ساعت‌های معطلی در محوطه باستانی

ساعت‌های معطلی در محوطه باستانی

وقتی فهمید هواپیما بر محوطه تاریخی فرود آمده، حیرت کرد. انگار تمام دیدنی‌های دیگر ایران که برای دیدنشان از فرانسه با دوستانش آمده بود، برایش رنگ باخت و همه چیز در فرودگاه خلاصه شد.

فرودگاه بین‌المللی امام‌خمینی، سی کیلومتر بعد از تهران؛ میان بیابان‌هایی که سر‌و‌ته ندارد و تا چشم کار می‌کند، خشکی است. کلارا از دوستِ ایرانی‌اش شنیده بود که باندهای فرودگاه، «تپه‌های معمورین» در کنار محوطه باستانی ساخته شده است و جای پای چرخ‌های هواپیما بر جانِ تاریخ است «کاش می‌شد این تپه‌ها و آنچه زیرش از قرن‌ها پیش باقی مانده را دید. برای من شنیدن درباره‌شان هم جالب بود» اما هیچ‌کس چیزی از این تپه‌ها ندید.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از شهروند ، همان سال‌های اوایل دهه ٨٠ که فرودگاه نصفه و نیمه افتتاح شد، منتقدان بسیاری داشت. از مشکل راحت در دسترس نبودن، تا مشکل دوری پارکینگ، صف‌های طولانی بررسی گذرنامه، نبود وسیله دایمی برای رسیدن به ورودی هواپیما، مشکل کمبود و کثیفی سرویس بهداشتی و تحویل بار و خیلی چیزهای دیگر.

تجربیات بسیاری از مسافران هم یکسان بود و هنوز هم همان تجربیات وجود دارد و گذر این سال‌ها اثری در بهبود امکانات نداشته. کلارا و دوستانش هم با مشکلاتی از این دست در فرودگاه امام‌خمینی روبه‌رو شدند و وقتی از آنها در این‌باره می‌پرسیم، مهم‌ترین مشکل را نبود مترو و اتوبوس می‌دانند «ما مشکل خاصی با فضا نداشتیم و ناراحتی هم برامون ایجاد نشد اما چیزی که خیلی ما رو اذیت کرد، نبودن مترو و اتوبوس بود. ما مجبور شدیم هزینه گزافی برای تاکسی بپردازیم». قیمت‌های بالا نه فقط برای تاکسی که برای خوراکی‌ها هم گریبان مسافران را می‌گیرد. نمونه‌اش توییت یک توریست در همین روزهای اخیر است که نوشته بود در فرودگاه شیراز برای سه کاپوچینو، دو همبرگر و یک‌ هات‌داگ، ٢٧٠‌هزار تومان پرداخت کرده و این خبر آن‌قدر صدا کرد که اداره تعزیرات پیگیر شد. مغازه جریمه شد و مبلغ اضافی هم به توریست برگردانده شد؛ اما نمونه‌ها کم نیستند. نمونه دیگرش ساراست. کسی که با همسرش هفته گذشته سفری به آلمان داشت و او هم از تجربه مشابهش به ما می‌گوید «در فرودگاه برلین و دوسلدورف، فروشگاه‌هایی وجود داشت که انواع برندها و سوغاتی‌های هر منطقه را در فضایی مناسب به مسافران عرضه می‌کرد. قیمت و کیفیت خوراکی‌ها و قهوه‌های این فرودگاه به مراتب بهتر از فرودگاه بین‌المللی امام‌خمینی بود، در حالی‌که در فرودگاه امام برای یک قهوه و یک ساندویچ چیزی حدود ٥٠‌هزار تومان پرداخت کردیم؛ در فرودگاه برلین هم (که ارزش واحد پول آنها بسیار بیشتر از واحد پول ما در حال حاضر است) چنین رقمی را برای دو ساندویچ با کیفیتی بالاتر و یک نوشیدنی پرداخت کردیم.»

تمام این موارد برای جامعه تورگردانان، جزیی از اتفاقات روزمره‌شان شده است. حالا سیدمحمدعلی اشرف واقفی، نایب‌رئیس هیأت‌مدیره جامعه تورگردانان با بیم و امید از فرودگاه امام‌خمینی صحبت می‌کند. هم آنجا که می‌گوید خیلی از توریست‌ها وقتی به این فرودگاه می‌رسند، متعجب و البته خوشحال می‌شوند چون جوسازی‌های منفی درباره ایران زیاد است و هم آنجا که می‌گوید این فرودگاه به نسبت حجم تردد و بین‌المللی بودنش، ضعف‌های بسیاری دارد. واقفی می‌گوید اگر بناست به سقف ٢٠‌میلیون گردشگر در‌ سال ١٤٠٤ برسیم، باید وضع فرودگاه درست شود. باید محل ورود گردشگران راضی‌کننده باشد نه مانند حالا که راهروها بسیار باریک است و دو نفر به سختی از کنار هم عبور می‌کنند و سالن کنترل گذرنامه آن‌قدر کوچک است که همه وقتِ کنترل‌شدن گذرنامه‌شان عزا می‌گیرند و بعد تازه به بخش تحویل بار می‌رسند که ٥، ٦ بخش بیشتر نیست. «در فرودگاه بارسلون، ١٧ قسمت برای تحویل بار وجود دارد. این فرودگاه نه‌تنها هیچ پرواز ترانزیتی ندارد، بلکه یکی از چند فرودگاه بزرگ اسپانیاست».

 به جز تهران و فرودگاهی که مرکزیت دارد، شهرهای اصفهان، تبریز، مشهد، شیراز و اهواز هم پروازهای بین‌المللی دارند و اما فرودگاه‌های آن شهرها هم مشکلات بسیاری دارد. در این میان واقفی می‌گوید که فرودگاه مشهد از فرودگاه‌های شهرهای دیگر یک سر و گردن بالاتر است و آن هم به خاطر پروازهای زیادی است که به آن شهر می‌شود «فرودگاه مشهد به نسبت سایر شهرها وضع بهتری دارد چرا که حجم مسافر در آن زیاد است ولی بقیه شهرها نه و می‌دانیم که اگر می‌خواهیم گردشگران را به کشور جذب کنیم، اولین گام آماده‌سازی فرودگاه‌هاست.»

خانم جلالی هم سال‌هاست که مجری تورهای خارجی و داخلی است و وقتی از او درباره مشکلات فرودگاه می‌پرسیم، می‌گوید «فرودگاه امام اشکال فصلی داره؛ چون در منطقه کویری ساخته شده، حرارت و نورش در فصول مختلف خیلی مشکل ایجاد می‌کنه، با وجود شیشه‌های بلندش، همیشه در زمستان سرد و در تابستان با آفتاب تندی که داره آزاردهنده است.» جلالی هم مانند بسیاری دیگر از مسافران از این‌که پیش‌بینی خیلی از موارد انجام نگرفته، گله‌مند است «این مکان برای این تعداد زیاد جمعیت ساخته نشده و جوابگو نیست. محل انتظار و صف توریست‌ها باریکه و همچنین یک‌ جا قرار گرفته و باعث ایجاد صف طویل شده و محل عبور‌و‌مرور را سخت کرده که باعث برخورد چمدان پشت سری دایما به پای آدم میشه که اصلا اصولی نیست. همین‌طور خیلی وقت‌ها مسافرها از سالن A وارد میشن ولی چمدان‌هاشون از سالن B تحویل داده میشه که این هم معضل بزرگی است.» از نظر جلالی پارکینگ جدی‌ترین مسأله فرودگاه است. وقتی افراد دوبله پارک می‌کنند و ماشین را در دنده خلاص می‌گذارند؛ آن وقت باید ماشین جلویی را هل داد تا بشود ماشین خود را از پارکینگ درآورد «فکر کنین برای فرد مسن و یا خانم حامله یا کسی که دست درد و کمر درد داره یا مثل من جثه‌اش کوچیکه و اصلا زور هل دادن نداره، این اتفاق چقدر مصیبت باره. علاوه بر این پارکینگ رو آن‌قدر دور گذاشتن که باید ماشین عمومی سوار شد برای رسیدن به آنجا چون ماشین‌های غیرفرودگاه مجاز نیستن جلو درِ پارکینگ توقف کنن، رفتن تا ماشین با تعداد زیادی توریست خسته و تازه‌وارد خیلی سخته و اثر روانی بد و منفی میتونه بر روی اونها داشته باشه.»

سرویس‌های بهداشتی هم معضل دیگر است که عموما کثیفند با در و پیکری زه‌وار درفته و عموما دستمال توالت ندارند. همه اینها در کنار انتظار در صف‌های طولانی مشکل را دو چندان می‌کند. جلالی می‌گوید «کسانی که ویزا ندارن و مهم‌تر از اون کسانی که مسن هستن و بیمه ندارن، باید چندین‌بار از این اتاق به اون اتاق برن و دوباره برگردن سرجاشون ولی ته صف و این کار چندین‌بار تکرار میشه و ساعات طولانی باید منتظر باشن و چمدان‌ها و وسایلشون بارها و بارها روی ریل میچرخه و سرانجام پرت میشه یه گوشه تا صاحبش کارش تموم بشه و بیاد سراغشون. همچنین روی لیست وسایل ممنوعه چه ورود و چه خروج، یه سری یادآوری‌ها نشده، مثلا گفته نشده که توریست حق نداره دوربین چشمی بیاره و یا یادآوری نکردن که اشیایی که از ایران میخرن باید کاغذ خرید داشته باشه و حتما شناسنامه که موقع خروج جلوی مسافر بگیرن و سوغاتی که گرون هم خریده نمیتونه ببره و کسی رو هم اینجا نداره که تحویل بده و برگردونه.»

تمام اینها برای جلالی و همکارانش که کارشان گره خورده به فرودگاه حالا سال‌هاست که وجود دارد و اما امید به کم‌شدن این موارد زیاد است.

تفاوت فاحش طرح اولیه فرودگاه با طرح فعلی

از همان ‌سال ١٣٤٦ که طرح ساخت فرودگاهی بین‌المللی ریخته شد تا سال‌های دهه ٧٠ که به عمل رسید، طرح فراز‌وفرود بسیاری به خود دید. تا جایی که بسیاری از فعالان و افرادی که از طرح اولیه آگاهی دارند، بر این تفاوت‌ها تأکید دارند. مهرداد‌ هاشم‌زاده، رئیس هیأت‌مدیره کانون مهندسان معمار دانشگاه تهران یکی از آنهاست. او به ما می‌گوید چیزی که ما در حال حاضر از فرودگاه امام می‌بینیم با طرح نخستین تفاوت‌های فاحشی دارد «در آن سال‌ها برنامه‌ای که برای فرودگاه ریخته شده بود، برنامه‌ای خیلی وسیع بود. قرار بود فرودگاه فعلی امام، فرودگاه بین‌المللی و مرکزی در خاورمیانه باشد که بسیاری از ارتباطات از طریق آن عملی شود؛ چون در آن زمان ما عضو پیمان سنتو بودیم که این پیمان با ناتو ارتباط داشت و به همین دلیل تبادلات بسیاری را به وجود می‌آورد؛ اما بعد از انقلاب این برنامه عوض شد و اشکالی که پیش آمد، این بود که نقشه کار را کوچک و تا بی‌اهمیت گرفتند. به همین ترتیب در دوره‌های مختلف طرح توسعه برایش تعریف و قسمت‌هایی به صورت نامتوازن به آن اضافه شد. بخش‌هایی که از منظر معماری ناهماهنگ بود و این الحاق‌شدن‌ها درنهایت وضعیتی که در حال حاضر شاهد آن هستیم را ایجاد کرد.» از نظر‌ هاشم‌زاده باید برای ساخت فرودگاه برنامه مدون و طولانی‌مدت شکل می‌گرفت نه آن‌که به صورت نامتوازن و هر زمان که ظرفیت بخش‌های ساخته‌شده پر شد، بخش‌هایی به ترمینال‌ها اضافه شود. «فرودگاه‌ها عموما دارای نقش‌های تعریف شده هستند؛ یک نقش داخلی و یک نقش بین‌المللی. ما هنوز نمی‌دانیم فرودگاه امام چه نقشی دارد؟ آیا توریستی است، بازرگانی است و نقش مبادله‌ای و کالایی برعهده دارد. هنوز نقش فرودگاهی چون فرودگاه امام‌خمینی مشخص نیست.» عوض‌شدن طرح اولیه ساخت فرودگاه چیزی است که واقفی هم بر آن تأکید دارد. «هفته قبل در سفری خارج از کشور بودم و با دوستی صحبت کردم که اطلاعاتی درباره فرودگاه داشت و می‌گفت طراحی فعلی فرودگاه با آنچه در سال‌های دهه ٥٠ ریخته‌شده متفاوت است و تفاوت‌ها بسیار زیاد است.» حالا این تفاوت‌ها چه از منظر معماری و چه از نظر امکانات چیزی است که به چشم می‌آید. آن هم برای فرودگاهی که روی تاریخ چند ‌هزار ساله ساخته شده و اما هیچ استفاده‌ای از این تاریخ طولانی نمی‌کند. این اتفاق البته از نظر‌ هاشم‌زاده اتفاق بدی نیست. او می‌گوید «الزامی وجود ندارد که فرودگاه شکل و شمایلی از فرهنگ کشور را با خودش داشته باشد، چون فرودگاه پدیده کاملا مدرنی است و در تمام کشورهای دیگر دنیا هم سعی بر این است که این پدیده با آخرین امکانات مدرن روز و تکنولوژی‌هایی که وجود دارد، شکل بگیرد و وقتی فردی وارد فرودگاه می‌شود، نمی‌خواهد در بافت قدیمی قدم بزند.» اما نوید، یکی از مسافران فرانسه که اطلاعی از بافت تاریخی منطقه هم ندارد، تفاوت‌های فرودگاه امام و شارل دوگل را اینطور دیده «در فرودگاه شارل دوگل که از هواپیما پیاده شدیم، برای رفتن به قسمت تحویل بار از یک راهروی طولانی که به آسان‌بر مجهز بود، گذشتیم. از بلندگوهای اطرافمان موزیکی آرام پخش می‌شد و عکس‌هایی از مناظر زیبا و دیدنی کشور فرانسه دو طرف راهرو بود. پخش این موزیک، رنگ ملایم راهرو و عکس‌هایی که در مسیر می‌دیدیم مانند یک خوشامدگویی گرم به کشوری بود که مناظرش را در بدو ورود در اطراف خود می‌دیدیم، فضایی که در فرودگاه بین‌المللی امام‌خمینی به راهرویی خاکستری رنگ و گرفته محدود می‌شود و دل ما که ایرانی‌ هستیم را تیره و تار می‌کند چه برسد به مسافری که از کیلومترها آنسوتر ایران زیبا را برای مسافرت انتخاب کرده».

تپه‌های محصور

تپه‌هایی که فرودگاه بر روی آن نشسته‌ به جا مانده از دوران دورند. همان تپه‌ها که مهدی معمارزاده، کارشناس میراث فرهنگی به ما از شمشیرها و نیزه‌هایی در زیر خاکش می‌گوید که وقتی پیدا شدند معلوم شد متعلق به دوران هخامنشیان است و قلعه‌ و امامزاده‌هایی که آنها هم باقی مانده از دوران قاجارند. قلعه‌هایی ارباب - رعیتی. « قلعه‌هایی که در این منطقه قرار دارند از دوره قاجار باقی مانده‌اند و از نوع قلاع ارباب رعیتی هستند. ارباب، زمینی داشته و یک‌سری کشاورز هم بودند که در زمین‌های اربابی کار می‌کردند. قلعه قاچا قاچ یکی از این قلعه‌هاست. مربع شکل است با چهار برج در اطرافش و چند خانه که خانه ارباب هم جزو آنهاست.» به جز این قلعه که معمارزاده از آن نام می‌برد، تپه معمورین، تپه‌ای است که سال‌ها قبل هیأتی باستان‌شناسی آن را بررسی کردند. چنانچه جعفر مهرکیان، سرپرست هیأت باستان‌شناسی تپه معمورین در‌ سال ٦٨ به خبرگزاری میراث فرهنگی از یافته‌هایشان گفته. یافته‌هایی که حالا بسیاری از آنها در محوطه فرودگاه اسیر شده‌اند «یکی از مهم‌ترین یافته‌های این کشف، سازه‌های معماری متعلق به عصر آهن است که تا پیش از این کاملا ناشناخته باقی مانده بود. در این سازه‌ها از خشت‌های مستطیلی شکل استفاده و در اتاق‌ها سکو دیده می‌شود. همچنین روی دیوارها خمره‌های بزرگ سفالین با گچ نصب شده است. پاره سفال‌های خاکستری بسیاری هم در تپه محوطه به دست آمده. سفال‌هایی که نمایشگر شخم زدن زمین و کاربرد گاو آهن در کشاورزی آن دوران است.» مهرکیان همچنین گفته مردمانی که ما به‌عنوان مردم عصر آهن می‌شناسیم، ٣٢٠٠سال پیش وارد ایران شدند و اگر نتیجه این اکتشاف‌ها درست باشد، مردمی قانونمند بوده‌اند و شاید حتی اولین قانون‌مندهای ایران که حالا حتی نشانی از آن همه مدرک و منطقه حفاری شده، در برهوت اطراف فرودگاه وجود ندارد، متعلق به آنها بوده است.

تمام این زمین‌ها حالا در مالکیت فرودگاه است و آنطور که معمارزاده به ما می‌گوید تنها ده‌درصد از آنها مورد بهره‌برداری قرار گرفته و ساخته شده. بقیه زمین‌ها مانده و هنوز وضع آنها مشخص نیست و از‌ سال ٨٣ که فاز نخست آن شروع به کار کرد تا همین حالا فاز دیگری افتتاح نشده. قلعه قاچا قاچ حالا در محدوده‌ای است که هنوز ساخت‌وساز به آن سمت کشیده نشده. بخش‌های بسیاری از قلعه از بین رفته و دیوارها فروریخته‌اند. میراث فرهنگی، به عنوان متولی و با وجود آنکه این اثر در تاریخ ۲ مرداد ۱۳۸۷ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده، برنامه‌ای برای رسیدگی به این محوطه ندارد. معمارزاده معتقد است «مشکل اصلی که وجود دارد این است که کاربری آن منطقه به‌عنوان کاربری فرهنگی دیده نشده و میراث فرهنگی هم برای آن هزینه‌ای نکرده است. باید سرمایه‌گذار پیدا شود تا سرمایه‌گذاری کند. همچنین دو امام‌زاده هم در این منطقه داریم که از زمان قاجار مانده. یکی از آنها را میراث فرهنگی مرمت کرد و دیگری همچنان وضعیتی چون قلعه دارد.» هرچند همان اوایل که کار ساخت فرودگاه شروع شد و تپه معمورین کشف شد، مسئولان میراث فرهنگی با فرودگاهی‌ها وارد مذاکره شدند اما تحولات سریع آن سال‌ها باعث شد تا خیلی زود این مذاکرات از یادها برود و بخشی از تپه به باند تبدیل شود. بخشی دیگر هم قرار است تا یکی-دو‌سال آینده باند شود. اما آنطور به گفته معمارزاده تاکنون تلاشی از سوی میراث فرهنگی برای رسیدگی به این آثار تاریخی وجود نداشته و آثار به جا مانده از عصر آهن، در کنار آثار دوره اسلامی و قاجار در انتظار ویرانی‌اند.

حالا هرچند که فرودگاه عنصری مدرن است و بسیاری از کشورهای دنیا هم نمادی از کشورشان در فرودگاهشان ندارند، اما حالا که باندهای فرودگاه روی تپه‌های معمورین است و قرار نیست برای قلعه قاچا قاچ کاری شود، شاید قدم زدن در این بافت برای مسافران خوش‌آمدگویی بزرگی باشد. مثل کلارا که وقتی فهمید هواپیما بر روی تپه‌ای تاریخی فرود آمده حیرت کرد.

x