آیا چین جای خالی امریکا را برای ترکیه پر میکند؟
پیش از وقوع کودتای نافرجام ترکیه در ماه جولای، روابط میان امریکا و ترکیه رو به سردی گراییده بود اما پس از وقوع کودتای اخیر روابط میان دو کشور بیش از پیش تیره و تار شد.
مقامات دولت ترکیه پس از وقوع کودتا، استرداد «فتحالله گولن»، روحانی برجسته مقیم ایالت پنسیلوانیا و همچنین رهبر جنبش «هزمت» را از امریکا خواستار شدند. از یکسو، این درخواست آزمونی بود که تعهد امریکا را نسبت به ترکیه محک میزد و از سوی دیگر رد این درخواست از جانب امریکا و خودداری از استرداد گولن نشان میدهد که شاید دولت امریکا در کودتای اخیر ترکیه دست داشته باشد. امریکا نیز به نوبه خود در این مدت همواره نسبت به وضعیت آزادیهای مدنی در ترکیه و همچنین پذیرش و قبول این کشور به عنوان متحد امریکا ابراز نگرانی کرده است. افزون براین، روابط ترکیه با اتحادیه اروپا نیز که اخیراً به واسطه رد پیشنهاد الحاق ترکیه به این اتحادیه و همچنین بحران پناهندگان سوری خدشهدار شده بود، در پی کودتای اخیر ترکیه رو به سردی گراییده است.
به گزارش دیپلماسی ایرانی اندیشکده واشنگتن، با تیره و تار شدن روابط میان ترکیه و غرب، تعجبی ندارد که آنکارا به دنبال برقراری و ایجاد روابط با دیگر قدرتها باشد. ترکیه و ایران در ماههای اخیر روابط بسیار گرمی را تجربه کردهاند و حتی محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه این کشور در جریان شدت گرفتن کودتای اخیر ترکیه، بطور قابل ملاحظهیی از دولت اردوغان حمایت کرد. روابط ترکیه و روسیه نیز اگرچه در اواخر سال 2015 میلادی و در پی سرنگونی یک جنگنده روسی توسط نیروی هوایی ترکیه دستخوش چالشهای جدی شده بوده، اما در ماههای اخیر و پس از دیدارهای متقابل ولادیمیر پوتین و اردوغان از استانبول و سنتپترزبورگ به حالت عادی خود بازگشت.
با این حال، روابط و ارتباطات ترکیه با روسیه و ایران به واسطه برخی مسائل تاریخی و جغرافیایی همواره با محدودیتهایی روبهرو بوده است. در مورد روسیه باید گفت که این کشور اخیراً به دنبال گسترش قلمرو خود در مناطق شمالی دریای سیاه بوده و از آنجا که ماهیتی انتقامجو، کینهتوز و غیرقابل اعتماد دارد نمیتواند شریک چندان مناسبی برای ترکیه باشد. در مورد ایران نیز باید اذعان کرد که اگرچه این کشور شریک تجاری بسیار مهمی برای ترکیه محسوب میشود اما این دو کشور در اغلب موارد و به خصوص در مسائل و موضوعات منطقهای همچون بحران سوریه، عراق و نقش امریکا در منطقه اختلاف نظر شدیدی دارند.
برای دولت اردوغان، اتحاد با پکن بسیار نویدبخشتر از اتحاد با تهران یا مسکو است. اگرچه آنکارا و پکن در حال حاضر شراکت و همکاریهای تجاری بسیار نزدیکی دارند اما از آنجا که آنکارا تلاش میکند تا از میزان وابستگیهای خود به امریکا بکاهد، و پکن نیز به دنبال آن است تا تعاملات اقتصادی، دیپلماتیک و نظامی خود را در منطقه افزایش دهد، به احتمال بسیار در آیندهیی نه چندان دور شاهد تقویت و گسترش روابط مابین ترکیه و چین خواهیم بود.
نگاهی به تاریخچه روابط میان ترکیه و چین
روابط میان چین و ترکیه تا دهه 1970 میلادی چندان گسترده نبود، اما در این دهه و در پی آشتی میان واشنگتن (اصلیترین متحد ترکیه در ناتو) و پکن، روابط میان ترکیه و چین به یک باره گسترش یافت. در دهه 1990 میلادی و پس از اینکه ایالات متحده امریکا و اروپا به واسطه مسائل مرتبط با کردها، میزان فروش تسلیحات خود به ترکیه را کاهش دادند، ترکیه بر آن شد برای تامین تسلیحات مورد نیاز خود به دنبال جایگزین جدیدی بگردد و همین امر موجب تقویت و تعمیق هر چه بیشتر روابط میان آنکارا و پکن شد.
از آن زمان تاکنون روابط میان این دو کشور همواره با رشد روبه رو بوده است. «ون جیابائو»، نخستوزیر پیشین چین در اکتبر سال 2010 و «شیجینپینگ»، رییسجمهوری این کشور در سال 2012 میلادی از ترکیه بازدید کردند. در پی این دیدار، رییسجمهوری ترکیه نیز در همان سال به چین سفر و با مقامات این کشور دیدار کرد. همچنین در سال 2012 میلادی، ترکیه به عنوان «شریک دیالوگ» در سازمان همکاریهای شانگهای پذیرفته شد. چین و ترکیه در طی این مدت مانورهای نظامی مشترکی را نیز برگزار کردهاند. به عنوان مثال این دو کشور با همکاری یکدیگر مانور نظامی مشترکی را در سال 2009 میلادی در ترکیه برگزار کردند و حتی جنگندههایی که از پایگاهی در چین به مقصد ترکیه پرواز کرده بودند در مسیر خود برای سوختگیری در ایران توقف کردند. ایران نیز حریم هوایی خود را به روی هواپیماهای نظامی چین باز کرد و به آنها اجازه سوختگیری داد.
البته موضوع تبادلات تجاری همواره در رأس همکاریهای ترکیه و چین قرار داشته است. در سال 2000 میلادی حجم کل مبادلات تجاری دوجانبه بین دو کشور در حدود 4.1میلیارد دلار بود که این رقم در سال 2015 میلادی به 3.27میلیارد دلار رسید و بدینترتیب چین با عبور از آلمان به صادرکننده عمده و اصلی به ترکیه تبدیل شد.
دستاندازها و موانع موجود بر سر راه جاده ابریشم
اگرچه ترکیه و چین در حال حاضر روابط بسیار نزدیکی دارند، اما گسترش روابط میان این دو کشور همواره با موانع و چالشهایی روبهرو بوده است. چین اسلام سیاسی را تهدیدی جدی دانسته و ترکیه نیز یکی از مدافعان اصلی چنین رویکردی است. حمایت ترکیه از این رویکرد چین تابدان حد بوده که موجب ایجاد اختلاف و برخوردهای شدیدی میان ترکیه و مصر – یکی دیگر از کشورهای خاورمیانه که چین بهشدت به دنبال جلب نظر آن است – شده است. جای تعجب ندارد اگر میبینیم چین در جریان کودتای اخیر ترکیه از هر گونه اظهارنظر قطعی درباره حوادث ترکیه خودداری کرده و منتظر نتیجه نهایی این کودتا ماند. حتی پس از شکست کودتای ترکیه نیز تنها یکی از مقامات سطح پایین وزارت امور خارجه چین در بیانیهیی از تلاشهای ترکیه برای حفظ و برقراری «امنیت ملی و ثبات» در این کشور حمایت کرد. اما پس از چند هفته، «ژانگ مینگ»، معاون وزیر امور خارجه چین برای دیدار با مقامات ترکیه وگفتوگو درباره کودتای نافرجام اخیر در این کشور به آنکارا سفر کرد.
ترکیه و چین بر سر اقلیت قومی «اویغور»- که با ترکیه پیوندهای تاریخی و قومی فراوانی دارند - نیز اختلاف نظر داشته و همین اختلاف نظر موجب ایجاد تنشهایی در روابط دو کشور شده است. چین اقلیت مسلمان اویغور را نه تنها به تجزیه طلبی بلکه به تروریسم نیز متهم کرده است. مقامات چین این اقلیت را به دست داشتن در عملیات تروریستی در داخل چین، مناطق جنوب شرقی و آسیای مرکزی و همچنین اعزام نیرو و مبارز به منطقه خاورمیانه متهم میکنند. ترکیه نیز به نوبه خود، مقامات چین را به خاطر نحوه رفتار با این اقلیت همواره مورد انتقاد قرار داده است و در حال حاضر همچنان با خوشرویی از مهاجران اویغور استقبال میکند.
در پی شورش و ناآرامیهای سال 2009 میلادی در استان «سینکیانگ» چین، تنشهای میان ترکیه و چین به اوج خود رسید. در آن زمان اردوغان، رییسجمهوری ترکیه نسبت به رویدادهای چین واکنش بسیار شدیدی از خود نشان داد اما مدتی بعد «احمد داوداوغلو»، وزیر امور خارجه وقت ترکیه از اظهارات مطرح شده عقبنشینی کرد. پس از مدتی تنشهای میان دو کشور فروکش کرد و روسای جمهور دو کشور متعهد شدند تا همکاریهای مشترک خود را در زمینه مقابله با تروریسم گسترش دهند اما به احتمال زیاد مساله اقلیت اویغور همچنان به عنوان موضوع مورد بحث و منازعه میان دو کشور باقی خواهد ماند.
روابط میان ترکیه و پکن در موضوع نظامی نیز با موانع و چالشهایی روبهرو بوده است. در سال 2013 میلادی ترکیه اعلام کرد که تصمیم دارد تا سامانه دفاع موشکی مدنظر خود را از طریق چین تامین و خریداری کند. اعلام این خبر از سوی ترکیه موجب ایجاد این تصور شد که روابط و پیوندهای استراتژیک ترکیه و چین در حال رشد و گسترش است. در همان سال دولت ترکیه یک شرکت چینی را برای ساخت سامانه دفاع ضدموشکی مورد نظر خود انتخاب کرد اما این شرکت تحت تحریمهای ایالات متحده امریکا قرار داشت. اگرچه این تصمیم و اقدام ترکیه– به عنوان یکی از کشورهای عضو ناتو – در آن زمان بسیار جسورانه به نظر میرسید اما نتیجه خاصی در پی نداشت و در نهایت قرارداد خرید این سامانه دفاع موشکی در سال 2015 میلادی و به دلیل مخالفت غرب و کشورهای عضو ناتو لغو شد.
حتی روابط تجاری و اقتصادی ترکیه و چین نیز با مشکلات و تنشهایی همراه بوده است. اگرچه حجم مبادلات تجاری میان این دو کشور در سالهای اخیر به بیست برابر افزایش پیدا کرده است، اما با نگاه دقیقی به آمارهای موجود در مییابیم که بخش عمدهیی از این مبادلات تجاری را صادرات چین به ترکیه تشکیل میدهد. در طی سالهای اخیر میزان واردات ترکیه از چین در مقایسه با میزان صادرات این کشور افزایش چشمگیری داشته است. بر طبق آمارهای موجود، از حجم کل مبادلات تجاری دوجانبه میان این دو کشور در سال گذشته که رقمی در حدود 3.27میلیارد برآورده شده، سهم صادرات ترکیه به چین تنها در حدود 4.2میلیارد دلار بوده است.
نگاهی به آینده روابط میان ترکیه و چین
صرف نظر از تمامی مشکلات و چالشهای موجود، به نظر میرسد اکنون زمان بسیار مناسبی برای توسعه و گسترش روابط میان ترکیه و چین باشد. همانطور که پیشتر نیز اشاره شد، ترکیه از شرکای فعلی خود ناراضی است و در صورتی که اردوغان رویکرد مستبدانهتری را در این کشور در پیش گیرد، بعید است که تنشهای این کشور با غرب فروکش کند. حتی اگر همه این موانع و چالشها برطرف شوند، ترکیه هم مانند دیگر متحدان امریکا در منطقه نسبت به تعهدات امریکا در قبال منطقه خاورمیانه به ویژه رویکرد مبهم و نامشخص این کشور در قبال بحران سوریه یا مداخله نظامی روسیه در منطقه نگرانیهایی را خواهد داشت.
تعاملات چین با منطقه خاورمیانه نیز در سالهای اخیر به طرز فزایندهیی افزایش یافته است. منطقه خاورمیانه بالاخص ایران و ترکیه نقش بسیار مهمی در طرح «یک کمربند، یک جاده» (OBOR) چین ایفا میکنند. قرار است این طرح با ایجاد زیرساختهای جدید و یک شبکه حمل و نقل بینالمللی، چین و دیگر کشورهای واقع در منطقه اوراسیا را به اروپا متصل کند.
تعاملات اقتصادی با منطقه خاورمیانه موجب شده تا چین به ناچار در تعاملات دیپلماتیک و مداخلات نظامی منطقه خاورمیانه نیز سهیم شود. چین در جریان مذاکرات هستهیی ایران، نقش بسیار فعالانهیی ایفا کرد و همچنان که به دنبال تقویت روابط منطقهیی خود بود، در مناقشات و درگیریهای منطقهیی همچون بحران سوریه نیز ورود پیدا کرد. در طی چند سال اخیر، چین تعاملات نظامی خودرا نیز در منطقه افزایش داده است، طوری که این کشور در این مدت نخستین پایگاه نیروی دریایی خود را در بندر جیبوتی احداث و کمکهای نظامی مختصری را نیز برای دولت بشار اسد در سوریه فراهم کرد.
صرف نظر از مساله اقلیت اویغور، سه عامل عمده و اصلی بر روابط میان ترکیه و چین و همچنین میزان گسترش این روابط تاثیرگذار خواهند بود. نخستین عامل میزان ثروت و داراییهای چین است. اگر رکود به وجود آمده در رشد اقتصادی چین همچنان ادامه یابد، این کشور برای اجرای طرح «یک کمربند، یک جاده» (OBOR) یاارائه فرصتهای جذابی در راستای افزایش صادرات ترکیه به این کشور با کمبود منابع مالی روبهرو خواهد شد.
دومین عامل، نگرش و رویکرد چین نسبت به مسائل منطقهیی است. چین طی این مدت به شیوههای مختلف از تهران و بشار اسد حمایت و پشتیبانی کرده است. به عنوان مثال در جریان مذاکرات هستهیی، چین با خریدن زمان بیشتر برای ایران و همچنین تضعیف تحریمهای بینالمللی به این کشور یاری رساند و با پیوستن به مسکو بسیاری از قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل متحد در قبال سوریه را وتو کرد. ترکیه و دیگر کشورهای منطقه در قبال این اقدامات چین صبر و بردباری بسیاری به خرج دادند و هزینههای چندانی را به این کشور تحمیل نکردند، اما با پررنگتر شدن نقش چین در منطقه خاورمیانه، کشورهای منطقه نیز دیگر آن صبر و بردباری سابق را نخواهند داشت.
سومین عامل، سیاستهای امریکا در قبال منطقه خاورمیانه است. ترکیه به عنوان یکی از اعضا و متحدان ناتو در برابر وسوسههای خارجی بسیار ضعیف و آسیبپذیر است و از همینرو این کشور جذابیت بسیاری برای چین دارد. اما این امر به معنای تلاش چین برای تصاحب نقش و جایگاه امریکا در منطقه خاورمیانه نیست. امریکا و چین مسلماً منافع گستردهیی در منطقه خاورمیانه دارند و حتی رهبری ایالات متحده امریکا موجب شده تا چین با صرف هزینههای کمتر به منافع خود در این منطقه دست یابد. اما با یک نگاه کلی در خواهیم یافت که چین همواره خود را به عنوان رقیبی برای امریکا تلقی کرده و به دنبال آن است تا نقش و جایگاه جهانی امریکا را سست و تضعیف کند.
اما با تمام این تفاسیر، ایالات متحده امریکا نباید گسترش روابط میان ترکیه و چین را به عنوان تهدیدی علیه خود قلمداد کند. حمایت و استقبال امریکا از گسترش روابط میان دو کشور منافعی را نیز برای امریکا در پی خواهد داشت، چراکه گسترش روابط میان ترکیه و چین از یک سو موجب خواهد شد تا توانایی ترکیه برای ایجاد اختلاف میان دو کشور امریکا و چین کاهش یابد و از سوی دیگر این روابط به رونق و شکوفایی اقتصادی در ترکیه منجر شود.
از طرفی امریکا نباید به گونهیی رفتار کند که ترکیه و چین تصور کنند که این کشور نسبت به تعهدات خود در قبال منطقه خاورمیانه دچار شک و تردید شده است. امریکا برای تحقق بسیاری از اهداف خود از جمله برقراری ثبات در سوریه و عراق، مقابله با ایران، شکست داعش و القاعده، حصول اطمینان از برقراری امنیت در اروپا و... به ترکیه نیازمند است. اگرچه اقدامات اخیر رجب طیب اردوغان موجب استیصال و ناامیدی عمیق امریکا شده است، اما مقامات امریکایی نباید به این سادگی دست از تلاش برداشته و اردوغان را از دست بدهند. بنابراین در صورتی که امریکا و ترکیه همچنان به عنوان متحد یکدیگر باقی بمانند، میزان نفوذ امریکا بر آنکارا و همچنین پکن به بیشترین میزان خود خواهد رسید.