مرد ثروتمند قربانی یک وسوسه شوم شد

مرد ثروتمند قربانی یک وسوسه شوم شد

سر جوان زمانی که از میزان ثروت صاحبکار مادرش با خبرشد برای سرقت از خانه مرد تنها وسوسه شد.

به همین خاطرطبق نقشه به همراه دوستش راهی خانه مورد نظر شد و پس از بستن دست و پای پیرمرد سناریوی یک جنایت رقم خورد.دیروز متهم جوان و همدستش برای آخرین دفاع به دادسرای جنایی تهران منتقل شدند.  پرونده این ماجرا از ساعت 11 شب چهاردهم خرداد سال 94 و درپی آتش‌سوزی یک مجتمع مسکونی در خیابان قیطریه دردستوررسیدگی قرارگرفت.
 
به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از ایران ، آتش‌نشان‌ها که پس از اطفای حریق با جسد دست وپابسته مرد 70 ساله روبه‌روشده بودند بلافاصله پلیس را باخبرکردند. همزمان با حضورمأموران وبازپرس جنایی در محل حادثه مشخص شد صاحبخانه قربانی جنایتی هولناک شده است. در ادامه مشخص شد مهدی بعد از مرگ همسرش تنها زندگی می‌کرد و با هیچ‌کس هم اختلاف نداشت. این درحالی بود که فرزندان مقتول اعلام کردند از خانه پدرشان اسناد و مدارک بانکی؛مقدارقابل توجهی طلا و جواهرات و پول نقد و... به سرقت رفته است. ضمن اینکه شواهد نشان می‌داد عامل یا عاملان جنایت براحتی وارد خانه شده و هیچ گونه آثار ورود با زور و تهدید هم به چشم نمی‌خورد. به همین خاطراحتمال و قوع جنایت به دست یک آشنای خانوادگی قوت گرفت.
 
 در ادامه رسیدگی به پرونده، کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی با شناسایی حساب‌های بانکی مقتول دریافتند بعد از جنایت فردی چندین بار از حساب‌های وی پول برداشت کرده است. بدین‌ترتیب پس از بررسی دوربین‌های مداربسته بانک‌ها، چهره فرد مورد نظر به‌ دست آمد.
 
زمانی که تصویر مرد ناشناس به خانواده مهدی نشان داده شد آنها اعلام کردند مرد جوان پسر خدمتکارشان است. بدین‌ ترتیب دستور بازداشت احسان صادر شد اما زمانی که مأموران برای دستگیری‌اش وارد عمل شدند پی بردند او به خاطر زورگیری بازداشت شده و در اختیار کارآگاهان پایگاه ششم آگاهی قرار دارد.
 
بدین‌ ترتیب احسان به دادسرا احضار شد وپس ازروبه‌روشدن با اسناد و مدارک پلیسی به جنایت اعتراف کرد و گفت: «مادرم خدمتکار خانه مهدی بود و از طریق او متوجه وضع مالی صاحبخانه شدیم. شب حادثه، به همراه دوستم عباس برای سرقت به خانه مقتول رفتیم؛ اوکه مرا بخوبی می‌شناخت در را باز کرد و من و عباس وارد شدیم. پس از ورود، با اسلحه قلابی، مهدی را تهدید کردیم تا رمز گاو صندوق را به ما بدهد اما او مقاومت کرد. ما نیز با نوارچسب دست و پا ودهان او را بستیم وکتکش زدیم تا شاید رمز گاو صندوق را بدهد.اما او همچنان مقاومت کرد تا اینکه پس از چند دقیقه متوجه شدیم نفس نمی‌کشد و فوت کرده است.
 
با این حال بالاخره گاوصندوق را بازکرده و بعد ازسرقت، تصمیم گرفتیم مرگش را عادی و یک حادثه نشان دهیم؛ به همین علت تمامی نوارچسب‌ها را از بدن مقتول باز کرده و تنها کلیدهای در ورودی آپارتمان را برداشتیم؛ در زمان خروج از خانه، شیر گاز را باز کرده و آنجا را به آتش کشیده و فرارکردیم.پس ازاعتراف‌های احسان، همدست او نیز بازداشت شد و دو متهم به بازسازی صحنه جنایت پرداختند.
 
دیروز دو پسر جوان برای آخرین دفاع به شعبه ششم بازپرسی دادسرای جنایی منتقل شدند و زمانی که در مقابل بازپرس محسن مدیر روستا قرار گرفتند احسان مدعی شد قتلی مرتکب نشده و تنها با نوار چسب دهان مقتول را بسته است. ازسوی دیگرهمدستش با رد اظهارات وی، خود را بیگناه شناخت وگفت در قتل دست نداشته و در صحنه سرقت پشیمان شده و از خانه خارج شده است.متهمان پس از آخرین دفاع به زندان بازگردانده شده وتحقیقات در این خصوص همچنان ادامه دارد.
x