تجارت (بورس) آزاد

تجارت (بورس)  آزاد

در کتابی منتشر شده در اوایل امسال با عنوان «یافتن زمان: اکونومیک تعارض کار-زندگی»، خانم بوشی بحث می‌کند که دردسرهای بازار کار آمریکا نتیجه شکست آن با مقابله با ساختارهای خانوادگی است. زنان زمانی در خانه می ماندند، غذا می پختند، لباس اتو می‌کردند و مراقب بچه‌ها بودند در حالی که شوهرانشان برای کار به بیرون می رفتند. این تقسیم‌بندی جهانی نبود – در خانواده‌های فقیرتر، مخصوصاً، زنان مدت‌های زیادی خارج از خانه کار کرده اند. ولی آن هنجار بود.

آمریکا تلاش کمی برای کمک به توازن کار-زندگی مردم می کند. هیدر بوشی  وارد می‌شود. 
در تنور داغ انتخابات ریاست جمهوری عجیب آمریکا، به راحتی می‌توان فراموش کرد که تاریخ ممکن است ساخته شود. هیلاری کلینتون، اگر انتخاب شود، اولین رئیس جمهور زن خواهد بود. می‌توان گفت موفقیت او نمونه‌ای از مهمترین تغییر اجتماعی قرن گذشته خواهد بود. در ابتدای دهه ۱۹۵۰ تنها حدود یک سوم زنان آمریکایی کار می کردند، در حالی که تقریباً ۹۰ درصد مردان کار می کردند. امروزه، ۵۷ درصد زنان سر کارند، در حالی که سهم مردان زیر ۷۰ درصد است. 
این جابجایی تریلیون ها به خروجی اقتصادی اضافه کرده است، و به زنانی که مجبور بودند در خانه زندانی شوند شرکت هایی تأسیس کنند، محصولات جدید اختراع کنند، مسیر علم را پیش ببرند یا کسب درآمد کنند. همچنین زندگی در خانه را متحول کرده است. با این حال سیاست گذاران آمریکایی به شکل دردناکی آهسته به این واقعیت پاسخ داده اند.
آمریکا یک بیگانه فوق‌العاده در کیفیت شبکه امنیت خود برای خانواده‌هاست. این کشور شرکت ها را ملزم نمی‌کند که هیچ گونه مرخصی خانوادگی با حقوق (مثلاً وقتی کودکی متولد می شود) ارائه کنند. میانگین در OECD، باشگاهی عمدتاً متشکل از کشورهای غنی، ۵۴ هفته است. به عنوان بخشی از تولید ناخالص ملی، کل هزینه‌ها در زمینه مزایای خانوادگی در آمریکا، ۱/۶ درصد، قطعاً پایین‌تر از میانگین OECD می باشد. و یک سوم آن به شکل مرخصی های مالیاتی است – که خیلی به درد خانواده‌های فقیرتر که مالیات اندکی در وهله اول پرداخت می‌کنند نمی خورد.
به نظر می‌رسد خانم کلینتون قصد دارد این مشکل را حل کند. او هیدر بوشی را به عنوان اقتصاددان ارشد در تیم تغییر خود نامگذاری کرده است (که او را در صف یک سمت ارشد در دولت کلینتون قرار می دهد). خانم بوشی، که در حال حاضر در مرکز رشد مساوی واشنگتن، یک اتاق فکر با گرایش چپ، حضور دارد، نابرابری‌ها در بازار کار را کانون تحقیقات خود قرار داده است.
علیرغم چندین دهه پیشرفت، شکاف جنسیتی همچنان باز مانده است. زنان هنوز به خوبی در مناصب اصلی و در میان کارآفرینان نشان داده نمی شوند. با کمک این موضوع می‌توان توضیح داد چرا میانه دستمزد زنان ۸۰ درصد دستمزد مردان است، که پایین‌تر از میانگین OECD می باشد. به طرز نگران کننده ای، پیشرفت می‌تواند رو به کاهش باشد. نسبت زنان در نیروی کار آمریکا – که پایین‌تر از بخش اعظم اروپای غربی باقی‌مانده است – در سال‌های اخیر افت داشته است. سهم مدارک حرفه‌ای دریافت شده توسط زنان از تقریباً هیچ تا بیش از ۴۰ درصد در اوایل دهه اول ۲۰۰۰ بالا رفت، ولی بعد از آن افت کرده است.
در کتابی منتشر شده در اوایل امسال با عنوان «یافتن زمان: اکونومیک تعارض کار-زندگی»، خانم بوشی بحث می‌کند که دردسرهای بازار کار آمریکا نتیجه شکست آن با مقابله با ساختارهای خانوادگی است. زنان زمانی در خانه می ماندند، غذا    می پختند، لباس اتو می‌کردند و مراقب بچه‌ها بودند در حالی که شوهرانشان برای کار به بیرون می رفتند. این تقسیم‌بندی جهانی نبود – در خانواده‌های فقیرتر، مخصوصاً، زنان مدت‌های زیادی خارج از خانه کار کرده اند. ولی آن هنجار بود.
با پیوستن زنان به نیروی کار با تعداد فراینده،‌ مسئولیت های خانگی بیشتری به ساعات خارج از کار هل داده شد. (هرچند مردان کار بیشتری نسبت به گذشته در خانه انجام می دهند، زنان هنوز هم بخث اعظم وظایف خانگی را به دوش می کشند.) برخی می‌توانند پرستار و نظافتچی استخدام کنند تا کمک دست باشد. ولی خیلی خانواده ها، و بخصوص زنان، کارهای خیلی زیاد و زمان خیلی کم برای انجام آن‌ها دارند. این ممکن است باعث شود آن‌ها کار رسمی را رها کنند. سیاست‌های سازگار با خانواده تقریباً به طور قطعی منبع کاری را تقویت می کنند. برای مثال OECD اظهار می‌دارد که افزایش ها در مرخصی های با حقوق تا مجموع دو سال مشارکت زنان در نیروی کار را افزایش می دهد.
بنابراین خانم بوشی از دولت آمریکا می‌خواهد قدم به بخش‌هایی از محل های کار و خانه‌ها بگذارد که تاکنون ترجیح داده است از آن دوری کند. در کتاب خود، او تقویت شبکه امنیت آمریکا برای شبیه تر ساختن آن به همتای اروپایی اش را پیشنهاد می کند: دادن زمان حقوق دار بیشتر به کارگران برای مراقبت از نوزادان تازه یا اقوام بیمار؛ فراهم کردن انعطاف پذیری بیشتر در زمان کار؛ و ارائه حمایت بیشتر برای آموزش کودکان پیش دبستانی. همه این‌ها یک لطف در حق خانواده‌های تحت فشار به نظر می رسد. ولی آیا دولت واقعاً مجبور است آن‌ها را تأمین کند؟‌
به اتفاق همکاران نویسنده خود، خانم بوشی بحث می‌کند که سیاست‌های مرخصی خانواده بهتر زندگی خانواده‌های دچار مشکل را بهبود نخواهد بخشید ولی بهره وری کارگران را تقویت کرده و هزینه‌های شرکت ها را کاهش خواهند داد. در پژوهش به اتفاق سارا جین گلین، از مرکز پیشرفت آمریکا، یک اتاق فکر دیگر چپی، خانم بوشی دریافت که هزینه کارفرمایان برای جایگزین کردن کارگرانی که (به هر دلیلی، از یک شغل جدید گرفته تا والد شدن)‌ خداحافظی می‌کنند می‌تواند به اندازه ۱۵ الی ۲۰ درصد دستمزد سالانه باشد، حتی در شغل‌هایی که کمتر از ۳۰۰۰۰ دلار در سال می پردازند. خوبی کردن به کارگران، بنابراین، برای شرکت ها و برای اقتصاد هم خوب خواهد بود. تحقیق دیگر پیشنهاد می‌دهد که قوانین کاری انعطاف پذیرتر غیبت را کاهش داده و بهره وری را بالا می برند.
ولی اگر سیاست‌های خانواده روشن شرکت ها را قادر سازد بهره وری کارگران خود را بالا ببرند و هزینه‌ها را کاهش دهند، باید خود برای تأمین کردن آن‌ها تلاش کنند. حداقل، هزینه استخدام جایگزین ها باید به کارمندان تحت فشار – کسانی که باردار هستند، مثلاً، یا باید از والدین پیر مراقبت کنند – فرصت چانه زدن برای رفتار بهتر را بدهد. در سطح مسائل، قوانین و آیین نامه‌های دولتی جدید هستند.
بررسی کامل
برخی شرکت ها در‌واقع پی برده‌اند که مهربان بودن با کارکنانشان نتیجه می دهد: وقتی گوگل مرخصی زایمان با حقوق خود را از ۱۲ به ۱۸ هفته در سال ۲۰۰۷ افزایش داد، نرخ مادران جدیدی که خداحافظی می‌کردند به نصف کاهش یافت. ولی، شرکت های بزرگ سودآور مانند گوگل در مقایسه با بیشتر شرکت های دیگر در وضعیت بهتری هستند که به این فرصت توجه کرده و مطابق آن عمل کنند. در شرکت هایی که از چند نفر نیرو بهره می‌گیرند و نه هزاران نفر، ممکن است مرخصی رفتن یک نفر به مدت شش ماه تضعیف کننده باشد. در اینجا یک توجه از سوی دولت می‌تواند کمک کننده باشد. بیمه اجتماعی گسترده می‌تواند به شرکت های کوچک کمک کند و در بار مالی آن‌ها شریک باشد: آن‌ها به یک صندوق پول می پردازند، که در زمان رفتن کارمندان به مرخصی ولادت می‌توانند از آن برداشت کنند. پاسخ‌های آسانی در اینجا وجود ندارد. ولی تیم خانم کلینتون حداقل شروع به پرسیدن سؤالات درستی کرده اند.

کارشناس اقتصادی*

 

x