رأی به ترامپ اعتراض به نظام آمریکاست
با پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری امریکا، آنچه بیش از هر چیز ذهن جهانیان را به خود معطوف کرده، سیاست خارجی این کشور در دوران ریاست جمهوری این چهره جنجالی است.
دونالد ترامپ، نامزد جنجالی جمهوریخواهان روز 8 نوامبر در میان بهت و حیرت همگان به عنوان چهل و پنجمین رئیسجمهور امریکا راهی کاخ سفید شد. پیروزی ترامپ در شرایطی رخ داد که تا شب انتخابات ریاست جمهوری، همه نظرسنجیها از پیشتازی هیلاری کلینتون، نامزد دموکراتها حکایت داشت. انتخابات این دوره امریکا از لحاظ حجم تخریبهای به کار رفته توسط دو کاندیدای مطرح علیه یکدیگر بیسابقه بود و افشاگریهای انجام شده صریحتر و واضحتر از مواردی بود که در طول تمام این سالها توسط مخالفان و دشمنان امریکا مطرح میشود. بسیاری از رأیدهندگان امریکایی، سیاستمداران از هر دو حزب و کشورهای جهان همچنان در بهت نتیجه انتخابات ریاستجمهوری امریکا بهسرمیبرند؛ نتیجهای که ترامپ آن را آغاز یک جنبش خواندهاست. جنبش اعتراض امریکاییها علیه نظام حاکم، از سیاستمداران هر دو حزب دموکرات و جمهوریخواه گرفته تا رسانهها، از سیاستهای حاکم بر اقتصاد و بازار پول گرفته تا سیاست خارجی را دربر میگیرد درحالی که ترامپ در شعارهای انتخاباتی خود از مواضع شدیدش علیه مواضع کنونی سیاسی، اقتصادی و نظامی امریکا سخن گفته بود اکنون با اعلام پیروزی او، واکنشهای جهانی از ابهام و نگرانی درباره آینده امریکا پس از روی کار آمدن ترامپ حکایت دارد. اظهارنظرهای جنجالی وی درباره لغو توافق هستهای ایران و 5+1 تردیدها را نسبت به آینده برجام افزایش داده است.
به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از جوان ، دکتر فواد ایزدی، کارشناس مسائل امریکا میگوید: «ترامپ در ماههای اول ورود به کاخ سفید سیاست خارجی امریکا در مقابل ایران را به دست کنگره خواهد داد تا در این زمینه تصمیمگیری کند. امریکاییها سعی دارند فشارها به ایران را افزایش دهند. آنها بر این باورند که تحریمها علیه ایران جواب میدهد و این تحریمها بود که ایران را پای میز مذاکره آورد و باید همچنان فشارها ادامه پیدا کند.» برای بررسی انتخابات ریاست جمهوری امریکا با فواد ایزدی به گفتوگو نشستیم تا به سؤالاتی در این زمینه پاسخ دهیم. این گفتوگو در شب انتخابات ریاست جمهوری امریکا، پیش از اعلام نتایج نهایی انجام شده است.
***
انتخابات این دوره امریکا هم برای محیط داخلی و هم برای محیط خارجی بحثهای زیادی دارد. افشاگریهایی که در تبلیغات انتخاباتی دیدیم به نوعی تصویری از شرایط داخلی و خارجی امریکا بود. کارهایی که ترامپ انجام داد اقدامی خارج از هنجارهای انتخاباتی در تاریخ امریکاست. آیا این رفتارهای ناهنجار ترامپ را باید یک اقدام مدیریت شده تلقی کنیم یا نه؟! یعنی امریکا وارد فازی میشود که بنابر دلایلی، در محیط داخلی و خارجی آن اتفاق میافتد؟ این شرایط ناهنجار در رفتارهای کسی که میخواهد رئیسجمهور امریکا شود به عنوان رخداد خود به خودی است که توانسته خود را به سیستم حاکمیتی امریکا تحمیل کند؟ نظر شما در این باره چیست؟
مشکلی که در بین ایرانیها وجود دارد این است زمانی که در امریکا بحران اقتصادی ایجاد میشود، بحران اجتماعی به وجود میآید. برخی در داخل کشور نگاهی که به امریکا دارند بزرگتر از واقعیتهایی است که اتفاق میافتد. این حوادث بد که برای امریکا اتفاق میافتد چون با این نگاهها همخوانی ندارد پس به این نتیجه میرسند که پس از اتفاقات کار خود امریکاییها است و مدیریت میشود. من با این نگاه مخالف هستم. همچنان که حوادث سال 1388 در ایران رخداد بدی بود و مسئله مدیریت شدهای نبود در امریکا هم رخدادهای اجتماعی همینگونه است.
به نظر من امریکا یک کشور درحال افول است و مشکلات اقتصادی و اجتماعی آن درحال افزایش است. سخنانی که دونالد ترامپ درباره مشکلات داخلی میگوید واقعیت دارد. آمارهایی وجود دارد که نشان میدهد از هر سه زن در امریکا به یک زن تجاوز میشود. از طرفی، مشکلات سیاسی هم دراین کشور وجود دارد. پیشتر سیاستمداران امریکایی به این شکل همدیگر را متهم نمیکردند و الان آبروی امریکاییها در جهان رفته است. افشاگریهایی که در دوران تبلیغات انتخاباتی انجام شد بسیاری از حقایق را درباره امریکا روشن کرد و این هنجارشکنیها تبعات منفی برای این کشور دارد. حزب جمهوریخواه از لحاظ ساختارهای داخلی فروپاشیده است و شخصی به نام دونالد ترامپ خارج از حزب آمده و همه معادلات را برهم زده است. سیستم امریکا طراحیهایی برای بیرون نگه داشتن افرادی مثل ترامپ داشت و فیلترهایی هم وجود داشت ولی ترامپ توانست از آنها عبور و نامزد نهایی حزب جمهوریخواه شود. شخص میلیاردری مثل ترامپ با ادبیات خاص خودش وارد کارزار انتخاباتی میشود و در این زمینه طراحی پشت پردهای هم وجود ندارد و هرج و مرج و برنامه مدیریت شدهای نیست و از واقعیتهای موجود در بدنه جامعه امریکا ناشی میشود.
شما گفتید ترامپ از بیرون حزب جمهوریخواه آمد، ولی فیلترهای موجود را رد کرد. این فیلترها کدامند و با وجود اینکه ترامپ بین اعضای جمهوریخواه هم چندان محبوبیتی نداشت چگونه توانست از این فیلترها عبور کند؟
در امریکا پنج سطح فیلتر برای گزینش نامزدها وجود دارد. اولین فیلتر مسئله «پول» است و بر اساس پژوهشهایی که اساتید امریکایی انجام دادهاند، افرادی در امریکا به مقام سیاسی میرسند که نسبت به نامزد رقیبشان پول زیادی صرف میکنند، زیرا تبلیغات انتخاباتی در امریکا هزینههای زیادی دارد که همه از عهده آن بر نمیآیند. مردم هم به نامزدهای انتخابات کمک مالی میکنند، اما این مقدار در مقابل هزینههای تبلیغاتی ناچیز است. هزینه انتخابات ریاست جمهوری امریکا در سال 2012، بالغ بر 7 هزار میلیارد دلار بود که تخمین زده میشود در این دوره بیشتر از دوره قبل است.
بخش کوچکی از هزینه انتخاباتی در امریکا را مردم میدهند، اما بخش عمده آن را ثروتمندان تقبل میکنند. بر اساس گزارشی که مجله «اکونومیست»ارائه داده بود در ازای هر دلاری که سرمایهداران به سیاستمداران میدهند، در قبال آن 20 دلار سود میکنند. پیشنهاد اکونومیست این بود که بهترین سرمایهگذاری در امریکا این است که به سیاستمداران پول بدهند، چون سود بیشتری عایدشان میشود. از سوی دیگر، افرادی را که قرار نیست در انتخابات درون حزبی شرکت کنند به همین روش کنار میگذارند. در حزب جمهوریخواه ابتدا بیش از 20 نفر نامزد شده بودند. تعدادی از این افراد قبل از اولین انتخابات درون حزبی در ایالت «آیووا» انصراف دادند و کنار کشیدن این نامزدها به خاطر این بود که مشکل مالی داشتند و نمیتوانستند به کارزار انتخاباتی ادامه دهند. دلیل اینکه ترامپ توانست اولین فیلتر را رد کند این بود که او از لحاظ مالی مستقل بود و نیازی به کمکهای مالی دیگران نداشت.
فیلتر دوم شرکت در انتخابات درون حزبی است، یعنی اینکه اسم فرد باید در لیست اولین انتخابات ایالتی درآیووا باشد تا بتواند در مناظرههای درون حزبی شرکت کند و این اجازه را خود حزب میدهد و اینکه ترامپ چگونه از این مرحله عبور کرد نیز مهم است. جمهوریخواهان از این واهمه داشتند که ماجرای انتخابات ریاست جمهوری امریکا در سال 1992، بار دیگر تکرار شود. در آن زمان یک میلیاردر به نام «راس پرو» برخی از فیلترهای حزب جمهوریخواه را رد کرد، اما در نهایت نتوانست به عنوان نامزد این حزب انتخاب شود، به همین خاطر به عنوان نامزد مستقل وارد انتخابات شد و توانست 15 درصد آرای مردمی را به خود اختصاص دهد، اما این تعداد آرا بیشتر از آرای جورج بوش پدر، رئیسجمهور سابق امریکا کم شد و اینکه دوره بوش پدر چهار سال شد، ولی دوره پسرش هشت سال شد، این بود که راس پرو به عنوان رقیب بوش پدر وارد انتخابات و این مسئله به نفع دموکراتها تمام شد و دلیلی که بیل کلینتون، نامزد دموکراتها برنده انتخابات ریاست جمهوری شد کاهش آرای مردمی جمهوریخواهان بود.
باتوجه به این تجربه شکست، جمهوریخواهان از این واهمه داشتند که اگر ترامپ را رد کنند وی به طور مستقل وارد انتخابات خواهد شد و تجربه سال 1992 تکرار خواهد شد و آرای این حزب کاهش پیدا میکند. البته خود ترامپ هم بارها اعلام کرده بود که اگر جمهوریخواهان به او رأی ندهند به طور مستقل وارد انتخابات خواهد شد. از اینرو، اعضای حزب جمهوریخواه تصمیم گرفتند اجازه دهند ترامپ در انتخابات درون حزبی شرکت کند تا در مراحل بعدی رقابتهای درون حزبی وی را مدیریت کنند.
در این بین، انتخابات هر چهار سال یکبار حزب که در تابستان رأیگیری آن انجام میشود اهمیت ویژهای دارد. هر دو حزب جمهوریخواه و دموکرات به مدت یک هفته در جایی جمع میشوند و نماینده نهایی حزب را تعیین میکنند. در این مرحله احتمال نفوذ اعضای اصلی و گردانندگان مهم حزب وجود دارد و رأی آنها برای تعیین نامزد نهایی تأثیرگذار خواهد بود. در هر حزب 700 «سوپر دلیگیت» یا نماینده ارشد وجود دارد که حق رأی دارند، اما با رأی مردم انتخاب نشدهاند و به هر نامزدی که بخواهند میتوانند رأی دهند. تعدادی از نمایندگان حزب با رأی مستقیم مردم ایالتها در حزب حضور دارند، اما «سوپر دلیگیت»ها از طرف حزب حق رأی دارند و این افراد معمولاً از بین افرادی که بیشترین پول و کمک را به حزب انجام داده باشند انتخاب میشوند و این افراد با توجه به تعدادشان در نتیجه انتخاب نامزد نهایی حزب تأثیرگذار هستند. ترامپ فیلتر سوم یعنی جذب آرای مردمی را هم به طور ناباورانهای رد کرد.
با همه حاشیهها و ادبیات بدی که ترامپ داشت، اما یک اتفاق غیرمعمول در امریکا رخ میدهد که برای ما خیلی مهم است و آن بروز بیاعتمادی به رهبران این کشور است. جمهوری اسلامی ایران 37 سال است که میگوید رهبران امریکا قابل اعتماد نیستند و نظرسنجی اخیری که موسسه «پی یو» انجام داده است نشان میدهد که 70 درصد مردم امریکا به رهبران خود اعتماد ندارند. ایران میگوید این سیستم مدیریت شده است و پول نفوذ زیادی در آن دارد و همین سخنان ترامپ درباره فاسد و ناسالم بودن سیستم حکومتی امریکا سبب شد تا مردم به او رأی دادند و این سخنان متفاوت از سیاستمداران سنتی است و مردم هم میگویند که از سیاستمداران سنتی خسته شدهاند. با اقبال افکار عمومی امریکا به ترامپ، رأی دلیگیت او بالا رفت و در عمل اعضای حزب به این نتیجه رسیدند اگر الان ترامپ را از گردونه انتخابات کنار بگذارند اولاً آبروی حزب میرود، چراکه ترامپ رأی آورده بود و با کنار گذاشتن وی سیستم دموکراسی زیر سؤال میرفت و دیگر اینکه گفتند اگر ترامپ را کنار بگذارند در انتخابات شکست خواهند خورد. به همین خاطر به این نتیجه رسیده بودند که اگر در انتخابات حضور داشته باشد حداقل احتمال پیروزی وجود دارد. پس در نهایت مجبور شدند ترامپ را به عنوان نامزد نهایی معرفی کنند.
فیلتر چهارم آرای نمایندگان الکترال کالج است که ماه دسامبر رئیسجمهور را انتخاب خواهند کرد. اگر انتخابات ریاست جمهوری در امریکا برگزار نشود از نظر قانون اساسی مشکلی وجود ندارد چون قانون نگفته است انتخابات برگزار کنند. قانون اساسی از ایالاتها نماینده میخواهد تا دور هم جمع شوند و رئیسجمهور را انتخاب کنند و سیستم انتخابشان نیز برعهده خود ایالتهاست. به مرور زمان، در تاریخ امریکا چیزی که اتفاق افتاد این بود که گفتند این نمایندگان الکترال با رأی مردمی انتخاب شوند تا انتخابات دموکراتیکتر باشد.
البته در تاریخ امریکا سابقه نداشته که آرای الکترال برخلاف رأی مردمی باشد و نتیجه کلی را تغییر دهد. البته این اتفاق افتاد که جورج بوش رأی مردمی کمی داشت اما توسط آرای الکترال رئیسجمهور شد. هر ایالتی به تعداد نمایندگان در کنگره رأی الکترال دارد و هر فرد میتواند به انتخاب خود به هر کسی که بخواهد رأی بدهد. حتی ممکن است نماینده یک حزب به نامزد حزب مخالف رأی بدهد و این اختیار را دارد.
فیلتر پنجم «رسانه» است. رسانهها قبلاً میتوانستند افکار عمومی را مدیریت کنند، ولی الان قدرت خود را از دست دادهاند و مردم زیاد به آن استناد نمیکنند و ترامپ توانست از این مسئله بیشتر به نفع خود استفاده کند. در انتخابات اخیر بیشتر رسانهها از هیلاری کلینتون، نامزد دموکراتها حمایت کردند و ترامپ از سوی رسانهها و چهرههای سرشناس امریکا حمایت نمیشد، اما به هر حال رسانه در برخی اقشار جامعه تأثیرگذار است. یعنی رسانههای امریکا همه طرفدار کلینتون بودند و تنها برخی خبرنگاران شبکه «فاکس نیوز» طرفدار ترامپ بودهاند و بیشتر آنها در خدمت دموکراتها بودند. ترامپ به رغم نبود حمایتهای رسانهای باز هم توانست از این فیلتر عبور کند.
از پنج فیلتری که شما اشاره کردید تنها دو مورد رسمی است، اما بقیه غیررسمی است و قانون خاصی درباره فیلتر کردن افراد برای نامزد شدن در حزب وجود ندارد، ولی به عنوان موارد تأثیرگذار در انتخاب فرد مورد نظر به کار میروند؟
بله، این سیستم امریکا نوعی فیلترینگ هوشمند انجام داده بدون قانون و بخشنامه همه کارهایش را انجام میدهد و امری طبیعی است. رسانههای امریکا و نخبگان سیاسی همه از کلینتون حمایت میکردند و هیچ بخشنامهای وجود ندارد که رسانهها را نسبت به جانبداری از یک نامزد منع کند.
به نظر میرسید اینکه ترامپ توانست همه فیلترهای سر راه خود را پشت سر بگذارد، شانسی نبوده، بلکه جامعه امریکا در شرایطی قرار گرفته که سبب اقبال عمومی به ترامپ شده است. در سطح سیاسی هم زمینههایی وجود داشته است که به ترامپ در عبور از این فیلترها کمک کرده است. به نظرتان این عوامل اجتماعی و سیاسی چه چیزهایی هستند؟
امریکا به منظم بودن و مدیریت شده بودن مشهور بود و جمهوریخواهان و دموکراتها علیه همدیگر سخنانی میگفتند، اما هر دو حزب اظهارنظرها را داخل ساختار امریکا انجام میدادند. اتفاقی که در انتخابات 2016 رخ داده، این است که این ساختارها به هم ریخته است. اینکه ترامپ رأی مردمی را دارد یک امر تصادفی نیست و نوعی بیداری و آگاهی در جامعه امریکاست و مردم این کشور متوجه شدند چه تحولاتی در حال رخ دادن است و از طرفی ترس امریکاییها از حکومت از بین رفته است و مردم با توجه به اظهارات ساختارشکنانه ترامپ متوجه شدند که وی میتواند این ساختار را تغییر دهد. در سخنرانی ترامپ یک هفته قبل از انتخابات طرفدارانش به جای واژه یواسای(USA) شعار میدادند جو اسای(Jew SA ) یعنی امریکای یهودی و این مسئله در تاریخ امریکا سابقه نداشته است. تاکنون افکار عمومی درباره یهودیان و اسرائیل مدیریت شده بود و کسی به طور علنی با یهودیها مخالفت نمیکرد، اما الان این مسئله تغییر یافته است.
این تغییرات در جامعه و ساختار امریکا برای ایران فرصت است تا بتواند از آن استفاده کند و برای این موضوع باید طراحیهایی داشته باشد، از اینکه ترامپ رأی آورده باید چگونه با این مسئله برخورد کند. همانگونه که امریکاییها در انتخابات ایران فعال هستند و برنامهریزیهای خاصی دارند ما هم باید برای انتخابات امریکا برنامه و طراحیهایی داشته باشیم، اما در وزارت خارجه ایران این طرحها در اولویت نیست.
به نظرتان چرا ما درک درستی از تحولات داخلی و ساختار حاکم بر امریکا نداریم. این سهلانگاری از چه عواملی ناشی میشود؟
اولاً ما کارشناس خوب در حوزه امریکا نداریم. نتیجه این وضعیت این است که افراد معدودی در ایران درباره امریکا اظهارنظر میکنند و برخی هم بر اساس تفکرات لیبرال دموکراسی به امریکا تعلق خاطر دارند و به همین خاطر نمیتوانند درباره این کشور اظهارنظر کنند. وزارت خارجه ایران اگر بدنه قوی کارشناسی در حوزه امریکا داشت وضعیت برجام به گونه دیگری رقم میخورد و اگر رسانههای ما خبرنگار ثابت در این حوزه داشتند وضع بهتر از این بود. بین نخبگان سیاسی ما باید این تفکر به وجود آید که امریکا دیگر الگو نیست و باید تفکر لیبرال دموکراسی از بین برود و اجماعی در مواجهه با امریکا ایجاد شود.
الان با آمدن ترامپ در جامعه امریکا پدیده غیرعادی به وجود آمده و حتی صحبت از تغییر ساختارهای حاکمیتی است که ترامپ بارها در سخنرانیهای تبلیغاتی خود به آن اشاره کرده است. به نظرتان چه عواملی در بروز این پدیده نقش داشتهاند؟
در بروز این پدیده عوامل اقتصادی نقش دارد که به خروج کارخانهها از امریکا منجر شد. چون دنبال کارگر ارزان بودند و سیستم این امکان را برایشان فراهم کرد تا از امریکا خارج شوند. افراد کارشان را از دست دادند و متوجه شدند کسی مسبب این مشکلات مالی است و الان مردم سیستم امریکا را مقصر میدانند. وقتی میبینند با وجود مشکلات اقتصادی امریکا در جنگهای عراق و افغانستان چند تریلیون دلار هزینه میکند بدبین میشوند. ترامپ هم گفته است اگر هزینههای جنگی در داخل سرمایهگذاری میشد وضع کشور بهتر از شرایط فعلی بود. از طرفی، این تغییر در جامعه امریکا نوعی جنبه اعتراضی به ساختار حاکم دارد و بسیاری از مردم شاید طرفدار ترامپ نباشند، اما به خاطر لجاجت با ساختار حاکم به ترامپ رأی میدهند تا اعتراض خودشان را اینگونه اعلام کنند. پس پیروزی ترامپ، نه مردم به ساختار امریکایی است.
ورود ترامپ به کاخ سفید به عنوان کسی که از سیستم حاکم بر امریکا انتقاد کرده چه تأثیری بر سیاست خارجی امریکا خواهد داشت؟ به عبارت دیگر، سیاست خارجی امریکا در چه جهتهایی تعدیل میشود؟رویکرد این کشور در مقابل روسیه، چین و حتی کشورهای عربی به چه سمت و سویی خواهد رفت؟
باتوجه به اینکه ترامپ سابقه سیاسی ندارد به همین خاطر سیاست خارجی وی غیرقابل پیشبینی است و معلوم نیست چه سیاستی را اتخاذ خواهد کرد و باید دید اطرافیانش چه اقدامی انجام خواهند داد. مایکل فرند، مشاور امنیتی ترامپ نسبتاً بد نیست. او دو سال پیش رئیس اطلاعات ارتش بود و زمانی هم که از ارتش بیرون آمد گفت که داعش نتیجه مداخله سیاستهای امریکا در خاورمیانه است. در حلقه ترامپ این تصور وجود دارد که عربستان سعودی در منطقه زیادهروی میکند و برخلاف تیم کلینتون نگاه ضد عربستانی در بین اطرافیان ترامپ حاکم است و به نظر میرسد در زمان ترامپ همراهی با سیاستهای عربستان در خاورمیانه کمتر خواهد شد. در برخی حوزهها که ترامپ حرفهای زیادی گفته است تغییرات چندانی ایجاد نمیشود. بنابراین، در حوزه سیاست خارجی آینده مشخصی وجود ندارد. در بحث روسیه هم ترامپ گفته است با روسیه روابطش را بهبود خواهد داد و ممکن است در بحران سوریه به توافقاتی دست پیدا کنند. رابطه کلینتون با لابی صهیونیستی و اسرائیل بیشتر بود، اما رابطه ترامپ با صهیونیستها کمتر است و یکی از مشکلات ترامپ در ابتدا این بود که گفته بود در مسئله فلسطین بیطرف خواهد بود که بعداً این موضع خود را اصلاح کرد. در امریکا کسی که میخواهد رئیسجمهور شود باید از صهیونیستها حمایت کند.
باتوجه به اینکه ترامپ در کمپینهای تبلیغاتی خود پیش از انتخابات بارها مخالفت خود را با توافق هستهای ایران و 1+5 اعلام کرده بود و حتی مدعی شده بود در صورت پیروزی در انتخابات برجام را پاره خواهد کرد به همین منظور نگرانیها نسبت به آینده برجام چه در داخل ایران و چه در بین شرکای اروپایی واشنگتن افزایش یافته است. با این حال شما چشمانداز توافق هستهای ایران را چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا ترامپ با قرار گرفتن در هرم قدرت امریکا به وعدههای انتخاباتی خود در مقابل توافق هستهای عمل خواهد کرد یا اینکه این وعدهها تنها در حد حرف باقی خواهد ماند؟
به نظرم، ترامپ در ماههای اول ورود به کاخ سفید سیاست خارجی امریکا در مقابل ایران را به دست کنگره خواهد داد تا در این زمینه تصمیمگیری کند. امریکاییها سعی دارند فشارها به ایران را افزایش دهند. آنها بر این باورند که تحریمها علیه ایران جواب میدهد و این تحریمها بود که ایران را پای میز مذاکره آورد و باید همچنان فشارها ادامه پیدا کند. به همین خاطر است که کنگره به دنبال تحریمهای بیشتر است. ترامپ نیز از این اقدامات حمایت خواهد کرد و با رفتن باراک اوباما شرایط برای اجرای برجام سخت خواهد شد.