عوامل شکست هیلاری کلینتون
انتخابات ریاستجمهوری آمریکا برگزار شد و جمهوریخواهان توانستند پس از هشت سال کاخ سفید را مجددا تصاحب کنند.
دونالد ترامپ با خلق معجزه توانست هیلاری کلینتون را شکست دهد و شگفتیساز شود. ترامپ با این پیروزی عجیب نشان داد نمیتوان به نظرسنجیها اعتماد کرد و عالم سیاست، صحنه وقوع حوادث غیرمنتظره است اما واقعا چه شد کلینتون که اکثریت تحلیلگران و نظرسنجیها او را پیروز انتخابات میدانستند، رقابت را به ترامپ واگذار کرد؟ در ابتدا به تحلیل نتایج میپردازیم.
نتایج انتخابات
به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از وقایع اتفاقیه ، ترامپ توانست با کسب 59 میلیون و 907 هزار رأی (47,2 درصد آرا) و بهدست آوردن 306 رأی الکترال بر هیلاری کلینتون با کسب 60 میلیون و 278 هزار رأی (47,5 درصد آرا) و بهدست آوردن 232 رأی الکترال پیروز شود. نکته جالب در این رابطه این است که همانند انتخابات سال 2000 که ال گور از لحاظ آرای مردمی از جورج دبلیو بوش جلوتر بود اما این آرای الکترال بود که بوش و ترامپ را برنده انتخابات کرد. پس با این وضعیت، در این سالها دموکراتها در هر انتخابات ریاستجمهوریای که شکست خوردهاند از وضعیت ایالتی و آرای الکترال بوده اما آرای مردم را داشتهاند که نشاندهنده اقبال بیشتر به آنهاست؛ در نتیجه، دموکراتها قربانی سیستم الکترال کالج هستند. گری جانسون، کاندیدای حزب لیبرتارین هم با کسب چهار میلیون و 58 هزار نفر (3,2 درصد آرا) و جیل استاین، کاندیدای حزب سبز با بهدست آوردن یک میلیون و 213 هزار رأی (یک درصد آرا) در رتبههای بعدی قرار گرفتند. انتخابات امسال، انتخاباتی نزدیک و رقابتی بود. ترامپ در ایالتهایی توانست پیروز شود که چندین دهه بود به دموکراتها رأی میدادند. پیروزی ترامپ نه بهدلیل تلاش بیشتر خودش، بلکه بهعلت چندین عامل که به ضرر کلینتون بوده و در ادامه به آنها اشاره میشود، بود. شکست کلینتون بدترین شکست کاندیدای حزب دموکرات از سال 1988 است که در آن انتخابات، جورج بوش پدر با 426 رأی الکترال، مایکل دوکاکیس را با 111 رأی الکترال شکست داد. در انتخابات بعدی کاندیداهای دموکرات، بیل کلینتون (با کسب 370 و 379 رأی الکترال)، ال گور (266 رأی الکترال)، جان کری (251 رأی الکترال) و باراک اوباما (365 و 332 رأی الکترال) عملکرد بهتری داشتند.
کلینتون اگر میتوانست سه ایالت سنتی خودشان یعنی ویسکانسین، میشیگان و پنسیلوانیا راکه از سال 1988 تاکنون به دموکراتها رأی میدادند، حفظ کند، الان با کسب 278 رأی الکترال در مقابل 260 رأی ترامپ، برنده انتخابات بود. شب انتخابات و فردای آن اکثر مردم فکر میکردند دلیل پیروزی ترامپ افزایش مشارکت رأیدهندگان عصبانی سفیدپوست بوده است اما اینگونه نیست چون آرای ترامپ کمتر از کاندیداهای جمهوریخواه شکستخورده دو انتخابات اخیر یعنی جان مک کین و میت رامنی است. مک کین 59 میلیون و 948 هزار رأی بهدست آورده و رامنی 60 میلیون و 933 هزار رأی کسب کرده بود. عوامل شکست کلینتون را میتوان این موارد دانست.
مشارکت پایین
در انتخابات امسال شاهد مشارکت پایین مردم بودیم. فقط 49درصد از حائزین رأیدادن در انتخابات شرکت کردند، این کمترین میزان مشارکت در انتخابات از سال 1996 تاکنون است. در انتخابات سالهای 2008 و 2012، میزان مشارکت 57 و 55 درصد بود. مشارکت امسال در کنار سال 1996،یکی از پایینترین میزان مشارکت در تاریخ انتخابات ریاستجمهوری آمریکا از سال 1932 است.
نداشتن محبوبیت
هم کلینتون و هم ترامپ در آمریکا دارای محبوبیت نیستند. یکی از دلایل کاهش مشارکت هم علاقه نداشتن آنها به این دو کاندیدا بود. بر اساس میانگین نظرسنجیها، محبوبیت کلینتون 45 درصد و عدم محبوبیت او 55 درصد بوده و ترامپ یکی از معدود رؤسایجمهوری است که هنگام انتخابات محبوبیت ندارد. محبوبیت ترامپ 38 درصد بوده و میزان عدم محبوبیت او 58 درصد است. این در حالی است که اوباما هماکنون 52 درصد محبوبیت و 45 درصد عدم محبوبیت دارد.
عامل بردلی
یکی از نکاتی که در انتخابات امسال بسیار جلب توجه کرد، غیردقیقبودن نظرسنجیها و اشتباه پیشبینی آنها بود. در تمام نظرسنجیهای قبل از انتخابات، کلینتون پیروز انتخابات بود. مسئلهای که در این رابطه مطرح میشود عامل بردلی است. داستان از این قرار است که در انتخابات سال 1982 فرمانداری کالیفرنیا، تام بردلی، شهردار سیاهپوست لسآنجلس کاندیدای دموکراتها بود. در حالی که در تمام نظرسنجیها بردلی پیشتاز بود اما در انتخابات شکست خورد. پس از این واقعه عامل بردلی در انتخابات آمریکا مطرح شد، به این صورت که مردم در نظرسنجیها خجالت میکشیدند بگویند به یک سیاهپوست رأی نمیدهند ولی در روز انتخابات بر اساس وجدانشان رأی دادند و به یک سیاهپوست رأی ندادند؛ البته این مسئله در انتخابات 2008 که اوباما پیروز شد، حل شد ولی هنوز درباره اینکه یک زن رئیسجمهوری شود، حساسیت وجود دارد و آمریکاییها برخلاف نظرشان در نظرسنجیها رأی دادند.
حمایت نکردن دموکراتها
میزان حمایت دموکراتها از کاندیدای حزبشان در این انتخابات کاهش یافت. حتی اقلیتها هم آنگونه که باید، به کلینتون رأی ندادند. در تمام زمینهها رأی کلینتون در مقابل اوباما کاهش یافته است. رأی کلینتون در میان حتی زنان و جوانان 18 تا 29 ساله، فقرا، شهرهای کوچک و روستاها، هیسپنیکها و سیاهپوستان کاهش یافته است. رأی او در مقایسه با اوباما در رابطه با زنان، یک درصد (55 به 54درصد)؛ جوانان 18 تا 29 ساله، 6 درصد (60 به 54 درصد)؛ فقرا، هشت درصد (50 به 52 درصد)؛ شهرهای کوچک و روستاها، 6 درصد (48 به 34درصد)؛ هیسپنیکها، 6 درصد (71 به 65 درصد) و سیاهپوستان، پنج درصد (93 به 88 درصد) کاهش یافته است.
عملکرد ضعیف
کلینتون در 6 ایالت، آیووا، ویسکانسین، میشیگان، پنسیلوانیا، اوهایو و فلوریدا که اوباما در سالهای 2008 و 2012 در آنها پیروز شده بود، شکست خورد. کلینتون در حالی سه ایالت مهم و دژ دموکراتها یعنی ویسکانسین، میشیگان و پنسیلوانیا را از دست داده که در آنها به ترتیب با فاصله یک درصد، 0,3 درصد و 1,2 درصد شکست خورده است. این امر به علت غرور کاذب و تحلیل اشتباه کمپین کلینتون از پیروزی در این ایالتها بوده است. کمپین کلینتون تا حدی به پیروزی در ویسکانسین اطمینان داشته است که کلینتون حتی یک سفر به این ایالت نداشت. آرای کلینتون در میشیگان، پنسیلوانیا و ویسکانسین به ترتیب 13 درصد، پنج درصد و 15 درصد کمتر از آرای اوباما در سال 2012 بود.
جیل استاین
یکی از مهمترین علتهای شکست کلینتون را باید جیل استاین، کاندیدای حزب سبز بدانیم. استاین که کاندیدای حزب لیبرال سبز بود، پایگاه رأی مشترکی با کلینتون داشت و توانست همان بلایی را بر سر کلینتون بیاورد که راس پرو در انتخابات 1992 بر سر باب دال و رالف نیدر در انتخابات 2000 بر سر ال گور آورد. بهطور مثال، فاصله آرای ترامپ با کلینتون در ویسکانسین 27 هزار رأی بوده و استاین در این ایالت 30 هزار رأی کسب کرده است. در میشیگان فاصله ترامپ با کلینتون 12 هزار رأی بوده و استاین 50 هزار رأی کسب کرده است. اگر استاین این آرا را از کلینتون کم نکرده بود، الان او رئیسجمهوری آمریکا بود. اگر آرای نیدر در فلوریدای جنجالی سال 2000 هم نبود، الگور با پیروزی در آن ایالت، رئیسجمهوری آمریکا میشد.
جیمز کومی
یکی از نقاط ضعف عمده کلینتون، مسئله مربوط به رسوایی ایمیلها در زمان وزارت امور خارجه بود. جیمز کومی، جمهوریخواه، که رئیس افبیآی است با اعلام این نکته در 12 روز مانده به انتخابات که مجددا پرونده ایمیلهای کلینتون را بررسی میکند، ضربه بزرگی به او زد. با وجود اینکه این پرونده چهار ماه پیش بسته شده بود اما مجددا باز شد و پس از آنکه معلوم شد مشکلی وجود ندارد، یک روز قبل از انتخابات مجددا اعلام کرد مسئلهای وجود ندارد اما این داستان اثر منفیاش را بر آرای کلینتون گذاشته بود.
سلامتی
مسئله سلامتی کلینتون که از سال 2011 مطرح بود و در 11سپتامبر امسال به اوج خود رسید، موجب شک و شبهه در میان برخی از رأیدهندگان شد. در شب قبل از انتخابات هم مجددا فیلمی از او منتشر شد که در حال از دست دادن کنترل خودش حین راهرفتن است. ترامپ توانست با پیروزی قاطع در روستاها، او را که پایگاهش در مناطق شهری بود، شکست دهد. ترامپ توانست با پیشتازی در ایالتهای صنعتی غرب میانه همانند میشیگان، ویسکانسین و پنسیلوانیا که اکثریت جمعیتشان سفیدپوستان بدون مدرک دانشگاهی هستند، پیروز شود. کلینتون در شهرهای بزرگ پیروز شد اما در شهرهای کوچک بهویژه شهرهای قطب صنعتی شکست خورد. همه چیز دست به دست هم داد تا آنگونه که پولیتیکو در شب انتخابات گفته بود، ترامپ برای پیروزی نیاز به معجزه دارد، رخ دهد و ترامپ، فرد غیرسیاسی پوپولیست ثروتمندی که تمایلات ضداقلیتهای دینی و نژادی دارد، چهلوپنجمین رئیسجمهوری آمریکا شود و حالا قصد دارد میراث اوباما را نابود کند. آمریکاییها و بهطور ویژه دموکراتهایی که حاضر به شرکت در انتخابات نشدند و سران حزب دموکرات که کاندیداهای بهتری همچون برنی سندرز و جو بایدن را نادیده گرفتند، باید پاسخگو بوده و شاهد بدترشدن اوضاع در دولت جمهوریخواه ترامپ باشند.



