از هر 200 ایرانی یک نفر خواننده است!
تا همین یک دهه پیش که فضای موسیقی کشور همچنان بسته بود و البته هر اثری صرفا از طریق صدا و سیما و یا گذر از فیلترهای وزارت ارشاد به گوش مردم میرسید، تعداد انگشتشماری خواننده موسیقی پاپ خود را مطرح کردند و چند سالی با استفاده از همین فضای بدون رقابت در اکثر برنامههای تلویزیونی حضور پیدا میکردند.
تا همین یک دهه پیش که فضای موسیقی کشور همچنان بسته بود و البته هر اثری صرفا از طریق صدا و سیما و یا گذر از فیلترهای وزارت ارشاد به گوش مردم میرسید، تعداد انگشتشماری خواننده موسیقی پاپ خود را مطرح کردند و چند سالی با استفاده از همین فضای بدون رقابت در اکثر برنامههای تلویزیونی حضور پیدا میکردند و معمولا هم یک یا دو آهنگ بیشتر نداشتند که قابلیت پخش از صدا و سیما را داشته باشد. همین موضوع باعث شده بود تا بسیاری از مخاطبان صدا و سیما که انتخاب دیگری نداشتند تقریبا تمامی این آهنگها را از بر باشند.
در همین فضا بود که ترانهای مثل «وقف پرندهها»ی (پاکیهای دنیا رو آلودید) قاسم افشار هم توک زبان هر کسی بود. اما شاید هیچ کس گمان نمیکرد که با گذشت تنها چند سال آش آنقدر شور شود که دیگر حساب خوانندگان پاپ از دست همه خارج شود. در سالهای ابتدایی دهه 80 روند رشد قارچگونه خوانندگان پاپ و رپ و... آنقدر با سرعت افزایش پیدا کرد تا اینکه حالا آمارهای غیررسمی خبر از 100000 خواننده مجاز و غیرمجاز که حداقل یک کار ثبت شده در فضای اینترنت و غیره دارند میدهد.
اگر از جمعیت 75 میلیونی، نصف آن را بانوان در نظر بگیریم که به دلیل شرایط موجود امکان حضور در این عرصه را ندارند(مگر در مواردی خاص) به جمعیت 8-37 میلیونی میرسیم و اگر نیم دیگر این جمعیت را افرادی بدانیم که به لحاظ صغر و یا کهولت سن هنوز به سن خوانندگی نرسیدهاند و یا آن را رد کردهاند، این تعداد خواننده در میان حدود 20 میلیون جمعیت باقی مانده،آمار به ازای هر 200 نفر یک خواننده را میدهد. همین میشود که خبر خواننده شدن کسی در میان دوستان و آشنایان دیگر کسی را شگفتزده نمیکند.
اینکه آیا حضور این تعداد خواننده با توجه به فقر موسیقایی ما در زمینه موسیقی پاپ لازم هست یا نه بحثی جداست ولی شاید برای خیلیها جای سوال باشد که این همه انگیزه برای حضور در بازاری که تنها چند خواننده در آن میتوانند به فکر بازگشت سرمایهشان (چه مادی و چه معنوی که همان وقت و جوانیشان است) باشند چیست.
به گزارش قانون، خوانندگی این روزها تعریفش برای خیلیها از یک «هنر» به یک علاقه و سرگرمی تبدیل شده تا جایی که بسیاری از کسانی که بازه زمانی ورود و خروجشان به این عرصه به کوتاهی استعدادشان در این زمینه است آن را محلی برای ابراز وجود و یا ناخنک زدن به گوشهای از هنر میدانند و گاهی هم برخی قطعهای موسیقی را کادوپیچ و تقدیم کسی میکنند که دوستش دارند. یکی از خوانندگان مطرح که یکی از منابع درآمدش شعر و ملودیهایش است میگفت اینها باید باشند تا من و امثال من بتوانیم در این عرصه پرکار باشیم.







