تاجر غیر متخصص به خارج نفرستیم
تاسیس مراکز تجاری در خارج از کشور طرحی است که مدیر کل دفتر امور نمایندگیهای سازمان توسعه تجارت ایران از آن سخن گفته است. تاسیس مراکز تجاری در خارج از کشور یکی از عواملی است که به رونق اقتصادی تولید داخلی و صادرات غیرنفتی کمک میکند.
در شرایط کنونی که اقتصاد داخلی در رکود به سر میبرد این اقدام میتواند باعث رونق تولید شود و تولیدکنندگان نیز میتوانند به تولید خود بیفزایند. همچنین با توجه به اینکه در حال حاضر بیش از ۹۰ درصد صنایع کشورمان کوچک و متوسط هستند، تاسیس چنین مراکزی باعث میشود تا این مراکز در هم ادغام شوند و بتوانند کارگاههای بزرگی ایجاد کنند.
به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از آرمان ، مسعود دانشمند، عضو اسبق هیات نمایندگان اتاق بازرگانی ایران و تهران درباره تاسیس مراکز تجاری خارج از کشور میگوید:«مشکل تولید داخلی کشورمان این نیست که واحدهای تولید کوچک هستند، بلکه مشکل بازار نداشتن آنهاست. تاسیس مراکز تجاری یکی از اقداماتی است که میتواند تولید ما را در ایجاد بازار یاری دهد.»
یکی از مسئولان از تاسیس مراکز تجاری در خارج از کشور خبر داده است. مدیر کل دفتر امور نمایندگیهای سازمان توسعه تجارت ایران اعلام کرده است قرار است در ترکیه، آذربایجان، عمان، قزاقستان، پاکستان، افغانستان، عراق و ارمنستان، کنیا، نیجریه، غنا و آفریقایجنوبی مرکز تجاری تاسیس شود. شما این موضوع را چطور ارزیابی میکنید؟
ما در گذشته مراکز تجاری در کشورهای همسایه از جمله امارات و ترکیه تاسیس کرده بودیم که آنها را تعطیل کردیم. باید ابتدا معلوم شود نیت ما از تاسیس چنین مراکزی چیست؟ به طور کلی، تاسیس مراکز تجاری خارجی در اکثر کشورها را رایزن بازرگانی و تجاری بین دو کشور انجام میدهد. به عنوان مثال، چین در ایران و در کنار سفارتخانه این کشور یک مرکز تجاری تاسیس کرده است. اصولا تردد و رفت و آمد اعضای سفارتخانه تحت نظارت وزارت خارجه است و محدودیتهایی شامل آن میشود. وقتی سفارتخانه ای در یک کشور کالایی را میخواهد کشور میزبان موظف است اطلاعات این درخواست را به معاونت بازرگانی یا معاونت اقتصادی وزارت خارجه انتقال دهد. سپس باید منتظر بمانند تا پاسخ این درخواست توسط آن سازمانها دریافت شود. تاسیس مراکز تجاری به دلیل اینکه مستقیما با معاونت بازرگانی و تشکلهای بازرگانی در ارتباط است و بروکراسی ای را که گفته شد انجام نمیدهد، میتواند تسریع بخش نقل و انتقال اطلاعات باشد. بروکراسی وزارت امور خارجه درست است، اما باید این وظایف اضافی را در معاونتهای این وزارتخانه کاهش دهیم. نکته دیگر این است که افرادی که در این مراکز فعالیت میکنند از بازارهای دو کشور مبدا و مقصد به خوبی مطلعند. اگر قرار است با این رویکردها مراکز تجاری در کشورهایی که گفتید تاسیس شود، این اقدام بسیار مثبت ارزیابی میشود، اما اگر قصد داریم مانند گذشته تاجرهایی غیرمتخصص به خارج از کشور بفرستیم، این اقدام نادرست است. در گذشته اینطور بود که از افراد متخصص دیپلماسی که در وزارت امور خارجه بودند، استفاده میکردیم که متاسفانه نتیجه قابل قبولی به دست نیاوردیم؛ به دلیل اینکه این افراد برای فعالیتهای دیپلماسی و مذاکرات بین کشورها تربیت شده اند و تخصص لازم درباره کالاهای صادراتی بین دو کشور را ندارند.
باتوجه به این مواردی که گفتید، اداره این مراکز در خارج از کشور به عهده ایرانیان است یا فقط مراکز توسط ایران تاسیس میشوند؟ اگر ایرانیان برای تاسیس این مراکز به خارج از کشور میروند، آیا میتوان این موضوع را کمکی به معضل اشتغال کنونی دانست؟
به طور کلی اداره چنین مراکزی به عهده نهادی که مورد توافق دو کشور است، قرار میگیرد. افرادی هم که در این مراکز مشغول به کار میشوند، از ایران میروند. البته باید این افراد از بازارهای صادراتی و بازرگانی دو کشور آگاه باشند. طبیعی است وقتی این مراکز تاسیس شوند و رونق پیدا کنند باید تولیدات خود را در آنها قرار دهیم. بنابراین هر چقدر تولید را افزایش دهیم، افراد بیشتری صاحب شغل میشوند. مسیری که درباره معاونت وزارت امور خارجه گفته شد، بیش از دو ماه طول میکشد. در نظر داشته باشید که هیچ تاجری دو ماه برای کسب مجوز صبر نمیکند. تاسیس مراکز تجاری در خارج از کشور به فعالیت تاجران سرعت میدهد که بسیار مثبت ارزیابی میشود.
در حال حاضر یکی از مهمترین مسائل در اقتصاد ایران موضوعاتی مانند کارایی، اثربخشی و بهرهوری است که تا حدودی به آن توجه نکردهایم. باتوجه به این موارد، به نظر شما بخش خصوصی چه نقشی در تاسیس این مراکز ایفا میکند و تاسیس چنین مراکزی تا چه حد میتواند در بهره وری و رشد اقتصادی تاثیرگذار باشد؟
وقتی از اقتصاد سخن میگوییم، کارآمدی، بهرهوری، ارائه خدمات با کیفیت بالا و هزینه پایین باید مورد نظر باشد. بنابراین دفاتر خدمات اقتصادی و مراکز تجاری خارج از کشور حتما باید به شکل خصوصی تاسیس و اداره شوند. دولت میتواند در این راه به بخش خصوصی کمک کند، اما اداره این واحدها حتما باید به شکل خصوصی باشد. اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران اعلام آمادگی کرده است که این گونه دفاتر اقتصادی و مراکز تجاری خارج از کشور را با توجیه اقتصادی ساماندهی کند و لازمه رسیدن به این هدف این است که یک سرمایه اولیه در اختیار قرار گیرد تا اتاق ایران بتواند این سرمایه را برگرداند و از خود تشکلها و واحدهای اقتصادی در این راه بهره بگیرد.
باتوجه به اینکه نظام تولیدی کشورمان در شرایط خوبی به سر نمیبرد، به نظر شما صادرات کالاهای داخلی به خارج از کشور، طرح بلند پروازانه ای نیست؟
به هیچ عنوان موافق این موضوع نیستم که این اقدام به تولید ملی کمکی نمیکند. به طور کلی ما باید برای بازار جهانی تولیدات خود را افزایش دهیم تا جزئی از بازار جهانی شویم. به عبارت دیگر ما باید تولیدات خود را به کشورهای دیگر صادر کنیم تا بتوانیم امکان رقابت با این تولیدات را داشته باشیم. ما چاره ای جز تولید کردن نداریم. اگر مراکز تجاری در خارج از کشور تاسیس کنیم، رونق به تولید داخلی ما بازمیگردد.
مهمترین مشکلی که بسیاری از کارشناسان داخلی درباره تولید عنوان میکنند این است که بیش از ۹۰ درصد کارگاههای تولیدی ما کوچک و متوسطند و کمتر از ۱۰ نفر را تحت پوشش خود قرار میدهند. در چنین شرایطی که بنگاههای اقتصادی ما بسیار کوچک هستند، چگونه میتوانیم به قدری تولید کنیم که به کشورهای خارجی هم صادر کنیم؟
ابتدا باید بگویم اینکه بتوانیم تولید کنیم یا نه، به حجم بنگاههای تولید مربوط نمیشود. اگر تولید کنندگان ما بازار خود را پیدا کنند، با هر امکاناتی تولید میکنند. مشکل تولید داخلی کشورمان این نیست که واحدهای تولید کوچک هستند، بلکه مشکل بازار نداشتن آنهاست. هم اکنون حرف اول در اقتصاد جهانی را انتخاب بازار میزند. اگر بتوانیم بازار تولیدات خود را متنوع کنیم، رونق به بازار ما بازمیگردد. تاسیس مراکز تجاری یکی از اقداماتی است که میتواند تولید ما را در ایجاد بازار یاری دهد. وقتی ما بازار داشته باشیم کارگاههای کوچک، خود به خود در هم ادغام میشوند و خوشههای تولیدی و صنعتی را به وجود میآورند. چرا اروپای امروز دچار رکود شده است؟ به دلیل عدم وجود بازار است، وگرنه در اروپا سرمایه، مواد اولیه، نیروی انسانی و افراد متخصص به اندازه کافی وجود دارد.