ده نکته از هزاران نکته قابل توجه جوانان در توفیق کسبوکار
۱- جهان هر روز گستردهتر میشود، به وسعت یک دهکده جهانی!
"دهکده جهانی" واژهای است که مارشال مک لوهان، استاد مرکز مطالعات رسانهای تورنتو، در سال ۱۹۶۲ به کار برد. اینک در سال ۲۰۱۲(۱۳۹۱)، "دهکده جهانی" وسعتی دارد به اندازهی یک "اتاق جهانی" ، و یا بهتر "میز جهانی" که بر روی آن لبتاپ قرار گرفته است(احتمالاً به میز هم نیازی نیست)!
کسبوکارهای جدید باید در همین ابعاد جهانی نگریسته شوند، در غیر این صورت، از گردونه خارج خواهند شد.
۲- آیا تام پیترز را میشناسید؟تام پیترز، در زمره برجستهترین نامآوران مدیریت در سطح جهان است؛ دانش آموخته دانشگاههای معتبر دنیا نظیر کرنل و استنفورد است.
پیترز در سال ۱۹۹۹ از سوی لس آنجلس تایم به عنوان پدر شرکتهای پست مدرن نامیده شده. کتاب "بازانگاری"او را دکتر عبدالرضا رضایینژاد ترجمه کردهاند و از سوی انتشارات فرا چاپ و توزیع شده است. او در این کتاب میگوید: زمانی که در حال حل کردن فرمولهای چند متری بودیم تا بهتر بتوانیم فضای انبار را به کالاهای بیشتر اختصاص دهیم، جوانی که دانشگاه را رها کرده بود، با ۱۰ متر انباری توانست کامپیوترهای سفارشی جهان را تأمین کند. فهمیدیم سالها مسیر را به اشتباه طی کردهایم. آن جوان نیز مایکل دل، مدیر عامل شرکت دل کامپیوتر بود.
۳- آیا جوانترین میلیاردهای جوان را میشناسید؟ مارک زاکربرگ، ۲۷ ساله، مالک فیسبوک با ۵/۱۷ میلیارد دلار، یوشیکا زوتاناکا، ۳۵ ساله، مدیرعامل شرکت خدمات بازی آنلاین گری با ۳/۴میلیارد دلار، و …
این جوانان با خلاقیت فراوان، کاری کردهاند کارستان که عمدتاً به مدد هوش و نوآوری بوده است. تفاوت آنان با ما چیست؟ یادمان باشد موفقیت حاصل جمع خلاقیت، منطق و همت است.
۴- درباره یانبرمر، مدیر مؤسسه جهانی اوراسیا پیشتر نوشتهام؛ در ۱۵ سالگی تحصیلات دانشگاهی را آغاز کرد، در ۲۴ سالگی دکتری خود را از دانشگاه استنفورد دریافت کرد. در زمره جوانترین و برترین استادان دانشگاه استنفورد قرار گرفت. اما احساس کرد که دانشگاه او را به حاشیه امن رانده است.
بلافاصله دانشگاه را با تمامی مدالها و افتخارات رها میکند تا بتواند در جهان تأثیر گذار باشد. بیتوجه به مواضع او، رؤسای جمهور کشورها برای تصمیمسازی از او کمک میگیرند. یانبرمر تأکید دارد که تخصص را رها کنید و این یعنی صرفاً بر روی یک موضوع متمرکز نشوید. از نگاه پیتردراکر یعنی دانش تخصصی به تنهایی ثمری ندارد. و از نگاه من "مطالعات بین رشتهای" را در دانشگاه بازار جستجو کنیم، آزمون کنیم و بر بال تجربیات تازه، دانشهای تازه را دریابیم.
۵- واقعیت و رؤیا
جوانان آرمانگرایان بیبدیلاند. روح آرمانی و تخیلی آنان را با واقعیت باید گره زد و پیوند داد. بدون آرمانگرایی، همچنان در مشاغل نخنما میپوسیم، و بدون واقعیت ، در مشاغل تخیلی سیر خواهیم کرد. به گفته آگوستین، دعا برای اعجاز خوب است، اما برای کسب درآمد باید کار کرد. پیتردراکر، بزرگ آموزگار قرن بیستم میگوید: کوه را بلدوزر میشکافد نه نیت پاک. ادیسون میگوید نبوغ یعنی یک درصد خلاقیت و ۹۹% عرق ریختن. پس با بینش کار کنیم.
رویا، تخیل، توهم اگر با واقعیتهای کسبوکاری پیوند یابند، شگفتیهای فراوانی پدید میآورند نظیر آنچه در دنیای مدرن با آن روبهروئیم.
۶- کمالگرایی
وینستون چرچیل، سیاستمدار برجسته انگلیسی جمله جالبی دارد: بنویسید کمال گرایی، بخوانید انجام دادن هیچکار!
برای راه اندازی کسبوکار جدید، کمالگرایی مانع از تحقق رویاها است. کمالگرایی آفت مهلکی است که میتواند تا سالها، فعالان حرفهای کسبوکارها را زمینگیر سازد آن هم با این توجیه که در پی طرحی نو هستیم که هیچ کس تا کنون به مغزش خطور نکرده است!
جف بزوس، مدیرعامل آمازون دات کام، میگوید: محصول را به بازار روانه کنید، سپس معایب آن را به سرعت جستجو و برطرف کنید.
روانشناسان میگویند خانههایتان را در ابرها بسازید اما پایههای آن را روی زمین بزنید .
۷- زیان، نیرومندترین حجت بخش خصوصی است.
پیتردراکر دارای توصیهها و اندرزهایی برای بخش خصوصی است که عبارت بالا یکی از آن توصیهها است. برای کسبوکار جدید، نمیتوان تنها به سود اندیشید. زیان، نیرومندترین حجت بخش خصوصی است. علت اینکه بخش خصوصی در کسبوکار موفقتر است همین ترس هوشمندانه از زیان است.
۸- عبارت درخشان پیتردراکر همواره در گوش ما باید نجوا کند که : بنگاه اقتصادی دو وظیفه دارد؛
۱)بازاریابی
۲)نوآوری
بدون بازاریابی، هر کسبوکاری دارای افتخاراتی است که میتوان برای آن کف زد و تشویقاش کرد. چه بسیار کسبوکارهایی که با عدم توجه به بازاریابی، از گردونه خارج شدهاند. متعاقب آن، نوآوری، در واقع بازاریابی برای مشتریان آینده است. چون بازارها مرتب در تغییر هستند پس بازاریابی و نوآوری لازم و ملزوم هم میباشند و جداشدنی نیستند.
۹- کسبوکار جدید همچون هر کسبوکاری سه پایه و تکیهگاه اصلی دارد؛ ۱) مفروضات مربوط به محیط سازمان، جامعه و ساختارهای آن، ۲) بازار، ۳)مشتری و فناوری. این هر سه پیوندی جدی دارند. این عبارتها و طبقهبندیها از آن پیتردراکر است.
۱۰-فعالان کسبوکار جدید بیش از دیگران میدانند که مسئولیت بالندگی خویش را باید به جّد برعهده بگیرند. به گفته پیتردراکر، عالمان عامل باید مسئولیت بالندگی خود و کاریابی را برای خود بپذیرند. این مهم را نه از دولت و نه از هیچ سازمان و نهاد و بانکی طلب نکنید. چشم دوختن به آنکه دیگران، گرهگشای شما در کسبکارهای تازه باشد، از دست دادن زمان و فرصتهایی است که "تکرار" آن ناشدنی است.