امنیتی)، فروش ۴۸ فروند جنگنده اف‑۳۵ به عربستان سعودی می‌تواند موازنه امنیتی خلیج فارس را تغییر دهد.

رسانه «مدرن دیپلماسی» در گزارشی به راهبردهای عربستان در زمینه نظامی و امنیتی، به ویژه پیمان امنیتی با پاکستان و خرید تسلیحات جدید از آمریکا پرداخت. این رسانه در گزارش خود نوشت:

با توجه به پیمان امنیتی و وزنی که پاکستان از افزایش قدرت نظامی ریاض کسب می‌کند، اسلام‌آباد در حال تبدیل شدن به «دلال امنیتی» منطقه است. در همین حال، علاوه بر خلیج فارس، این تحولات به‌ویژه فروش اف‑۳۵ و پیمان امنیتی پیامد‌های سیاسی و ژئوپلیتیکی برای چین، هند و جنوب آسیا دارند که در این مقاله تحلیل می‌شوند. مقاله می‌پرسد فروش اف-۳۵ به عربستان سعودی چگونه نظم منطقه‌ای خلیج فارس را بازآرایی می‌کند و به صورت غیرمستقیم بر جنوب آسیا اثر می‌گذارد.

سفر اخیر محمد بن سلمان به واشنگتن در ۱۸ نوامبر ۲۰۲۵، فراتر از روابط ریاض–واشنگتن پیام داشت؛ این سفر به تحولات جاری منطقه‌ای پیوند خورده و حامل دلالت‌های مهمی بود. او که نامه‌ای از مقامات ایرانی برای رئیس‌جمهور ترامپ به همراه داشت، درباره تحولات منطقه و بحران غزه گفت‌و‌گو کرد و حتی خواستار مداخله آمریکا در سودان شد.

 به‌وضوح، عربستان سعودی در حال جای‌گیری به عنوان مدیر امنیتی منطقه است و شکلی از رهبری دلال‌مآبانه از طریق میانجی‌گری، هماهنگی و هدایت فرایند‌های منطقه‌ای (Broker Leadership) اعمال می‌کند. نمونه بارز این رویکرد، آمادگی ریاض برای میانجی‌گری میان ایران و آمریکا است. مهم‌تر از همه، درخواست عربستان سعودی برای خرید ۴۸ جنگنده اف‑۳۵ از ایالات متحده، به ارزش تقریبی ۱۴۲ میلیارد دلار، تحولی است که نه تنها روابط نظامی ریاض-واشنگتن را به عنوان یک عضو غیرناتویی بازتعریف می‌کند، بلکه نظم امنیتی خلیج فارس را تغییر داده و پیامد‌های ژئوپلیتیکی غیرمستقیمی برای جنوب آسیا دارد.

عربستان، پاکستان و محدودیت‌های دسترسی به فناوری اف‑۳۵

باید توجه داشت که به رغم پیوند‌های عمیق سیاسی و نظامی میان اسلام‌آباد و ریاض، پاکستان دسترسی مستقیم به فناوری اف‑۳۵ نخواهد داشت. این سیستم تحت کنترل سختگیرانه ایالات متحده باقی می‌ماند، زیرا بخشی از اکوسیستم فرماندهی و کنترل، هماهنگی عملیاتی و پشتیبانی اطلاعاتی آمریکا است.

ایالات متحده معمولاً اف‑۳۵ را به کشور‌هایی عرضه می‌کند که بتوانند در شبکه حکمرانی امنیتی آن ادغام شوند؛ بنابراین نقش عملیاتی پاکستان محدود به آموزش و پشتیبانی نیروی انسانی خواهد بود و نمی‌تواند به طور کامل جایگزین نیرو‌های آمریکا شود.

اگر واشنگتن شروط یا محدودیت‌هایی بر عربستان تحمیل کند، پاکستان ممکن است نتواند به‌طور کامل از منافع سیاسی آن بهره‌مند شود. با این حال، از منظر سیاسی و بازدارندگی، این روند وزن راهبردی پاکستان را در جنوب آسیا از طریق افزایش ادراک بازدارندگی میان رقبای منطقه‌ای تقویت می‌کند.

برای عربستان سعودی، داشتن اف‑۳۵ نیاز به نیروی انسانی ماهر، آموزش، نگهداری و تجربه عملیاتی را افزایش می‌دهد. پاکستان، به عنوان شریکی سنتی با تجربه گسترده در نیروی هوایی و آموزش نظامی عربستان از سال ۱۹۶۷، می‌تواند نقشی حمایتی، اما محدود ایفا کند. از دیدگاه راهبردی، ریاض پاکستان را به عنوان بازوی امنیتی خود می‌بیند و از آن برای همسو ماندن با اولویت‌های سعودی استفاده می‌کند. ریاض، اسلام‌آباد را کشوری کلیدی در معماری امنیتی سنی می‌داند.

نزدیکی بیشتر امنیتی ریاض-واشنگتن ممکن است انگیزه‌های اسلام‌آباد برای گرایش بیشتر به پکن را کاهش دهد، به ویژه زمانی که ایالات متحده می‌خواهد پاکستان با راهبردهایش در جنوب آسیا همسوتر شود. بر این اساس، رفتار پاکستان با اولویت‌های سعودی هماهنگ می‌شود، چه در رقابت با ایران، چه در هماهنگی با آمریکا و چه در نقش رهبری در جهان سنی، و شامل جلوگیری از نزدیکی به قطر یا ترکیه نیز می‌شود.

پیام فروش اف‑۳۵ به هند و نگاه آمریکا به چین

در مورد هند، این تحول پیامی روشن دارد: پاکستان اکنون می‌تواند نقش فعال‌تری در «محور امنیتی خلیج فارس» ایفا کند. به نظر می‌رسد دهلی‌نو باید روابط دفاعی خود با کشور‌های خلیج فارس را با دقت بیشتری تنظیم کند. با این حال، نباید فراموش کرد که هند روابط خود با کشور‌های عرب خلیج را عمدتاً از دریچه چین و اقتصاد انرژی می‌بیند نه از منظر پاکستان. تجارت هند با کشور‌های خلیج فارس، در سال‌های ۲۰۲۴–۲۰۲۵، بیش از ۱۷۸ میلیارد دلار بوده است.

در رابطه با چین، ایالات متحده به شدت نگران است که پکن بتواند از طریق همکاری ریاض-اسلام‌آباد یا دیگر کانال‌ها به داده‌های حساس اف‑۳۵ دست پیدا کند. طبق گزارش آژانس اطلاعات دفاعی آمریکا (DIA) در ۱۴ نوامبر، هرچند چنین انتقال داده‌ای بسیار پرریسک است، اما ممکن است اتفاق بیفتد. ژنرال چارلز والد، معاون سابق فرماندهی اروپا در ارتش آمریکا، یادآور شد که با وجود این‌که احتمال افشای اطلاعات اف‑۳۵ از سوی عربستان کم است، چین ممکن است همچنان به جزئیات فنی دست یابد و از آنها در جنگنده نسل پنجمی یا برنامه‌های هوافضا و دفاعی خود استفاده کند. چین نفوذ قدرتمند خود را از مسیر ۲۸۸ میلیارد دلار تجارت با کشور‌های عرب خلیج فارس چهار برابر رقم ۷۷ میلیارد دلاری آمریکا – و سرمایه‌گذاری‌های انرژی، زیرساخت و فناوری در منطقه حفظ کرده است. بعید است این نفوذ با حضور اف‑۳۵ در عربستان سعودی کاهش یابد.

نظم امنیتی نوین خلیج فارس و نقش بازدارنده پاکستان

ترکیب «ایالات متحده (رهبری)، عربستان سعودی (اف‑۳۵) و پاکستان (شریک امنیتی)» می‌تواند نظم امنیتی منطقه‌ای جدیدی ایجاد کند که در آن آمریکا معمار اصلی باقی بماند و پاکستان نقش بازدارنده راهبردی را ایفا کند. این نظم جدید احتمالاً برای مقابله با چین و ایران شکل خواهد گرفت، با تمرکز بر بازدارندگی هوایی و امنیت مشترک، نه یک اتحاد صرفاً نظامی.

در واقعیت، معامله اف‑۳۵ در کنار پیمان دفاع متقابل عربستان-پاکستان، تغییر قابل توجهی در موازنه ژئوپلیتیکی خلیج فارس ایجاد می‌کند. اهمیت این موضوع زمانی آشکار می‌شود که در نظر بگیریم توافق دفاعی احتمالاً در هماهنگی با ایالات متحده شکل گرفته تا نظم مطلوب آن در منطقه را ایجاد کند، مشابه آنچه توافق ابراهیم انجام داد. پاکستان به عنوان «دلال امنیت خلیج فارس» ظاهر می‌شود، با نقشی تکمیلی، اما نه تعیین‌کننده. برای چین، این وضعیت یک چالش قابل توجه در لایه نظامی ایجاد می‌کند، بدون آن‌که نفوذ اقتصادی آن را کاهش دهد.

پیامد‌های غیرمستقیم برای جنوب آسیا و محدودیت‌های برتری هوایی

تأثیر این روند بر جنوب آسیا غیرمستقیم است، اما از آن‌جا که عربستان سعودی با اف‑۳۵ وارد چتر امنیتی آمریکا می‌شود، جایگاه خود را به عنوان یک شریک ارشد غیرناتویی تثبیت می‌کند. روابط نزدیک امنیتی با اسلام‌آباد، به ویژه از مسیر توافق ۱۷ سپتامبر، به ریاض امکان می‌دهد که بر رفتار پاکستان تأثیر بگذارد. این تحول تغییری در «موازنه نرم» جنوب آسیا است، نه موازنه ساختاری.

در پایان، برخلاف تصورات رایج، فروش اف‑۳۵ به احتمال زیاد صنعت هوافضای عربستان را متحول نخواهد کرد یا برتری قاطع هوایی به این کشور نخواهد داد. ظرفیت عملیاتی این جنگنده‌ها محدود باقی می‌ماند و خود هواپیما‌ها به تنهایی موازنه منطقه‌ای را تغییر نمی‌دهند. اهمیت راهبردی این معامله در تعمیق پیوند‌های نظامی و امنیتی واشنگتن–ریاض، ایجاد شبکه‌های مشترک اطلاعاتی و عملیاتی و تقویت هم‌راستایی راهبردی با اسرائیل ذیل چتر امنیتی آمریکا نهفته است.

فروش اف‑۳۵، صرفاً یک معامله تسلیحاتی نیست، بلکه نماد عمق هماهنگی آمریکا و عربستان است که توان هوایی ایالات متحده را در منطقه افزایش داده و احتمالاً عربستان را به عنوان یک شریک عملیاتی در مأموریت‌های منطقه‌ای قرار می‌دهد. هم‌زمان، این معامله به مهار تمایل عربستان به سمت چین کمک می‌کند. تأثیر آن بر جنوب آسیا، هرچند محدود، قابل توجه است، زیرا پیوند‌های سیاسی و نظامی می‌تواند به طور غیرمستقیم بر پاکستان فشار وارد کند. این تحول همچنین به نظر می‌رسد هند را وادار به بازنگری و تقویت تعاملات دیپلماتیک و امنیتی خود با دولت‌های خلیج فارس کند؛ از جمله توجه بیشتر به امنیت دریایی و اطلاعاتی در خلیج فارس.

ارسال نظرات