همه بازیگران بهدنبال حل آبرومندانه مساله سوریه هستند
اقتصادآنلاین: آیا ایران، روسیه و ترکیه میتوانند با نشست امروز در مسکو، طرحی نو یا عزمی تازه برای پایان بحران در حلب و در سطح کلانتر سوریه بیابند؟ پرسشهایی از این جنس را با داوود هرمیداس باوند، استاد روابط بینالملل و تحلیلگر ارشد مسائل سیاست خارجی در میان گذاشتیم:
ولادیمیر پوتین، رییسجمهور روسیه پس از آزادسازی نسبی حلب از گروههای مخالف بشار اسد، طرح جدیدی را برای صلح در سوریه ارایه کرده است. این طرح مبتنی بر چه اساسی است؟
طرح اخیری که توسط ولادیمیر پوتین برای حل و فصل بحران سوریه ارایه شده است، مبتنی بر موفقیت روسها در برقراری آتشبس در حلب و خارج ساختن گروههای مخالف بشار اسد از آنجا است. آنچه در حلب رخ داد، این بود که شکست گروههای مخالف بشار اسد حتمی بود ولی این شکست هم برای مخالفان دولت سوریه و هم موفقیت برای موافقان بشار اسد همراه با هزینههای بسیاری بود. از سویی، ارتش سوریه و موافقان او یعنی ایران و روسیه نیز مصمم به خارج ساختن کنترل حلب شرقی از دست مخالفان بودند. در این راستا، یک توافقی میان طرفین بر این مبنا که ترکیه، نقش واسطه و میانجی را میان گروههای مخالف با طرف مقابل به سرکردگی روسیه ایفا کند تا اینگونه زمینه برای خروج این گروهها و نیروهایشان از حلب مهیا شود، صورت گرفت. ترکیه قبلا طرحهای دیگری در سوریه داشت و به دنبال بسط نفوذ منطقهایاش و تشکیل یک دولت پیرو و همراه را داشت ولی اکنون طرحهایش با ناکامی روبهرو شده و میداند که آن طرحها با وجود روسیه و ایران در سوریه شدنی نیست. آنها میخواهند در دولت آتی سوریه ذینفع باشند و به همین خاطر هم به میانجیگری و واسطه شدن روی آوردهاند. مسکو هم برای راضی کردن ترکها موافقت کرده است تا آنکارا نقش واسطه را ایفا کند. از رهگذر این موفقیت، روسیه درصدد است تا همین تجربه را که در حلب رخ داد، به دیگر مناطق سوریه گسترش دهد و یک نوع آتشبس سراسری را در این کشور ایجاد کند. این همان توافقی بود که مسکو و واشنگتن هم چند ماه پیش به آن دست یافته بودند که به دلیل شکست آتشبس، نیمهکاره باقی ماند. با استقرار آتشبس و گسترش دادن آن به سراسر سوریه، پوتین درصدد به راه انداختن مذاکرات صلح، تسریع در مبارزه با گروههای تروریستی مانند داعش، شکلگیری دولت انتقالی ائتلافی که بشار اسد هم میتواند در آن ایفای نقش کند و در نهایت، برگزاری انتخابات است. در شرایط کنونی، همگان قبول کردهاند تا بشار اسد حداقل در فرآیند دولت انتقالی نقشآفرین باشد.
با توجه به افزایش اختلافات میان واشنگتن و مسکو درباره سوریه و عدم مشخص بودن رویکرد دولت ترامپ، این طرح تا چه اندازه قابلیت اجرایی دارد؟
با این وجود، دستیابی به هرگونه توافق درباره سوریه منوط به تفاهم رسیدن روسیه و امریکا است. در شرایطی هم که دولت اوباما در روزهای پایانی است و توان چندانی نیز برای تصمیمگیریهای کلان و حیاتی ندارد، مسکو میکوشد از شرایط به وجود آمده کمال استفاده را بکند و دست خود را برای چانهزنیهای آینده بیشتر از پیش بکند تا اینگونه بتواند از برگه برنده سوریه برای پایان بخشیدن به سایر مشکلاتش با غرب و به ویژه امریکا استفاده کند. او با حضور در سوریه، توانسته است از انزوایی که در ماجرای اوکراین گرفتار شده بود، خارج شود و با نقشآفرینی جدی در سوریه، نهتنها توانسته است به بازیگری اساسی و تاثیرگذار در خاورمیانه تبدیل شود بلکه جایگاه خود را در نظام بینالملل افزایش دهد. درخصوص دولت آتی امریکا هم باید بگویم که ترامپ اعلام کرده بود که نظر مثبتی برای همکاری با روسیه در سوریه دارد. وزیر امور خارجهای هم که معرفی کرده است، میگویند روابط ویژهای با پوتین دارد. اگر ترامپ به سخنان انتخاباتیاش پایبند باشد، من فکر میکنم روسیه حاضر خواهد بود تا آوانسی را هم به ترامپ بدهد، تا توافق مسکو و واشنگتن درباره سوریه جوش بخورد. از رهگذر توافق این دو بازیگر درباره سوریه، منافع بسیاری نصیب مسکو خواهد شد که البته ایران هم از آن میتواند منتفع باشد.
گفتید پوتین درصدد اجرایی کردن همان توافق پیشین میان روسیه و امریکا است؛ توافقی که به دلیل مخالفت قدرتهای منطقهای با شکست روبهرو شد. فکر میکنید در شرایط کنونی این بازیگران با طرح پوتین همراه خواهند شد؟
وضعیت امروز سوریه با دیروز بسیار متفاوت است. قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای تمام امیدشان این بود تا حلب به دست دولت سوریه و حامیانش نیفتد. بازپسگیری حلب اتفاق مهمی بود که موجب پر شدن دست دولت سوریه و شکست مخالفان او شد. در واقع، این قدرتها نمیخواستند حلب به دست بشاراسد بیفتد تا قدرت چانهزنیشان کاهش نیابد. هیاهوهای کنونی درباره سوریه هم به خاطر از دست دادن حلب است مگرنه همگان یعنی هم موافقان بشار اسد و هم مخالفان او معتقد هستند که بحران در سوریه باید پایان بپذیرد. سوریه ویران شده و چیزی دیگر برای تخریب ندارد. صدها هزار نفر کشته و مجروح شدند و میلیونها آواره راهی اروپا و کشورهای پیرامون سوریه مانند ترکیه، اردن و لبنان شدهاند. در این شرایط، ترکیه تلاش میکند از این نمد برای خود کلاهی بگیرد. بنابراین ترکها به روسها نزدیک شدهاند. قطر و عربستان و دیگر کشورهای عربی مخالف بشار اسد هم انتظاراتشان با ناکامی روبهرو شده است و دیگر طرحی ندارند؛ بنابراین بدشان نمیآید آبرومندانه مساله سوریه حل شود، به خصوص آنکه ترامپ هم خواستار مبارزه با ترویسم در سوریه است.
به هر حال در ماجرای حلب، اختلافات طرفین روزبهروز در حال افزایش یافتن است. با توجه به این اختلافات تا چه اندازه فضا برای آغاز مذاکرات صلح مهیا است؟
مذاکرات صلح گریزناپذیر است و احتمالا فضای ایجاد آن در دولت بعدی امریکا ایجاد خواهد شد. دولت اوباما، دولت مستعجل است. تصمیماتی هم که درباره سوریه اتخاذ میکند و ادعاهایی که مبتنی بر تحریم روسیه و افزایش فشار بر تهران و مسکو مطرح میسازد، موقتی است. من آنها را بیشتر یک ژست میدانم تا شکست و ناراحتی خود را پوشش دهند. اروپا هم بیشتر از هر بازیگر دیگری مایل به پایان بحران در سوریه است چون پیامدهای بحران در سوریه و آسیبهای ناشی از آن متوجه اروپا است. صدها هزار آواره سوری به اروپا رفتهاند. میلیونها پناهجوی سوری در ترکیه هستند که آنکارا از آنها به عنوان ابزار فشار در مقابل اروپا استفاده میکند. به همین خاطر رایزنیها و تلاشهایش را با بازیگران منطقهای افزایش داده است. اگر امروز اختلافی هم رخ داده، به دلیل ناکامی در حلب است که نتوانستند ارتشهای روسیه و سوریه را متوقف کنند. به هر حال بسیاری از نیروهای مورد حمایت آنها در حلب حضور داشتند. واکنشها هم احساسی است چون نمیخواستند دست بشار اسد و حامیان او در مذاکرات آتی سنگینتر شود.
در چنین شرایطی فشارهای سیاسی روز به روز به مسکو و تهران درباره حلب و بحران سوریه در حال افزایش یافتن است. سقف مقاومت ایران و روسیه در این باره تا کجاست؟
ایران در آزادسازی حلب در کل در بحران سوریه، مشارکت جدی داشته است. ایران و روسیه میدانند که فشارهای موجود احساسی و موقتی است. با این وجود، بازیگران اصلی برای حل بحران در سوریه، امریکا و روسیه هستند. در صورتی که ترامپ درصدد حل بحران در سوریه و همکاری با روسها باشد، این احتمال وجود دارد که مسکو بخواهد تهران را در حاشیه قرار دهد. البته از توافق میان روسیه و امریکا، ایران هم میتواند نفع ببرد ولی نفع اصلی را روسیه خواهد برد چون تلاش میکند از کارت سوریه برای حل دیگر مشکلاتش با غرب در مناطقی همچون اوکراین استفاده کند.
ترکیه در ماجرای حلب نقشی دوگانه ایفا میکند. از یک طرف رایزنیهایش با ایران و روسیه را افزایش میدهد و میانجی میشود و از طرف دیگر، تظاهراتهایی را در برابر نمایندگیهای این دو کشور سامان میدهد. با توجه به تحولات میدانی رخ داده در سوریه، ترکها چه نقشه راهی دارند و چه رویکردی را در پیش گرفتهاند؟
به هر حال شکست حلب، شکست سنگینی برای مخالفان بشار اسد بود. بسیاری از گروههایی که در حلب بودند، گروههای نزدیک به بشار اسد محسوب میشوند. طبیعی است که با بازپسگیری حلب، ایران و روسیه در سوریه توفیقاتی را کسب میکنند. تظاهراتی که در ترکیه در مقابل سفارتخانه ایران در آنکارا یا کنسولگری ایران در استانبول شد، حتما با موافقت دولت ترکیه بوده است تا بگوید پیروزی حلب بدون هزینه هم نیست و اینگونه از ارزش آن پیروزی بکاهد. با این وجود، ترکها دیگر مانند قبل، طرحهایشان را در سوریه دنبال نمیکنند چون میدانند نخستین نتیجه حاصل از سقوط بشار اسد، چیزی جز روی کار آمدن داعش در سوریه و دیگر احتمال تشکیل یک دولت کردی در شمال سوریه نیست. هماینک نیز مهمترین دغدغه آنها در سوریه مساله کردی است. در شرایطی هم وضعیت میدانی تحول یافته و دست بشار اسد پرتر از گذشته شده است، آنها میخواهند نقش محوری را ایفا کنند و از نمد ایجاد شده در شرایط کنونی، کلاه بدوزند. من فکر میکنم، تنها کشورهایی که دستاورد چندانی در آینده سوریه نخواهند داشت، قطر و عربستان و دیگر مخالفان جدی بشار اسد و موافقان داعش هستند ولی همان بازیگران نیز به این رهیافت رسیدهاند که بحران سوریه پایان یابد.
ایران و روسیه در سوریه رویکرد تقریبا همسانی دارند ولی رویکرد ترکیه متفاوت از این دو کشور است. تا چه اندازه رویکرد ترکیه در رایزنیها با ایران و روسیه و افزایش گفتوگوهای دو طرف تعدیل یافته است؟
مهمترین دلیل نزدیکی ترکیه به شرق و به صورت مشخص ایران و روسیه، به دلیل افزایش تنشهایی است که میان آنکارا با اتحادیه اروپا صورت گرفته است. آنها به این مهم رسیدهاند که احتمالا مذاکراتشان با اروپا به نتیجهای نمیرسد. به همین خاطر و برای فرار از تنهایی، سعی میکنند خود را به ایران و روسیه نزدیک کنند. مهمترین اختلاف ترکیه با روسیه و ایران هم در سوریه بوده است. دست مسکو و تهران در سوریه نیز نسبت به گذشته پرتر شده است. از آنجا که ترکیه میخواهد در آینده سوریه ذینفع باشد، اصلاحاتی هم در نظراتش در سوریه ایجاد کرده است. احتمالا رابطه ترکیه با شرق مانند چین و روسیه هم بیشتر از زمان کنونی شود.
ایران، روسیه و ترکیه در نشست مسکو چه توافقات سیاسی را میتوانند اتخاذ کنند؟
توافقات سیاسی این نشست، بیشتر درخصوص توسعه آتشبس ایجاد شده در حلب به سایر مناطق سوریه خواهد بود. از طرفی، چون طرح گروههای افراطی مخالف بشار اسد با شکست روبهرو شده است، آنکارا تلاش میکند تا گروههای مخالفی که هماینک در ترکیه حضور دارند، به عنوان معارضان میانهرو به ایران و روسیه بقبولاند و احتمالا توافقاتی نیز در این باره صورت خواهد رفت. مواضع خصمانه ترکیه درخصوص دولت سوریه بیشتر تعدیل میشود. اگر هم درباره دولت انتقالی ائتلافی تصمیمگیری شود، دولت ترکیه تلاش میکند حداکثر نیروهای مورد حمایتش را در آن دولت قرار دهد.
همزمان با نشست وزرای امور خارجه، وزرای دفاع ایران، ترکیه و روسیه هم در مسکو درباره سوریه نشست مشترکی خواهند داشت. معنای این نشست چه میتواند باشد؟ تصمیمات آنها تا چه اندازه میتواند بر صحنه میدانی سوریه اثرگذار باشد؟
نشست وزرای دفاع، جنبه ظاهری کار است و من فکر نمیکنم نتیجه خاصی داشته باشد. ارتشهای این سه کشور مجری تصمیمات سیاسی وزرای امور خارجه خواهند شد. از طرفی، اگر وزیر دفاع ترکیه بخواهد نظراتش را به صورت کمال و تمام مطرح کند، این نظرات به صورت صد در صدی مورد موافقت ایران و روسیه قرار نمیگیرد. ترکها مواضع غیردوستانهای درباره کردها دارند در حالی که بازیگرانی همچون ایران و امریکا چندان با آن موافق نیستند. ترکها هماینک در سوریه حضور نظامی پیدا کردهاند که چندان باب میل دولت سوریه نیست. ایران و روسیه با ارتش سوریه میتوانند تا حدی همسو شوند ولی اگر کمال نظرات آنها را بپذیرند، اشتباه است.
همزمان با نشست مسکو، قرار است نشستی هم در قزاقستان با میان معارضان بشار اسد برگزار میشود. نشستهای متعددی نیز در ژنو با معارضان صورت گرفته است ولی به نظر میآید معارضان سوری از اختلافات درونی شدیدی رنج میبرند. تا چه اندازه روسیه قادر است این اختلافات میان معارضان را کاهش دهد و زمینه مذاکرات سازنده آنها با دولت سوریه را فراهم کند؟
مسکو از حدود دو، سه سال پیش تلاشهایی را برای برقراری ارتباط با معارضان آغاز کرده است. به نظر میرسد در نشست قزاقستان تلاش خواهد شد تا تعریف جدیدی از معارضان ارایه شود. در این راستا، ترکیه میتواند نقش مهمی را ایفا کند. به نظر میرسد ترکیه درصدد است تا گروههای وابسته خود را به عنوان معارضان میانهرو معرفی کند.