جشن قزاق‌ها با غول‌های نفتی

جشن قزاق‌ها با غول‌های نفتی

گویا زمان تولد «کاشاگان قزاق» فرا رسیده است. میدان نفتی کاشاگان قزاقستان که قزاق‌ها روی آن حساب ویژه‌ای باز کرده بودند، ١٥سال پیش کشف شد و بلافاصله کنسرسیومی متشکل از شرکت‌های مطرح نفتی اعم از انی، توتال، شل، اکسون‌موبیل و کونوکو فیلیپس وارد گود آن شدند.

سیدمحمد خطیبی. نماینده سابق ایران در اوپک

 آن‌روزها صحبت از تولید روزانه بیش از یک میلیون بشکه نفت بود و می‌خواستند برداشت اولیه از آن حدود پنج‌سال بعد محقق شود. با این وجود سال‌ها گذشت و تحقق آرزوی قزاق‌ها به درازا کشید، اما حالا ساوات مینبایف، مدیرعامل شرکت دولتی نفت قزاقستان «کازمونای‌گاز»، اعلام کرده است که تولید نفت از میدان فراساحلی کاشاگان، واقع در دریای خزر، ٢٤سپتامبر آغاز خواهد شد و اوایل یا اواسط نوامبر به سطح تولید تجاری خواهد رسید. البته او قبلا پیش‌بینی کرده بود که تولید تجاری نفت این میدان از ماه اکتبر امسال آغاز شود. قناعت بزومبایفت، وزیر انرژی قزاقستان، نیز ماه می امسال پیش‌بینی کرد که سطح تولید نفت میدان کاشاگان در سال جاری میلادی (٢٠١٦) به طور میانگین به یک میلیون تن، در سال ٢٠١٧ به سه‌میلیون تا پنج میلیون تن و در سال ٢٠١٨ میلادی به هفت‌میلیون تن خواهد رسید. مسئله مهم دیگر اینکه کازمونای‌گاز برای واگذاری بخشی از سهام این میدان به ارزش یک میلیارد دلار ماه گذشته (آگوست) قراردادی با شرکت سوئیسی-هلندی ویتول، بزرگ‌ترین معامله‌گر نفت جهان، امضا کرد.

این میدان یکی از بزرگ‌ترین اکتشاف‌های نفتی جهان در چند دهه اخیر به‌شمار می‌رود، اما گسترش آن، با تأخیر، افزایش هزینه و مشکلات فنی روبه‌رو بوده است؛ نخستین محموله نفتی را با یک دهه تأخیر در سپتامبر ٢٠١٤ تولید کرد، اما فعالیت آن یک ماه بعد به علت نشت گازهای سمی متوقف شد. برپایه پیش‌بینی‌ها، در زمان اوج فعالیت میدان کاشاگان، تولید نفت مرحله نخست آن به حدود ٢٠ میلیون تن خواهد رسید و در صورت تصویب سرمایه‌گذاری جدید، این میزان به ٥٠ میلیون تن افزایش خواهد یافت. سهام‌داران پروژه کاشاگان، شرکت‌های اکسون‌موبیل آمریکا، شل انگلیسی- هلندی، توتال فرانسه، اِنی ایتالیا، شرکت ملی نفت چین (سی‌ان‌پی‌سی)، اینپکس ژاپن و کازمونای‌گاز قزاقستان هستند.

اثرگذاری کاشاگان از مسیر چین
نرسی قربان، کارشناس نفت و انرژی

باتوجه‌به سوابقی که از این میدان وجود دارد و زمانی که ادعا می‌کردند قرار است تولید آن را به روزانه بیش از یک ‌میلیون بشکه برساند، می‌توان تأثیر احتمالی تولید تجاری نفت در این میدان را تحلیل کرد. مسئله درخور توجهی که وجود دارد این است که تولید نفت در این میدان سال‌ها به طول انجامیده است و با وجود اینکه کنسرسیوم بزرگی متشکل از شرکت‌های معظم نفتی دست‌اندرکار آن بوده‌اند تأخیرات عمده‌ای داشته است. برآوردهای من این است که تولید این نفت هزینه بالایی دارد و فکر می‌کنم منافع آن بسیار محدود باشد؛ اما به‌هرحال سرمایه‌گذاری‌ بسیار زیادی انجام شده‌است و حالا تاجایی‌که قیمت فروش نفت کمتر از هزینه تولید نباشد تولید در این میدان انجام خواهد شد و عمده‌ترین اثرگذاری آن هم بر بازار چین خواهد بود.

این نفت که در حوزه دریای خزر تولید می‌شود باید صادر شود و برای این مسئله یکی از احتمالات این است که قزاقستان بخواهد از خط لوله‌‌ای که به چین دارد استفاده کند گرچه شروع این خط لوله در نزدیکی کاشاگان نیست. اگر این مسیر برای صادرات برگزیده شود قاعدتا چین باید میزان نفتی را که از قزاقستان وارد خواهد کرد از میزان نفتی که از دیگر مشتریان خود می‌خرد کسر کند. دراین‌میان چین بزرگ‌ترین مشتری نفتی ایران، عربستان و عراق نیز هست اما اینکه نفت قزاقستان جای کدام نفت را در بازار چین بگیرد و چین از سهم چه کشوری کم کند کاملا به سیاست‌گذاری این کشور بستگی دارد.  مسئله دیگر این است که گفته شده شرکت ویتول ماه گذشته حدود یک ‌میلیارد دلار از سهام این میدان را خریده است و از آنجا که این شرکت معامله‌گر بزرگ بازار نفت به ‌شمار می‌رود می‌توان گفت راه برای بازاریابی و فروش نفت این میدان باز شده است. شرکت‌های معامله‌گر نفت به همه راه‌های فروش فکر می‌کنند.

شاید دراین‌میان گزینه فروش یا سوآپ نفت به ایران هم روی میز باشد چراکه ایران خط لوله‌ای به ظرفیت انتقال روزانه ٥٠٠ ‌هزار بشکه نفت از نکا تا پالایشگاه تهران دارد که این فرایند را محقق می‌کند؛ البته اگر قرار بر این باشد نظر من بیشتر بر این است که به‌جای سوآپ نفت، نفت قزاقستان را خریداری کنیم و در ازای آن به‌جای اینکه نفت را به نام قزاقستان در جنوب تحویل دهیم، نفت را بفروشیم چراکه مسئله سوآپ جدای از اینکه می‌تواند با فساد آمیخته شود، در بعد امنیتی نیز حرف و حدیث‌هایی را مطرح می‌کند چراکه وقتی محموله‌ای تحت عنوان سوآپ وارد کشور می‌شود مسئولیت حفظ امنیت آن تا زمانی که تحویل خریدار شود بر عهده ایران خواهد بود اما در بحث خرید نه‌تنها این مسئولیت از دوش ایران برداشته می‌شود بلکه مسئولیت امنیت عرضه نفت به ایران نیز به قزاق‌ها بازخواهد گشت. فارغ از این، سوآپ نفتی برای کشوری مانند ایران که یک مصرف‌کننده و درعین‌حال یک صادرکننده عمده نفت به شمار می‌رود، بی‌معناست.

 درباره تأثیری که تجاری‌شدن نفت میدان کاشاگان بر قیمت‌های جهانی نفت خواهد داشت گرچه تولید سال اول این میدان رقم درخور توجهی نخواهد بود اما اثرگذاری تولید در سال‌های بعدی با احتساب عوامل مختلفی می‌تواند کم و زیاد شود. با توجه به اینکه بسیاری اعتقاد دارند در میانه‌های سال آتی میلادی افزایش عرضه بر تقاضا از بین خواهد رفت و همچنین رشد اقتصادی جهانی مسیر صعودی را در پیش خواهد گرفت، ضرب اثرگذاری نفت میدان کاشاگان گرفته خواهد شد اما بر فرض اینکه هیچ‌کدام از این اتفاقات نیفتد و اضافه‌تولید کشورهایی مانند عراق نیز ادامه پیدا کند و عربستان و اوپک نیز به نتیجه‌ای نرسند، تولید قزاقستان هم مازاد بر مشکلات فعلی خواهد شد و قیمت نفت، با فرض ادامه‌پیداکردن شرایط فعلی، نزولی خواهد شد. ازدیگرسو اگر کشورهای عضو و غیرعضو اوپک برای ثابت‌نگه‌داشتن تولید نفت خود به توافق برسند این مسئله هم از نظر روانی و هم از لحاظ فیزیکی بر بازار اثرگذار خواهد بود و جهت بازار را به طور ملایم به بالا تغییر خواهد داد.

 دراین‌میان مسئله بازارهای آینده را هم باید مد نظر داشت. حجم معاملات در این بازارها ٢٠برابر آن چیزی است که در بازار نقدی معامله می‌شود پس اثرگذاری آنها هم بیشتر است. مسئله مهم این است که این بازارها قوانین خودشان را دارند و بیشتر بر مبنای بورس‌بازی فعالیت می‌کند. معامله‌گران و تحلیلگران این بازارها همه مسائل، ازجمله ثابت‌نگه‌داشتن سقف تولید کشورها، رقابت برای عرضه بیشتر، تولید نفت‌های جدید و... را در نظر دارند و اگر شوک و اتفاق غیرمترقبه‌ای رخ ندهد، کارخودشان را می‌کنند؛ پس طبیعتا تولید تجاری نفت در میدان کاشاگان قزاقستان را که سال‌هاست مطرح شده است نیز در نظر گرفته‌اند. 

تولید نفت میدان کاشاگان قزاقستان، اوایل یا اواسط نوامبر به سطح تولید تجاری خواهد رسید و پیش‌بینی کرده‌اند که سطح تولید در این میدان در سال جاری میلادی به ‌طور میانگین به یک ‌میلیون تُن، در سال ٢٠١٧ به سه‌ میلیون تا پنج‌ میلیون تُن و در سال ٢٠١٨ میلادی به هفت ‌میلیون تُن برسد. مسئله اصلی این است که دوره زمانی این تولید اعلام نشده‌ است. اگر این تولید در مقیاس سال باشد، بسیار ناچیز و اگر در مقیاس روز باشد، بسیار زیاد خواهد بود؛ پس به احتمال زیاد این رقم‌ها میانگین تولید ماهانه است. اگر این‌گونه باشد، با احتساب اینکه هر تُن نفت حدود هفت بشکه می‌شود، طبق پیش‌بینی‌ها این میدان در سال ٢٠١٦ به طور میانگین روزانه حدود ٢٣٠‌ هزار بشکه، در سال ٢٠١٧ میانگین روزانه ٧٠٠‌ هزار تا یک‌میلیون‌و ١٥٠‌ هزار بشکه و در سال ٢٠١٨ بیش از یک‌میلیون‌و ٦٠٠ ‌هزار بشکه به تولید نفت قزاقستان اضافه می‌کند که اگرچه ممکن است در ازای این تولیدات جدید، بخشی از تولیدات قدیمی کاسته شود؛ اما باز هم رقم بسیار درخور‌توجهی است. اگر احتمال‌هایی که برای دوره زمانی داده شده، درست باشد، برای تخمین اثرگذاری این تولید، باید دید نوع نفت تولیدی از میدان، چه نفتی است و به چه بازارهایی عرضه خواهد شد.

اگر نفت سبک باشد، روی بازار همین نفت و اگر سنگین باشد نیز روی بازار نفت سنگین آن‌هم در بازارهای هدف تأثیرگذار خواهد بود. درباره اثرگذاری این مسئله بر ایران، جدای از تأثیری که بر بازار جهانی می‌گذارد و ایران نیز از آن متأثر خواهد شد، نمی‌توان تأثیر منطقه‌ای و جغرافیایی چندانی متصور بود و داشتن میدان مشترک بین ایران و قزاقستان تقریبا بعید به ‌نظر می‌رسد؛ چراکه بیشتر سهم ایران در دریای خزر آب‌های بسیار عمیقی است که بستر آن را نیز لجن تشکیل می‌دهد اما سواحل قزاقستان و آذربایجان عمدتا کم‌عمق هستند که کار روی میادین نفتی را نیز آسان کرده است. برای تأثیر‌گذاری نفت میدان کاشاگان قزاقستان بر نفت جهانی و البته نفت ایران باید دو سناریو را در نظر گرفت. خوش‌بینانه‌ترین حالت این است که در نشست اخیر الجزایر کشورهای نفتی بر سر طرح فریز نفتی توافق کنند.

البته اگر طرح فریز نفتی هم اجرا نشود، افزایش ٢٣٠‌هزار‌بشکه‌ای قزاقستان چندان تأثیری بر کلیت بازار نفت نخواهد داشت و جذب خواهد شد؛ اما برای تولیدات بالاتر توافق‌نکردن روی طرح فریز می‌تواند مشکل‌آفرین باشد. فعلا تولید اوپک ٣٣ ‌میلیون بشکه در روز و تقاضا برای نفت این سازمان ٣١,٥ میلیون بشکه است؛ از‌آنجا‌که پیش‌بینی می‌شود در سال آینده ١.٤‌ میلیون بشکه نفت به تقاضای جهانی افزوده شود، در صورت اجرای درست طرح فریز نفتی، عرضه و تقاضا برای نفت اوپک در بازار جهانی به تعادل می‌رسد و قیمت نفت با شیب ملایم به سمت ٥٠ تا ٦٠  دلار حرکت خواهد کرد. سناریوی دوم این است که بر سر فریز نفتی توافق نشود یا با وجود توافق، کشورها به آن پایبند نباشند که در‌این‌صورت مازاد عرضه‌ها از هر سو ادامه می‌یابد و با توجه به پتانسیل کشورهای عضو اوپک شاید تولید این سازمان نسبت به امروز تا یک ‌میلیون بشکه افزایش پیدا کند. کشورهای غیرعضو اوپک هم کم‌و‌بیش توانایی افزایش تولید دارند و تولید احتمالی ٢٣٠‌‌هزار‌بشکه‌ای قزاقستان هم به آن افزوده خواهد شد که در بهترین حالت به ادامه‌یافتن همان وضع دو، سه سال اخیر منجر خواهد شد؛ البته اگر تولید کاشاگان در سال‌های بعدی به ٧٠٠ ‌هزار، یک‌میلیون‌و ١٥٠ ‌هزار و یک‌‌میلیون‌و ٦٠٠‌ هزار بشکه برسد، وضع بدتر نیز خواهد شد و شاید نفت دوباره قیمت‌های ٣٠‌دلاری را ببیند. در ماجرای کاشاگان یک مسئله دیگر هم درخور‌توجه است.

از یک سو در ماه گذشته کازمونایگاز برای واگذاری بخشی از سهام میدان کاشاگان به ارزش یک ‌میلیارد دلار، قراردادی با شرکت سوئیسی-هلندی ویتول، بزرگ‌ترین معامله‌گر نفت جهان، امضا کرده و از سوی دیگر آن‌گونه که من شنیده‌ام، به‌تازگی این شرکت با ایران نیز مذاکراتی برای از‌سرگیری سوآپ نفتی از طریق خط لوله خزر داشته است؛ پس این احتمال وجود دارد که بخشی از نفت جدید قزاقستان از ایران سر در بیاورد. در پایان باید گفت در ماجرای تولید نفت جدید در میدان کاشاگان، فارغ از اینکه چه اثری بر درآمد نفتی کشورهای عضو اوپک داشته باشد، یک عبرت برای اوپکی‌ها، به‌ویژه‌ آنهایی که دست به اضافه تولید زدند، وجود دارد. در گذشته اوپک به مدت سه دهه مدیریت بازار نفت را در اختیار داشت و اجازه می‌داد نفت‌های جدید به واسطه افزایش تقاضای جدید در بازار جذب شوند و بقیه تقاضا را خود پوشش دهد؛ اما در سه سال اخیر این سازمان به طمع به‌دست‌آوردن سهم بیشتر از بازار، شیوه مدیریتی ٣٠‌ساله خود را کنار گذاشت و دست به اضافه عرضه زد؛ اما حالا می‌بینیم نه سهم بیشتری از بازار به دست آورده است و نه قیمت نفت به گونه‌ای است که به نفع اوپکی‌ها باشد؛ ضمن اینکه در مقابل اتفاقاتی مثل تولید نفت جدید هم خلع سلاح است. در این بازی به نظر من اوپک بازنده محض بود و نفت قزاقستان هم فقط یک پرده از این بازی است.

 

x